ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : یکپارچه سازی اعتماد و ارزشهای شخصی با مدل پذیرش فناوری(TAM) ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

Thong, Y. L., Yap, C. S., & Raman, K. S. (1996). Top management support, external expertise and information systems implementation in small businesses. Information Systems Research, 7(2), 248–۲۶۷.
Thorpe, R., Holt, R., Macpherson, A., & Pittaway, L. (2005). Using Knowledge within Small and Medium-sized Firms: A Systematic Review of the Evidence. International Journal of Management Reviews, 7 (4), 257–۲۸۱.
Tung, F. C., Chang, S. C., & Chou, C. M. (2008). An extension of trust and TAM model with IDT in the adoption of the electronic logistics information system in HIS in the medical industry. Int J Med Inform, 77 (5), 324-335.
UNCTAD. (2006). ICT Solvetions to Facilitate Trade at Border Crossings and in Ports. United Nations Conference Trade and Development, Expert Meeting on ICT Solutions to Facilitate Trade at Border Crossings and in Ports, Geneva, 16-18 October.
Van Bruggen, J., Rusman, E., Giesbers, B., & Koper, R. (2006). Content-based positioning in learning networks. In Kinshuk, R. Koper, P. Kommers, P. Kirschner, D. Sampson, & W. Didderen (Eds.), Proceedings of the Sixth IEEE International Conference on Advanced Learning Technologies (pp. 366-368). Kerkrade, the Netherlands: IEEE.
Venkatesh, V.; Davis, F. D. (2000). A theoretical extension of the technology acceptance model: Four longitudinal field studies", Management Science ۴۶ (۲): ۱۸۶–۲۰۴.
Wang, Y.S. (2008). Assessing e-commerce systems success: A respecification and validation of the DeLone and McLean model of IS success. Information Systems Journal, 18(5): 529–۵۵۷.
Zhang, A. (2003). Electronic Technology and Simplification of Customs Regulations and Procedures in Air Cargo Trade. Journal of Air Transportation, 7 (2), 87-102.
Zhou, T. (2011). An empirical examination of initial trust in mobile banking. Internet Research. Vol.21 Iss: 5 pp. 527 – ۵۴۰.
پیوست
بسمه تعالی
پاسخگوی گرامی ، سلامٌ علیکم
احتراما˝، پرسشنامه‌ای که پیش روی شماست در جهت انجام پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد مدیریت تحت عنوان «یکپارچه سازی اعتماد و ارزشهای شخصی با مدل پذیرش فناوری (TAM) در مراجعه کنندگان به گمرکات استان گیلان» می‌باشد. نظرات شما ما را در تدوین هر چه بهتر پایان نامه یاری خواهد رسانید. از آنجایی که اطلاعات این پرسشنامه‌ صرفا˝ در جهت اهداف علمی به کار گرفته خواهد شد نیازی به ذکر نام پاسخ دهنده نمی‌باشد و پژوهشگر خود را مکلَّف می‌داند که اطلاعات مندرج در پرسشنامه را محرمانه تلقی نموده و هیچگونه استفاده‌ی غیر علمی از آن به عمل نیاورد. ‌از اینکه حوصله به خرج داده و با دقت کامل به سئوالات جواب می‌دهید متشکرم و از خداوند منان توفیق روز افزون را برای شما آرزومندم .
پایان نامه - مقاله - پروژه
با تشکر
فرشاد هوسمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی
توجه : خواهشمند است جواب‌های مورد نظر را باعلامت ضربدر(×) مشخص فرمایید.
الف ) سئوالات عمومی :
۱- جنس: مرد زن
۲- گروه سنی: زیر ۳۰ سال ۳۰-۴۰ سال ۴۱-۵۰ سال ۵۰ سال به بالا
۳- تحصیلات : زیر دیپلم و دیپلم فوق دیپلم لیسانس فوق لیسانس و بالاتر
ب ) سوالات اختصاصی: لطفا نظر خود را در باره هر یک از موارد زیر با درج علامت ضربدر (×) در برابر گزینه مورد نظر مشخص فرمایید.

 

ردیف سوال گزینه
کاملا˝ موافقم موافقم تا حدودی مخالفم کاملا˝ مخالفم
۱ استفاده از خدمات الکترونیک برای من مفید بوده است.          
۲ استفاده از خدمات الکترونیک به من در تحقق هدفهای شغلی ام کمک کرده است.          
نظر دهید »
بررسی پایان نامه های انجام شده درباره بررسی و شناخت مهمترین ویژگی ها و مختصات سبکی ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-تشبیه زلف به بنفشه، سنت ادبی رایج بین شعرا می باشد ومعمولاً شاعران زلف یار را به بنفشه تشبیه می کنند. تشبیه تفضیل دارد زلف یار از بنفشه هم خوشبو تر است./
۳-آفتاب وچراغ تضاد دارد./یوسف نماد زیبایی در ادب فارسی است. تلمیح به داستان یوسف.« یوسف بسیار نیک چهره بود و به این دلیل او را به ماه تشبیه کرده اند ومی گویند که درخبر است که نصف تمام زیبایی به او داده شده بود ونصف دیگر به بقیّه مردم هنگامی که یوسف وزلیخا تنها بودند زلیخا خواست تا با یوسف درآمیزد لیکن یوسف کوشید تا از نزد او بگریزد ، زلیخا که در پی یوسف می دوید از پشت جامه ی وی را درید و چون مدعی بود که یوسف درپی او بوده است نه او در پی یوسف ، وجامه ی یوسف براثر ممانعت دریده شده است،قرار شد که نگاه کنند که آیا پیراهن یوسف از جلو دردیده شده است یا از عقب، چنان که در سوره ی یوسف آیه ی ۲۷ آمده است.با این که بی گناهی یوسف به اثبات رسید با وجود این عزیز مصر او را به زندان انداخت».(شمیسا ،۱۳۸۶ : ۳۵۷)/
۴-گریه ی تلخ، آرایه حسامیزی .«حس آمیزی بدین سان است که گوینده در بیان خود دو حس مختلف را با هم بیامیزد بدین سان که معنا یا صفت خاصی که مربوط به حسی خاص است به چیزی نسبت دهد که آن چیز در زبان عادی و معمول آن صفت را نمی پذیرد.»(صادقیان:۱۷۵)/ «ایاغ، کاسه و پیاله شرابخوری ،پیاله شراب خوری و با لفظ ریختن و کشیدن و زدن و بر لب نهادن و بر کف داشتن مستعمل است (آنندراج ). پیاله و کاسه ای که با آن شراب بخورند. دهخدا ذیل ایاغ)/
۵-پیرکنایه از مراد وراهنما.«این کلمه در ابیات عرفانی زیاد به کار رفته و معانی گونان از آن خواسته شده است:پیر دیر، پیر خاتقاه، پیر پیغمبران کنعان ،پیر میخانه ، پیر مغان، پیر سالخورده و پیر خرابات . پیر گاه به معنی مرشد و قطب است و گاه رند خراباتی است و گاه عقل را گویند .پیر مغان :رهبر کامل روحانی است.(سجّادی،۱۳۷۰ : ۲۱۶)/ بت استعاره مصرحه از زیبا روی/
۶-سر مجاز به علاقه حال ومحل به معنی فکر واندیشه ./تلمیح به داستان لیلی ومجنون،«لیلی بنت سعد از قبیله بنی عامر از کودکی معشوق قیس بن عامر یکی از افراد قبیله ی خود بود و پدر لیلی با عشق آنان مخالف بود از این رو به اصرار پدر همسر ابن السلام می شود، کار قیس به جنون می انجامد و از این رو به او مجنون می گویند؛ راه بیابان را در پیش گرفته و با حیوانات دمساز می شود و سرانجام در ناکامی می میرد. لیلی که همواره به مجنون وفادار مانده و هیچ گاه تسلیم شوهر نشده است سرانجام در اندوه عشق مجنون در می گذرد. (شمیسا،۱۳۸۶ :ص۵۷۳)/
۷- باز وصل،تشبیه بلیغ اضافی/ صید باز وشکار تناسب دارد/
غزل ۳۰۸

 

ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
از زخم تیر تست مرا استخوان سفید
شیرین حکایتی است که هر چند کوهکن
هر چند پا برهنه روم در رکاب تو
در سجده ام تواضع و مستی بهانه ایست
سیرم زخلد و گندم آدم فریب او
اهلی مسیح اگر به فلک رفت و گو برو
  خوشتر ز صورت تو درین کار خانه نیست
ما کشته تو ایم و از این به نشانه نیست
جان می کند حکایت او جز فسانه نیست
هیچم نوازشی بسر تازیانه نیست
زین بهترم به سجده ساقی بهانه نیست
مرغ دل مرا هوس آب و دانه نیست
مارا هوای رفتن از این آستانه نیست

وزن:مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن / بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
موضوع کلی: غزل عاشقانه عارفانه است واستغنا وبی نیازی عاشق می رساند .
غزل مردّف با ردیف فعلی.
۱-لعبت: صورت فارسی لعبه عربی .بازی تمثال ، پیکرکنایه از معشوق (دهخدا ،ذیل لعبه)/ کارخانه ،کنایه از دنیا/
۲-استخوان سفید کردن کنایه از رنج بردن/
۳-شیرین حکایت،حکایت شیرین، ترکیب وصفی مقلوب، آرایه حسامیزی دارد./بیت تلمیح دارد به داستان شیرین وفرهاد.« شیرین شاهزاده ی ارمنی و برادرزاده ی مهین بانو ملکه ی ارمنستان بود، شیرین با آن که علاقه ی مفرطی به خسرو داشت در مقابل هوس خسرو مقاوت می کرد تا آن که خسرو مجبور به ازدواج با او گردید. داستان خسرو و شیرین از داستان های اواخر عهد ساسانی است. و خسرو در عشق شیرین رقیبی به نام فرهاد داشت، اما عاقبت او را از سر راه خود برداشت و فرهاد از قهرمانان معروف داستان خسرو و شیرین است. او سخت فریفته و عاشق شیرین بود اما به آرزوی خود نرسید. (شمیسا ،۱۳۸۶ :۲۷۶)/پابرهنه کنایه از بدبخت وبیچاره/ در رکاب کسی بودن، کنایه از همراهی کردن با کسی/
۴-در سجده بودن، کنایه از نهایت تواضع وافتادکی./ بیت تواضع عاشق را می رساند./
۵-مرغ وآب ودانه وگندم تناسب./ تلمیح به داستان آدم.« آدم نخستین انسان ونخستین پدر ونخستین پیامبر است و بعد از او فزندانش شیث،نوش ، وقینان…..پیامبر شدند.بسیاری از آغاز ها به آدم منسوب است .از جمله او اوّلین کسی است که شعر گفت ( مرثیه در مرگ هابیل) خداوند آدم را از گل آفرید وبرطبق روایات اسلامی پس از آن که قالب آدمی از گل سرشته شد خداوند آن را بر زمین وبر سر راه فرشتگان قرار داد از این رو فرشتگان چهل سال بر آن قالب خاکی بی جان می گذشتند.وخداوند در گل آدم روح دمیدووقتی به کالبد آدمی روح دمیده شد عطسه ای کرد وزنده شد. وخداوند آدم را به صورت خودش خلق فرمود.وخداوند آدم را در بهشت جای داد وحوا را از پهلوی چپ او پدید آورد.هنگامی که خداوند آدم را آفرید به ملایکه دستور داد تا بر او سجده کنند پس فرشتگان بر آدم سجده کردند مگر ابلیس.وابلیس به سبب این نافرمانی مطرود شد وکینه ی آدم را در دل گرفت از این روی به یاری ماری به بهشت راه یافت وآدم وحوا را بفریفت تا گندم یعنی میوه ی ممنوعه را که خداوند آدم وحوا را از خوردن آن بر حذر داشته بود بخوردند.
آدم وحوا بعد از خوردن میوه ی ممنوعه معرفت پیدا کردند وبه عریانی خود پی بردند واز این روبا برگ درخت انجیر ستر عورت کردند .»(شمیسا،۱۳۶۸: ۷۵)
۶-آستانه، درگاه ، در ورودی/تلمیح به آیه:
«وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا »(نسا/۱۵۸-۱۵۷)
ونیزبدان سبب که گفتند :ما مسیح پسر مریم پیامبر خدا را کشتیم و،حال آنکه آنان مسیح را نکشتند و بردار نکردند بلکه امر برایشان مشتبه شد هر آینه آنان که در باره او اختلاف می کردند خود در تردید بودندوبه آن یقین نداشتند تنها پیرو گمان خود بودند وعیسی را به یقین نکشته بودند بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد ، که خدا پیروزمند و حکیم است.
پایان نامه - مقاله
«عیسی(ع) با حواریان درخانه ای بود که یهود ای اسخریو طی با جمعی از یهود وارد شدند یهودای اسخریوطی از یاران عیسی بود ، به نشانه وعلامتی که با یهود داشته بود عیسی را بوسید.یهودیان عیسی را گرفتند وبه حکم کاهنان ردایی سرخ در او پوشیدند وتاجی از خار بر سرش نهادند وسپس به دارش آویختند او پس از دفن زنده شد وخویش را به حواریان نمود ومطابق روایان اسلامی،شبه عیسی بر شمعون افتاد واو را به جای عیسی به دارآویختند وخدا عیسی را به آسمان برد»(شمیسا،۱۳۶۸: ۴۷۶)/
غزل ۳۰۹

در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است
مشکل که از رخ تو کسی را گل مراد
بس نیست داغ های توام بر جگر که باز
ظلم است چشم مردم بی درد بر گلی
هر گه صبوح کرده به گلشن گذشته ای
نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی مشکلات اجرائی پروژه های مقاومسازی ساختمانهای آموزشی وارائه راهکار- ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

گاهی انتخاب روش مقاوم سازی تحت تاثیر حفظ زیبای سازه قرار می گیرد . در بعضی ساختمانها ،نماها ،ورودی هاو پنجره های وجود دارد که ممکن است نظر معماری با اهمیت بوده ، و حفظ آنها ضروری باشد. نور طبیعی ساختمان به علت پر کردن بازشوها ،پنجره ها یا نورگیر سقف ها یا نصب مهاربندی در محل باز شوها کاهش می یابد ،ممکن است از نظر معماری و ساکنین ساختمان قابل قبول نباشد، بنابراین حفظ خصوصیات معماری ساختمان طرح و محل سیستم مهار بندی جدید را تحمیل می کند . در بسیاری از موارد نمی توان به همه این ملاحضات توجه کرد .با این حال با مشخص شدن هزینه های اضافی که باید برای حفظ خصوصیات معماری پرداخت شود . کارفرما می تواند تصمیم درستی در این زمینه اتخاذ کند.
پایان نامه - مقاله - پروژه

لرزه خیزی منطقه:

آیین نامه طرح ساختمان در برابر زلزله ویرایش سوم(استاندارد ۲۸۰۰ ) ایران را از نظر زلزله خیزی به چهار منطقه تقسیم کرده است ،که دارای خطر نسبی خیلی زیاد ،زیاد،متوسط و کم می باشد.مقاوم سازی لرزه ای برای ساختمانهای قدیمی که قبل از پیدایش آیین نامه لرزه ای ساخته شده اند یا در شرایطی ساخته شده اند که آیین نامه الزامات خود را تغییر داده ،ضروری است (به عنوان نمونه آیین نامه ۲۸۰۰ ویرایش سوم نسبت به ویرایش دوم برای برخی ساختمانها نیروهای لرزه ای بیشتری در نظر گرفته است).
با این حال ،چون این ساختمانها در طی زمان در برابر بارهای باد و زلزله ایستا بوده اند ، باید اطمینان داشت که تا حدی ،ظرفیت ذاتی برای مقابله با نیروهای لرزه ای را دارند.مشخص است که سازه های واقع شده در پهنه خطر نسبی کم زلزله ، نسبت به سازه های واقع در پهنه خطر نسبی زیاد ،با احتمال کمتری نیاز به مقاوم سازی دارند و روش های مقاوم سازی لرزه ای برای ساختمان های موجود که در ناحیه خطر نسبی کم قرار دارند ،برای نواحی با خطر نسبی زیاد مناسب نمی باشد[۷].
تعریف بهسازی ونوسازی
بهسازی[۱] در لغت به مفهوم بهتر کردن،اصلاح یا بهبود بخشیدن به وضعیت یا شرایط است. در صنعت ساختمان ، بهسازی بر حسب تعریف، ایجاد قابلیت انجام وظیفه یا وظایفی در ساختمان، سازه یا اجزا[۲] و عناصر[۳] آن است که در وضع موجود قادر به انجام تمام و کمال آن وظیفه یا وظایف نیستند.ناتوانایی ساختمان برای انجام وظیفه ، که در این تعریف مورد اشاره قرار گرفته ممکن است ناشی از نارسایی طرح ، نامناسب بودن اجرا بهره برداری بی ضابطه یا فروپایگی ساختمان، سازه ساختمان یا اجزا و عناصر آن در اثر تغییر در ضوابط آیین نامه های ناشی از توسعه، مانند اطلاعات مهندسی ، از دست رفتن مشخصه های مصالح و تجهیزات به دلایل مختلف از جمله اثر فرساینده گذشت زمان ، سانحه، حادثه یا عوامل دیگر، یا حاصل تغییر و تحول درشرایط زیست و کار سنگین تر شدن وظایف مورد انتظار ساختمان باشد .اگر هدف از بهسازی، جبران فروپایگی و برگرداندن ساختمان، سازه یا اجزا و عناصر آن به وضع اولیه ، باشد به آن اعاده وضع گفته میشود.
اگر بهسازی به منظور پاسخگویی به تغییر و تحول شرایط بهره برداری و سنگین تر شدن وظایف مورد انتظار ساختمان یا تغییر در ضوابط آیین نامه ها باشد، اعم از اینکه در سازه ساختمان یا در اجزاء و عناصر آن فروپایگی به وجود آمده باشد یا خیر، ارتقا وضع نام دارد. بهسازی ،طیفی گسترده ازخدمات مهندسی است و فعالیت هایی را در برمیگیرد که ممکن است به منظورهای مختلف فنی، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی، زیباشناسی و حتی سیاسی اجراشوند.
بطور کلی ، بهسازی صرف نظر از گستردگی آن مستلزم دخالت در وضع موجود ساختمان است همانطور که بهسازی طیفی گسترده را شامل میشود، حددخالت در وضع موجود ساختمان، اجزا و عناصر آن نیز طیف گسترده از بسیار کم تا بسیار زیاد را پوشش میدهد که از ترمیم آغاز میشود و پس ازعبور ازتعمیر ، تقویت، بازپیرایی ، نوکاری تغییر سازگاری ، تغییر اساسی و تغییر نوع بهره برداری، به گردشکاری و بازسازی می رسد. اگر هیچ یک ازاین راه حلها نتیجه بخش نباشد، درصورت عدم مزاحمت ، ساختمان به صورت متروکه رها میشود و یا تخریب شده و به جای آن بنایی با مشخصه های مورد هدف احداث میشود که به این کار، نوسازی میگویند. [۸]

بهسازی لرزه ای

از دیدگاه علمی منظور از اصطلاح مقاوم سازی[۴] بهبود عملکرد اجزاء سازه (ساختمان ) در برابر نیروی زلزله است. به همین دلیل بهسازی لرزه ای اصطلاح رایجی است که در صنعت ساختمان به مفهوم احیاء و یا افزودن قابلیت بهره برداری ساختمان و افزایش طول عمر مفید آن می باشد. به عبارت دقیق تر بهسازی لرزه ای به مجموعه تمهیدات و عملیاتی گفته می شود که قابلیت وظیفه یا وظایفی را در ساختمان ایجاد نماید که سازه در وضع موجود قادر به انجام تمام و کمال آنها نیست. در عملیات میدانی بررسی های صورت گرفته بر روی ساختمان ها آموزشی مشخص گردید به غیر از مدارس ارزشمند ماندگار تاریخی همچون ایرانشهر, البرز و…. ساختمانهای آموزشی دیگری نیز قبل وبعد از تدوین آیین نامه های زلزله احداث گردیده که حداقل معیارهای مهندسی درآنهارعایت شده و تخریب و بازسازی مجدد آنها به صرفه و صلاح دولت نبوده و احداث مجدد آنها مشمول زمان خواهد شد.
این مدارس که در دهه شصت و هفتاد براساس ضوابط مهندسی و معیارهای وقت و آیین نامه های داخلی سازمان نوسازی مدارس کشور ساخته شده اند به عنوان ساختمانهای قابل قبول ولی نیازمند مقاوم سازی معرفی می گردند. بدیهی است تخریب و احداث بنای مجدد این فضاهای آموزشی علاوه بر صرف هزینه و زمان بسیار زیاد ؛ باعث مشکلاتی از جمله امکان جابجایی دانش آموزان و عدم رضایت اولیا خواهد شد. در مجموع می توان با روش های ذیل با صرف کمترین هزینه و در زمان فراغت مدارس ساختمانها را مورد مطالعه قرار داده و با اجرای مفاد دستورالعمل بهسازی با در نظر گرفتن وضع موجود، ساختمان را مقاوم نموده و اصطلاحاً برروی آن بهسازی لرزه ای صورت گیرد.
قابل ذکر است منظور از بهسازی لرزه ای؛ مقاوم سازی ساختمان های مدارس موجود در برابر بار جانبی ناشی از زلزله می باشد که طبق نشریه ۳۶۰ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و با رعایت ضوابط آیین نامه زلزله ایران استاندارد ۸۴-۲۸۰۰ صورت می گیرد بعبارتی انتظار می رود مدارس بعد از بهسازی لرزه ای چنانچه در معرض زلزله ای که احتمال وقوع آن در ۵۰ سال آینده ۱۰% می باشد قرار گیرند؛ بمیزانی مورد خسارت واقع گردند که خسارت جانی در بر نداشته باشند.[۱]
مراحل مختلف بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود. [۹]
۱- بررسی ویژگیهای ساختمان
ویژگیهای ساختمان شامل مشخصات اجزای سازه ای و غیرسازهای آن، میزان خطـر زلزلـه در محـل اولیـه ی ارزیابی مقاومت لرزه ای، تاریخچه بهره برداری گذشته و آینده ساختمان، ملاحظات خاص اقتصادی، اجتماعی و مقررات و قـوانین حاکم، قبل از اقدام به هرگونه بهسازی باید توسط طراح با هماهنگی کارفرما مورد بررسی قرار گیرد.
۲- انتخاب هدف بهسازی
هدف بهسازی باید توسط طراح و با تصویب کارفرما انتخاب شود.
۳- جمع آوری اطلاعات وضعیت موجود ساختمان
اطلاعات موجود و در دسترس از ساختمان شامل نقشه های چون ساخت و سایر مدارک فنی بایـد بـرای بهـره گیـری در مراحـل بعدی، جمع آوری و دسته بندی شود
۴-نیاز یا عدم نیاز به بهسازی
ساختمانهایی که با توجه به درجه اهمیت آنها براساس آخرین ویرایش استاندارد ۲۸۰۰ ایران طراحـی لـرزه ای و اجـرا شـده باشند، نیازی به ارزیابی و بهسازی لرزهای براساس دستورالعمل ۳۶۰برنامه بودجه ندارند مگر آنکه درجـه اهمیـت فعلـی آنهـا بـیش از میـزان مفروض در طراحی اولیه آن ها بوده و یا سطح خطر مدنظر با سطح خطر موجود در طراحی اولیه با اسـتاندارد ۲۸۰۰ ایـران متفـاوت باشد. ساختمانهایی که برطبق شرایط فوق قرار است مشمول دستور العمل۳۶۰برنامه بودجه نباشند باید دارای کلیـه اطلاعـات سـاختمانی لازم (اعم از دفترچه محاسبات، نقشه های اجرایی و …) باشند .
۵- ارائه طرح بهسازی و ارزیابی آن
طـرح پـیشبینـی شـده بـرای بهسازی باید با تحلیل مدل بهسازی شده سازه مورد ارزیابی قـرار گیـرد. چنانچـه هـدف بهسـازی تـامین نشـده باشـد، بایـد روش انتخاب شده مورد بازنگری قرارگیرد. در صورت تامین هدف بهسازی، مدارک فنی لازم ازجمله نقشه ها و دستورالعملهای اجرایی تهیه شوند.
مراحل انجام بهسازی لرزه ای[۵] یک ساختمان شامل مطالعات بهسازی واجرای طرح بهسازی لرزه ای می باشد.:

مطالعات بهسازی لرزه ای

مطالعات بهسازی در دو مرحله ” ارزیابی آسیب پذیری” و ” تهیه طرح بهسازی” صورت گرفته که مختصر به شرح آن می پردازد:

ارزیابی آسیب پذیری

ارزیابی آسیب پذیری شامل دومرحله ارزیابی کیفی وکمی می باشد.
-ارزیابی کیفی
جمع آوری اطلاعات اولیه مربوط به وضعیت موجود ساختمان مانند تهیه نقشه ها، وضعیت خاک؛ پی؛ زلزله خیزی منطقه؛ و جزییات سازه می باشد که اصطلاحا” به آن ارزیابی کیفی گفته می شود.سرفصلهای ارزیابی کیفی شامل موارد زیر می باشد: [۱۰]
-گردآوری اطلاعات اولیه
-ارزیابی اولیه وضعیت موجود ساختمان
-بررسی مقررات قوانین حاکم وملاحظات اجرایی
-ملاحظات اقتصادی واجتماعی
-تعیین اهمیت ساختمان با شاخص های معین
-ارزیابی اولیه وضعیت لرزه ای وپیشنهاد اولیه هدف بهسازی
-ارائه لیست مقدماتی برای انجام عملیات سونداژ وآزمایشهای مورد نیاز
-انجام آزمایشهای خدمات جنبی
مطالعات خدمات جنبی پس از اتمام و ارائه ی گزارشارزیابی کیفی آسیب پذیری لرزه ای، انجام میگیرد و هدف از انجام این مطالعات نیز به دست آوردن و یا تکمیل و تدقیق کلیه اطلاعاتی است که در ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای سازه، مورد نیاز است. [۱۱]
لیست خدمات جنبی در حالت کلی شامل موارد زیر است:
- تهیه ی نقشه های معماری و سازه ای وضع موجود
- سونداژ و تخریب
- شناسایی
- برآورد خطر زلزله در صورت نیاز
-آماده سازی
- آزمایش های مقاومت مصالح
- آزمایش های خاک
- ترمیم
-ارزیابی کمی

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی تاثیر سازمان شانگهای بر بازدارندگی از یکجانبه ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هم ناتو و هم سازمان امنیت و همکاری اروپا به عنوان بخشی از استراتژی غرب،جایگاه خاصی در این استراتژی به خود اختصاص میدهند.در واقع با توجه به تعریف جدیدی که از مفهوم امنیت در اروپا میشود،این معنا هم به لحاظ جغرافیایی،امنیت اروپا نه تنها شامل کشورهای اروپای غربی و شرقی،بلکه شامل کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نیز میشود.در چنین فضایی مفهوم امنیت نیز در ابعاد جدیدی مطرح میشود.و نه تنها امنیت را باید از دید نظامی بلکه از دید اقتصادی،اجتماعی،محیط زیست و مسائل مربوط به توسعه هم در نظر میگیرند.با توجه به چنین برداشتی از مفهوم امنیت و تعریف وسیع از عوامل تهدید امنیت،غرب در چارچوب یک استراتژی وسیع و همه جانبه و با توجه به ابزارهای مختلف و متنوع در تمامی اروپا تا مرزهای چین در شرق و مرز ایران عمل میکند.و فعالیتهایی که دو سازمان ناتو و سازمان امنیت و همکاری اروپا در آسیای مرکزی و قفقاز دارند،بخشی از اقداماتی است که غرب در استراتژی کلی خود انجام میدهد.
برداشت استراتژیک ۱۹۹۹ ناتو که عملیات خارج از محدوده ناتو را تجویز کرد و بمباران صربستان و کوزوو در بهار همان سال روسیه را شدیدا دلسرد کرد.این فریند شش ماه بعد با انتقاد غرب از تهاجم نظامی روسیه به چچن به اوج رسید.از سال ۱۹۹۱ ناتو همکاری و مشارکت با روسیه را اغاز کرده است.این همکاری در سال ۱۹۹۴ با پیوستن روسیه به برنامه مشارکت برای صلح گسترش یافت.روسیه در اجرای صلح در بوسنی به همکاری با ناتو پرداخت.و این اولین همکاری در یک عملیات نظامی بین المللی محسوب میشد.در سال ۱۹۹۷ دو طرف با امضای موافقت نامه ایجاد روابط دوجانبه همکاری امنیتی ناتو و روسیه این همکاری را نهادینه کردند.بدین ترتیب روسیه در سال ۱۹۹۷ طبق موافقت نامه(سند بنیادین پاریس) بعنوان بیست و یکمین شریک ناتو وارد طرح مشارکت برای صلح گردید.اما این همکاری به دلیل اغاز حملات ناتو به کوزوو چندان دوام نیاورد و مسکو عملکرد ناتو در بالکان را به دلیل بی توجهی به جهت گیری های روسیه و عدم مشورت با سران کرملین بشدت محکوم و سرانجام در سال ۱۹۹۹ روابط خود را با این سازمان قطع کرد.اما در دوره بعد با ورود پوتین به کاخ کرملین روابط روسیه با ناتو دوباره از سر گرفته شد.البته پوتین نگاه خوشبینانه ای نسبت به ناتو نداشت.و روابط با ناتو را در جهت پیشبرد اهداف ملی روسیه براورد میکرد.(وحیدی،۱۳۸۷: ۶۱)
پایان نامه - مقاله
در دکترین نظامی که در ۲۱ اوریل سال ۲۰۰۰ به امضای پوتین رسید،گسترش بلوک های نظامی و پیمانها به ضرر امنیت ملی روسیه،تقویت نیروهای نظامی ای که موازنه قوا در جوار مرزهای روسیه را برهم میزنند،ایجاد و تجهیز واماده سازی دسته ها و گروه های نظامی در قلمرو دولنهای دیگر برای استقرار در خاک روسیه یا هم پیمانانش و استقرار نیروهای بیگانه برخلاف قوانین سازمان ملل متحد در مجاورت مرزهای روسیه و هم پیمانان ان،بعنوان تهدیدات نظامی علیه روسیه تعیین شده اند.این نخستین باری است که پس از فروپاشی شوروی کشورهای غربی و ناتو بعنوان تهدید امنیت ملی روسیه قلمداد میشوند.مواردی چون مداخله خارجی،نادیده گرفتن نقش روسیه در مسائل بین المللی،تضعیف موقعیت سازمان ملل متحد و سازمان امنیت و همکاری اروپا از دیگر تهدیدات هستند.در این دکترین تاکید شده است که روسیه برای تضمین امنیت ملی خود طبق اصول مقرر از نیروهای نظامی استفاده خواهد کرد؛در صورتی که ابزارهای دیگر ناکارآمد باشندیا بنظر برسد که کارایی لازم را ندارند،روسیه از همه نیروها و تجهیزات اعم از هسته ای و غیر ان استفاده خواهد کرد.
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، روسیه تلاش کرد تا نیروهای نظامی سابق مستقر در پایگاه‌های مختلف در این جمهوری‌ها را تحت عنوان نیروهای نظامی مشترک در چارچوب توافق CIS حفظ نماید. روسیه هدف از استقرار این نیروها را برقراری صلح و امنیت در منطقه و حفاظت از مرزهای مشترک تعریف نمود. این کشور برای تأمین منافع امنیتی خود در سال ۱۹۹۲ در تاشکند با شرکت کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، روسیه سفید، ازبکستان، تاجیکستان و ارمنستان پیمان امنیت دسته جمعی را منعقد کرد و تلاش نمود بقیه کشورها را برای امضای موافقتنامه تشکیل نیروهای حافظ صلح متقاعد نماید و نیز مسئولیت عمده استقرار صلح را در مناطق بحرانی بر عهده گرفت.
وجود این نیروها و حفظ پایگاه‌های نظامی این کشور در خاک دولت‌های آسیای مرکزی و قفقاز، نقش مهمی در تداوم نفوذ کرملین و تأمین منافع ان دارد. روسیه با بهره گرفتن از قدرت برتر نظامی و عوامل امنیتی خود، برخی از دولت‌های منطقه را که تمایل به لحاظ کردن منافع این کشور را در سیاست‌های خود ندارند، به طور مستقیم و غیرمستقیم و با بهره‌گیری از روش‌های مختلف مجبور به تغییر سیاست نموده است .اساساً مسکو تلاش دارد تا با ایجاد نگرانی در کشورهای منطقه در خصوص نفوذپذیری مرزهای این جمهوری‌ها در برابر حملات تروریستی و قاچاق مواد مخدر و القای لزوم فراهم نمودن ترتیبات امنیتی و امضای موافقتنامه همکاری مرزی، فعالیت‌های مرزبانی خود را تا قلمرو شوروی سابق گسترش دهد و تهدیدات نسبت به خاک خود را خنثی نماید. این کشور تاکنون به طور دوجانبه با جمهوری‌های ارمنستان، گرجستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان موافقتنامه مرزی امضا کرده است و تلاش دارد تا دیگر جمهوری‌ها را نیز نسبت به انجام این امر متقاعد نماید.(بالسینی،۱۳۸۴: ۲۱)
اهداف نظامی – امنیتی روسیه در منطقه شامل جلوگیری از نفوذ غرب به ویژه گسترش ناتو به شرق و کنترل مشترک مرزها و فضای هوایی این کشورها است. همچنین روسیه نیروهای واکنش سریع مشترک را برای مبارزه با‎تروریسم ایجاد کرده است و پایگاه‎هایی در قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ارمنستان نیز در این راستا در اختیار دارد. یکی از اهداف اولیه تشکیل سازمان همکاری شانگهای، همکاری‌های امنیتی از قبیل مبارزه با تروریسم،  قاچاق و ایمن‌سازی مرزها عنوان شده است. از سوی دیگر، روسیه تا به حال از نیروهای جدایی طلب از قبیل‎ترنس دنیستر، ابخازیا، اوستیای شمالی و قره باغ برای اهداف امنیتی خود به نوعی حمایت کرده است. هدف این حمایت‎ها ریشه در خواست روسیه برای حضور نظامی و تسلط در این منطقه دارد. متقابلاً روسیه نسبت به هر گونه تلاش جهت حمایت و تقویت نظامی چچن، دیگر گروه‎های قفقاز شمالی، تاتار، اویغور یا ملی گرایی یاکوت در قلمرو روسیه، حساسیت شدیدی دارد.
۴- ملاحظات اقتصادی:
مسکو بر این اعتقاد است که جمهوریهای خارج نزدیک سهم زیادی در اقتصاد این کشور ایفا میکنند.برای نمونه ۵۶٪از واردات قزاقستان،۵۸٪ از واردات ازبکستان،۴۸٪ از واردات ترکمنستان و تاجیکستان و ۵۱٪ از واردت جمهوری قرقیزستان از روسیه است.در مقابل ۵۳٪ از صادرات قزاقستان،۶۱٪از صادرات ازبکستان،۳۹٪از صادرات قرقیزستان،۵۴٪از صادرات ترکمنستان،۵۳٪از صادرات تاجیکستانبه روسیه اختصاص دارد.همچنین سهم روسیه از صادرات ارمنستان۷۸٪ و واردات ان کشور۴۶٪ بوده است.بعلاوه روسیه بیش از۸۰٪ از سنگ های معدنی۹۸٪ از کروم و۸۵٪ از تنگستن مورد نیاز خود را از قزاقستان وارد میکند.نمونه های یاد شده حاکی از این است که اقتصاد روسیه و جمهوریهای منطقه جزئی از یک مجموعه صنعتی،کشاورزی و مواد اولیه یک دولت واحد بوده است.بنابراین ارتباط عمیقی میان بخشها و موسسه های اقتصادی کشور روسیه و جمهوریهای پیرامونی وجود داشته است.(شفیعی،۱۳۸۹: ۴۴)
در طرف مقابل دو محور و هدف «گسترش و توسعه نظامی ـ امنیتی»و «تشدید حضور اقتصادی» غرب در منطقه به شکل تامل انگیزی به موازات و همگام با یکدیگر دنبال میشوند.کمک ناتو به گرجستان و برخی دیگر از گشورهای منطقه در تشکیل گردانهای حافظ امنیت خطوط لوله نفت و یا تشویق این کشور به کنترل مرزهای ساحلی خود،که یکی از مهمترین گذرگاه های نقل و انتقال کالاها و منابع از آسیای مرکزی به اروپا و بالعکس است از شواهد این مدعا است.بهای انرژی و مواد اولیه برای اعضای جامعه کشورهای مستقل المنافع و نیز در میان خود انها تا مدتها پس از فروپاشی از دیگر نقاط جهان و از بهای جهانی انها پایین تر بود.وزارت اقتصاد روسیه مدعی شده در سال ۱۹۹۲ هزینه متوسط کالاهایی که به قزاقستان صادر کرده ۶۰ تا ۷۰ در صدقیمتهای جهانی بوده است.ولی صادرات قزاقستان به روسیه ۳۰ تا ۴۰ درصد بازارهانی بوده است.ولادیمیر ماشیتس دبیر کل همکاریهای اقتصادی با اع۸ضای جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع اعلام کرد که روسیه دو تریلیون روبل یعنی ۱۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را سوبسید داده است.این امر مبین تبدیل شدن این مساله اقتصادی به یک موضوع سیاسی است.
روسیه با وجود بهره مندی از منابع غنی،در زمینه بسیاری از مواد خام راهبردی با کمبود روبروست.وبسیاری از انها بویژه کروم،منگنز،تیتانیوم،نیکل،اورانیوم،سنگ اهن و جیوه را از آسیای مرکزی وارد میکند.امروزه شرایط سرزمینی روسیه ایجاب میکند تا از منابع انرژی آسیای مرکزی بطور عمده ازبکستان و قزاقستان برای استفاده از مناطق مجاور انها در فدراسیون روسیه بویژه در اورال جنوبی،التیک و سیبری جنوبی استفاده کند.و نیز وابستگی صنایع نساجی روسیه به پنبه آسیای مرکزی بسیار زیاد است و نود درصد از حجم واردات پنبه روسیه را تشکیل میدهد.بدین گونه اهمیت جمهوریهای خارج نزدیک از دیدگاه ورآسیایی ها،علتی اقتصادی نیز دارد.وبر همین مبنا اوراسیایی ها با حضور اعضای ناتو در این منطقه بشدت مخالفت میکنند.وجود مناطقی سرشار از منابع نفتی و معدنی و نیز مسیر ترانزیتی،روسیه را بر ان داشته تا با گسترش ناتو به سوی شرق مخالفت کند.
روسیه سعی میکند که نقش خود را بعنوان پلی متصل به اروپا و آسیا حفظ کند.به اعتقاد غربی ها سرزمین های فدراسیون روسیه نباید درگیر برقراری ارتباط با این جمهوریها باشد.اما انها هنگام کمک رسانی جمهوریهای قفقاز و آسیای مرکزی که درگیر جنگهای محلی بودند،به این حقیقت پی بردند که بدون استفاده از شبکه حمل و نقل روسیه که چندان قابل اعتماد نبود،این کمک امکان پذیر نیست.در بین هشت کشوری که در سال ۱۹۹۱ به استقلال دست یافتند،تنها گرجستان است که به دریا ان هم به شکل باواسطه دسترسی دارد.در حالی که هفت کشور محصور در خشکی بدون کمک و نظارت روسیه بسختی خواهند توانست ژئوپلیتیک خود را کاملا باز نگه دارند.از این رو ژئواستراتژی روسیه با همه پیچیدگی ها و محدودیت هایش وابستگی این جمهوریها را به سرزمین اصلی روسیه غیر قابل انکار میکند.
تلاش روسیه برای تدوین هرچه سریعتر نظام حقوقی و مطرح کردن خود به عنوان طراح پیش نویس نظام حقوقی،از منافع ملی و ژئوپلیتیکی این کشور ناشی میشود.چرا که دولت مردان کرملین به این نتیجه رسیده اند که هر گونه تاخیر در تعیین رژیم حقوقی،زمینه نفوذ وحضور بیشتر غرب را که در حال سرمایه گذاری در منطقه است،فراهم میسازد.عنصر نظامی در سیاست خارجی روسیه در دریای خزر از اهمیت خاصی برخوردار است که تنها از اخرین سالهای دهه نود یعنی در دوران تصدی پوتین اشکارا مشاهدهشد.این واقعیت پذیرفته شده که خطرهای اصلی امنیت ملی روسیه از جنوب ایجاد میشوند.وبرای مقابله با انها باید حضور نظامی قوی و عملیاتی را در مسیر جنوب حفظ کرد.در این رابطه برگزاری مانور نظامی بزرگ دریایی در ۲۰۰۲ در دریای خزر قابل اشاره است.که بعد از نشست سران کشورهای ساحلی دریای خزر در ترکمنستان در اوریل ۲۰۰۲ که در جهت تعیین رژیم حقوقی دریای خزر برگزار شده بود روی داد.طراح اصلی این رزمایش پوتین بود.روسیه سابقه انجام چنین رزمایشهایی را برای قدرتنمایی و تحقق خواسته های خود دارد.بر اساس مصوبه جلسه شوری امنیت ملی روسیه موضوع خزر بعنوان یکی از دو موضوع مطرح اولویتهای سیاست خارجی روسیه است.و نیز روسیه نگران تضعیف موقعیت خود در حوزه های پیرامونی خود میباشد.این رزمایش نشانه مخالفت روسیه از حضور نظامی آمریکا در خزر است.(واعظی،۱۳۸۹: ۷۶)
از سوی دیگر اشکار بود که برای نابودی چند تروریست،اجرای عملیات گسترده نظامی ضرورت نداشت.مانورهای سازماندهی شده با هدف عمده مبارزه با تروریسم در واقع نشانگر نگرانی های دیگر روسیه بود.نکته قابل توجه دیگر این است که همزمان با استخراج نفت روسیه،نفود سیاسی شرکتهای نفتی نیز بیشتر میشود.روسیه علاوه بر قدرت نمایی نظامی تلاش نموده از طریق مذاکرات و انعقاد قراردادهایی با کشورهای ساحلی به نوعی از منافع اقتصادی ویژه بهره مند گردد.برای نمونه در تاریخ ۱۹ سپتمبر ۲۰۰۲ بین روسیه و ترکمنستان توافقنامه همکاری دراز مدت در زمینه همکاری گاز امضا شد که در سال ۱۰ میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان به روسیه از سال ۲۰۰۵ را شامل شد.و از سال ۲۰۰۸ این رقم به دو برابر افزایش یافت.رئیس جمهور ترکمنستان،نیاز اف هنگام امضای قراردد ترکمنی ـ روسیه اعلام کرد که عشق اباد در مساله دریای خزر اماده هر گونه مصالحه و همکاری با روسیه است.در این راستا توافقهایی پیرامون نفت در تاریخ ۲۰۰۰ جهت ایجاد کنسرسیوم روسی ـ ترکمنی«زاریت» به عمل آمد باید به بهره برداری معادن نفت در قسمتهای ترکمنی دریای خزر بپردازد.تداوم نفوذ روسیه در حوزه خزر ارتباط مستقیمی با سرنوشت ان دارد.طبق تحلیل اکثر صاحب ظران کنترل منابع انرژی و خطوط ونتقال ان میتواند نماد عینی اعاده قدرت گذشته مسکو در سطح جهان باشدزیرا در این صورت قادر خواهد بود ضمن کنترل قسمت عمده بازار جهانی نفت و گاز کشورهای مصرف کننده نفت و گاز را که اغلب کشورهای غربی هستند برای دریافت کمک های بیشتر اقتصادی تحت فشار قرار دهد.و نیز خواهد توانست جمهوری های ساحلی دریای خزر را بیشتر به خود وابسته سازد.روسیه میکوشد ضمن کنترل مسیرهای انتقال انرژی و روند انتقال جریان سرمایه از طرف غرب به حوزه خزر در منافع اقتصادی حاصل از ان نیز شریک شود.تا از این طریق بتواند مشکلات اقتصادی خود را که یکی از دلایل عمده افول ان در صحنه قدرت جهانی بوده حل کند.سهیم شدن کمپانی روسی در پروژه های نفتی و ترانزیت نفت منطقه از خاک این کشور سود اقتصادی هنگفتی را نصیب مسکو خواهد کرد.(ایمانی،۱۳۸۹: ۷۸)
آسیای مرکزی و قفقاز منبع کارگر ارزان قیمت هم برای بخش خصوصی و هم برای بخش دولتی در روسیه است. با توجه به گرایش‌های فعلی جمعیت شناختی در روسیه، در ده سال گذشته مسکو درک کرده که ورود مهاجرین خارجی برای حفظ جریان اقتصادی کشور ضروری خواهد بود. از طرفی، روسیه این نکته را نیز متوجه شده است که برای مهاجران دریافت اجازه آقامت بسیار مهم است و به همین دلیل امکان کسب شهروندی را در سال ۲۰۰۵ تسهیل نموده است. به طور خلاصه، اهداف اقتصادی روسیه در منطقه پیرامونی از جمله آسیای مرکزی و قفقاز عبارت است از:
-         تداوم پیوند ساختارهای ارتباطی با جهان خارج از طریق روسیه؛
-         ترانزیت منابع انرژی به بازارهای مصرف جهانی از طریق خطوط انتقال لوله‌های نفت و گاز روسیه؛
-         تقویت جایگاه خود به عنوان یکی از تأمین کنندگان اصلی نیازهای اقتصادی و تکنولوژیک این کشورها و جلوگیری از همگرایی انها با ساختارهای غربی؛
-         حفظ انحصارات باقی مانده از زمان شوروی در منطقه که وابستگی انها را به روسیه حفظ می کند؛
-         استفاده از منابع اولیه و مواد خام کشورهای منطقه؛
-         ترانزیت بخشی از کالاها و تولیدات منطقه به سمت شمال اروپا مخصوصاٌ برای جمهوری‌هایی که به ابهای آزاد راه ندارند.
-         استفاده از مسیر‌های منطقه برای ارتباط تجاری با ایران و کشورهای جنوب آسیا؛
-         حفظ بازار مصرف منطقه برای تامین بخشی از نیازمندی‎های اقتصادی و تجاری این کشورها منافع نظامی – امنیتی روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز
در مجموع، روسیه در دوران پس از یلتسین سعی دارد ضمن تشدید و تسریع روند همکاری‌های چندجانبه با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، انها را به ویژه در زمینه انرژی و ارتباطی به خود وابسته نگه دارد. در زمینه امنیتی نیز اولاً، روسیه می‌کوشد ضمن تداوم حضور مستمر خود در مناطق استراتژیک و به ویژه بحرانی، کنترل مرزهای شوروی سابق را حفظ نماید. ثانیاً هدایت و مدیریت بحران‌هایی را که ممکن است زمینه ساز نفوذ غرب باشد، به دست گیرد و از انها برای کنترل رفتار خارجی کشورهای منطقه بهره‌برداری نماید. ثالثاً، زمینه تضعیف عوامل و اتحادیه‌هایی را که به عنوان ابزار نفوذ غرب در منطقه عمل می‌کنند، فراهم سازد. البته حوادث ۱۱ سپتامبر در آمریکا و حمله به افغانستان، از یک سو زمینه حضور بیشتر نیروهای آمریکایی را برای چند سالی در برخی از کشورهای عضو منطقه بیشتر فراهم کرد و از سوی دیگر اجرای دکترین جدید روسیه در این منطقه را با چالش و تحقق انها را با تأخیر مواجه نمود. عدم توفیق آمریکا در دستیابی به اهدافش در خاورمیانه و تضعیف موقعیت بین‌المللی این کشور، به ویژه در دوران ریاست جمهوری بوش، فرصت مناسبی برای تحرک بیشتر روسیه‌ در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به وجود آورد. علاوه بر توجه جدی به برخی سیاست‌ها و اهداف و منافعی که مورد بررسی قرار گرفت، روسیه برای تأمین منافع اقتصادی، به ویژه در عرصه انرژی و نیز اهداف امنیتی خود در منطقه اولویت‌ بالایی قائل است.
منابع:
۱- - حسین پور،اکرم و تراب زاده،منیژه (۱۳۸۰)،ماهیت تحولات در آسیای مرکزی،تهران،وزارت امور خارجه
۲- ماجدی، علی(۱۳۸۲)،منابع انرژی و انتقال ان از حوزه دریای خزر،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
۳- وحیدی، موسی الرضا (۱۳۸۱)حضور آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
۴- اخوان کاظمی، بهرام (۱۳۸۵)، نقش سازمانهای منطقه ای در تضمین امنیت و همکاری کشورهای منطقه.مجموعه مقالات دهمین همایش بین المللی،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۵- جلالی، محمد رضا (۱۳۸۴)،ذخایر هیدرو کربنی دریای خزر خطوط لوله نفت و گاز.مجموعه مقالات دوازدهمین همایش.تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۶- کولایی، الهه)۱۳۸۴)بازی بزرگ جدید درآسیای مرکزی،تهران، دفترمطالعات سیاسی وبین المللی
۷- کولایی،الهه (۱۳۸۳)،سیاست و حکومت در فدراسیون روسیه،تهران؛وزارت امور خارجه
۸- حاتمی، تورج (۱۳۸۲) برخورد منافع آمریکا و روسیه در آسیای مرکزی،تهران،انتشارات خوارزم
۹- واعظی، محمود (۱۳۸۶)،ژئوپلیتیک بحران در آسیای مرکزی و قفقاز،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۱۰- مطهر نیا،مهدی(۱۳۸۶)،محافظه کاری در خدمت لیبرالیسم؛کتاب آمریکا،تهران،ابرار معاصر
۱۱- مطهر نیا (۱۳۸۳)،ناتو؛گسترش به شرق و رئالیسم روسی(کتاب کشورهای مستقل مشترک المنافع)تهران،ابرار معاصر
۱۲- اخوان کاظمی، مسعود (۱۳۸۵)سازمان همکاری شانگهای،اهمیت ژئواستراتژیک،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی وقفقاز
۱۳- دهقان، فتح الله (۱۳۸۲)، بررسی نفت و گاز در حوزه دریای خزر و تاثیر ان بر امنیت ایران،تهران،انتشارات دهه
۱۴- سجاد پور،محمد کاظم (۱۳۸۳) سیاست خارجی آمریکا و مسئله انرژی،مجموعه مقالات دوازدهمین همایش بین المللی،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۱۵- سجاد پور،محمد کاظم (۱۳۸۳) سیاست خارجی آمریکا و مسئله انرژی،مجموعه مقالات دوازدهمین همایش بین المللی،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۱۶- شیخ عطار،علیرضا (۱۳۷۳)، ریشه های رفتار سیاسی در آسیای مرکزی و قفقاز،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۱۷- جانسون،لنا و الیسون،روی (۱۳۸۲)امنیت در آسیای مرکزی،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
۱۸- کازرونی،صنم (۱۳۷۶) آسیای مرکزی اینده مبهم،تهران،نشر گزینش
۱۹- ملکی، قاسم (۱۳۷۶)روسیه ومخالفت با توسعه طلبی ناتو،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
۲۰- جمیان، یانگ (۱۳۸۵)، ظهور منطقه گرایی آسیایی و تحول در نظام بین الملل،تهران،وزارت امور خارجه.
۲۱- جلالی، محمد رضا (۱۳۸۴)،ذخایر هیدرو کربنی دریای خزر خطوط لوله نفت و گاز.مجموعه مقالات دوازدهمین همایش.تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه درباره عوامل جامعه شناختی مؤثر بر نظام اخلاقی نخبگان ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

او با پرده برداشتن از دریافتهای سطحی تزهای عقلانی شدن وبر توسط مارکسیستها از لوکاچ تا هورکهایمر، محدودیت رویکرد مبتنی بر فلسفه آگاهی و دلیل تغییر پارادایم از کنش غایتمند به کنش ارتباطی را نشان میدهد. در این راستا با رصد مایههایی از این تغییر پارادایم در نظریۀ ارتباط مید (همکنشی با میانجیگری زبان) و جامعهشناسی دین دورکیم(قرار دادن امر مقدس در قالب زبان)، چشماندازی فراهم میآورد که از منظر آن، مفروضات مید و دورکیم در مورد عقلانی شدن زیستجهان تلاقی میکنند.
او نظریه وبر را در دو سطح مورد بازنگری قرار میدهد؛ یکی انگارۀ دگرگونی ساختاری جهانبینی دینی و تفکیک علم، اخلاق و هنر و دیگری، انگاره عقلانی شدن سرمایهدارانه.
وبر افسونزدایی در تاریخ دین را از شرایط ضروری ظهور عقلگرایی غربی میدانست، ولی در معنای محدود عقلانیت با مارکس و نئومارکسیستهایی چون آدرنو و هورکهایمر شریک بود. همۀ آنها عقلانیت را سیطره بر طبیعت و سلطه طبقاتی میدانستند. عقلانیت مورد نظر آنان عقلانیت ابزاری بود و در سطح جامعه، تعبیری مبهم از عقلانیت دارند. مفاهیم کنش در اندیشه آنها جامع نیست و آشفتگی نظریههای کنش و نظریههای سیستمی در نزد آنان وجود دارد.
از نظر هابرماس تجلیات عقلگرایی غربی از نظر وبر عبارتاند از:
« در جامعه: انفکاک اقتصاد سرمایه داری از دولت مدرن. حقوق رسمی، اقتصاد سرمایه داری و دولت مدرن بنیاد عقلانی کردن جامعه بودهاند.
در فرهنگ: عقلانی شدن را در تفکیک علم و تکنولوژی، هنر خودبنیاد و اخلاق متکی به دین و مقید به اصول میدید. عقلانی شدن به روش‌های تحقق ارزش‌ها و نه به خود ارزش‌ها تسری مییابد. به همراه علم و فناوری و هنر خودسامان و ارزش‌های بازنمودی و به همراه نظام نمایندگی در حقوق و اخلاق عام انفکاکی در سه حوزه ارزشی حاصل میشود و هر یک از آنها از منطق خاص خویش تبعیت میکند. منطق درونی عناصر معرفتی[صحیح و غلط]، بازنمودی[زشت و زیبا] و اخلاقی[خوب و بد] فرهنگ وارد آگاهی میشوند و به همراه انفکاک آنها تنش بین این حوزه ها شروع میشود.
در سطح شخصیت: عقلگرایی اخلاقی از سطح فرهنگ به سطح نظام شخصیتی نفوذ میکند. انکار قاطعانه اقدامات جادویی، تبدیل بینش ترک دنیا به یک جذبه درونی معطوف به کار و…» (هابرماس،۱۳۸۴:).
عقلگرایی غربی مسبوق به عقلانی شدن دین بوده است. دو پیشرفت مهم در عقلانیت؛ یکی عقلانی شدن جهانبینیها؛ یعنی همان تفکیک، توسعه و افسونزدایی ساختاری است و دیگری انتقال عقلانی شدن فرهنگی به عقلانی شدن جامعه است.
هابرماس با نقد وبر به خاطر ناتمام گذاشتن فرایند تکامل عقلانیت فرهنگی یا همان عقلانیت زیستجهان و پرش زودهنگام به عقلانیت بروکراتیک سعی میکند با بهره گرفتن از نظریه ارتباط مید و جامعهشناسی دین دورکیم، فرایند عقلانی شدن زیستجهان را تا پایان پیش ببرد.
او از مید چنین نقل میکند«اگر بپذیریم که فرد تنها از طریق ارتباط با دیگران و تنها از طریق شکل‌گیری فرایندهای اجتماعی در خلالِ ارتباط معنادار، به مفهوم «خود» نایل میآید، در این صورت باید بپذیریم که خود، نمیتواند مقدم بر ارگانیسم اجتماعی باشد. ارگانیسم اجتماعی میبایست در وهله مقدم وجود داشته باشد.» با این حال، جای شگفتی است که مید، هیچ تلاشی نمیکند تا توضیح دهد که چگونه این «ارگانیسم اجتماعی» که بر مبنای هنجار، واجد یکپارچگی شده است امکان یافته تا از درون همکنشی مبتنی بر نماد تکامل پیدا کند.»(همان: ۶۷)
در نگاه مید، با استقرار «دیگری تعمیمیافته»، فرد به مفهوم «خود» دست مییابد. «دیگری تعمیمیافته» نه تنها یک پدیدۀ اجتماعی بلکه یک پدیدۀ اخلاقی است. دیگری تعمیمیافته از اقتدار یک اراده عمومی یا فراشخصی که ویژگی تبعیت صرف دارد متفاوت است. رعایت کردن آن صرفاً از ضمانت اجرای بیرونی ناشی نمیشود. بلکه در عوض، دیگری تعمیمیافته به شیوهای عمل میکند که میتوان با رجوع به آن، خطاهای احتمالی را مشمول ضمانت اجرا قرار داد؛ زیرا هنجارهای نقض شده، هنجارهایی واجد اعتبار محسوب میشوند. بنابراین «مید اعتبار هنجاری را یکسره به اقتدار فارغ از ضمانت اجرا، یعنی اقتدار اخلاقی دیگری تعمیمیافته نسبت میدهد. چنین انگاشته میشود که این اقتدار اخلاقی از طریق درونی کردن ضمانت اجراهای گروه به دست میآید، امّا این تبیین، تنها در مورد تکوین فردی صادق است؛ زیرا ابتدا باید گروه ها تشکیل شده باشند تا بتوان به نام آنها این ضمانت اجرایی را اِعمال کرد.»(همان:۷۰)
مقاله - پروژه
دلایل اعتبار قواعد اخلاقی دقیقاً این است که آنها دارای نیروی الزامآوری هستند که به جای اینکه نیازمند ضمانت اجرا باشند در مواردی که نقض میشوند، خود توجیهکنندۀ ضمانت اجرا هستند. این همان چیزی است که دورکیم با مقایسۀ «قواعد فنی» و «قواعد اخلاقی»، ویژگی خاص قواعداخلاقی میداند؛ زیرا اراده کسی که به نحو اخلاقی عمل میکند به نیروی تحمیلکننده بیرونی رضایت نمیدهد، بلکه به اقتداری رضایت میدهد که رعایت اصول اخلاقی را دستور میدهد ـ اقتداری که ضمن اینکه از ما فراتر میرود، در درون ما است ـ الزام اخلاقی با ویژگی غلبه بر نفس مشخص میشود.
دورکیم با این شیوه که نیروی الزامبخش تکالیف را، همزمان هم از «الزام» و هم از «دلپذیری» استخراج میکند دو قطبی کانت میان «تکلیف» و «تمتع» را نسبی میکند. آنچه از لحاظ اخلاقی خوب است در عینحال چیزی است که تمایل به پیجویی آن وجود دارد؛ اگر امور اخلاقی، دورنمایی از برآوردن نیازها و آرزوهای واقعی را ارائه ندهد، نمیتواند به عنوان یک ایدهآل، نیروی اثربخشی داشته باشد و شور و اشتیاق شخص را برانگیزد. «پس امر اخلاقی نه تنها باید الزامانگیز باشد بلکه همچنین باید مطلوب و خواستنی باشد. این خواستنی بودن مشخصه دوم هر عمل اخلاقی است.»(هابرماس،۱۳۸۴: ۷۵) امر مقدس درست همین دوگانگی را ارائه میدهد که از مشخصه های احساس تکلیف اخلاقی است. دورکیم احترام به قانون اخلاقی و احساس شرم درونی و احساس گناهی را که با نقض هنجارها برانگیخته میشود به عنوان پژواک واکنشی کهنتر که در امر مقدس ریشه دارد درک میکند: اخلاق اگر هیچ عنصری از دین در خود نمیداشت نمیتوانست اخلاق باشد. صرف نظر از این، دهشتی که جنایت بر میانگیزد از تمام جهات با هراسی که با توهین به مقدسات در مؤمن ایجاد میشود قابل قیاس است. احترامی که ما برای موجود بشری قائلیم تنها کمی با تعظیم مؤمنان در همه دینها برای امر مقدس متفاوت است. دورکیم نیز مثل وبر این پرسش را مطرح میکند که آیا یک اخلاق دنیوی شده میتواند دوام بیاورد: اگر دنیوی کردن به معنی تفسیر اخلاق بر حسب فایدهباوری باشد پاسخ مطمئناً منفی است ـ زیرا در این صورت ویژگی الزامآور پدیده اخلاقی، نابود میشود.(همان: ۷۶ و ۷۷)
دورکیم پرسش فوق را اینگونه پی میگیرد که چگونه ممکن است ما همزمان هم کاملاً به خودمان و هم تماماً به دیگران تعلق داشته باشیم؟ چگونه ممکن است ما همزمان هم در خودمان باشیم و هم بیرون از خودمان؟ او برای پاسخ به این مسئله به نمادهای دینی متوسل میشود. نمادهای دینی برای اعضاء یک گروه اجتماعی معنای واحدی دارند؛ نمادها بر پایه این معنای همسان، نوعی بینالاذهانی را ممکن میسازند که از آستانه موج احساسات جمعی فراتر میرود.(همان: ۷۹ و ۸۰)
آنچه در مراسم دینی به دست میآید بیشتر سرمشقی از یک وفاق هستند که به طور مکرر به کارگرفته و به این ترتیب هر بار تجدید میشوند. مسئلهای که در اینجا به چشم میخورد گونه های متفاوت موضوعی واحد، یعنی حضور امر مقدس است و این نیز به نوبه خود تنها شکلی است که جمع در آن وحدت و شخصیت خود را تجربه میکند. از آنجا که توافقهای هنجاری بنیادی که در کنش ارتباطی تجلی پیدا کرده است به استقرار و حفظ وحدت گروه میانجامد واقعیت وفاقهای موفق در همان حال مضمون اصلی این هنجارها را میسازد».(همان:۸۱)
بنا به نظر دورکیم یک گروه اجتماعی نمیتواند هویت جمعی خود و یکپارچگی خود را بدون طرح یک تصویر آرمانی شده از جامعه تثبیت کند.«جامعه آرمانی بیرون از جامعه واقعی نیست؛ بخشی از آن است. نه تنها این دو، به شیوهای از هم جدا نشدهاند که دو قطب متقابلاً نافی یکدیگر از هم جدا می شوند، بلکه ما نمیتوانیم بدون یکی به دیگری بیندیشیم».(همان: ۱۰۵) بدینترتیب، وفاق هنجاری که در امر مقدس جلوه میکند به اعضای گروه به صورت یک توافق آرمانی که از گزند تغییرات زمانی و مکانی در میگذرد ارائه میشود. ایدۀ حقیقت در مقام یک دعوی اعتبار متعالی، از همین آرمانیسازی ـ که ذاتی هویت جمعی است ـ مشتق میشود. تحت صورت اندیشۀ جمعی است که برای نخستین بار اندیشه غیرشخصی برای انسان آشکار شد.
یکی از مهمترین تفاوت‌های کنش ارتباطی با سایر کنشها در این بود که در کنش ارتباطی، ارتباط کنشگر با سه جهان عینی، اجتماعی و فردی به چشمانداز خود او منسوب میشود. بدین معنی که کنشگر در ارتباط با هر کدام از این جهان‌های سه گانه[عینی ـ اجتماعی ـ فردی] با ارائۀ دعاوی نقدپذیر[وجودی ـ اخلاقی ـ بازنمودی] در فرایندهای استدلال و احتجاج مشارکت میکند. این ظرفیت کنشگری با ویژگیهای زیست جهان رابطهای دوسویه دارد. به میزانی که اجزاء ارتباطی، اعمال گفتاری خود را از گیر همزیستی با نهادهای کهن آزاد و فرایند انفکاک را طی کنند و تا آنجا که گزارههای وجودی و بازنمودی همانند گزارههای اخلاقی واجد نقشهای ارتباطی شوند ظرفیتهای کنش ارتباطی فعال میشوند.
در این صورت کارکردهای وحدتبخشی که در ابتدا توسط مراسم آیینی انجام میشد به کنش ارتباطی انتقال مییابد؛ اقتدار امر مقدس به تدریج جای خود را به یک وفاق عملی میدهد. «این فرایند به معنی آزاد شدن کنش ارتباطی از هنجارهایی بود که قبلاً مورد حمایت و حفاظت امر مقدس بودند. افسونزدایی و قدرتزدایی از قلمرو امر مقدس به صورت زبانیشدن توافقهای هنجاری صورت می‌گیرد که قبلاً به شیوۀ آیینی محافظت میشد. هالهای که از امر مقدس ساطع میشد و قدرت مسحورکنندۀ آن، به پیروی الزامآور از دعاوی اعتبار نقدپذیر تبدیل میشود و به جریان زندگی روزمره وارد میشود.» (همان: ۱۱۴)
هابرماس مدعی است متناسب با این دنیوی شدن، حرکت ملازمی به سوی عام شدن ارزش‌ها نیز به پیش میرود. این روند، عام شدن قانون و اخلاق را با خود همراه دارد. در حالی که قواعد حقوقی و اخلاقی «در ابتدا با شرایط محلی و ویژگیهای قومی، اقلیمی و این گونه شرایط خاص پیوند داشتند، به تدریج خود را از این شرایط آزاد کردند و بر همین مبنا کلیتر و عامتر شدند. آنچه این روند افزاینده در عام شدن را آشکار میکند نزول مداوم تشریفات شکلی در حقوق است.»(نقل از دورکیم) همراه با افزایش دامنۀ کاربرد، گسترۀ تفسیر و توجیه عقلانی هنجارهای حقوقی و قانونی نیز رشد میکند.
طی روندهای عام و کلی شدن هنجارهای حقوقی و قانونی «هیچ چیز تثبیت شدهای جز قواعد انتزاعی که میتوان آنها را آزادانه و به شیوه های بسیار متفاوتی به کار برد وجود ندارد. آنگاه آنها دیگر همان استیلا و همان قدرت مقاومت را ندارند. هنگامی که بازاندیشی بیدار شد دیگر آسان نیست که جلوی آن را بگیریم. وقتی استقرار پیدا کرد به طور خودانگیخته رشد میکند و از محدودهای که برایش در نظر گرفته شده فراتر میرود. آدم ابتدا اصول اعتقاد را فراتر از بحث قرار میدهد؛ بعد بحث به آنها نیز گسترش مییابد؛ آدم میخواهد آنها را تبیین کند؛ از دلایل وجود آنها میپرسد، و هنگامی که آنها تسلیم جستجو شدند بخشی از نیروی خود را از دست میدهند»(همان: ۱۲۲ و ۱۲۳).
بنابراین هنگامی که بازتولید اجتماعی از امر مقدس[دورکیم] به مجرای«زبان»[مید] افتاد، در معرض محدودیتهای ساختاری قرار میگیرد. تحولات ساختاری جهانبینیها، عام شدن حقوق و اخلاق و تفرد روزافزون از دنیوی شدن فرمانهای اخلاقی ناشی میشود.
«در جامعهای که به طور یکدست همبسته است آئین پرستش دینی، چیزی در حد یک نهاد تام و تمام است که کلیه کنشها را، خواه در خانواده یا در حوزه اجتماعی، در بر میگیرد و به لحاظ هنجاری یکپارچه میکند، آن هم به شیوهای که شکستن یک هنجار، معنایی در حد توهین به مقدسات دارد. اگرچه این نهاد اساسی، تنها به واسطۀ زبان میتواند به هنجارها و وظایف خاص موقعیتهای معین تقسیم شود، امّا در این فرایند، کنشهای ارتباطی صرفاً نقش ابزاری دارند، تا آنجا که تأثیری که زبان بر اعتبار هنجارها دارد قابل چشمپوشی است. هویت گروه در ساختار شخصیتی تک تک اعضاء بازتولید میشود. این وضعیت بیانگر وضعی از فرایند اجتماعی شدن است که در آن نیروهای آفرینندۀ تفرد که به واسطه زبان و به طور بینالاذهانی استقرار یافته باشد هنوز عمل نمیکنند. در سطح کلان نیز ساختارهای جهانبینیها، نهادها و شخصیت فردی، هنوز به طور جدی از یکدیگر جدا نشدهاند. آنها در آگاهی جمعی که مقوم هویت گروه است با یکدیگر در آمیختهاند. چنین انفکاکی نوعاً ویژگی ساختارهای ارتباط زبانی است، اما این انفکاک، تنها تا جایی پیش میرود که کنش ارتباطی در فهم متقابل همبستگی اجتماعی و شکلگیری شخصیت، جایگاه خود را به دست آورد و رابطه همسانی مذهب و جامعه را مضمحل کند. تنها هنگامی که ساختارهای کنش معطوف به حصول تفاهم به صورت اثر بخش درآمد، زبانیشدن امر مقدس ظهور مییابد».(همان: ۱۲۷ و ۱۲۸)
عام شدن قانون و اخلاق را میتوان از حیث ساختاری با انتقال تدریجی مسایل توجیه و کاربرد هنجارها به فرایند توافق در زبان توضیح داد. هنگامی که جماعت مؤمنان طی فرایند دنیویشدن به جامعه همیاران تبدیل شد، آنگاه تنها اخلاق عامگرایانه میتواند خصلت الزامآور خود را حفظ کند و تنها یک قانون صوری و انتزاعی میتواند تقسیم کاری را بین امر قانونی و امراخلاقی ایجاد کند که عرصه هایی را که، مسئولیت رفع منازعه در مورد هنجارها، به نهادها منتقل میشود به دقت از عرصه هایی که به خود مشارکتکنندگان سپرده شده است، تفکیک کند».(همان:۱۳۱)
از منظر هابرماس همتباری مذهب و اخلاق را، میتوان در این واقعیت دید که «اخلاق، در ساخت جهانزیستی که به لحاظ ساختاری انفکاک پیدا کرده است جایگاه روشنی ندارد[سرنوشتی همانند دین پیدا کرده است] و برخلاف علم و هنر، نمیتوان آن را منحصراً متعلق به سنت فرهنگی به شمار آورد؛ یا برخلاف هنجارهای حقوقی یا ویژگیهای شخصیتی نمیتوان آن را منحصراً به جامعه یا به شخصیت نسبت داد. البته ما میتوانیم به لحاظ تحلیلی تفکیکی بین بازنمایشهای اخلاقی به عنوان عناصر سنت، قواعد اخلاقی (عناصر نظام هنجاری) و آگاهی اخلاقی(عناصر شخصیت) قایل شویم. اما مجموعه بازنمایشهای اخلاقی، هنجارهای اخلاقی و آگاهی افراد وجوهی از امر واحد اخلاقی هستند. چیزی از قدرت نافذ امر مقدس هنوز با اخلاق پیوند دارد؛ این قدرت در سطوح انفکاکیافته فرهنگ، جامعه و شخصیت به شیوهای که در جوامع مدرن منحصر به فرد است پراکنده است»(همان: ۱۳۳). این بیان تعبیر دیگری از این واقعیت است که اخلاق تماماً به مجرای زبان نمیافتد و همچنان بهرهای از تقدس را به همراه خواهد داشت، همانگونه که دورکیم متوجه شد میزانی از وجدان جمعی در جوامع مبتنی بر همبستگی ارگانیک باقی خواهد ماند.
هابرماس مدعی است دورکیم، تنها برای اخلاق عام و انتزاعی اعتبار قائل بود، اخلاقی که میتواند یک جامعۀ دنیوی و تفکیک شده را پیوند دهد و جای توافقهای هنجاری اولیه و دینی را بگیرد. اما تنها مید بود که ریشه های اخلاق عامانگارانه را به شیوهای تحلیل کرد که به مثابه نتیجه عقلانی شدن ارتباطی و از بند رستن ظرفیت عقلانی ناشی از کنش ارتباطی درک شود. تلاش مید این بود تا در نقد اخلاقکانتی، چنین اخلاق گفتوگویی را توجیه کند. «ما آن چیزی هستیم که در روابط خود با دیگران هستیم. پس ناگزیر غایت ما باید غایت اجتماعی باشد. اجتماعی بودن، عام بودن قضاوتهای اخلاقی را در پی دارد و متکی به این سخن عامیانه است که صدای همه، صدای عام است؛ یعنی چیزی است که هرکس به نحو عقلانی آن را وارسی کند، میتواند با آن موافقت کند. اعتبار هنجارهای اخلاقی مبتنی بر این واقعیت است که این هنجارها، منافع عمومی را تجسم میبخشند و وحدت جمع در گرو محافظت از این منافع است. ویژگی «بایدِ» هنجارهای اخلاقی تلویحاً این خطر را گوشزد میکند که هر خدشهای به پیوند اجتماعی، خطری برای تمام اعضای جامعه ـ خطر بیهنجاری، خطر فروریختن هویت گروهی و خطر از هم پاشیدگی قلمروهای زندگی اجتماعی ـ است.»(همان:۱۳۵) به میزانی که زبان به عنوان اصل جامعۀزیستی پذیرفته میشود، شرایط جامعهپذیری با شرایط بین الاذهانیت فرایند ارتباطی درهم می‌آمیزد. در همان حال اقتدار امر مقدس به نیروی الزامآور دعاوی اعتبار تبدیل میشود که تنها به صورت گفتوگویی میتواند تأیید شود. اعتبار هر هنجار به این معنی است که در نهایت تنها با دلایل خوب میتواند توسط همه افراد ذینفع پذیرفته شود.(همان:۱۳۶)
بدینترتیب عبور از کانت و فلسفه آگاهی در عصر بازیهای زبانی به هیچ وجه، به معنی دست شستن از ارزش‌های اخلاقی جهانشمول نیست. آنچه کانت از طرح اخلاق جهانشمول مورد نظر داشت با گفتوگوی آرمانی به نحو احسن قابل اجرا میشود. «فاعلانی که ظرفیت قضاوت اخلاقی دارند، نمی‌توانند تنها با رجوع به خود بیازمایند که آیا هنجار مستقر یا پیشنهاد شده به نفع عموم است یا خیر؟ و آیا باید به صورت نیروی اجتماعی درآید یا خیر؟ این را تنها به اتفاق تمام کسانی که در یک امر شریکاند میتوانند تعیین کنند. بنابراین طرح یک جامعۀ ارتباطی آرمانی برای برپا داشتن گفتوگویی است که باید به صورت واقعی به اجرا گذاشته شود و نمیتوان گفت‌و‌گوی تکگویانه ساختگی را جانشین آن کرد. مفهوم بنیادی اخلاق ارتباطی، گفتوگوی عام و آرمان صوری فهم متقابل در زبان است. از آنجایی که اندیشه رسیدن به یک تفاهم متقابل و متکی به انگیزه عقلانی در خود ساختار زبان جای دارد چنین چیزی صرفاً خواست عقل عملی نیست بلکه درون بازتولید زندگی اجتماعی جای دارد. هرچه کنش ارتباطی به میزان بیشتری بار همبستگی اجتماعی را از مذهب به خود منتقل میکند آرمان یک جامعه ارتباطی آزاد، نفوذ بیشتری در جامعه ارتباطی حقیقی به دست میآورد.»(همان:۱۳۹) متناسب با میزانی که ظرفیت بالقوه عقلانیت که در کنش ارتباطی نهفته است آزاد میشود هسته کهن هنجاری منحل میشود و راه را برای عقلانی شدن جهانبینیها، عام شدن حقوق و اخلاق و شتاب فرایند تفرد باز میگشاید»(همان: ۷۲)
تحقق ویژگیها مذکور همان کمال عقلانیت تجدد در سطح زیستجهان است. در این سطح «تجدد، فرایندی است که از طریق آن عرصه های مختلف زندگی بر توافق عقلانی و خرد ارتباطی استوار میشود، نه بر سنت. پیامدهای این زیستجهان مدرن، استقلال و خودمختاری فزایندۀ شخصیت، افزایش توانایی انجام دادن داوریهای اخلاقی و عمل کردن بر اساس آنها و جهانشمولی رشدیابنده نظام‌های اخلاقی و حقوقی است.(کرایب،۱۳۸۱ :۳۰۳) اخلاقیاتی که هابرماس برآن انگشت بگذارد « نوعی اخلاق آیین‌نامه‌ای است که به محتوای یک هنجار معطوف نیست، بلکه ناظر به شیوه بروز و ظهور آن هنجار است. بروز و ظهور آن محصول بحث عقلانی آزاد است که در آن پیامدهای این هنجار در وهله اول با توجه به جهانشمول بودن آن بررسی میشود: آیا چیزی است که از طریق دلیل و برهان آوردن و بدون اجبار برای همه قابل قبول است؟ محتوای آن به هر جامعه خاصی بستگی دارد. این تمهید تلاشی برای نجات مدرنیسم است که به موجب آن اخلاق باید بر زمینه های عقلانی ساخته شود، نه بر مبنای سنت که همواره مورد سوال است. به هر حال آنچه اهمیت پیدا میکند، چگونگی انتخاب اخلاقی است، نه چیستی آن.»(کرایب،۱۳۸۱ :۳۰۱)
هابرماس در پی آن بود تا بحران عقل عملی را در جهان مدرن ـ ناتوانی در داوری عقلانی ارزش‌های اخلاقی ـ آنگونه که وبر و دیگران بر آن تأکید کردند چاره کند. از نگاه او بین عقلانیت کنش و زیستجهان با عقلانیت سیستم رابطه خطی وجود ندارد به همین دلیل او از یک نظریه دو سطحی از جامعه یعنی سطح همبستگی اجتماعی یا زیست جهان و سطح همبستگی نظام یا سیستم با دو نوع عقلانیت متفاوت دفاع میکند. از نگاه وی اشتباه وبر استفاده مبهم از عقلانیت و عبور زودهنگام از سطح کنش به سطح سیستم و رسیدن به قفس آهنین بود. بروکراسی و دیوانیشدن، عالیترین شکل عقلانیت و کارآمدترین شکل قرار دادن فاعلان کنشگر تحت نیروی عینی سازمانی است که به شکل خودگردان و بالای سر آنها عمل میکند. دیوانی شدن، نشانهای از انفکاک سیستمی است. جدا کردن حوزه های کنشی مبتنی بر سازمان از زیستجهان؛ یعنی جامعهزدایی، فرهنگزدایی، انسانزدایی و اخلاقزدایی از این عرصه ها، راه عقلانیت سیستم است.
بدینترتیب هابرماس با تفکیک عقلانیت زیستجهان و عقلانیت سیستم، آسیب شناسی خود از پروژۀ تجدد را به شرح زیر فرموله میکند.
۱) ظهور جوامع مدرن و سرمایهدارانه، مستلزم تبلور نهادی و پشتوانۀ انگیزشی اخلاق پساسنتی و بازنمایشهای حقوقی است.
۲) مدرنیزه شدن سرمایهدارانه از الگویی تبعیت میکند. که در آن عقلانیت معرفتی ـ ابزاری مرزهای اقتصاد و دولت را پشت سر میگذارد و به بهای از دسترفتن عقلانیت اخلاقی و زیباشناختی و … به حوزه های زندگی مبتنی بر ساختار ارتباطی دستاندازی میکند.
۳) این امور آشفتگیهایی را در بازتولید نمادی زیستجهان ایجاد میکند.
جهان مدرن اگرچه ابتدا به حکم عقلانیت ابزاری و به درستی با اخلاقزدایی از سیستم(ثروت و قدرت) امکان توسعۀ آنها را فراهم آورد، اکنون باید به حکم عقلانیت ارتباطی ـ اخلاقی از تسلط یکجانبه سیستم بر زیستجهان، جلوگیری کند. کمال پروژۀ تجدد در کمال همین دو سطح عقلانیت است. هابرماس برخلاف متفکرانِ صدر مدرنیته، جهان مدرن را اخلاقی میخواهد!
۲-۳-۳- جمعبندی نظریههای علمی اخلاق
درجمعبندی نظریات روانشناختی براساس مبینها و تبیینگرهای اساسی آنها معلوم شد دستهای از نظریات برای تبیین اخلاق به ویژگیهای زیستی و طبیعی توجه دارند. دستهای دیگر به عوامل ذهنی و توانایی های شناختی تأکید دارند و نهایتاً بعضی بر جامعه و فرایند اجتماعی شدن اولیه دست میگذارند که عمدتاً بر نقش اجتماعی کردن خانواده متمرکز میشوند. بیان شد که چالشهای فرایند اجتماعی شدن، زمینۀ ورود به نظریههای جامعهشناختی برای تعیین نقش ابعاد وسیعتر جامعه در اجتماعیشدن و درونیسازی و شکلگیری نظام اخلاقی افراد میشود.
پیاژه در این باره معتقد است «اخلاق مجموعهای از قواعد است و اساس آن را باید در گرایش فرد به پذیرفتن این قواعد و پیروی از آنها جستجو کرد. تحلیل کانت، دورکیم و بووه از اخلاق در این مورد مشترک است و فقط وقتی این تحلیلها از هم فاصله میگیرند که بخواهند تعیین کنند انسان چگونه به این قواعد مقید میشود. ما روانشناسان باید به جای وجدان بزرگسالان، دیدگاه اخلاق کودکانه را انتخاب کنیم»(پیاژه،۱۹۳۲: ۳۸۶ )؛ به این معنا، نوعی تقسیم کار شکل میگیرد که فرایند اجتماعیشدن اولیه را روانشناسی و فرایند اجتماعیشدن ثانویه را جامعهشناسی بررسی میکند.
در مجموع، نظریههای علمی برای تبیین نظام اخلاقی افراد، به ویژگیهای زیستی و طبیعی یا عوامل ذهنی و ظرفیتهای شناختی یا جامعه و عوامل اجتماعی توجه دارند و البته متعاقب هر کدام از این تأکیدات، برداشت خاصی از اخلاق، بزرگنمایی میشود و وجوه دیگری از اخلاق، کمرنگ جلوه میکند. گروه اول اخلاق را با صفاتی چون همدردی، همدلی، مهربانی، شفقت، دگردوستی و … معرفی میکنند. گروه دوم بر اصول اخلاقی همچون عدالت، انصاف و حقوق و … تأکید میکنند. و گروه سوم بر وجدان، احساسگناه، احساس شرم، رفتارهای جامعهگرا و … دست میگذارند. امّا بدون تردید اخلاق شامل همۀ این صفات و ویژگیهاست و برای تکمیل مفهوم اخلاق باید متبینها و معلولهای نظریههای مذکور را تلفیق کرد. متعاقب آن برای تبیین اخلاق، باید مبینها و علتهای آنها را با یکدیگر تلفیق نمود.
چگونگی این تلفیق به ظرفیت متفاوت علتها و مبینهای پیشگفته، بستگی دارد. پیشتر یاد آور شدیم همۀ این نظریهها بر نقش جامعه و زندگی اجتماعی یا به عنوان علت و عامل اصلی نظام اخلاقی یا به عنوان زمینه برای شکوفایی ظرفیتهای اخلاقی که از پیش در وجود افراد نهاده شدهاند تأکید دارند. از علل اساسی مورد توجه نظریهها، جامعه، بیشتر از طبیعت، ارگانیسم و ذهن، ظرفیت تلفیقی دارد. اما جامعه به مفهومی که در نظریههای رایج به کار رفته است نقایصی دارد که از ظرفیت تلفیقی آن میکاهد. تأکید این نظریات بر جامعه، عمدتاً تقلیلگرایانه است و نقش عوامل دیگر را نادیده میگیرد. مهمتر از آن، تصویر اثباتی و طبیعتگرایانۀ این نظریهها از جامعه و نادیده انگاشتن هویت آگاهانه و معنایی آن میباشد که به تبع آن، تنوع جوامع و فرهنگها نادیده انگاشته میشود و تمامی آنها در یک نگاه تک خطی به تاریخ بشری، به گذشتۀ جهان تجدد فروکاسته میشوند.
با برداشتی وسیعتر از جامعه، تا حدود زیادی کاستیهای گفته شده را میتوان مرتفع نمود؛ تفسیری از جامعه که بدون تقلیل عوامل طبیعی، زیستی، ذهنی و اجتماعی به یکدیگر، دیالکتیک این عوامل را در یک کل تبیین نماید و مهمتر از آن، تنوع تمدنی و فرهنگی جوامع مختلف را لحاظ نماید. اصطلاح «جهان اجتماعی» در ادبیات پدیدارشناسی، تاحدود زیادی از این ظرفیت برخوردار است.
جهان، واژهای است که برای اشاره به پدیده ها و مجموعه های بزرگ، همچون هستی، طبیعت، غرب و … به کار میرود. «جهان اجتماعی» تباری پدیدارشناسانه دارد و به جامعه اشاره میکند. جهان اجتماعی در «بزرگی» و «سختی و صلبی» همانند طبیعت است ولی هویت آگاهانه جامعه را پاس میدارد و از تقلیل طبیعتگرایانۀ آن پیشگیری میکند. به عبارت دیگر اگرچه پدیده های اجتماعی را همچون طبیعت، بزرگ و بیرونی (واقعیتدار) تصویر میکند ولی این معنا را حفظ میکند که این پدیده بزرگ و بیرونی فراوردهای انسانی است.
جهان اجتماعی، فراوردۀ کنش انسان‌ها در محدودۀ جهان طبیعی و عالم ماورالطبیعی است. کنش انسانی معنادار و دارای وجوه شناختی، ارزشی و ارادی است. کنش اجتماعی نوعی از کنش انسانی معطوف و ناظر به دیگری و دارای معنای اجتماعی است. کنشهای اجتماعی و پیامدهای آنها، هستۀ مرکزی جهان اجتماعی را شکل میدهند که از آن به فرهنگ و جامعه تعبیر میشود. این پدیده ها، فراوردههایی انسانیاند و هویت و ماهیتی بیرون از جهان اجتماعی ندارند. ولی جهان اجتماعی ظرفیت فراروندگی و گستردگی دارد و گسترۀ مرزهای آن بخشهایی از جهان طبیعت و ماورالطبیعت را نیز در بر میگیرد. به میزانی که انسان‌ها به جهان طبیعت و ماورالطبیعت آگاه میشوند و زندگی اجتماعی آنها از این آگاهی متأثر میشود یا به تأثیر این دو جهان در زندگی خویش واقف میشوند، گسترۀ جهان اجتماعی خویش را تا این دایرۀ آگاهی، فرا میبرند. این سری پدیده ها اگرچه درون جهان اجتماعی و بخشی از آنند، ولی بیرون از جهان اجتماعی نیز از هویت و ماهیت خاص خود برخوردارند که صرفاً قابل تقلیل به جهان اجتماعی و زمینۀ فرهنگی و اجتماعی آن نیستند. به عنوان مثال میتوان به پزشکی و سلامت، اشاره کرد. این پدیده ها اگرچه درون جهان اجتماعی قرار میگیرند و دارای معنا و کارکرد اجتماعی هستند و به همین دلیل موضوع جامعهشناسی قرار میگیرند ولی هویت آنها قابل تقلیل به جهان اجتماعی نیست زیرا آنها درون طبیعت و بیرون از جهان اجتماعی نیز دارای هویتاند. به همین دلیل جامعهشناسی پزشکی، اگرچه کارکرد و ضرورت خاص خود را دارد، نمیتواند جایگزین علم پزشکی شود. همین وضعیت را میتوان برای پدیدههایی چون دین و اخلاق و … قائل شد. بدینترتیب درون جهان اجتماعی پدیده های متفاوتی وجود دارد، پدیدههایی که صرفاً هویت اجتماعی دارند و پدیدههایی که هویت اجتماعی صرف ندارند.
هر جهان اجتماعی دارای سه قلمرو نمادی(فرهنگ)، نهادی(جامعه) و فردی(شخصیت)است. اخلاق در مقام اصول و ارزش‌های اخلاقی در قلمرو نمادی و در قالب هنجارهای اخلاقی در قلمرو نهادی و در قالب ملکات اخلاقی در قلمرو فردی هر جهان اجتماعی حضور دارد. فرد با عضویت در جهان اجتماعی، ضمن بازتولید آن، خود نیز واجد هویتی میشود که هستۀ اصلی آن نظام اخلاقی اوست. نظام اخلاقی فرد، هویت او و جهان اجتماعی در تکوین، تداوم و تغییر یکدیگر مشارکت میکنند.
نظام اخلاقی فرد دارای وجوه شناختی، نگرشی و توانشی و محصول ابعاد هویتی او، یعنی؛ محصول دیالکتیک وجوه سه گانۀ ارگانیسم، من مفعولی و من فاعلی اوست. ارگانیسم امتداد وجودی او در جهان طبیعت است. من مفعولی او ناشی از زمینۀ فرهنگی و عضویت اجتماعی او یا امتداد وجودی او در جهان اجتماعی است. من فاعلی، خود فردی او و امتداد وجودیاش در عالم ماوراالطبیعه است.
شکل صفحه بعد به صورت شماتیک مدخلیت جهان‌های سهگانه و دیالکتیک درون جهان اجتماعی را در سطوح مختلف نشان می دهد.
جهان ماورالطبیعی
من فاعلی
فرهنگ
عقاید و نمادها
دانشی
تمایلات زیستی - روانی
جهان اجتماعی
نگرشی
نظام اخلاقی
من مفعولی
فرد
توانشی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 89
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 93
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی رابطه بین مدیریت دانش با سلامت سازمانی ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ارزیابی کیفیت برنامه های درسی رشته علوم تربیتی(گرایش مدیریت ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع مدل سازی گره و محاسبه مصرف توان ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی خواص فیزیکی فیلم نانو کامپوزیت پلی لاکتیک ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره : بررسی میزان وقوع استفاده از اینترنت توسط دانشجویان ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی زیبایی شناسی خطبه های طاووس، أشباح و قاصعه- ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره مدل سازی پوشش دینامیکی شبکه های حسگر خودرویی بر ...
  • راهنمای نگارش مقاله درباره بررسی تاثیر ساختار سرمایه بر نقد شوندگی سهام ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع زمان بندی ماشین های موازی غیر مرتبط با اثر ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان