ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مطالب پژوهشی درباره شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر تسهیل تجارت ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱۴۷

 

 

 

ترکیه

 

۱۱

 

۹۳

 

۹

 

۷۱

 

 

 

امارات

 

۶

 

۶۹

 

۲

 

۳۳

 

 

 

ازبکستان

 

۱۸

 

۱۳۸

 

۲۰

 

۱۶۶

 

 

 

یمن

 

۱۰

 

۹۰

 

۱۱

 

۹۹

 

 

 

(منبع: اشرفی و فهیمی فر، ۱۳۹۰)

 

 

  •  

 

 

  • شاخص شروع یک کسب و کار

 

 

 

 

این شاخص کل فرایندی را که یک کارآفرین به منظور تاسیس یک شرکت تا بهره برداری رسمی برای شروع یک کسب و کار تجاری، خدماتی و یا صنعتی انجام می دهد، ارزیابی می کند. نمودار (۲-۵) ارائه دهنده شاخص شروع یک کسب و کار بین کشورهای مورد مطالعه در سال های (۲۰۱۲-۲۰۰۷) می باشد. همان طور که مشاهده می شود پس از عراق کشور تاجکستان بالاترین رتبه و کشور افغانستان کمترین رتبه را دارا می باشند. در بین کشورهای مورد مطالعه، عربستان سعودی بیشترین میزان بهبود را در سال ۲۰۱۲ نسبت به سال ۲۰۰۷ با ۱۴۶ پله ارتقاء دارا بوده و کشور کویت با ۳۸ رتبه کاهش در این سالها با بیشترین میزان نزول مواجه بوده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
نمودار ۲-۵) شاخص شروع یک کسب و کار کشورهای همسایه ایران در سالهای (۲۰۱۲-۲۰۰۴)
در رابطه با رتبه بندی در منطقه در سال ۲۰۰۷ کشور افغانستان رتبه یک و در سال ۲۰۱۲ عربستان و ارمنستان این رتبه را به خود اختصاص داده اند و یمن و عراق به ترتیب در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲ بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده اند. لازم به ذکر است که رتبه ایران بین کشورهای منطقه برای هر دو سال ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲ به ترتیب برابر با ۷ و ۸ بوده است (اشرفی و فهیمی فر، ۱۳۹۰: ۱۸).
.
نمودار۲-۶) رتبه بندی منطقه ای شاخص شروع یک کسب و کار در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲
همان طور که مشاهده می شود جدول (۲-۷) زیر شاخص های مرتبط با شاخص شروع یک کسب و کار را در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۲ در کشورهای مورد مطالعه ارائه نموده است. منظور از تعداد مراحل در شاخص شروع کسب و کار تعداد موانع و مراحل قانونی است که یک سرمایه گذار به منظور شروع کسب و کار با آنها مواجه می شود. از منظر زیر شاخص مراحل در سال ۲۰۰۴ کشور آذربایجان و در سال ۲۰۱۲ کشور کویت بیشترین میزان را دارا بوده، به عبارتی تعداد مراحل شروع یک کسب و کار در این کشورها طولانی‎تر از بقیه می باشد. در سال ۲۰۰۴ کشور لبنان و در ۲۰۱۲ قرقیزستان در رابطه با زیر شاخص مراحل کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند. در مقام مقایسه بین سال های (۲۰۱۲- ۲۰۰۴) بیشترین میزان بهبود در رابطه با زیر شاخص مراحل متعلق به کشور عربستان به میزان ۱۰ واحد می باشد به گونه ای که از عدد ۱۳ به عدد ۳ رسیده است و کمترین میزان تغییر مربوط به کشورهای کویت و لبنان با یک واحد تغییر می باشد. کشور ایران نیز با ۳ واحد کاهش در این سال ها مواجه بوده که نشان دهنده بهبود شرایط این زیر شاخص در کشور می باشد (اشرفی و فهیمی فر، ۱۳۹۰: ۲۱).
از زیر شاخص های دیگر شروع کسب و کار، تعداد روزها می باشد که هر چه این عدد بیشتر باشد نشان دهنده طولانی تر بودن زمان لازم برای شروع کسب و کار می باشد. در رابطه با تعداد روزهای کاری لازم برای انجام فرایند شروع یک کسب و کار در سال ۲۰۰۴ کشور ارمنستان و در سال ۲۰۱۲ عربستان کمترین میزان را به خود در بین کشورها اختصاص داده اند. بیشترین میزان این شاخص در سال ۲۰۰۴ متعلق به کشور آذربایجان و در سال ۲۰۱۲ متعلق به کشور عراق می باشد. کشور آذربایجان با کاهش ۹۷ روز از تعداد روزهای کاری لازم برای انجام فرایند بیشترین میزان بهبود را در این شاخص داشته است، به گونه ای که از ۱۰۵ روز در سال ۲۰۰۴ به ۸ روز در سال ۲۰۱۲ رسیده و کشورهای کویت و پاکستان با ۳ روز کاهش کمترین میزان تغییر را به خود اختصاص داده اند. کشور ایران نیز با۲۱ روز کاهش از ۲۹ روز در سال ۲۰۰۸ به ۸ روز در سال ۲۰۱۲ رسیده است.
منظور از هزینه در شروع کسب و کار آن میزان هزینه ای (بر حسب دلار) است که یک کار آفرین طی مراحل شروع یک کسب و کار باید بپردازد و در نتیجه هر چه این مقدار بالاتر باشد احتمال ثبت کسب و کار کاهش می یابد. سهم هزینه شروع یک کسب و کار از درآمد سرانه کشور یمن در سال ۲۰۰۴ برابر با ۲۵۷ و در سال ۲۰۱۲ در کشور عراق برابر با ۷/۱۱۵ می باشد که در مقام مقایسه بیشترین میزان را از این منظر داشته اند. حداقل میزان این زیر شاخص در سال ۲۰۰۴ متعلق به کویت و در سال ۲۰۱۲ متعلق به قزاقستان می باشد. بیشترین میزان تغییر در این زیر شاخص در سال ۲۰۱۲ نسبت به ۲۰۰۴ مربوط به کشور یمن و کمترین میزان تغییر متعلق به کویت می باشد. البته لازم به ذکر است کشور کویت از منظر هزینه کمترین میزان را دارا می باشد. ایران نیز با ۷/۲ کاهش در سال ۲۰۱۲ نسبت به سال ۲۰۰۴ مواجه بوده است (اشرفی و فهیمی فر، ۱۳۹۰).
منظور از حداقل سرمایه لازم مقدار سرمایه ای است که سرمایه گذار می بایست پیش از ثبت کسب و کار در حساب بانکی خود سپرده گذاری کند. این حساب در خلال فرایند ورود به کسب و کار مسدود می شود و در بسیاری از کشورها تا زمان انحلال هویت حقوقی همچنان مسدود می ماند و هر چه قانون شروع کسب و کار این مقدار سرمایه بیشتر وضع کند کار آفرینان کوچکتر و دارای سرمایه کمتر از حیطه کسب و کار خارج می شوند. کشور های سوریه و عمان به ترتیب در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۲ بیشترین میزان حداقل سرمایه مورد نیاز به صورت درصدی از درآمد سرانه را دارا بوده اند که این امر گویای آنست که در این کشورها بیشترین میزان سرمایه با دیگر کشورهای مورد بررسی به منظور شروع یک کسب و کار لازم و ضروری است. در مقایسه با سال ۲۰۰۴ کشور سوریه بیشترین میزان کاهش حداقل سرمایه را مواجه بوده که بیانگر بهبود شرایط سرمایه گذاری در این کشور از منظر این شاخص می باشد. کشور ازبکستان نیز با ۲/۴ افزایش در میزان سرمایه گذاری در سال ۲۰۱۲ نسبت به سال ۲۰۰۴ مواجه بوده که از این منظر تنها کشور منطقه می باشد که دارای افزایش در این زیر شاخص بوده است. کشور ایران نیز با ۸/۱ کاهش در سال ۲۰۱۲ نسبت به سال ۲۰۰۴ مواجه بوده است.
جدول ۲-۷٫ زیر شاخص های شروع یک کسب و کار کشورهای همسایه ایران در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۲

نظر دهید »
پژوهش های پیشین در مورد حقوق بین الملل در زمینه بهره برداری از میادین ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مقدمه
۱-بیان مسأله
از زمان حفر اولین چاه نفت در سال ۱۸۵۹ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا روند استفاده از این ماده در تاریخ بشر دگرگون گردیده است. در دوران باستان و در برخی تمدنهای کهن، نفت به عنوان منبع روشنایی یا سلاح استفاده می شد. اما استفاده صنعتی از آن در قرن نوزدهم شروع گردید. اهمیت منابع نفت وگاز به حدی است که می توان این منابع را موتور محرکه اقتصاد جهانی،سیاست بین المل وصنعت جهان دانست، به نحوی که ریشه بسیاری از جنگها و منازعات مسلحانه و مبنای کثیری از تصمیم گیریها در نظام بین الملل، وجود این منابع می باشد.خاور میانه به عنوان قطب اصلی تولید تولید نفت وگاز جهان، آیینه تمام نمای نابردباریها و ناملایماتی است که منشأ اصلی آنها وجود ذخایر نفت وگاز و رقابت قدرتها جهت تسلط بر این منابع می باشد. این رقابت در وجوه مختلف سیاسی و نظامی مشهود بوده وبه نظر می رسد کماکان تداوم یابد.
از زمان آغاز تولید تجاری نفت وگاز به تدریج شاهد شکل گیری قواعد حقوقی مرتبط با آن بوده وهستیم. مادام که ذخایر نفت وگاز در محدوده مرزهای ملی دولتها قرار داشته باشد، دولت به عنوان رکن رکین تنظیم و اجرای قواعد حقوقی، دارای حاکمیت بلا منازع بوده ومبادرت به ایجاد ساز وکارهای حقوقی وفنی در زمینه اکتشاف، بهره برداری،توسعه میادین نفت وگاز وتجارت آن می نماید. اما مساله به همین جا ختم نمی گردد؛زیرا از یک سو بازیگران غیر دولتی همچون شرکتها و حتی دولتهای خارجی در عرصه سرمایه گذاری های مرتبط با این مواد ورود پیدا می کنند و از سوی دیگر طبیعت سیال این مواد به گونه ای است که گاه از مرزهای جغرافیایی یک کشور عبور کرده و وارد قلمرو کشور دیگر می شود.علاوه بر آن، تنظیم قواعد حقوقی حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی وا قع در بستر وزیر بستر دریا درمناطق دریایی چون دریای سرزمینی، منطقه مجاور، منطقه انحصاری اقتصادی وفلات قاره ، منبعث از حقوف بین الملل می باشد. بنابراین، پرداختن به مباحث حقوقی ناظر بر بهره برداری از میادین فرامرزی یا مشترک نفت وگاز مستلزم بررسی موضوع از منظر حقوق بین الملل است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
کشور ما دارنده دومین ذخایر گاز وسومین ذخایر نفت جهان است. بسیاری از این ذخایر در منا طق دریایی جنوب وشمال کشور قرار داشته وشمار قابل توجهی از این میادین با کشورهای همسایه مشترک بوده یا اینکه موضوع اختلاف حاکمیت ایران وسایر کشورها می باشند. این در حالی است که در دریای مازندران توافقی در زمینه تحدید حدود دریایی به عمل نیامده ودر کنار تداوم مذاکرات مر بوط به تعیین رژیم حقوقی دریای مازندران، بهره برداری یک جانبه از میادین نفت وگاز آن کماکان ادامه دارد. این دو منطقه از جهان از حیث ارتباط با ایران دارای اهمیت فراوانی جهت مطالعه هستند. علاوه بر آن، در منطقه دیگری از گیتی یعنی خلیج مکزیک به دلیل مجاورت با ایالات متحده آمریکا به عنوان خاستگاه اولیه بسیاری از قواعد حقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز و مهد مالکیت خصوصی بر این منابع، می تواند ارزش شایانی جهت پژوهش داشته باشد.نکته قابل توجه آن است که اصل موضوع یعنی رژیم حقوقی بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز دارای ابهامات زیادی بوده و محل بحث ومناقشه نظری میان حقوقدانان است.
۲- سؤالات تحقیق
در خلال مباحث این رساله به سؤالات اصلی و فرعی متعددی پاسخ داده می شود.
۱-۲- سؤالات اصلی
سؤالات اصلی این تحقیق عبارتند از:
۱- آیا حقوق بین الملل دارای قواعد خاصی در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی می باشد؟
۲- خاستگاه قواعد حقوق بین الملل وماهیت تعهدات دولتها در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی چیست؟
۳- رژیم حقوقی ناظر بر بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در خلیج فارس ، دریای مازندران و خلیج مکزیک و وجوه اشتراک و افتراق آنها چیست؟
۲-۲- سؤالات فرعی:
مهمترین سؤالات فرعی مطروحه در این رساله به شرح زیر می باشند:
۱- چه رابطه ای میان تحدید حدود دریایی وبهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز وجود دارد؟
۲- تعهدات دولتها در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز، تابع چه مؤلفه هایی است؟
۳- کدامیک از اشکال همکاری در بهره برداری از منابع مشترک نفت وگاز در سه منطقه خلیج فارس،دریای مازندران وخلیج مکزیک پذیرفته شده است؟
۴- ساز و کار قراردادی موجود در موافقت نامه هایی یکی سازی و توسعه مشترک چیست. ؟
۵- آیا قالب قراردادی موجود در حقوق ایران جهت بهره برداری مشترک از میادین مشترک نفت وگاز مناسب است؟
۳- فرضیات تحقیق:
این رساله در صدد اثبات فرضیات اصلی و فرعی زیر است:
۳-۱- فرضیه اصلی:
حقوق بین الملل دارای چارچوب حقوقی در خصوص بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز است. اگرچه تمام ابعاد و وجوه این چارچوب روشن نبوده و ابهاماتی در این زمینه وجود دارد،لیکن معاهدات دو جانبه و رویه دولتها و پاره ای از احکام مقرر در برخی از معاهدات چند جانبه مبین وجود یک قاعده عرفی مبنی بر همکاری در این خصوص است.قاعده ای که در کلیت خود شامل توسعه مشترک ویکی سازی این منابع می گردد، اما لزوماً منجر به این دو شق نمی شود. به دیگر سخن، قاعده عرفی موجود متضمن همکاری دولتها و منع بهره برداری یک جانبه است ولی شکل خاصی از همکاری را پیش بینی نمی کند.
در حوزه خلیج فارس و خلیج مکزیک نیز اصل مستنبط از رویه دولتها ومعاهدات دو جانبه، همکاری است.در دریای مازندران رویه مبتنی بر همکاری ازسوی سه دولت ساحلی در شمال این دریا پذیرفته شده است.
۳-۲- فرضیات جایگزین:
۱- بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز منوط به تحدید حدود دریایی نبوده و دولتها می توانند در قالب راهکارهای موقت و بدون خدشه به حقوق خود در مذاکرات تحدید حدود از منابع مذکور بهره برداری نمایند .رویه قضایی و کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها از این دیدگاه حمایت می کند.
۲-در پرتو معاهدات دو وچند جانبه، رویه قضایی و سایر اسناد بین المللی می توان عناصری چون لزوم مذاکره، تبادل اطلاعات، منع بهره برداری یک جانبه،خودداری از اقدامات مخاطره آمیز برای توافق نهایی در تحدید حدود و….را به عنوان قدر متیقن استخراج کرد.
۳- در خلیج فارس موافقت نامه های توسعه مشترک وشرط مخزن مشترک در موافقت نامه های تحدید حدود دریایی روشنگر ابعاد تعهدات دولتهاست .اما در مورد میادین مشترک ایران با کشورهای همسایه ،جز یک مورد ،بهره برداری به صورت یک جانبه صورت می گیرد .یکی از دلایل مهم این امر عدم تناسب قوانین داخلی ایران است .در دریای مازندران سه کشور ساحلی در شمال وشمال غرب آن، تر تیبات توسعه مشترک را طراحی کرده اند. در سایر مناطق بهره برداری به صورت یک جانبه انجام می پذیرد . دلیل این امر نیز اختلاف دید گاه ها در خصوص رژیم حقوقی این دریاست. در خلیج مکزیک توافق اصولی در زمینه بهره برداری مبتنی بر همکاری وجود دارد .لکن تاکنون ساز وکار توسعه مشترک و یکی سازی اجرایی نشده است .علت آن نیز نا هماهنگی قوانین ایالات آمریکا و مکزیک می باشد.
۴- سازو کار قراردادی موجود در اغلب موافقت نامه های توسعه مشترک و یکی سازی بین المللی، به صورت مشارکت در تولید ،مشارکت در سرمایه گذاری، امتیاز یا کنسرسیوم است .به نظر می رسد قالب قراردادی بیع متقابل و خرید خدمت جهت اجرای این رژیم مناسب نمی باشد.
۴-اهمیت موضوع:
نفت به عنوان مهمترین منبع انرژی دارای سهم ۹۷ درصدی در صنعت حمل و نقل ، سهم ۳۳ درصدی در بخش صنعت و سهم ۶ درصدی در صنعت تولید برق جهان است[۱]. بدین ترتیب می توان نفت را شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی نامید. در طول سالهای ۱۹۷۹-۱۹۷۴ کاهش تولید نفت موجب افزایش قیمت آن و رکود اقتصادی جهان و شوک تورمی شد. اگرچه با پیشرفت تکنولوژی حامل های جایگزین انرژی نیز در اقتصاد جهانی وارد شده اما تردیدی وجود ندارد که نفت همچنان مهمترین عامل در اقتصاد جهانی است. وابستگی اقتصادی کشورها به نفت از دو منظر تحلیل می گردد. در کشورهای صادر کننده این کالا، استوار کردن اقتصاد بر نفت، نوعی ناهنجاری اقتصادی است که از آن به عنوان «بیماری هلندی» یاد می شود که باعث وابستگی بودجه یک کشور صادر کننده، به نفت می گردد. در کشورهای وارد کننده نیز این وابستگی موجب می شود؛ اقتصاد داخلی این کشورها همواره تحت تأثیر نوسانات بازار نفت قرار گرفته و از بی ثباتی رنج برد[۲]. روند تقاضای انرژی در دهه های آینده، نشان می دهد که گرچه سهم دیگر حامل های انرژی ها افزایش می یابد، ولی نفت همچنان به عنوان انرژی استراتژیک جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. رشد تقاضای جهانی برای نفت نشان می دهد که چین و هند به ترتیب بالاترین افزایش در تقاضای نفت را تجربه کرده اند[۳]. گزارش سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در سال ۲۰۰۸ حاکی از آن است که تا سال ۲۰۳۰ رشد تقاضای جهانی برای نفت کماکان رو به افزایش خواهد بود و در این سال نفت ۳۶/۱۵ درصد و گاز ۲۷/۱۴ سهم انرژی را خواهند داشت[۴].
بر این اساس می توان گفت که تا دو دهه آینده نفت و گاز کماکان اولویت اقتصادی کشورها در عرصه تصمیم گیریها و معادلات بین المللی هستند. امروز نمی توان نقش این دو کالای ارزشمند را در اتخاذ مواضع سیاسی و جناح بندی کشورها در روابط بین المللی نادیده انگاشت. حتی برخی بر این باورند که در جنگ ها کلید پیروزی در دست طرفی نهاده می شود که منابع عظیم تر و مقادیر بیشتر نفت در اختیار داشته باشد[۵].
ذخایر اثبات شده نفت جهان حدود ۲۰۷/۳۴۲/۱ تریلیون بشکه تخمین زده می شود. از نظر پراکندگی منطقه ای، ذخایر نفتی آمریکا شمالی ۲۰۹۹۰ میلیارد آمریکا مرکزی و جنوبی ۱۲۲۶۸۷ میلیارد، اوراسیا۹۸۸۸۶ میلیارد ، خاورمیانه ۷۴۵۹۹۸ میلیارد، آفریقا ۱۱۷۰۶۴ میلیارد، آسیا ۳۴۰۰۶ میلیارد، بشکه برآورد می گردد[۶] ملاحظه می شود بیشترین ذخایر اثبات شده نفت جهان در منطقه خاور میانه قرار دارد که حدو شصت درصدکل ذخایر نفتی جهان را شامل می شود.
تقاضای جهانی برای نفت رابطه تنگاتنگی با رشد اقتصادی جهان دارد . پیش بینی می شود بیشترین رشد اقتصادی تا سال ۲۰۳۰ متعلق به کشور های در حال توسعه بالاخص چین و آسیای جنوبی خواهد بود که رشد سالیانه ۷/۴ تا ۳/۶ در صد را تجربه خواهند نمود و در نتیجه به واسطه اقتصاد پویا وجمعیت زیاد خود بیشترین تقاضای انرژی را خواهند داشت[۷] . با اینکه انرژی های جایگزین نفت در بسیاری از مناطق مورد استفاده قرار خواهد گرفت، ولی پیش بینی می شود نیاز به انرژی تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۲ درصد رشد داشته و ۸۰ درصد از این نیاز توسط نفت بر آورده می شود. مصرف روزانه نفت در این سال ۱۰۶ میلیون شبکه در روز خواهد بود[۸]. ذخایر گازی جهان در سال ۲۰۰۶ حدود ۴۶/۱۸۱ تریلیون فوت مکعب بوده که ۱۷/۲۸ تریلیون مکعب آن یعنی ۵/۱۵ در صد آن متعلق به ایران و ۱۱/۵۸ تریلیون فوت مکعب یعنی ۳۲ در صد آن مربوط به روسیه بود[۹] . بیشترین تولید گاز جهان مربوط به خاور میانه با حدود ۴۰ درصد بوده و حدو ۸۰ در صد این میزان مربوط به کشور های ایران، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی می باشد.[۱۰] ایران پس از روسیه بزرگترین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد و در خاورمیانه مقام اول تولید را دارد و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ تریلیون فوت مکعب گاز تولید نماید[۱۱]. کل ذخایر اثبات شده گاز جهان در اول ژانویه ۲۰۰۹ حدود ۲۵۴/۶ تریلیون فوت مکعب بوده که نسبت به سال ۲۰۰۸، ۶۹ تریلیون فوت مکعب رشد نشان می دهد . اگرچه ایران پس از روسیه حائز مقام دوم در میزان ذخایر است ، اما در سال ۲۰۰۹بیشترین رشد اکتشاف ذخایر گازی جهان متعلق به ایران بود و ذخایر آن به ۴۳ تریلیون فوت مکعب رسید . همچنین ایالات متحده با ۲۷ تریلیون فوت مکعب رشد (۱۳ در صد ) بعد از ایران دارای بیشترین رشد جهانی بوده است[۱۲].در حال حاضر سه قطب اصلی خایر گاز جهان ایران، روسیه و قطر می باشند که روی هم رفته ۵۷ درصد ذخایر گاز جهان را در اختیار دارند.[۱۳]
علاوه بر اهمیت نفت و گاز در اقتصاد جهان ،موضوع از بعد دیگر نیز شایان اهتمام است. امروزه در بسیاری از مناطق جهان ،دلیل عدم توافق دولتها در تحدید حدود دریایی، وجود میادین مشترک نفت وگاز و یا وجود مناطق اختلافی نفت وگاز می باشد.این امر به خودی خود وبه طور بالقوه می تواند اختلافات بین المللی را تشدید و صلح وامنیت بین المللی را به مخاطره اندازد.آنچنانکه در خلال مباحث این رساله ذکر خواهد شد،در برخی مناطق جهان ،اختلاف بر سر بهره برداری از میادین نفت وگاز تا مرز درگیری نظامی تشدید شده است. از اینرو تعریف وتثبیت رژیم حقوقی بین المللی ناظر بر بهره برداری از این منابع می تواند در پیشگیری از تشدید اختلافات ومآلأتحکیم صلح وامنیت بین المللی مفید باشد.
ایران دارای حداقل ده میدان مشترک نفت و گاز در خلیج فارس ودریای عمان و یک میدان نفتی مورد اختلاف دردریای مازندران است .در حالیکه برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مشترک از میادین مشترک خود استفاده می کنند،ایران تاکنون نتوانسته چنین ترتیباتی را در مورد میادین مشترک خود طراحی کند .در نتیجه کشورها ی همسایه با اتکاء به تکنولوژی پیشرفته وجذب سرمایه های عظیم خارجی چندین برابر از این میادین برداشت می نمایند وبه تبع آن زیانهای سهمگینی متوجه اقتصاد ایران می شود. در حوزه دریای مازندران نیز این روند مشهود است .اختلاف ایران وآذربایجان در مورد میدان نفتی البرزدر یک مرحله حتی تا سرحد درگیری نظامی پیش رفت. سایر کشورهای ساحلی نیز بی اعتنا به موضوع تعیین رژیم حقوقی این دریا ، به صورت یک جانبه و دو جانبه به بهره برداری از میادین نفت وگاز می پردازند و حتی کمپانی های نفتی کشورهای غربی ، ژاپن و چین در این منطقه حضور ورقابت فعال دارند. بنابراین مطالعه موضوع وضعیت حقوقی میادین مشترک در مناطق دریایی ایران و جهان رابطه تنگاتنگی با منافع ملی ایران داشته و می تواند در روشن کردن ابهامات آن نقش اساسی داشته باشد.
۵- پیشینه موضوع:
اگرچه دو کنوانسیون اصلی مربوط به حقوق دریاها یعنی کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو وکنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها مسائلی چون حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی بستر وزیر بستر دریا، حقوق و تعهدات دولتها در مناطق دریایی و ضوابط حاکم بر تحدید حدود دریایی را روشن ساخته اند، لکن به طور صریح و مستقل به رژیم حقوقی حاکم بر بهره برداری از منابع طبیعی مشترک اشاره ای ننموده اند. این سکوت موجب شده تا مجال برای مناقشات و مجادلات حقوقی میان نظریه پردازان فراهم گردد. کمیسیون حقوق بین الملل بحث در مورد مخازن آب مشترک را به پایان رسانده وطرح یک کنوانسیون بین المللی در این زمینه را تقدیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد کرده است . موضوع میادین مشترک نفت وگاز در یک دوره زمانی در دستور کار این کمیسیون قرار گرفت ولی به دلیل ملاحظات فنی ، عملی وسیاسی از قبیل جهان شمول نبودن موضوع ،پیچیدگی تکنیکی مسائل مربوط به نفت وگاز ،حساسیت سیاسی و عدم اقبال کشورها به و تدوین قواعد حقوقی در این زمینه آن را از دستور کار خود خارج کرد.[۱۴] در مجامع علمی ،دیر زمانی است که تحقیقاتی در رابطه با منابع طبیعی مشترک و میادین مشترک نفت وگاز از منظر حقوق بین الملل صورت گرفته وکتب ،مقالات و پایان نامه هایی در داخل و خارج به رشته تحریر در آمده است[۱۵]. در ادبیات حقوقی خارجی نیز مقالات ، کتب و پروژه های تحقیقاتی زیادی در این زمینه مسائل حقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز تدوین شده و می توان گفت که این موضوع در ادبیات حقوقی خارجی پدیده جدیدی نیست . ویژگی منابع مربوط به این موضوع این است که تعداد محدودی صاحب نظر آثار متعددی را خلق کرده اند .به همین دلیل به هنگام مراجعه به منابع اغلب به نامهای تکراری چون ، اونگ[۱۶] ، میوشی[۱۷] ، اونریتو[۱۸]، لاگونی[۱۹] و…. مواجه می شویم .صرفنظر از تحولات حقوقی نظیر تصمیم کمیسیون حقوق بین الملل در کنار نهادن مطالعه موضوع که در سال ۲۰۱۰ رخ داد و در تحقیقات فوق به آن اشاره ای نشده است ، رساله حاضر دارای ویژگی هایی است که آنرا متمایز می کند؛ اولأدر بخش بر رسی موضوع از منظر حقوق بین الملل کوشیده شده که برخی معاهدات و آراء که در آثار فوق به پرداخته نشده، ذکر شود . ثانیأ رویه های دوجانبه با جزییات بیشتری مورد مطالعه قرار گرفته است .ثالثأاز همه مهمتر فرضیه این رساله این است که اصل همکاری در بهره برداری از این منابع ماهیت عرفی دارد. این فرضیه در بسیاری از آثار موجود با تردید مواجه شده است.رابعأ این رساله بیشتر بر موضوعات مربوط به ایران متمرکز شده و در آن مسائلی چون رژیم قراردادها و قوانین ایران در رابطه با بهره برداری از منابع نفت وگاز ،سیر تطور قراردادها وقوانبن ایران ،مسائل مربوط به رژیم حقوقی دریای مازندران ووضعیت میادین مشترک ایران در خلیج فارس مطالعه شده است.خامسأ تمرکز اصلی این رساله بر سه حوزه مشخص جغرافیایی یعنی خلیج فارس ،دریای مازندران وخلیج مکزیک است مطالعه همزمان این موضوع در سه منطقه خلیج فارس، دریای مازندران و خلیج مکزیک مسئله ای بدیع بوده و نگارنده در خلال مطالعات خود در آثار داخلی و خارجی تاکنون با پیشینه ای مواجه نشده است.
۶-هدف تحقیق:
هدف از این تحقیق واکاوی قواعد حقوق بین الملل در مورد منابع مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی و استخراج این قواعد وتحلیل آنها وسپس مطالعه تفصیلی و تطبیقی موضوع در سه منطقه خلیج فارس، دریای مازندران وخلیج مکزیک وتوصیف رژیم حقوقی موجود در این منطقه می باشد.به نحوی که نواقص وباید ونبایدهای آن بالاخص در ارتباط با مسائل ایران آشکار شده و بتواند مورد استفاده سیاستگذاران و دست اند کاران صنعت نفت وگاز کشور قرار گیرد.
۷-ساماندهی تحقیق:
این رساله در سه فصل به رشته تحریر در آمده است. در فصل اول به واژه شناسی ومفاهیم بنیادین مربوط به میادین مشترک نفت وگاز پرداخته شده و تعاریفی چون نفت،گاز، میادین مشترک، توسعه مشترک، یکی سازی ، مناطق دریایی،تحدید حدود، انواع قردادهای نفتی ،سیر تاریخی قوانین و قراردادهای نفتی ایران و…مورد بررسی قرار گرفته است.
در فصل دوم ،موضوع از منظر نظام منابع حقوق بین الملل تحلیل شده ودر این راستا معاهدات دو وچند جانبه ،عرف، رویه قضایی ، دکترین وقطعنامه های نهاد های بین المللی به تفصیل مطالعه و کوشیده شده اصول و قواعد ی استنباط و استخراج شود.
در فصل سوم موضوع میادین مشترک نفت وگاز در سه منطقه خلیج فارس ،دریای مازندران وخلیج مکزیک مطالعه گردیده و علاوه بر معاهدات دوجانبه ، به طور اخص میادین مشترک نفت وگاز ایران با همسایگان مورد کنکاش قرارگرفته و سه منطقه مذکور از این حیث، مطابقت و وجوه اشتراک وافتراق آنها بیان شده است.در بخش نتیجه گیری نیز علاوه بر بیان نتایج تحقیق ،پیشنهادات عملی ذکر گردیده است.
۸-روش تحقیق:
روش تحقیق دراین رساله برمبنای مطالعه کتابخانه ای وبه صورت تحلیلی- توصیفی استوار است. بدین ترتیب که کوشیده شده با مراجعه به منابع داخلی وخارجی واسناد بین المللی وبا تمسک به دوشیوه استدلال قیاسی و استقرایی،به توصیف وتحلیل قواعد وموازین حقوقی پرداخته شود.

بخش اول
واژه شناسی و مفاهیم بنیادین
میادین مشترک نفت و گاز در مناطق دریایی
در خصوص اهمیت نفت وگاز در زندگی بشر امروز به اندازه کافی در مقدمه سخن گفته شد.به جرأت می توان گفت که انسان امروز ، بر نفت وگاز فائق آمده واین تفوق مرهون شناخت است. در تمام حوزه های زندگی بشر ، شناخت و معرفت سبب کامیاری او می شود. معرفت انسان امروز نسبت به منابع نفت وگاز باعث شده که امروزه سکو های حفاری در قلب اقیانوسها ایجاد و حتی اقدامات اکتشافی در آب وهوای طاقت فرسای قطب شمال نیز متو قف نشود.
هدف از بخش اول این رساله نیز رسدن به شناخت است. دراین بخش نفت وگاز تعریف شده وروند شکل گیری آنها تشریح می گردد. مکانهای تجمع نفت وگاز شناسایی و مفاهیم فنی وحقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی تبیین می گردد. با توجه به اینکه موضوع مطالعه ارتباط تنگاتنگی با حقوق حاکمه دولتها بر منابع طبیعی واقع در بستر دریا و تحدید حدود دریایی دارد ،مروری اجمالی بر تعریف مناطق دریایی و مسائل مربوط به تحدید حدود به عمل خواهد آمد. همچنین ،از آنجا که فرضیه این رساله این است که نظام قرارداهای نفتی ایران جهت بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز مناسب نیست، انواع قراردادهای نفتی نیز تعریف گردیده تا درک سایر مسائل طرح شده در فصول بعدی به سهولت صورت پذیرد.

نظر دهید »
طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره : بررسی زمینه های سیاست جنایی تقنینی ایران در قبال افساد ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

منظور از قانون مذکور در این مواد، قانون داخلی کشورهاست. به عبارت دیگر از آنجا که این دولتها هستند که تعیین می کنند در چه ظرف زمانی و مکانی می توان محدودیتها را به آزادی ها و حقوق اشخاص اعمال نمود، مواد پیش گفته در کنوانسیونها و اسناد حقوق بشر مقرر می دارد که این محدودیتها باید مطابق با قانون داخلی کشورها باشد. به عبارت دیگر این قانون داخلی است که به تعریف و شرایط اعمال محدودیتها می پردازد. قانون داخلی محدود کننده حقوق باید از کیفیت لازم برخوردار باشد، بدین معنی که این قانون، باید بطور رسمی انتشار یافته و محتوای آن روشن و بدون ابهام بوده و به گونه ای وضع شود که برای هر شخص قابل پیش بینی باشد. همچنین در این قانون، جزئیات و شرایط هرگونه محدودیت بر حقوق و آزادی های عمومی، باید بطور کامل ذکر گردد تا اشخاص بتوانند قلمرو حدود محدودیتهای خود را بدانند. علاوه بر این قانون باید شفاف بوده و بدین وسیله از استبداد در قانونگذاری جلوگیری گردد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
موضوع دیگری که به نظر می رسد در مورد اصل قانونی بودن در اسناد بین المللی حقوق بشر قابل تامل باشد توجه به مفهوم «خودسرانه» نبودن مداخلات است که در این اسناد به آن تاکید شده است. توضیح آنکه در اعمال محدودیتها بر حقوق بشر، در این اسناد نوعاً شرط شده است که می بایست «خودسرانه» نباشد. به عنوان مثال در ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر «توقیف، حبس و تبعید» «خودسرانه» منع شده است و ماده ۱۲ همین اعلامیه نیز بیان داشته که «احدی در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخلات «خودسرانه» قرار کیرد». اما اینکه وصف «خودسرانه» دقیقاً چه معنایی دارد، کاملاً روشن نیست. گرچه از ظاهر این مواد چنین به نظر می رسد که منظور از «خودسرانه»، «غیر قانونی بودن» مداخلات است. ولی با مطالعه صورت جلسه های مربوط به کارهای مقدماتی تهیّه اعلامیه، معلوم می شود که مراد تدوین کنندگان آن از «خودسرانه بودن»، «غیر عادلانه و ناموجه بودن امری است؛ اگرچه قانون کشور آن را اجازه داده باشد.» این موضوع تا حدی ابهام موجود در «خودسرانه» را از بین می برد.[۱۵۸]
در حقوق اسلامی بر اساس قاعده «قبح عقاب بلابیان» نمی توان کسی را به علت عملی که جرم شناخته نشده مجازات کرد. بر اساس «اصاله الاباحه» هرکس در مورد اشیا و امور حق هرگونه دخل و تصرف دارد، مگر در مواردی که قانون منع کرده باشد. بنابر این قاعده، اگر در جواز یا عدم جواز امری شک کنیم، عمل به آن مباح بوده و مرتکب، مجازات نمی شود.

 

    1. محدودیت قلمرو جرم انگاری

 

امروزه پذیرفته شده است قلمرو جرم انگاری، یعنی استفاده از ضمانت اجرای کیفری باید به مواردی محدود شود که منافع اساسی آحاد مردم یا جامعه لطمه دیده باشد.[۱۵۹] در غیر این صورت برای حمایت از منافع غیر ضروری، صرف ضمانت اجراهای مدنی و در مواقعی، اداری کافی است و نباید بدون دلیل پای حقوق کیفری و سلاح مجازات را به میان کشید. به تعبیر کلارکسون «برای کنترل رفتاری که می توان به خوبی توسط دیگر رشته های حقوقی تحت نظم درآید نباید از حقوق جزا استفاده کرد».[۱۶۰]
از میان تدابیر متعددی که می توانند اهداف مورد نظر مقنن را تامین کنند، تدبیری باید انتخاب شود که کمترین لطمه را به منافع و آزادی های خصوصی وارد می آورد. تشخیص این ویژگی مستلزم تجویز و تحلیل راه حلهای جانشین گوناگون و آثار قابل پیش بینی آنها بر واقعیات زندگی اعضای جامعه بوده و در نوع خود کاری پیچیده و سخت می باشد.
سیاست جنایی شورای اروپا از مدتها پیش بر این اصل متمرکز شده که حقوق کیفری آخرین حربه است. اگر نگاهی به فقه اسلامی بیاندازیم می بینیم جرایم ثابت و مهم یعنی جرایم مستوجب حد و قصاص که بیانگر ارزشهای اساسی مدنطر اسلام اند به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسند و باقی از زمره جرایم تعزیری اند که اهمیت کمتری دارند. این امر وقتی مهم است که بدانیم، مجازاتهای تعزیری در پایین ترین مرتبه طبقه بندی جرایم و مجازاتها از لحاظ شدّت و ضعف قرار دارند.
مهم آنکه اعمال مجازات تعزیری از لحاظ فقهی دارای درجاتی است که در اعمال آن باید مراتب تعزیر از وعظ، تهدید، توبیخ، مجازات سبک و … رعایت شود.[۱۶۱] به عبارت دیگر صرف وعظ یا تهدید یا توبیخ، مجازات تعزیری محسوب می شود. به هرحال با الگو قرار دادن همین مطلب که در فقه اسلامی جرایم مهم و سنگین به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند؛ می توان در به کارگیری نوع ضمانت اجراها احتیاط بیشتری نمود و تا حد امکان از ضمانت اجراهای غیر کیفری (اداری یا مدنی) استفاده کرد. این نکته هم باید خاطر نشان کرد که اصل وجود ضمانت اجرا برای رفتار افراد استثنا است و اصل بر آزادی عمل است. در میان ضمانت اجراها هم وجود ضمانت اجرای کیفری استثنا است و اصل بر وجود ضمانت اجراهای دیگر(مدنی و اداری) است.[۱۶۲] در کتب حقوق کیفری از این اصل با عنوان «سیاست جرم انگاری تا حداقل ممکن[۱۶۳]» یاد شده است.

 

    1. توسل به جرم انگاری به عنوان آخرین راه حل

 

حتی در حوزه ارزشهای اساسی و حیاتی مردم و جامعه هم نمی توان هر فعل یا ترک آن را جرم انگاری تلقی کرد، بلکه توسل به جرم انگاری باید به عنوان آخرین راه حل باشد. درست است که حقوق کیفری بیانگر ارزشهای اساسی جامعه است، اما با اخلاق متفاوت است.[۱۶۴] بسیاری از ارزشهای اخلاقی دارای ضمانت اجرای کیفری نیست. ارزشی در محدوده حمایت حقوق جزا قرار می گیرد که علاوه بر اساسی و مهم بودن، از طریق ضمانت اجراهای دیگر هم نتوان به حمایت از آن پرداخت. به عبارت دیگر هنگامی باید از حمایت کیفری استفاده کرد که چاره ای جز آن نباشد. به تعبیر کلارکسون «جامعه ای که برای آزادی ارزش و احترام قائل است از حقوق جزا فقط در موارد کاملاً ضروری و به عنوان آخرین راه حل کمک می گیرد.»[۱۶۵]
در حقوق کیفری کرامت محور که پاسداری از حرمت و کرامت افراد، دل مشغولی سیاستگذاران کیفری است، در هر مورد از جرم انگاری باید چنان مصلحتی در حمایت از حقوق و آزادیهای افراد وجود داشته باشد که بر مفسده ناشی از محدود کردن این حقوق و آزادی ها چیرگی داشته باشد. به عبارت دیگر در مجموع، باید مایه افزایش خودمختاری و حرمت و حیثیت شهروندان گردد.[۱۶۶]
به عقیده برخی از حقوق دانان «هر قانون کیفری با وجود تمامی مزایا، محدود کننده آزادی افراد و افزایش دهنده قدرت دولت است که نتیجه آن آسیب پذیری توده مردم در برابر حاکمیت است. انسان به حکم فطرت خواستار آزادی و رهایی از محدودیت است ولی لازمه حیات یک نظام اجتماعی آن است که مردم در محدوده قوانین و مقررات، آزادی خود را اعمال کنند. اگر قوانین و مقررات به ویژه در امور کیفری شرایط لازم را نداشته و یا حقوق طبیعی و فطری انسان هماهنگ نباشند، موجب ایجاد تعارض بین مردم و دولت خواهد شد برای حل این تعارض، وضع قوانین کیفری و استفاده از ضمانت اجراهای آن باید به کمترین حد ممکن برسد».[۱۶۷]

 

    1. تناسب بین جرم و مجازات

 

قانون مجازات ترجمان ارزشهای اساسی وجدان جمعی است. نوع کیفر مقرر در قوانین جزایی بیان کننده اندیشه و تدابیری است که هیئت حاکم برای برخورد با مجرمان برگزیده اند. یکی از اساسی ترین انتقادات وارده بر نظامهای کیفری به ویژه پیش از دوران کلاسیک، مربوط به عدم تناسب بین جرم و مجازات در جرم انگاری های انجام شده بوده است؛ اما این مهم در اندیشه های کلاسیک بطور مشخص دیده می شود.
میزان مجازات نیز از این حیث مهم تلقی می شود که نادیده گرفتن حداقلهای ممکن یعنی عدم تناسب بین جرم و میزان مجازات موجب رهایی قشر توانمند و گرفتاری طبقه پایین و تضییع حقوق آنهاست. پس درنظر گرفتن کیفرهای سخت برای جرایم سبک نیز با فلسفه جرم انگاری در تعارض است. بر همین اساس، برخی از اسناد جهانی بین المللی ممنوعیت اعمال مجازاتهای ظالمانه و غیر انسانی و خشن را مقرر داشته اند.
تناسب بین جرم و مجازات را از دو جهت می توان بررسی کرد: اولین مساله آن است که در صورتی که رفتاری پس از بررسی و امکان استفاده از سایر روشها جرم دانسته شود، خود رفتار جرم انگاری شده باید بررسی شود و مجازات و کیفر مناسب برای آن درنظر گرفته شود. هریک از مجازاتهای مرگ، کیفرهای بدنی، زندان، جزای نقدی، و استفاده از اقدامات تامینی و تربیتی باید متناسب با جرم ارتکاب یافته اعمال گردد. در نظام حقوقی ایران در موارد متعدد مجازات پیش بینی شده به لحاظ علمی و عملی با میزان صدمه وارده و همچنین درجه و نوع تقصیر مرتکب و انگیزه او متناسب نیست و در حقیقت پیش بینی و اعمال این قبیل مجازاتها نوعی استفاده ابزاری از مجرم برای رسیدن به هدف است.
یکی دیگر از انتقاداتی که بر نظام کیفری وارد می شود آن است که در هنگام جرم انگاری و اعمال مجازات به کارگیری خشونت را تجویز کرده اند. برای مثال در ایران، نقش قانونگذار در اعمال خشونت از طریق مجازات و همچنین در تشدید خشونت های اجتماعی از نوع قتل های اعتقادی و ناموسی و سیاسی برجسته می نماید؛[۱۶۸] بنابرین اجرای برخی از حدود، خشونت را در ماهیت خود به همراه دارند.
اما مسئله دیگر در خصوص همین مجازاتهای شدید اعطای حق اعمال آنها به شهروندان است. برای مثال در ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ آمده است: «در صورتی که مجنی علیه دارای یکی از حالات زیر باشد، مرتکب به قصاص و پرداخت دیه، محکوم نمی شود: الف- مرتکب جرم حدی که مستوجب سلب حیات است. ب-مرتکب جرم حدی که مستوجب قطع عضو است، مشروط بر اینکه جنایت وارد شده، بیش از مجازات حدی او نباشد، در غیر این صورت، مقدار اضافه بر حد، حسب مورد، دارای قصاص و یا دیه و تعزیر است. پ- … » و همچنین ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی جنایات در موارد مذکور در ماده را شبه عمدی می داند که قصاص در این موارد ساقط است. در بند ب ماده مذکور آمده است: «هرگاه مرتکب، جهل به موضوع داشته باشد مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شی یا حیوان و یا افراد مشمول ماده (۳۰۲) این قانون است به مجنی علیه وارد کند، سپس خلاف آن معلوم گردد.»
موارد یاد شده را از دو دیدگاه می توان نقد کرد: اول اینکه اعمال مجازات جز در دوره ای از تاریخ به شکل خصوصی انجام نمی شده است. رسیدگی به جرم و اعمال مجازات امروزه از طریق نظام قضایی در دولتهای مدرن انجام می شود؛ در حالیکه بنابر تجویز قانون مجازات اسلامی حق رسیدگی و قضاوت، اعمال مجازات و به عبارتی انتقام خصوصی به شهروندان واگذار شده است. دوم اینکه این گونه قوانین، ترویج کننده خشونت در بین مردم اند. مرگ حداکثر ضمانت اجرای حقوق کیفری است؛ امری که قانونگذار حق بکارگیری آن را به راحتی به شهروند تفویض کرده است.
به طور کلی اصول حاکم بر حقوق کیفری از قبیل اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و اصل عدم جرم شناختن اعمال، با استناد به قانونی که بعد از انجام یافتن آن فعل یا ترک فعل وضع شده است همگی می توانند به منظور رعایت قاعده تناسب کیفر با بزه به کارگرفته شوند.
در یک دادرسی عادلانه مجازاتهای تحمیلی بر محکوم باید متناسب با شدّت جرم و شرایط مجرم باشد. نه مجازات و نه شیوه اعمال مجازات نباید ناقض استانداردهای بین المللی باشد. افزون بر آن قانونگذار هم نمی تواند بنا به تمایل اکثر نمایندگان و تحت تاثیر جریانهای افراطی، هر عملی را جرم شناخته، برای آن کیفر شدید یا نامناسبی را مقرر دارد.
قانونگذار نمی تواند تحت این عنوان که مجاز به جرم انگاری اعمال است به هر نحو که می خواهد برای اعمال جرم انگاری شده تعیین مجازات کند و نباید از مبانی فلسفی ای که برای توجیه اعمال مجازات لازم است، غافل باشد. این ممنوعیت هم به نوع و هم به میزان مجازاتها باز می گردد؛ یعنی قانونگذار نمی تواند برای هر عمل مجرمانه ای هر نوع مجازاتی تعیین کند و قانونگذار مجاز به تعیین مجازات به هر میزان که تشخیص دهد نیست؛ بلکه باید تناسب را رعایت کند.
به نظر می رسد نگاه افراطی به این عبارت که «هرچه مجازات شدیدتر باشد، پیشگیری بهتری از وقوع جرم می کند»، صرف نظر از نادرستی آن، باعث استفاده ابزاری از مجرم می شود که امری خلاف موازین انسانی است. قانونگذار ایران بیشتر با در نطر گرفتن فایده اجتماعی مجازاتها (پیشگیری عمومی و خصوصی) به وضع قوانین و مقررات کیفری شدید پرداخته و طبیعت و اهمیت جرم ارتکابی و میزان صدمه و زیان ناشی از آن را در نظر نگرفته است. به عبارت دیگر از مجرم به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده کرده که با اصل کرامت ذاتی انسان مخالف است.[۱۶۹]
تاریخ تحولات حقوق کیفری و مطالعات میدانی و تجربی در جرم شناسی و کیفر شناسی بیانگر آن است که سیاست پیشگیری از جرم با تشدید مجازات به خصوص مجازات های بدنی و سلب کننده آزادی سیاستی محکوم به شکست بوده است.[۱۷۰] استفاده ابزاری از هدف ارعابی مجازات بدون توجه به مبانی و معیارهای جرم انگاری کاری از پیش نخواهد برد و اثری هم در پیشگیری از وقوع جرم نخواهد داشت.

 

    1. نافع و قابل ارزیابی بودن جرم انگاری

 

اصل دیگری که برای جرم انگاری لازم شمرده شده، آن است که حقوق جزا باید نافع باشد. به این معنا که فایده استفاده از آن، از زیانهایی که در اثر استفاده از حقوق جزا بر فرد و جامعه تحمیل می گردد، بیشتر باشد. در کتب فلاسفه حقوق کیفری هم «معیار توازن دلایل» تا حدود زیادی اشاره به همین مطلب دارد. در این معیار قابلیت اجرای قانون و هزینه هایی که از اجرای قانون بر جامعه تحمیل می شود مبنای توجیه یا عدم توجیه جرم انگاری محسوب می شود. اگر ضررهای جرم انگاری عمل خاصی بر فواید آن غلبه کند، در درستی اقدام مقنن باید تردید کرد، مگر اینکه ارزش مورد حمایت از دیدگاه جامعه آن چنان مهم باشد که جامعه حاضر به پذیرش آن باشد.
می توان گفت که لیبرالیسم جدید یا مکتب اصالت فایده یا سودنگر که در ابتدا در اندیشه های «هیوم» و «بنتام» تجلی یافت و پس از آن با تفکرات و نظریات «جان اسوارت میل» ادامه یافت، به نگاه سودگرانه مبتنی است. البته نظریات سود نگر نیز خود به دو گروه قابل تفکیک هستند، گروهی از نظریات فایده گرا با اعتقاد به جرم انگاری حداقلی و مقید به اصل آزادی منفی بوده و دسته ای دیگر قائل به فایده گرایی مبتنی بر اصل رفاه و آزادی مثبت و در نتیجه جرم انگاری تهاجمی می باشند.[۱۷۱] فایده گرایی نخستین بیشترین منفعت را در بیشترین آزادی برای همه افراد جامعه می داند، با این ویژگی که برای فراهم کردن این آزادی خود را ناچار از مداخله در آزادی، به منظور جلوگیری از دخالت در آزادی دیگران محسوب می نماید و این به معنی مفهوم منفی آزادی است. بنابرین بر اساس این نظریه مداخله مشروع جامعه و دولت در آزادی، مداخله حداقلی می باشد.
مطابق نظر دوم، هرچند آزادی در جامعه بسیار سودمند و حیاتی است اما تأمین، توسعه و تضمین آن نیازمند مداخله هایی است که باید از رهگذر منابع رسمی و مشروع قدرت صورت گیرد و حمایت از منافع جامعه باید همانند منافع فردی در دستور کار دولتهای دموکراتیک قرار گیرد. مطابق این گرایش فکری، تکلیف دولت را نباید تنها منع مداخله در آزادی تلقی کرد، بلکه فراهم کردن شرایط و مقدمات آزادی ها را نیز در زمره وظیفه دولت باید قرار داد. این گرایش فکری با استناد به اصل رفاه به عدالت اجتماعی باور داشته و صرف جلوگیری از دخالت درآزادی ها را برای رسیدن به عدالت کافی نمی داند.(مفهوم مثبت آزادی)
در هر حال وجه مشترک این نظریات تاکید بر لزوم نافع بودن جرم انگاری می باشد. می توان گفت اولین نفع حاصل از جرم انگاری یک رفتار، کم شدن آن رفتار جرم انگاری شده می باشد، اما ارزیابی اینکه کم شدن آن رفتار دقیقاً نتیجه جرم انگاری آن است و یا سایر شرایط اجتماعی و اقتصادی و … امری بسیار مشکل است.
هزینه های اقتصای مربوط به جرم انگاری یک رفتار می تواند شامل «هزینه های مربوط به کشف و تعقیب و مجازات مرتکبین آن جرم» و «تورّم کیفری ناشی از جرم انگاری یک رفتار جدید» و «بالا رفتن تعداد زندانیان» و «هزینه های مربوط به بازپروری و نگهداری زندانیان» باشد. علاوه بر این زندان موجب می شود که بسیاری از خانواده ها متلاشی شده و بسیاری از آنها با مشکلات مالی شدید روبرو شوند.
هزینه های اجتماعی جرم متنوع اند، جرم انگاری یک رفتار می تواند شرایط را برای ارتکاب جرایم دیگر فراهم نماید (از قبیل فرایند برچسب زنی و ایجاد شرایط ارتکاب جرم که در ادامه در قسمت جرم زایی بالقوه حقوق کیفری به توضیح در این خصوص می پردازیم) علاوه بر این فرد مرتکب در زندان در معرض فساد و تباهی قرار می گیرد و موجب می شود خانواده و فرزندان او نیز از نظر تربیتی و جامعه پذیری با خلاء هایی روبرو شوند که این خلاءها می توانند شرایط ارتکاب جرم را برای آنها به وجود آورد. بنابرین مطابق این اصل که «حقوق جزا و جرم انگاری باید سودمند و نافع باشد»، باید میزان تحقق هدفهای مورد تعقیب نظام کیفری، از رهگذر دیگر نظامهای حقوقی و غیر حقوقی سنجیده شده و نیز امتیازها و ضعفهای آن مورد ارزیابی قرار گرفته و با نقاط قوت و ضعف نظام کیفری مقایسه شود. بدین ترتیب تنها در صورتی از ابزارهای کیفری استفاده شود که هزینه های مربوط کمتر از منافع آن باشند.[۱۷۲]
از سوی دیگر موضوع دیگری که پس از رعایت نافع بودن جرم انگاری باید مورد توجه قرار گیرد آن است که جرم انگاری قابل ارزیابی باشد تا بتوان میزان نافع بودن آن را با توجه به اقتضائات متفاوت زمانی و مکانی مورد بررسی قرار داد. در این راستا در اسناد مختلف حقوق بشر همواره دو عنصر «مجازات» و «جرم» مورد ارزیابی قرار می گیرند. در حقیقت امروزه دیگر جرم یک پدیده فرا زمینی و اهورایی و یا شیطانی دیده نمی شود و صرف نظر از مرتکبین آن که بر اساس تئوری های مختلف جرم شناسی، «لوح پاک» و یا «ذات مستعد بزهکاری» و یا «متمایل به نیکوکاری» فرض می گردند، اساساً جرم یک پدیده اجتماعی دیده می شود و پدیده اجتماعی، پدیده ای علمی است که «ریشه در سازکارهای اجتماعی» داشته، همواره با «کثرت» و یا «شیوع» متجلی شده یا دست کم «درجاتی از تکرار» داشته و سرانجام «راه حل اجتماعی» خواهد داشت همچنین به دلیل اینکه ذاتاً یک پدیده علمی محسوب می گردد، قابل ارزیابی تلقی شده و می توان گفت که قابلیت ارزیابی جرم، یک خصیصه ذاتی آن محسوب شده و عمل به نتایج ارزیابی، موجب اصلاح و کارآمدی بیشتر نظام کیفری باشد.[۱۷۳]

 

    1. موثر و قابل اجرا بودن جرم انگاری

 

به بیان ساده جرم انگاری دقیقاً باید موثر و از کارایی لازم برخوردار باشد. چرا که در صورتی که جرم انگاری یک رفتار کارایی و اثر لازم را در پیشگیری و تقلیل وقوع جرم نداشته باشد، خود موجب بروز نتایج نامطلوبی از جمله تورم کیفری و همچنین از بین رفتن ارزش و اعتبار حقوق کیفری می شود. در حقوق بین الملل جواز اعمال یک محدودیت در حقوق بشر در قالب جرم انگاری برخی رفتارها و در بسیاری موارد، منوط به تمهید شرایط قابل اجرا و زمینه سازی در بستر جامعه از سوی دولتها شده است. در این خصوص می توان به مواردی که به دولتهای عضو، ابتدائاً و بعضاً همراه با مهلت هایی برای تطبیق شرایط خود و پیوستن به مقررات یک سند اعطا شده -تا قابلیت اجرای مقررات مزبور را فراهم سازند- اشاره نمود.
برای تقنین و اجرای مناسب جرم انگاری بایستی مسئولان نظام عدالت جزایی، به نحو مناسبی تعلیم دیده و مجهز به امکانات کافی حقوقی و حتی، برای کشف و تحقیق درباره این عدالت جزایی شوند و هماهنگی و همکاری با سایر سازمانهای ذی ربط در سطح ملی می بایست تضمین شده و ظرفیت آنها افزایش یابد. در واقع یک جرم انگاری مطلوب از نظر اسناد حقوق بشر هرگز از تهیّه مقدمات و تمهید سازی و کارهای لازم برای اجرای مناسب به دور و منصرف نبوده است.

 

    1. جامعیت جرم انگاری

 

منظور از جامعیت جرم انگاری در برگیرنده چهار ویژگی زیر به هنگام تولید عنوان مجرمانه است:
الف. جرم انگاری افتراقی با توجه به وضعیت بزهدیده؛
این ویژگی ناظر به بزهدیده بوده و بدین معنی است که در اسناد حقوق بشر، منطبق به اصول عادلانه و منصفانه، برخوردهایی ویژه با بزهکارانی که مرتکب اعمال مجرمانه با بزهدیدگان متفاوتی از قبیل زنان، کودکان، سالخوردگان یا آنهایی که به دلیل ناتوانی آسیب پذیر هستند، ضروری تلقی شده است.
ب. درنظر گرفتن جنبه های مختلف رفتارهای مجرمانه و ارتباط آن با سایر جرایم؛
جرم انگاری وقتی جامع است که تمامی جنبه ها و اشکال رفتار مجرمانه را مورد توجه قرار داده و زمانی این واکنش، واکنشی مناسب و جامعی تلقی می گردد که تمامی ابعاد ملی، بین المللی و… آن رفتار هم به صورت منفک و هم مرتبط به یکدیگر مورد امعان نظر قرار گیرند. البته باید مدنظر داشت که این جامعیت اگرچه آثاری چون جلوگیری از تورم قوانین کیفری می تواند داشته باشد، اما ممکن است به جهت تلاش در عدم اغماض نسبت به هرگونه رفتار مجرمانه مرتبط در عین حال موجب تورم کیفری نیز گردد که می بایست مورد دقت قرار گیرد.[۱۷۴]

نظر دهید »
دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با تشریح و توصیف جنبه‌های مختلف تفکر استراتژیک و تأثیر ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در نیمه اول قرن بیستم، در بیشتر کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری، اصولاً الگوی برنامه‌ریزی عقلانی و طرح‌های جامع- تفصیلی، به صورت مختلف رواج و تسلط داشت. اما دهه ۱۹۶۰ یک نقطه عطف مهم در روند تحولات برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای در جهان به شمار می‌رود. به طور مثال در اواسط این دهه الگوی برنامه‌ریزی استراتژیک در ایالات متحده آمریکا رواج پیدا کرد. در سال ۱۹۶۷، قانون جدید برنامه‌ریزی شهری در فرانسه به تصویب رسید که به جای طرح‌های جامع، نظام جدیدی از انواع طرح‌های توسعه و عمران را در دو سطح کلان و محلی به وجود آورد. در سال ۱۹۶۸، نظام طرح‌های ساختاری- محلی در انگلستان، بر اساس رویکرد سیستمی، به مرحله اجرا در آمد. در کشور ژاپن، نیز، در سال ۱۹۶۸قانون جدید برنامه‌ریزی شهری با رویکرد راهبردی جای قانون ۱۹۱۹ را گرفته است. (همان، ص ۹۷)
با توجه به این ملاحظات از دهه ۱۹۶۰ به بعد تقریباً در تمام کشورهای پیشرفته جهان، مبانی برنامه‌ریزی شهری و الگوهای طرح‌های جامع تغییر اساسی پیدا کرد، و به ویژه در دو دهه آخر قرن بیستم دامنه و عمق این تغییرات بیشتر شد. از حدود دهه ۱۹۷۰ به تدریج این تحولات به کشورهای در حال توسعه نیز نفوذ یافت، به طوری که امروزه به یک گرایش فراگیر جهانی بدل شده است. (همان، ص ۹۸)
طرح های جامع شهری که تدوین شان از دهه ۴۰ شمسی آغاز شدند، امروزه تقریباً در سراسر ایران و در سطوح شهری، شهرستانی و ناحیه ای به انجام رسیده اند. این طرح ها به دنبال آن هدف بوده اند که در برابر توسعه بی رویه شهرنشینی و مشکلات ناشی از آن با پیش بینی تمامی فضاهای لازم بهترین راه حل ها را برای توسعه شهر پیشنهاد کنند. این طرح ها حاوی مطالعه بر وضعیت کنونی شهر و پیش بینی آینده آن است و در چارچوب آنها اطلاعاتی بی شمار درباره یک شهر به دست می آید. (فکوهی، ۱۳۸۵، ص ۳۳۱)
پایان نامه - مقاله - پروژه
ویژگی‌های برنامه‌ریزی جامع
برنامه‌ریزی جامع اصولاً بر مبانی مدرنیته یعنی خردگرایی علمی، تمامیت‌گرایی و اعتقاد به پیشرفت استوار است و در عرصه شهرسازی بیش از پیش به سمت اندیشه هندسی و کالبدی گرایش دارد. در این گونه برنامه‌ریزی، اهداف و مقاصد برنامه‌ریزی از قبل توسط نمایندگان سیاسی و مدیران جامعه تعیین می‌شود و بنابراین در فرایند برنامه‌ریزی جامع، موضوع تصمیم‌سازی و تعیین اهداف و سیاست‌ها اصولاً مطرح نیست. در این شکل از برنامه‌ریزی، طبق موازین عقلی و علمی (یعنی از طریق استقراء و قیاس) اطلاعات لازم در مورد شهر جمع‌ آوری و مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل کار طرح جامع است که به صورت کامل و جزئی وضعیت کاربری زمین را در حال و آینده به صورت نقشه‌های تفصیلی و ضوابط دقیق اجرایی معلوم می‌کند. این «طرح جامع[۹]» یا «طرح اصلی[۱۰]» تقریباً به صورت قطعی و تغییرناپذیر، به عنوان سند قانونی و الزام‌آور مبنای اقدامات بخش عمومی و خصوصی در شهر قرار می‌گیرد. (مهدی زاده، ۱۳۸۶ ص ۷۸)
به نظر فالودی، برنامه‌ریزی جامع- عقلی ماهیتاً دارای ویژگی‌هایی است که به رویکرد تفصیلی و پیش‌بینی جزئیات برای آینده منجر می‌شود. به همین دلیل از برنامه‌ریزی جامع و الگوی طرح‌های جامع معمولاً با صفت برنامه‌ریزی نقشه آبی[۱۱] نام برده می‌شود که بیانگر خصلت نقشه‌های اوزالیدی است که شامل جزئیات کامل و تفصیلی است. بنابراین می‌توان اصطلاح «برنامه‌ریزی نقشه آبی» را به عنوان معادل برنامه‌ریزی تفصیلی و قطعی تلقی کرد. (مهدی زاده، ۱۳۸۶ ص ۷۸)
به طور کلی می‌توان خصایل اصلی برنامه‌ریزی جامع- عقلی (نقشه آبی) را به صورت زیر خلاصه کرد:
الف- خصلتی آمرانه و دستوری دارد و به گسترش بوروکراسی می‌ انجامد.
ب- برنامه‌ریزان و نیز مردم نقش مؤثری در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ندارند.
پ- بیشتر جنبه کالبدی و اقتصادی دارد و به کیفیات اجتماعی و امکانات تعییر و اصلاح بی‌اعتنا است.
ت- جنبه کامل، تفصیلی و قطعی دارد و امکانات تغییر و اصلاح در آن محدود است.
ث- بیشتر جنبه آرمانی و انتزاعی دارد و با امکانات اجرایی منطبق نیست. (همان، ص ۷۹)
مشکلات طرح های جامع شهری
طرح‌های جامع شهری در عمل با عوارض منفی بسیار روبرو شده که از جهات مختلف مورد تحلیل و چاره‌جویی قرار گرفته است. در اینجا به برخی از محدودیت‌های اصلی طرح‌های جامع شهری، که زمینه‌ساز پیدایش طرح‌های ساختاری- راهبردی بوده است، اشاره می‌شود. اصولاً از دهه ۱۹۶۰ به بعد در آمریکا و اروپا انتقادات وسیعی نسبت به الگوی برنامه‌ریزی جامع و طرح‌های جامع مطرح شد، به طوری که عملاً به عنوان طرح‌های جامع سنتی منسوخ اعلام گردید. انتقادات وارده به الگوی طرح‌های جامع به چندین گروه تقسیم می‌شود: (مهدی زاده، ۱۳۸۶ ص ۷۹)
الف- انتقادات نظری و روش شناختی: (مثل نظرات پوپر، فالودی، شین مک کونل و ….)
ب- انتقادات اجتماعی و فرهنگی: (نظرات رابرت گانز، جین جکوبسن، کریستوفر الکساندر و …)
پ- انتقادات سیاسی و اقتصادی: (نظرات دیوید هاروی، مانوئل کاسلز، فریدمن و …)
ت- انتقادات طراحی و معماری: (نظرات رابرت ونتوری، برادران کریز- کوین لینچ، چارلز جنکس)
پیتر هال در بررسی و ارزیابی تجارب پیشروان اولیه برنامه‌ریزی شهری به چند نتیجه کلی اشاره می‌کند که از نظر شناخت علل تحولات بعدی بسیار گویا است:
اغلب این متفکران به تولید نقشه‌های تفصیلی و کامل و ارائه اسناد قطعی در مورد آینده علاقه‌مند بودند و کمتر به عوامل اقتصادی و نقش نیروهای بخش خصوصی و غیره در اجرا و تحقق طرح‌ها توجه داشتند …
پیشروان اولیه برنامه‌ریزی شهری، به ندرت به ارائه گزینه‌های مختلف اقدام کرده‌اند. از نظر آنان تنها یک نگرش می‌تواند نسبت به آینده وجود داشته باشد.
نکته بارز این است که این پیشروان خیلی زیاد به برنامه‌ریزی کالبدی تأکید داشتند و آنان حتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی، نیز، از دیدگاه کالبدی می‌نگریستند و راه‌حل کالبدی برای آنها جستجو می‌کردند.
بنا به نوشته شین مک کونل در کتاب نظریه‌های برنامه‌ریزی، نتایج چندین دهه برنامه‌ریزی کالبدی ناامید کننده است. چرا که نظریه‌های پایه‌ای آن بسیار کلی، مبتنی بر عوامل کالبدی، نخبه گرایانه و از نظر ابعاد اقتصادی، مالی و سیاسی بسیار غیر واقعی بوده است. این گونه برنامه‌ریزی بسیار جامد و ایستا است در حالی که طبیعت پویا و متحول شهر به نوعی برنامه‌ریزی انطباق پذیر[۱۲] نیاز دارد. (همان، ص ۸۰)
در گزارش مفصل مرکز سازمان ملل متحد برای سکونت‌گاه‌های انسانی[۱۳] در سال ۱۹۹۵، که درآن تجارب برنامه‌ریزی شهری در سطح جهان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته، این نظر اعلام شد که طرح‌های جامع سنتی اغلب ناموفق بوده است. به نظر کارشناسان سازمان ملل متحد علل عمده ناکامی طرح‌های جامع توسعه شهری عبارت‌اند از:
عدم هماهنگی و همکاری میان بخش‌های عمودی و افقی برنامه‌ریزی …
ناهماهنگی میان فرایند تهیه طرح‌ها و سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی …
مقررات نامناسب کاربری زمین در مورد منطقه‌بندی و تفکیک اراضی …
تنگناهای سازمانی و عدم همکاری میان نهادهای مسئول مختلف …
با توجه به این مشکلات به منظور اصلاح نظام برنامه‌ریزی شهری، سازمان ملل متحد تغییرات زیر را لازم دانسته است:
الف- در نظر گرفتن امکانات و ابزارهای اجرایی
ب- در نظر گرفتن سلسله مراتب انواع طرح‌های شهری و منطقه‌ای
پ- تأکید بر برنامه‌ریزی محلی و عملی
ت- تأکید بر ابعاد راهبردی و مدیریت طرح‌های شهری
ث- تغییر طرح شهری از صورت آماده به صورت یک فرایند(همان، ص ۸۱)
تفاوت دیدگاه دو رویکرد جامع و استراتژیک
در برنامه ریزی بلند مدت هدف های سازمان بر مبنای آینده مطلوب و مورد نظر ترسیم می شود ولی هدف های استراتژیک بر اساس منافع بالقوه نهفته در فرصت قرار دارند. بنابراین در برنامه ریزی بلند مدت، هدف ثابت و از پیش مشخص شده است در حالی که در استراتژی هدف از زمانی که فرصتی کشف و انتخاب شد معنا می یاید. (غفاریان، ۱۳۸۹، ص۲۸)
«برنامه ریزی استراتژیک» و «برنامه ریزی بلند مدت» نخست، با آنکه هردو برنامه ریزی بر «سازمان» و آنچه سازمان برای بهبود عملکرد خود باید انجام دهد، تاکید دارند، برنامه ریزی بلند مدت بیشتر بر مشخص کردن اهداف و مقاصد و تبدیل آنها به بودجه و برنامه های کاری جاری نظر دارد. (منوریان،۱۳۸۶، ص ۸) برنامه ریزان استراتژیک بیش از برنامه ریزان بلند مدت احتمال دارد خواستار شکل مطلوب سازمان یا «چشم انداز موفقیت» باشند و بپرسند که چگونه می توان به آن دست یافت. در عین حال برنامه ریزی استراتژیک خیلی بیشتر از برنامه ریزی بلند مدت جهت گیری عملیاتی دارد. (همان، ص ۹)
برنامه ریزی استراتژیک نوعا بر سازمان تاکید دارد، حال آنکه محور برنامه ریزی جامع، جامعه می باشد.ولی حتی زمانی که برنامه ریزی استراتژیک برای یک جامعه به اجرا در می آید، بین این نوع برنامه ریزی و برنامه ریزی جامع متداول (یا برنامه ریزی بلند مدت) اختلاف بارزی وجود دارد. به عنوان نمونه، «کافمن ویکوبز» چنین استدلال می کنند که برنامه ریزی استراتژیک برای جامعه در مقایسه با برنامه ریزی جامع دارای جهت گیری عملی و مشارکتی بوده و تاکید بیشتری برنیاز به درک نقاط ضعف و قوت و همچینین تهدیدها و فرصتهایی که جامه با آن مواجه است، داشته و بالاخره توجه بیشتری به رفتار رقابت آمیز بین جوامع مبذول می دارد.
طرح های جامع، اغلب برای ضرورتهای قانونی مرتبط با بهره گرفتن از اراضی و مدیریت رشد تهیه می شوند و عمدتا باید بر اساس فرایندی قانونی، با محتوایی قانونی تنظیم شوند. (همان، ص ۱۰) با آنکه برنامه ریزی جامع برای جامعه اغلب دارای چشم اندازی روشن، یعنی توصیف آرمانی آینده است، بین این چشم انداز با آنکه برنامه ریزی استراتژیک را هدایت می کند، اختلاف چشم گیری وجود دارد. چشم اندازهایی که برنامه استراتژیک را هدایت می کنند معمولا در بر گیرنده بازیگران (نوعاً و نه الزاماً سازمانها)، اقدامات و مواضع یا کانونهای اقدام ها هستند. چشم اندازهایی که برنامه ریزی جامع را هدایت می کنند، نوعا شامل اقدامها و مکانها هستند، اما بازیگران را کنار می گذارند، و از این به چشم اندازهایی نا مربوط مبدل می شوند. (همان،ص ۱۱) برنامه ریزی استراتژیک نیازمند بینش وسیع تر از آن چیزی است که معمولا راهنمای برنامه ریزی جامع واقع می شود. (همان، ص ۱۳)
۶-۲-۲ مطالعه موردی از تجربیات موفق
تجارب مربوط به تهیه برنامه‌های توسعه در کشورهای مختلف نشان دهنده ترکیب متناسب هر دو جزء پیش‌گفته برای رسیدن به برنامه‌ای مدون است. وقتی به برنامه‌های توسعه کنونی در شهرهای مختلف توجه می‌شود، همگی به نوعی سعی در بیان معرفی وجوه بیرونی شهر دارد و با توجه به تعیین جایگاه نقش شهر در آینده، به بررسی ساختارهای درونی می‌پردازند. به عنوان مثال، در این خصوص می‌توان به برنامه‌های زیر اشاره کرد.
۱-۶-۲-۲ برنامه راهبردی لندن
پس از انحلال شورای لندن بزرگ در سال ۱۹۹۸، سازمان جدیدی به نام حکومت لندن بزرگ به وجود آمد که به همراه اولین شهردار منتخب (از طریق رفراندوم عمومی) تشکیلات انتخابی دیگری به نام هیئت لندن را در درون حکومت لندن و به عنوان سازمان ناظر بر فعالیت‌های شهرداری لندن به وجود آورد. از این مقطع به بعد، شهردار لندن، ارائه راهبردهایی را برای اداره و توسعه کلان شهر لندن دنبال می‌کند. همچنین سازمان دیگری به نام سازمان توسعه لندن، به عنوان مسئول تشویق توسعه اقتصادی و اجرای راهبردهای شهردار لندن معرفی می‌گردد.
استراتژی‌های شهردار لندن شامل تهیه گزارش و ارائه راهبردهایی در زمینه موارد زیر است:

 

کیفیت هوا حمل و نقل
تنوع زیست محیطی توسعه فضایی
توسعه اقتصادی مواد زائد
نظر دهید »
پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره تاثیرهشت هفته تمرینات ثبات دهنده بر تعادل ، درد ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

آزمودنی در فاصله ۹۰سانتی متری که از یک صفحه دایره ای فاصله داشت، روی یک صندلی با چشمان بسته می نشست، یک کلاه کم وزن که برای هر فرد قابل تنظیم بود روی سر قرار می گرفت. بر روی این کلاه یک قلم لیزری یا نشانگر نور لیزری متصل بود که دارای درجه اعتبار ۵۲/۰تا ۸۱/۰ می باشد. نقطه نورانی به صفحه ای در جلو که مرکز آن به عنوان نقطه مرجع بود، می تاببد.(تصویر ۳-۳) هر آزمودنی یک حرکت فلکشن حداکثر انجام می داد، انقباض را دو ثانیه نگه داشته و مجددا به همان نقطه برمی گشت. حرکت را سه بار تکرار و میانگین آن محاسبه می شد. این مراحل برای چرخش به راست و چرخش به چپ هم تکرار شد. .فاصله بین نقطه مرجع و نقطه انتهایی را به سانتی متر محاسبه و سپس با بهره گرفتن از فرمول به درجه تبدیل نموده و میزان خطای بازسازی سر و گردن محاسبه گردید(چین ۲۰۱۳، آرامی ۱۳۹۰)
پایان نامه - مقاله - پروژه
Oh=فاصله بین نشانگر لیزر و نقطه مرجع
Op=فاصله بن نقطه مرجع و نقطه انتهایی
O=نقطه مرجع(هدف)
P=نقطه انتهایی
تصویر۳-۳: کلاه با نشانگر لیزری
۳
-۷-۳ نحوه اجرای پروتکل
برنامه تمرینی به مدت هشت هفته، سه بار در هفته به صورت یک روز در میان که هر جلسه حدود۰ ۵ دقیقه طول می کشید، برای گروه تجربی انجام شد. اساس تمرینات استفاده شده در پروتکل، تمرینات ثبات دهنده گردن بود(پیوست ۳). تقسیم بندی زمان ، بر اساس ۱۰ دقیقه گرم کردن که در این قسمت از تمرینات کششی و جنبشی متنوع استفاده شد، ۳۵ - ۳۰ دقیقه تمرینات ثبات دهنده گردن و ۱۰ دقیقه سرد کردن بود. طبق رعایت قوانین تطابق فیزیولوژیکی، برای افزایش حجم تمرینات، بسته به نوع تمرین و درد بیمار از افزایش تعداد، مدت زمان، استفاده از ابزار جدید و تغییر حرکت استفاده شد. در این پروتکل تمرینات از نوع حفظ وضعیت به مدت ۳۰ ثانیه و از نوع انقباضی با ده تکرار ده ثانیه ای انجام گرفت. بین هر تکرار ده ثانیه وبین هر تمرین یک دقیقه استراحت داده شد (صالحی ۱۳۹۱) . در پایان هر جلسه برای افزایش انگیزه و مشارکت بهتر آزمودنی ها در اجرای بهتر تمرینات، به آن ها تشویقی هایی ارائه می شد.
۳-۸ روش های آماری
پس از انجام آزمون ها و اندازه گیری متغیرهای مورد نظر، داده ها جهت انجام عملیات آماری مرتب و منظم گردید. از آمار توصیفی برای توصیف ویژگی های جمعیت شناختی جامعه آماری، و از آزمون t همبسته و وابسته برای تاثیر متغیر مستقل استفاده شد همچنین از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف جهت بررسی انطباق داده ها با توزیع عددی نرمال استفاده گردید . سطح معنا داری در آزمون فرضیه های مربوطه۰۵/۰>p در نظر گرفته شد و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss، نسخه ۱۶ استفاده شد.
فصل چهارم
یافته های تحقیق
۴-۱ مقدمه
در این فصل اطلاعات بدست آمده با بهره گرفتن از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و
تحلیل قرار گرفتند بنابراین ابتدا نتایج اندازه گیری های انجام شده در خصوص آزمودنی ها بیان شده
است و سپس تجزیه و تحلیل داده های تحقیق ارائه شده است.
۴-۲ ویژگی های فردی آزمودنی ها
اطلاعات توصیفی آزمودنی ها شامل سن، قد ، وزن، شدت درد و شاخص توده بدنی [۳۶]در جدول
۴-۱ ارائه گردیده است.
جدول ۴-۱ : ویژگی های فردی آزمودنی ها

 

متغیر گروه تعداد تجربی تعداد کنترل معنی داری
سن(سال) ۱۵ ۲۹/۲ ±۸۳/۲۳ ۱۵ ۵۵/۱ ±۶۲/۲۳ ۳۸۸/۰
قد(cm) ۶۵/۴ ±۳۳/۱۶۰ ۸۹/۶ ±۳۸/۱۶۳ ۲۴۲/۰
وزن(kg) ۴۶/۹ ±۵۶ ۸۸/۷ ±۹۲/۵۵ ۶۱۰/۰
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 189
  • 190
  • 191
  • ...
  • 192
  • ...
  • 193
  • 194
  • 195
  • ...
  • 196
  • ...
  • 197
  • 198
  • 199
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پژوهش های انجام شده در مورد اثربخشی آموزش فراشناخت وذهن آگاهی بر نگرش‌های زیست محیطی، ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با شروط محدود کننده و ساقط کننده مسئولیت در قراردادها- ...
  • نگارش پایان نامه با موضوع : نقش اکراه بر اراده و اثر آن- فایل ۱۹
  • نگارش پایان نامه درباره نظام اخلاق در اندرزنامه های پهلوی۹۱- فایل ۹
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ارزیابی تأثیر استفاده از نوع کانال توزیع بر ...
  • منابع تحقیقاتی برای پایان نامه : عوامل موثر در ترغیب افرادبرای شرکت در انتخابات اینترنتی- ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد تاثیر بیداری اسلامی پایان نامـه چاپ آخر- فایل ۸
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره رابطه بین ساختار سازمانی و عملکرد سازمانی با ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره ارزیابی تاثیرات سفارشی سازی و محیط بازار بر موفقیت ...
  • راهنمای نگارش مقاله درباره ارزیابی مولفه های گرافیکی کتب درسی اول ابتدایی کودکان ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان