ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های انجام شده در مورد بررسی رابطه بین اجتناب مالیاتی وتأخیرغیرعادی در گزارشگری مالی- ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ارتباط بین به موقع بودن تاریخ انتشار گزارش های مالی و اندازه، سودآوری، قدمت، کیفیت حسابداران، نوع اظهار نظر حسابرس و نوع سیستم حسابداری موجود

 

متوسط تأخیر غیرعادی در ارائه گزارشهای طی دوره مطالعه برای نمونه حدود ۱۵۵ روز بوده و به جز متغیر نوع سیستم حسابداری بقیه متغیرها با متغیر وابسته ارتباط معنی دار داشتند.
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

احمد و عابدین (۲۰۰۹)

 

ارتباط متغیرهای اندازه نوع شرکت حسابرسی، اظهار نظر حسابرس، و تاریخ پایان سال مالی با به موقع بودن ارائه گزارشهای مالی

 

نتایج تحقیق حاکی از آن بود که به جز تاریخ پایان سال مالی بقیه متغیرها ارتباط معنی داری با متغیر وابسته داشتند.

 

 

 

وو و همکارانش ( ۲۰۰۸ )

 

به بررسی رابطه بین به موقع بودن گزارش های سالانه شرکت ها و ویژگیهای هیئت مدیره

 

نتایج تحقیق نشان میدهد به جزء متغیرهای اندازه شرکت، تغییر سود خالص، رشد فروش و چهار موسسه بزرگ حسابرسی، سایر متغیرها با مدت زمان گزارشگری مرتبط می‌باشند

 

 

 

ال اَجمی ( ۲۰۰۸ )

 

حسابرسی و تأخیر غیرعادی در گزارشگری

 

اندازه شرکت، سودآوری و اهرم مالی بر به موقع بودن گزراشگری مالی سالانه مؤثر است

 

 

 

ماهاجان و چندر(۲۰۰۸)

 

رابطه بین اندازه شرکت ، سودآوری ، نوع صنعت، قدمت، اهرم، گروه پذیره نویسی، وضعیت اقامتی، حق الزحمه حسابرسی، اندازه شرکت حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی با تأخیر غیرعادی گزارشگری

 

نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که اندازه شرکت، نوع صنعت، اندازه شرکت حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی رابطه معناداری با تأخیر غیرعادی گزارشگری در هر دو سال مورد مطالعه دارد

 

 

 

دوگان و همکاران ( ۲۰۰۷ )

 

آیا به موقع بودن گزارشگری مالی با عملکرد شر کت مرتبط است؟

 

سودآوری بر موقع بودن گزارشگری شرکت های ثبت شده در بورس اوراق بهادار استانبول اثر میگذارد . به علاوه شرکت های با عملکرد بهتر ، گزارشات سالانه شان را زودتر از شرکت های دارای عملکرد ضعیف منتشر می کنند

 

 

 

لانت و سان(۲۰۰۷)

 

تأثیر دو عامل اندازه شرکت و نوع صنعت را بر تأخیر غیرعادی گزارشگری

 

نتایج تحقیق آنها نشان داد که تأخیر غیرعادی گزارشگری با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط دارد

 

 

 

دوقان و همپژوهانش(۲۰۰۷)

 

برخی از عوامل مؤثر بر زمان بندی افشاء یعنی اندازه شرکت، ریسک مالی، اخبار خوب و بد و نوع صنعت را مورد بررسی قرار دادند

 

نتایج تحقیق نشان داد که به موقع بودن گزارشگری شرکت های پذیرفته شده در بورس استانبول، تحت تأثیر اندازه شرکت و ریسک مالی گذشته قرار دارد

 

 

 

لونت و سان (۲۰۰۷ )

 

عوامل مؤثر بر به موقع بودن گزارشگری مالی

 

نتایج تحقیق نشان می دهد که مدت زمان گزارشگری با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط دارد؛ اما با تاریخ ترازنامه شرکتها ارتباط ندارد.

 

 

 

وانگ و سونگ (۲۰۰۶)

 

عوامل مؤثر بر گزارشگری شامل اظهار نظر حسابرسی، سودآوری، اندازه شرکت، نوع شرکت، نوع سهام و محل بازار سهام

 

نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سودآوری، اظهار نظر حسابرسی، اندازه شرکت، نوع شرکت و محل بازار سهام رابطه معناداری با تأخیر غیرعادی گزارشگری دارند

 

 

 

اوسا آنسه و لونتیس (۲۰۰۶)

 

تعداد بندهای شرط گزارش حسابرسی، نوع حسابرسی و نوع صنعت را با تأخیر غیرعادی گزارشگری

 

نتایج تحقیق آنها نشان می دهد که تأخیر غیرعادی گزارشگری با بخشی از سهام که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به وسیله افراد درون سازمانی کنترل می شود، تعداد بندهای شرط گزارش حسابرسی و اندازه شرکت حسابرسی در ارتباط می باشد

 

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در مورد بررسی ارتباط بین توده‌ی بدنی، اختلالات هورمونی و برخی ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

 

تحمل گلوکز
در سال ۱۹۲۱ دو پزشک فرانسوی به نام‌های آکارد[۱۳۹] و تیرس[۱۴۰] برای اولین بار ارتباط بین افزایش آندروژن‌ها و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات‌ها را توضیح دادند. در سال ۱۹۸۰ برای اولین‌بار زنان چاق PCOS یک افزایش معناداری در سطح گلوکز و انسولین پلاسمای خون و تست تحمل گلوکز خوراکی (OGTT)[141] در مقایسه با زنان چاق گروه کنترل را نشان دادند (Burghen et al., 1980).
پایان نامه - مقاله - پروژه
در سال ۱۹۸۷ زنان چاق PCOS یک افزایش معنادار سطح گلوکز خون را با OGTT در مقایسه با زنانی که از نظر وزن و سن و تخمک‌گذاری هیپرآندروژنیک تحت کنترل بودند نشان دادند. ۲۰ درصد این زنان چاق PCOS با اختلال در تحمل گلوکر (IGT)[142] و یا دیابت ملیتوس (DM) توسط معیارهای سازمان جهانی دیابت مشخص شدند. مطالعات انجام شده در امریکا، از ۲۵۴ زن مورد مطالعه، ۴۰ درصد عدم تحمل گلوکز، ۳۱ درصد، IGT و ۵/۷ درصد دیابت ملتیوس داشتند. این نسبت به طور قابل توجهی بیش‌تر از مقدار معناداری بود که در جمعیت کنترل قابل مقایسه، از نظر نژادی، وزن و سن وجود داشت. همچنین در آن بررسی زنان با وزن طبیعی و زنان PCOS جوان تحمل گلوکز را نشان می‌دادند، اگر چه چاقی و افزایش سن ریسک تحمل غیر نرمال گلوکز را افزایش می‌دهد. طبق این بررسی PCOS یک فاکتور خطر مهم برای عمل گلوکز نسبت به قومیت یا نژاد است. ارتباط فامیلی بین PCOS و دیابت بارداری (GDM) نشان داده شده است و در زنان PCOS دیابت نوع I و II و دیابت بارداری با یک شیوع افزایش یافته گزارش شده است. اگر چه گزارشات بحث برانگیز دیگری نیز وجود دارد (Legro et al., 1998b).
مقاومت به انسولین
انسولین، یک هورمون پلی‌پپتیدی است که از سلول‌های β جزایرلانگرهاس ترشح می‌شود و در تنظیم قند خون نقش دارد. اندام هدف انسولین شامل سلول‌های کبدی، ماهیچه‌ای و سلول‌های چربی است. انسولین با تحریک گلوکز محیطی باعث بالا رفتن گلوکز در ماهیچه، بافت چربی و کاهش سنتز پروتئین و تمایز و رشد سلول‌ها می‌شود. انسولین، ذخیره‌ی گلیکوژن را تقویت و مانع تشکیل مواد قندی از چربی‌ها و تجزیه‌ی گلیکوژن در کبد می‌شود. انسولین همچنین تجزیه‌ی چربی‌ها را مهار می‌کند. حساسیت انسولینی و مقاومت انسولینی، به‌طور کلی به عملکرد انسولین بر روی هومئوستازی (هم‌ایستایی) گلوکز برمی‌گردد. قبل از آنکه مدرکی ارتباط بین مقاومت انسولینی با PCOS را نشان دهد، چندین مدل سندرمی کمیاب که مقاومت انسولینی را افزایش می‌دادند، توصیف شده بود. در این سندرم‌ها، افزایش آندروژن‌ها، آمنوره، تخمدان پلی‌کیستیک دو طرفه و آکنه‌ها پوستی سرسیاه قابل مشاهده بود. سندرم تیپ A، مقاومت به انسولین ناشی از یک جهش نقطه‌ای در مولکول‌ها DNA است، که در زیر واحدهای α و β رسپتورهای انسولینی رخ می‌دهد (Cheatham and Kahn, 1995).
لپرکاونسین[۱۴۳] یک سندرم کمیاب با جهش نقطه‌ای در توالی DNA در زیر واحد α می‌باشد. سندرم تیپ B ناشی از یک بیماری خودایمنی است که در آن، آنتی‌بادی‌های علیه رسپتورهای انسولین ساخته می‌شود. این مشاهدات و گزارش‌ها درباره‌ی مقاومت انسولینی در زنان بیش‌تر بیماران PCOS دیده می‌شود. به علاوه، در تمام سندرم‌های تولیدمثلی، PCOS به‌وسیله‌ی بیماری‌های متابولیکی، هیپرانسولینمی و مقاومت انسولینی شناخته می‌شود. نشانه‌های اختلال در ترشح و عمل انسولین در زنان PCOS همراه با عدم تخمک‌گذاری و آمنوره در مقایسه با زنان هیپرآندروژنیک در شرایط مساوی که دارای قاعدگی نامنظم هستند، خیلی برجسته است (Legro et al., 1998b).
مطالعات اندازه‌گیری انسولین ناشتا و نسبت گلوکز ناشتا به انسولین ناشتا در سطح زیر منحنی (AUC)[144] در تست تحمل گلوکز خوراکی، تست تزریق وریدی مقاومت گلوکز (IVGTT)[145] و بالا بودن قند افراد هیپرانسولینمیک در زنان PCOS نشان از کاهش معنادار و اساسی حساسیت به انسولین محیطی است. این کاهش در حدود ۳۵ تا ۴۰ درصدی مشابه با کاهش در زنان مبتلا به دیابت تیپ ۲ و دیابت حاملگی است. چاقی و محل توده‌ی چربی و توده‌ی عضلانی همگی در حساسیت انسولینی نقش دارند. تغییر در هر کدام از این پارامترها می‌تواند به‌طور بالقوه به مقاومت انسولینی در زنان PCOS منجر شود (Robert et al., 1995).
بنابراین، اگر چه به‌روشنی به نظر می‌رسد که PCOS و چاقی یک هم‌افزایی یا هم‌کاری منفی بر روی حساسیت انسولینی است، سؤال مهم این است که آیا PCOS با اختلال در متابولیسم کربوهیدرات به خودی خود مرتبط است، که هنوز مورد بحث است. مطالعات درباره‌ی وضعیت بدن، افزایش وزن، روش‌های دقیق و مختصر در دسترس و روش‌هایی که (WHR)[146] برای کنترل زنان مشخص کرده است، نشان می‌دهد که زنان با PCOS اساساً می‌توانند وابسته به مقاومت انسولینی باشند، در صورتی‌که پارامترهای دیگری نیز وجود داشته باشد. مطالعات بر روی زنان PCOS اروپایی نشان داد که مقاومت انسولینی در زنانی که چربی شکمی و تنه‌ای ندارند، دیده نمی‌شود. پیشنهاد شده است که عوامل مختلف منطقه‌ای و متفاوت و رفتاری پیچیده در این سندرم نقش دارد. مدارکی وجود دارند که افزایش حساسیت انسولین را با یک افزایش معمول چربی شکمی ـ تنه‌ای در زنان چاق PCOS نشان می‌دهند. بنابراین مقاومت انسولینی در زنان PCOS شاید حاصل افزایش چربی تنه‌ای – شکمی و سطح چربی‌های آزاد باشد. نشان داده شده است که هیپرآندروژنمی به طور وضوح در زنانی که دارای چربی تنه‌ای - شکمی هستند افزایش پیدا می‌کند. نظر به اینکه چربی‌های شکمی در تجزیه چربی‌ها دارای فعالیت بالا می‌باشند و افزایش مقدار اسید چرب آزاد (FFA)[147] را در خون باعث می‌شوند که با عملکرد کبد و انسولین محیطی در متابولیسم چربی‌ها دارای تداخل است. این قبیل مکانیسم‌های پاتوژنیک در مقاومت انسولینی زنان PCOS نیز مشابه است. کاهش غلظت FFA، گلوکز و هیپرانسولینمیا با مصرف اکسیداتیوها و مصرف متفورمین[۱۴۸] بعد از شش هفته گزارش شده است (Morin-Papunen et al., 2000).
کلیرانس و ترشح انسولین
انسولین از سلول‌های β-لانگرهانس در پاسخ به تحریک گلوکز از طریق یک شیوه‌ی دو فازی ترشح می‌شود. در فاز اول با زیاد شدن میزان قند خون یکباره، ترشح افزایش یافته‌ای از انسولین را داریم، در فاز دوم که طولانی‌تر هم است تحریکات هیپرگلیسیما باعث تحریک ترشح انسولین می‌شود. در مقاومت انسولینی سلول‌های β پانکرانسی انسولین بیش‌تری را ترشح می‌کنند، شبه دیابت نوع ۲ و یا دیابت بارداری در حالی است که افزایش جبرانی در یوگلیسمیا[۱۴۹] کافی نمی‌باشد. هیپرانسولینمیای ناشتا در زنان چاق PCOS دیده می‌شود و مقاومت انسولینی در میان یا بعد از فاز مصرف گلوکز دهانی در هر دو گروه یا زنان PCOS مشاهده می‌شود. بیماران معمولاً هم در شرایط مطلق و هم در ارتباط با میزان مقاومت به انسولین فاز اول ترشح غیرطبیعی انسولین را نشان می‌دهند، (Dunaif and Finegood, 1996).
مطالعات گوناگون نشان می‌دهد که آندروژن‌ها نقش غیر مستقیمی در حساسیت سلول‌های β به گلوکز دارند. آندروژن‌ها دارای نقشی برای افزایش یا کاهش حساسیت سلول‌های پانکراسی به گلوکز دارند، نتیجه‌ی این دوره‌های کاهش سطح گلوکز ممکن است باعث تحریک جذب کربوهیدرات‌ها و پاسخ‌های تنظیمی هورمونی گردد. این امر تأیید ‌کننده‌ی وجود چربی‌های شکمی ذخیره شده و ارتباط آن با مقاومت انسولینی است. هیپرانسولینمی می‌تواند در نتیجه‌ی کاهش کلیرانس انسولین، همچنین ناشی از افزایش ترشح انسولین باشد. استخراج انسولین کبدی در زنان PCOS در حالتی از کاهش و معمولی یا درجاتی متفاوت از حساسیت انسولینی را نشان می‌دهند. انسولین کبدی می‌تواند در کاهش هیپرانسولینمی محیطی دارای نقش باشد (Morin-Papunen et al., 2000).
مقاومت انسولینی در زنان PCO
همانطور که گفته شد زنان با تخمک‌گذاری نرمال می‌توانند تخمدان پلی‌کیستی داشته باشند، ولی آن‌ها را نمی‌توان سندرم تخمدان پلی‌کیستیک در نظر گرفت. اگرچه شاید یک زیرگروه از این زنان ناهنجاری‌های شدیدی همانند زنان PCOS داشته باشند. نتیجه این‌که، مقاومت انسولین به زنانی با شکل ظاهری تخمدان‌های پلی‌کیستیک و تخمک‌گذاری سخت محدود می‌شود. یافته‌ها درباره‌ی کاهش وزن همراه با کاهش قند ناشتا، باعث تحریک گلوکز پلاسما و سطح انسولین در زنان چاق می‌شوند که می‌توانند با تجدید سیکل‌های تخمک‌گذاری، از این فرضیه بیش‌تر حمایت می‌کنند. همچنین نشان داده شده است که زنان PCO و PCOS دارای ناهنجاری‌هایی مشابه در پاسخ‌های گلوکز و انسولین به OGTT و نیز در اختلالات لیپیدی در مقایسه با زنان کنترل هستند. زنان با PCO به نظر سطح سرمی ۱-IGFBP کم‌تری نسبت به زنان با گروه کنترل دارند، اگر چه این کاهش به میزان پایین بودن سطح غلظت سرمی در زنان PCOS نمی‌باشد، گرچه ممکن است این کاهش نتیجه‌ای از مقاومت خفیف انسولینی باشد (Carmina et al., 1997).
فاکتورهای رشد شبه‌انسولینی در PCOS
خانواده‌ی فاکتورهای رشد شبه‌‌‌انسولینی شامل پپتیدهای IGF، رسپتورهای IGF، یک خانواده‌ی همولوگ پروتئین متصل شونده به IGF (IGFBP 1 و ۲و ۳ و ۴ و ۵ و ۶) با میل اتصال بالا، یک گروه با میل ترکیبی پایین IGFBP وابسته به پروتئین‌ها و یک خانواده از IGFBP پروتئازها هستند. فاکتورهای رشد شبه‌انسولینی، که قبلاً سوماتومدین‌ها[۱۵۰] نامیده می‌شدند یک زنجیره‌ی منفرد پروتئینی هستند که با رسپتورهای غشایی بر هم‌کنش داشته، باعث تحریک تقسیم میتوز سلولی و تمایز سلولی به انواع مختلف سلولی می‌شوند. آن‌ها می‌توانند از طریق مکانیسم‌های اتوکرین، پارکرین، اندوکرین عمل کنند. کبد مهم‌ترین منبع به گردش در آوردن IGFها است. در کبد هورمون رشد بیان ژن، سنتز واسطه‌گر متابولیک و میتوژنیک IGEI و همچنین به مقدار کم‌تر IGF-II را تحریک می‌کند. هورمون‌های تروفیک، از قبیل ACTH، تیروتروپین[۱۵۱]، LH و FSH می‌توانند بیوسنتز IGF-I را در بافت‌های هدفشان تحریک کنند. تراکم گردشی ۲-IGF دو یا سه بار بیش‌تر از ۱-IGF است (Yen, 1999).
هم ۱-IGF و ۲-IGF که در پلاسما گردش می‌کنند، به یک پروتئین ویژه به طور محکم متصل می‌شوند. همانند IGFs، IGFBPs توسط سلول‌های مختلفی تولید می‌شوند و عمل آن از طریق اتوکرین/ پاراکرین نسبت به اندوکرین ترجیح داده می‌شود. IGFBPs فعالیت‌های فیزیولوژیک IGFs را به‌‌وسیله‌ی مهار و یا تحریک، وابسته به نوع پروتئین مهارکننده و سلول‌های هدف تنظیم می‌کند. غلظت گردشی برای ۳-IGFBP بالاترین و برای ۱-IGFBP کم‌ترین می‌باشد. ۳-IGFBP دارای بالاترین میل ترکیبی برای IGFs بوده و عملکردی شبیه یک مخزن تنظیم طولانی مدت سطح IGF را دارد. ۱-IGFBP دارای یک میل ترکیبی بسیار پایین با پروتئین اتصالی است و به عنوان یک تعدیل‌کننده‌ی فعالیت زیستی IGFs عمل می‌کند. انسولین یک تنظیم‌کننده‌ی اصلی در تولید ۱-IGFBP کبدی است، که تولید IGFBP کبدی را کاهش می‌دهد و جابه‌جایی ۱-IGFBP را به فضای خارج رگی افزایش می‌دهد. پیری، به کاهش ۱-IGF، ۳-IGFBP و ۵-IGFBP و افزایش ۵-IGFBP کمک می‌کند (Homburg et al., 1992).
بیش‌تر گزارشات اثبات می‌کنند که سطح سرمی ۱-IGF در زنان PCOS دامنه‌ای معمولی دارد. سطوح در گردش ۱-IGFBP به طور معناداری در زنان PCOS در مقایسه با زنان معمولی گروه کنترل پایین‌تر است و بیش‌تر احتمال می‌رود که دارای فعالیت‌های بازدارنده‌ی انسولین بر روی تولید ۱-IGFBP کبدی باشند. کاهش غلظت سرمی IGFBP در زنان PCOS شاید منتهی به افزایش فعالیت IGF در سرم و همچنین تخمدان شود. در تخمدان و رگ‌های منتشر غده‌ی آدرنال سطح ۱-IGF، ۱-IGFBP و ۳-IGFBP مشابه سطح در گردش ۲-IGF بوده و افزایش می‌یابد، اگر چه به طور معناداری در زنان هیپرآندروژنیک بالا نمی‌باشد. IGFها همچنین در بسیاری از بافت‌های خارج کبدی، شامل سلول‌های گرانولازا در تخمدان جایی که زیر کنترل FSH هستند و در تولید فولیکول نقش دارند، ترشح می‌شود (Martikainen et al., 1997).
۱-IGF و ۲-IGF در مایع فولیکولی یافت می‌شوند و رسپتورهای ۱-IGF و ۲-IGF در سلول‌های فولیکول بیان می‌شوند. به نظر می‌رسد که ۲-IGF نسبت به ۱-IGF غالب بر IGF در سلول‌های گرانولوز انسان باشد، اگر چه ۲-IGF به تنهایی توان (استروئیدوژنژ) بیش‌تری از ۱-IGF دارد و همراه با انسولین پاسخ ۲E را به ۲-IGF بالا می‌برد. IGFs تکثیر گرانولوزا و آروماتاز را در محیط کشت تحریک می‌کند، که از نظر مشخصات در فولیکول PCOS بافت زنده وجود ندارند. در فولیکول زنان PCOS، FSH و ۱-IGF در دامنه‌ی فیزیولوژیک قرار دارند. فعالیت آروماتاز فولیکول در PCOS و تولید ۲E به‌وسیله‌ی سلول‌های گرانولوزا دلیلی ضعیف برای افزایش نسبت آندروژن به استروژن و توقف فعالیت فولیکولی است، اگر چه در آزمایشگاه سلول‌های گرانولوزا پاسخ معمولی یا اضافی به ۱-IGF و FSH نشان می‌دهند. این یافته‌ها منجر به ارائه فرضیه‌ای شد که فعالیت موضعی مهار‌کننده‌های IGFs یا FSH در انترال فولیکول‌های کوچک PCOS، باعث مهار تحریک آروماتاز می‌شود و از این جهت IGFBPs شبیه آن‌ها در نظر گرفته می‌شود (Eden et al., 1990؛ Cataldo and Giudice, 1992).
پنج نوع IGFBPs در تخمدان‌های انسان شناخته شده است و IGFBPs 1، ۲، ۳ و ۴ در مایع فولیکولی مشاهده شده است. در فولیکول‌های PCOS سطح IGFBP مشابه با فولیکول‌های غالب آندروژنی با انترال کوچک است که از زنان با چرخه‌های طبیعی به‌دست آمده است. در فولیکول‌های غالب آندروژنی، سطح بالایی از ۲-IGFBP و ۴-IGFBP و سطح پایین‌تری از پروتئاز IGFBP در مقایسه با فولیکول‌های رشد یافته‌ی استروژنی مشاهده شده است. گزارش شده است که ۴-IGFBP در انترال زنان PCOS همبستگی زیادی با حساسیت انسولینی دارد. زنان با مقاومت انسولینی، IGFBP بزرگ‌تری در سلول‌های تکا نسبت به گرانولوزا دارند، که عکس این مطلب در افراد بدون مقاومت انسولینی دیده می‌شود. در زنان PCOS نشان داده شده است که سطوح ۱-IGFBP، ۴۸ درصد زنان با چرخه‌های طبیعی است که ممکن است از اثر مهاری انسولین بر تولید ۱-IGFBP باشد. براساس اطلاعات موجود در انسان و سایر گونه‌ها سیستم IGF (افزایش ۲-IGF، کاهش ۲-IGFBP و افزایش پروتئاز ۴-IGFBP) در زمان انتخاب فولیکول غالب با تقویت تأثیر FSH بر روی گرانولوزا به جریان انداخته شود. سطوح بالای IGFBPs و نبود پروتئاز IGFBP در فولیکول‌های زنان PCOS، ۱-IGF را جدا نموده و به موجب آن اثر مشترک آن با FSH را کاهش می‌دهد. در پروسه‌های تخمدانی باید نقش بسیاری از فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها را که با سیستم داخل تخمدانی و سیستم IGF هم‌زیستی دارند در نظر گرفت تا درک کاملی از نقش سیستم IGF به‌دست آورد (Holly et al., 1990؛ Cataldo, 1997).

 

 

  •  

 

 

  •  

 

  •  

 

 

 

 

 

 

 

 

  •  

 

 

  •  

 

 

  •  

 

 

  •  

 

  • لپتین و PCOS

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده در مورد : تجمع کوتاه مدت عناصر سنگین در اعماق مختلف خاک ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شکل(۲-۴) سطح مقطع گمانه نمونه برداری
از جوامع ناهمگن و با تراکم کم باشد. این سطح باید به اندازه­ای باشد که قسمت اعظم نا هماهگنی­ها را بپوشاند (شکل۲-۴).
۲-۷- انجام عملیات نمونه برداری پروژه

برای نمونه برداری از هر ایستگاه آنرا اشل بندی کرده که بر اساس وسعت و شدت استفاده هر منطقه ابعاد شبکه بندی را انتخاب کرده که از اشل بندی با ابعاد هر شبکه ۲ *۲ و ۵*۵ و گاهی ۲۰*۲۰ می توان یاد کرد یعنی برای ایستگاهی که بیشتر در معرض استفاده بود ابعاد هر شبکه ی اشل را کوچکتر انتخاب کرده تا تعداد نقاط نمونه برداری را افزایش و باعث کاهش خطا در نتیجه آنالیز شود. در هر ایستگاه بعد از انتخاب ابعاد شبکه بندی هر اشل، نمونه ها را از هر تقاطع ایجاد شده در شبکه انتخاب نموده و در سه عمق ۰-۲۰ و ۲۰-۴۰ و ۴۰-۶۰ برداشت شد. سپس نمونه های هم عمق بدست آمده از هر اشل را جدا با هم مخلوط و یک نمونه برای هر عمق برای آنالیز بدست آمده لازم بذکر است که این آزمایش برای فصول مختلف تکرار گردید بدین ترتیب برای هر ایستگاه سه نمونه نهایی برای هر فصل و در مجموع ۱۲ نمونه برای سه عمق مختلف و در چهار فصل مختلف برای آنالیز بدست می آید(شکل ۲-۵).
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۷-۱ نمونه برداری به کمک استوانه پلی اتیلن
بعد از انتخاب ایستگاه‌های نمونه برداری، توسط وسیله نمونه برداری که یک لوله استوانه‎‎‌‌ ای پلی اتیلن بود، در مکان‌های یاد شده مستقر و بعد از پاک کردن سطح خاک از مواد و خاکهای زائد که معمولا در حد ۲ تا ۳ سانتیمتر از سطح است، نمونه  گیری انجام می شد.
(شکل۲-۵) محل نقاط نمونه برداری
در بالای استوانه یک رابط و یک صفحه فلزی مانند TF(رابط بین پلی اتیلن و فلز)تعبیه شد که کار این قسمت انتقال ضربه به استوانه و نیز خارج کردن آب احتمالی از مکان نمونه برداری بود. پس از قرار گرفتن نمونه در استوانه با خارج کردن هوای پشت نمونه، خلاء ایجاد شده و از بیرون ریختن و برگشت نمونه داخل استوانه جلوگیری بعمل آمد. برای خارج کردن نمونه باید ابتدا صفحه فلزی را باز نمود، سپس نمونه برداشت شده از سه عمق مشخص (۲۰-۰ ۴۰-۲۰ ۶۰-۴۰ سانتی متر ی) را که درون استوانه قرار گرفته به آرامی و به طوری که با هم مخلوط و یا کوبیده نشود، توسط وسیله‌ ای مانند چوب (که بعلت عدم ترکیب ، واکنش شیمیایی و تغییر غلظت عناصر، درصد خطای آنالیز را افزایش نمی دهد) به خارج از استوانه هدایت می‌گردید. نمونه بدست آمده بصورت یک استوانه خاکی و در قسمت‌های مرطوب بصورت یک مغزه گلی حاصل شد(شکل ۲-۶).
۲-۷-۲ نمونه برداری توسط دست و ابزارهایی بجز استوانه پلی اتیلن
لازم به ذکر می‌‎ باشد که در برخی مواقع به علت سختی زمین نمی توان از استوانه پلی اتیلن استفاده نمود، لذا باید ابتدا محل نمونه برداری توسط دست و ابزارهای دیگری حفاری گردد. البته جنس ابزار استفاده شده هم جنس عناصر مورد بررسی نباید باشد. در این موارد بیشتر از ابزار چوبی و پلی اتیلن استفاده شده و بعد از حفاری، نمونه ترجیحا از دیواره بصورت یک نوار انتخاب می شد و تا جایی که امکان داشت درصد دخالت و خطای ابزار کاهش می یافت (شکل۲-۸).
شکل(۲-۶) خارج کردن نمونه‌ی بدست آمده از استوانه نمونه گیری
شکل(۲-۷) مغزه گلی حاصل از نمونه گیری
شکل(۲-۸) نمونه برداری توسط دست
۲-۷-۳ -آماده سازی نمونه ها برای آزمایشگاه
بعد از اتمام نمونه برداری ذرات خیلی درشت را جدا و نمونه هایی را که مرطوب است در محیط قرار داده تا خشک شود که ترجیحا در دمای اتاق بهتر است. نمونه های خاک در هوا خشک و از الک ۲ میلی متر عبور داده شدند. جنس الک مورد استفاده نیز فلزی نبوده و از راک شیلد (توری از جنس پلی تیلن) استفاده شد(شکل۲-۹). لازم به ذکر است که برای رسیدن به مش مورد نظر (الک شماره۲) از چند توری بروی هم استفاده شده است.
شکل(۲-۹) توری راک-شیلد
سپس نمونه ها درون ظرف‌های شیشه ای درب دار ( هر نمونه در یک ظرف یک کیلوگرمی ) که مشخصات کامل نمونه بر روی آن نوشته شده بود، قرار داده شد.
۲-۷-۳-۱- مشخصات درج شده بر روی ظرف نمونه
*منطقه مورد آزمایش
*شماره ایستگاه
*عمق مربوطه
*مشخصات جوی هنگام نمونه گیری
*نمونه تکراری است یا خیر
*مشخص نمودن فصل نمونه برداری
شایان ذکر است که به مشخصات مربوطه یک کد داده شده و بوسیله آن کد، نمونه ،علامت گذاری و یک کد بروی ظرف و یکی درون ظرف گذاشته و درب آن محکم گردید ( شکل۲-۱۰).
شکل(۲-۱۰) ظروف نمونه گیری
۲-۷-۳-۲- آماده سازی نمونه ها جهت اندازه گیری فلزات
* عمل صاف کردن
اگر فلزات محلول اندازه گیری شوند نمونه را باید در موقع جمع آوری از صافی ۴۵/۰ (میکرون) عبور داد و سپس آنها را با اسید نیتریک غلیظ به pH مساوی یا کمتر از ۲ رساند و به طور مستقیم آنها را اندازه گیری کرد. چنانچه رسوبی هنگام اسیدی کردن نمونه ایجاد شود، قبل از آزمایش عمل هضم را بر روی نمونه ها انجام می دهند. قبل از استفاده ،صافی در محلول ۵/۰ نرمال اسید کلریدریک فرو برده و سپس با آب شسته می شود.
* آماده سازی اولیه جهت اندازه گیری فلزات قابل استخراج با اسید
نظر به اینکه فلزات قابل استخراج به طور جزئی جذب سطحی مواد خاص می شوند برای بدست آوردن نتایج صحیح ،کنترل دقیقی بر روی نمونه ها انجام می گیرد ودر هنگام جمع آوری نمونه ۵ میلی اسید نیت
ریک غلیظ به نمونه اضافه می شود.
برای آماده سازی نمونه ها ،آنها را خوب مخلوط کرده و در یک بشر ۱۰۰ میلی لیتری ریخته و ۵ میلی لیتر اسید کلریدریک ۱+۱ به آن افزوده می شود. سپس نمونه از صافی ۴۵/۰ میکرون عبور داده و محلول صاف شده با آب مقطر به حجم ۱۰۰ میلی لیتر رساند و سپس نمونه آزمایش می شود، نتایج بدست آمده مربوط به فلزات قابل استخراج با اسید می باشد(آرهایتمن و دونالد ، ۱۳۸۰).
۲-۷-۳-۳- روش کار با دستگاه جذب اتمی با شعله
ابتدا دستگاه اندازه گیری باید تنظیم شود و صفر آن با تزریق آب مقطر به داخل شعله مشخص گردد. پس از روشن شدن لامپ، نور بدون مانع از لامپ کاتدی انتشار می یابد و بر روی تقویت کننده می افتد و وقتی محلولی حاوی یون‌های قابل جذب به داخل دستگاه تزریق می شود، قسمتی از نور منتشره از لامپ کاتدی جذب خواهد شدو در نتیجه شدت نور روی دستگاه تقویت کننده کاهش می یابد.
محلول های استاندارد عنصری که باید تعیین مقدار شود برای رسم منحنی کالیبراسیون به کار می روند تا از روی آن ها بتوان غلظت عناصر در نمونه های مورد آزمایش را با توجه به میزان جذب نور آنها به دست آورد.
به علت اختلاف بین مدل ها و ساخت دستگاه جذب اتمی توسط کارخانجات سازنده ،آموزش یک روش قابل قبول برای طرز کار با هر وسیله امکان پذیر نمی باشد ولی بطور کلی طرز عمل به ترتیب زیر می باشد:
۱- لامپ کاتدی فلزی را که می خواهد تعیین مقدار گردد در دستگاه نصب کرده و طول موج آن تنظیم می شود.
۲- عرض شکاف (دیافراگم) بر طبق کارخانه سازنده دستگاه برای عنصری که اندازه گیری می شود تنظیم گردد.
۳- دستگاه روشن و مقدار جریان قراردادی بوسیله کارخانه تولید کننده ، برای لامپ کاتدی به کار برده می شود.
۴- فرصت داده می شود که دستگاه گرم شده منبع انرژی ثابت شود. این مرحله معمولاً ۱۰ تا ۲۰ دقیقه زمان نیاز دارد بعد از گرم شدن دستگاه در صورت نیاز مجدداً جریان تنظیم می گردد.
۵- شعله پخش کن نصب می شود.(آرهایتمن و دونالد ، ۱۳۸۰).
۶- جریان هوا برقرار نموده و میزان آن توسط کارخانه سازنده که برای به دست آمدن ماکزیمم حساسیت برای فلزی که اندازه گیری می شود، معین شده است، تنظیم می گردد.
۷- جریان استیلن برقرار می شود ومیزان آن تا مقدار معین شده تنظیم کرده و شعله روشن می شود.
۸- آب مقطر اسیدی شده با غلظت ۵/۱ میلی لیتر اسید نیتریک خالص وغلیظ در لیتر به داخل دستگاه تزریق شده و سرعت تزریق برای بیشتر از ۱۰ دقیقه کنترل می گردد. صبر نموده و چنانچه لازم باشد سرعت بین ۳ تا ۵ میل لیتر در دقیقه تنظیم شده و دستگاه صفر می شود.
۹- شعله پخش کن در حالت ایده آل تنظیم می گردد.
۱۰- اکنون دستگاه آماده برای کار می باشد .پس از اتمام آنالیز، شعله با قطع جریان استیلن و سپس هوا خاموش می شود.
۲-۸- ارزیابی خاک منطقه مورد مطالعه
در این مطالعه از معیارهای مختلف (فاکتور آلودگی، شاخص زمین انباشتگی و شاخص جامع فاکتور آلودگی و… ) جهت بررسی سنجش میزان آلودگی خاک به فلزات سنگین استفاده شد.
۲-۸-۱- تعیین شاخص تجمع زمینی مولر(Igeo)
به آن شاخص زمین انباشتگی (Geoaccumulation index) نیز گفته می شود، این شاخص اولین بار توسط مولر در سال ۱۹۷۹بیان گردید و برای اندازه گیری و تعیین درجه آلایندگی خاک، توسط مقایسه غلظت های کنونی یک عنصر با میزان آن ماده قبل از صنعتی شدن در رسوبات، محاسبه می گردد و از رابطه زیر محاسبه می شود:
Igeo = log2 (Cn /1. 5Bn) رابطه (۱)
با بهره گرفتن از رابطه ( ۱) شاخص زمین انباشتگی برای نمونه های خاک مورد مطالعه محاسبه شد. بر اساس شاخص زمین انباشتگی (Igeo) مولر :

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد وسواس، احکام و آثار آن- فایل ۲۹
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اما نمونه هایی از راهکارهای اجتماعی برای پیشگیری از بروز اختلالات روانی ، اضطرابی و نیز وسواس می تواند شامل برنامه هایی برای بالابردن سطح بهداشت روانی و سلامت جسمی افراد، گسترش ورزش و تفریحات سالم و آموزش های شناختی لازم در زمینه انواع بیماری های روانی، باشد….
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۱-۲- تدابیر فقه اسلامی وآموزه های دینی در پیشگیری از بروز وسواس
غور و بررسی در دستورات و آموزه های اخلاقی دین اسلام نشان می دهد شیوه های تربیت اسلامی که در قرآن بیان شده اند و درضمن فرمایشات نبی مکرم اسلام و ائمه ی معصومین(ع) تشریح و تفسیر گردیده اند، بهترین و کامل ترین راهکارهاى پیش بینی شده برای پیشگیری از بروز وسواس، محسوب می شوند. این شیوه های تربیتی در واقع با ارتقا دادن بهداشت و سلامت روان انسان، از تولید اضطراب، تنش و تشویش جلوگیری می کنند. از آن جایی که اضطراب و وسواس، یک زوج جدایی ناپذیر هستند، وقتی شیوه های تربیتی به گونه ای باشند که انسان هایی با دنیای درونی آرام تربیت کنند، علت و زمینه ای برای شکل گیری و بروز وسواس باقی نمی ماند.
داشتن نظم و انضباط منطقى در زندگى و برنامه ریزى صحیح در اشتغالات، استراحت و عبادت، مانع از به بطالت گذراندن اوقات فرد و سبب اجتناب ازخیال پردازی ها و توهمّات پوچ و بی اساس می گردد. کسب آگاهى صحیح و کافى نسبت به وظایف شرعى و از بین بردن جهل و ابهام در این زمینه و نیز فراگرفتن اصول و قواعد فقهیِ راه گشا در عمل به احکام و فروعات دینی ، می تواند بسیاری از راه های منتهی به وسواس را مسدود سازد. در ذیل این بحث، به معرفی این اصول و قواعد پرداخته و سپس نقش شناخت مفاهیمی همچون عبادت، گناه و ثواب، طهارت و نجاست را در پیشگیری از ابتلا به وسواس، مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.
۳-۴-۲-۱- اصول و قواعد فقهی موثّر در پیشگیری از وسواس
علاوه بر شیوه های تربیتی تبیین شده توسط بزرگان دین، اصول عملی و قواعدی که به شکل علمی در فقه اسلامی مطرح شده اند، مهمترین مبانی و تدابیر پیشگیرانه ی وسواس به شمار می آیند. اصول و قواعد فقهی از جمله مباحثی هستند که فقها مبنا وپایه اصلی آنها را از قرآن واحادیث وارده از ائمه معصومین (ع) و سایر منابع اسلامی اتّخاذ کرده و در موارد گوناگون از آن ها استفاده می کنند. این اصول در زمینه‌های زیادی از جمله در اعمال عبادی، معاملات، امور حقوقی وکیفری و غیره قابل استناد بوده و تنها محدود به موارد خاص نظیر نماز، روز، آداب شستسو، وضو و غسل و… نمی‌گردند.
همان گونه که اطبّا و پزشکان برای پیشگیری از امراض جسمی، از واسطه و ابزاری به نام واکسن استفاده می کنند، علمای دین و مجتهدین نیز واکسن های پیشگیرانه و مصونیت بخشی را درقالب قواعد و قوانین فقهی متعدّد، که یا صراحتاً توسط شارع وضع گردیده اند ویا فقها با پژوهش وتحقیق ومطالعات گسترده ومستدل به عنوان یک قانون علمی بدان ها دست یافته اند، به منظور حفظ بهداشت روانی انسان ها، تهیه و تدوین نموده اند. ازجمله ی بیماری های روانی که پیشگیری از آنها نیاز به یک واکسناسیون مناسب ومفید دارد، اختلال وسواس است که هم روان شناسان برای پیشگیری ازآن پژوهش ها وهم اندیشی های بسیاری کرده اند وهم شارع مقدس وفقه اسلامی واکسنی مرکب ازچند قاعده واصل عملی مثل طهارت، صحت، استصحاب، برائت و قواعدی مثل سوق مسلمانان، نفی عسروحرج، حلیت، عدم وجود احتیاط درهمه موارد را پیش بینی کرده اند که تقیّد والتزام به آنها، حتی از اندیشیدن به وسواس وشکل گیری اولیه آن نیزجلوگیری می کند، چه رسد به وسواس عملی و رفتاری. این مبانی و تدابیر و نقش پیشگیرانه و همچنین اثر درمانگری آن ها در بروز وسواس، در ادامه ی این بحث، طرح و بررسی خواهند شد.
۳-۱-۲-۱-۱- اصاله الطهارت یا قاعده ی طهارت
طبق این اصل، هر چیزی که درنجس بودن آن شک وجود دارد، تا زمانی که نجاست آن ثابت نشود پاک است. امام صادق(ع) می فرمایند: « کلّ شی‏ء نظیفٌ حتى تعلم أنه قذر، فإذا علمت فقد قذر، و ما لم تعلم فلیس علیک»،[۳۲۳] هر چیزی پاک است تا زمانى که علم به پلیدی آن پیدا کنی، پس هرگاه که یقین [به پلیدی و نجاست] پیدا کردی، ناپاک خواهد بود و تا زمانی که یقین پیدا نکرده‌ای، چیزی بر عهده تو نیست. در جای دیگری نیز از قول آن حضرت آمده است: «کُلُ ماءٍ طاهِر اِلّا ما عَلِمْتَ اَنَّهُ قَذَر»،[۳۲۴] هر آبی که به آن دسترسی پیدا کنی، پاک است، مگر علم پیدا کنی که نجس شده است. همچنین امیر المؤمنین على(ع) دراین باره مى‏فرمایند: « ما أبالى أ بول اصابنى او ماء، اذا لم اعلم.»[۳۲۵] اعتنا نمى‏کنم که آیا بول به من اصابت کرد یا آب، مادامى‏که علم پیدا نکنم.
معنای این قاعده این است که هرگاه در طهارت و نجاست چیزی شک ایجاد شود، درصورتی که وضعیت سابق آن در مورد طهارت ونجاست، مشخص نباشد، قانون وقاعده شرعی حکم به طهارت آن چیز می دهد. در این حالت فرقی نمی‌کند که شک وشبهه در نجاست، ذاتی شی ای باشد ویا این شبهه در متنجّس شدن شیِ پاک به سبب برخورد با شیء نجس باشد. در هر دو مورد قاعده طهارت جاری شده حکم به طهارت داده می‌شود. در نتیجه هم چیزی را که ندانیم از نجاسات هست یا نه پاک می‌دانیم و هم چیزی را که نمی دانیم نجس شده است یا خیر، پاک فرض می کنیم. [۳۲۶]
آنچه مورد اتّفاق و اجماع همه‏ى علماى اصولى و اخبارى است، جریان این قاعده در موضوعات است. مانند شک در کافر و نجس بودن یا مسلمان و پاک بودن‏ انسانى که از حال او اطلاع نداریم؛ و یا شک در تغییر یکى از اوصاف سه‏گانه آب، و یا شک در نجس شدن لباس و موارد فراوان دیگر، که در تمام آنها اصل طهارت جارى مى‏شود. ولى اگر شک ناشى از شبهه حکمیه باشد، در جریان و عدم جریان اصل طهارت اختلاف است؛ مشهور، عدم جریان اصل طهارت در شبهات حکمیه است؛[۳۲۷] زیرا جریان اصول عملیه در شبهات حکمیه‏ مشروط به‏ فحص از دلیل‏ و یأس از ظفر به آن مى‏باشد، اما اصول عملیه‏اى که در شبهات موضوعیه‏ جارى مى‏شود مشروط به فحص نیست‏.[۳۲۸] زراره از امام علیه السلام در مورد جایى سؤال مى‏کند که شک کرده آیا لباسش آلوده به نجاست شده یا نه؟ زراره مى‏پرسد: «فهل علیّ إن شککتُ فی أنّه أصابه شی‏ء أن أنظر فیه؟» فقال علیه السلام: «لا، و لکنّک إنّما ترید أن تذهب الشک الّذی وقع فی نفسک …»[۳۲۹] در این روایت، امام علیه السلام مى‏فرماید: فحص لازم نیست، اما اگر مى‏خواهى این شک از تو بیرون رود، فحص و بررسى مانعى ندارد. این روایت، تأیید مى‏کند که در شبهات موضوعیه، فحصْ لازم نیست.
قاعده طهارت مى‏گوید: «جایى‏که شما طریق به واقع ندارید، من مى‏خواهم طهارت ظاهریه‏اى براى شما جعل کنم، با علم به این که طهارت ظاهریه، شما را به واقع نمى‏رساند و هیچ‏گونه کاشفیتى از واقع ندارد.»[۳۳۰] شارع مقدّس احکامى را بر طهارت واقعیّه جعل کرده، مثلًا فرموده است: «خوردنى و آشامیدنى انسان باید طاهر باشد» و یا شارع طهارت را به‏صورت قید یا شرط در بعضى عبادات معتبر دانسته است. مثلًا طهارت لباس و بدن را به‏عنوان یکى از شرایط نماز دانسته است.
در صحیحه زراره از این موارد به‏عنوان «طهارت مصلّی» نام برده شده وآمده است که: «لأنّک کنت على یقین من طهارتک». آثار دیگرى هم بر طهارت مترتّب شده است. از جمله این که ملاقات شى‏ء مرطوب با شى‏ء طاهر موجب تنجّس آن نمى‏شود. اگر قاعده‏اى به نام قاعده طهارت وجود نداشته باشد و ما فقط با نفس این ادلّه روبرو باشیم، قطعاً این دستورات ظهور در طهارت واقعیّه دارند. در این میان «کلّ شی‏ء طاهر» مى‏آید و براى تسهیل و امتنان بر امّت، طهارت ظاهریه‏اى جعل مى‏کند. ولى در این جا سوالی مطرح می شود مبنی بر این که نقش این طهارت‏ ظاهریه ی جعل شده چیست؟
در پاسخ به این سوال باید گفت که حکم به طهارت ظاهری به معنای مترتّب دانستن آثار طهارت واقعی است؛ یعنى با این لباس مى‏توان نماز خواند و خوردنى و آشامیدنى که در طهارت و نجاست آن شک داریم و حالت سابقه ندارد، محکوم به طهارت است و اکل و شرب آن جایز است. جمع شدن این دوحکم نسبتاً متناقض که ازطرفی می گوید: «صلّ مع الطهاره» به این معنا که «طهارت واقعی، در صلاه شرط است» و از طرف دیگرضمن قاعده طهارت می گوید: «نماز خواندن در بدن و لباس مشکوک الطهاره جایز است»، نشان دهنده ی آن است که شارع با جعل این حکم ظاهری، مى‏گوید: «هرچند ظاهر آن ادلّه، مدخلیّت طهارت واقعیه است ولى مراد خداوند چنین چیزى نیست بلکه خداوند اعمّ از طهارت واقعیه و ظاهریه را اراده کرده است و امّا دلیل قاعده طهارت به‏منزله یک مفسّر و دلیل حاکم است که دلیل محکوم را تبیین کرده و دایره آن را توسعه مى‏دهد. بدین ترتیب صلّ مع الطهاره، به این معنا است که باید براى نماز، طهارتى وجود داشته باشد، خواه طهارت واقعیه باشد که شما از راه‏ علم و بیّنه و امثال آن به دست آورده باشید و خواه طهارت ظاهریه باشد که از راه قاعده طهارت به آن رسیده باشید. در این صورت اگر قاعده طهارت را در مورد لباس مشکوک به نجاست خود اجرا کرده و نماز بخوانیم، چنین نمازى واجد شرط خواهد بود؛ زیرا شرط، فقط طهارت واقعیه نبوده بلکه طهارت ظاهریه نیز آن را کفایت مى‏کند؛ یا این که طهارتى که در نماز شرطیت دارد، اعمّ از طهارت واقعى و طهارت ظاهرى است.»[۳۳۱]
با توجّه به آن چه که در باب طهارت واقعی و طهارت ظاهری گفته شد می توان این گونه نتیجه گرفت که اسلام برای جلو گیری از وسواس و ایجاد مشقّت و سختی در زندگی افراد، اصل طهارت و پاکی را در همه چیز جاری می داند و به پیروان خود دستور داده فقط در صورتی که یقین به نجاست چیزی دارند موظّف اند که از آن اجتناب کنند، در غیر این صورت هیچ وظیفه ای ندارند بنابراین وقتی به شخص وسواسی گفته می شود که شک و حتی یقینش نسبت به نجاست اعتباری ندارد، مفهوم آن این است که اگرچه عمل به طهارت واقعی، حکم مسلّم شارع است، اما درخصوص فرد وسواسی، بنا به ضرورت و به منظور حفظ سلامت روانی و جسمی او، حکم ظاهری دیگری وضع می شود مبنی بر این که چنین شخصی نباید به شک و حتی یقین خود نسبت به نجاست چیزی اعتنا کند؛ مگر آن که افراد غیر وسواسی نیز نجاست آن چیز را تأیید کنند. اسلام و پیشوایان معصوم ما شدیداً با وسواس در طهارت و نجاست مخالف بوده و در گفتار و کردار خود با آن مبارزه کرده و عملاً هم اثبات کرده اند تا نجاست چیزی محرز نشده، پاک است.
بدین ترتیب باید گفت قاعده ی طهارت به عنوان یک باور بنیادین شناختیِ منطقی، در روان و ذهن انسان مسلمان جای می گیرد و حرکت آن را در جهت تفکّر منطقی و گریز از بیراهه های وسواس، هدایت می کند. شخصی که به عنوان یک باور درست پذیرفته است نگاهش به جهان باید نگاه پاکی و طهارت باشد، و اعتقاد به «کلُّ شَیءٍ طاهر» نیز در درونش نهادینه شده باشد، این نگرش مثبت روانش را تربیت کرده و در را به روی وسوسه های شیطان می بندد.
۳-۱-۲-۱-۲- قاعده تجاوز وفراغ
قاعده تجاوز و فراغ، از قواعد فقهى مشهور هستند که در رفع شک و شبهه در حین انجام عمل وپس از اتمام آن، به مکلّف و خصوصاً به مکلّفین وسواسی که دائماً دچار انواع و اقسام شک ها می گردند،کمک می کنند. با کمک این قواعد شخص وسواسی به راحتی می تواند تکلیف خود را در مورد بسیاری از شک ها، به ویژه در حوزه ی عبادات، معیّن کرده و از بلاتکلیفی نجات یابد.
جمعی از فقها قاعده تجاوز و قاعده فراغ را یکى می دانند و بعضی هم مانند مرحوم «آخوند خراسانى» آنها را دو قاعده مستقل دانسته و معتقدند که قاعده تجاوز فقط هنگام شک در جزء یک عمل مرکّب (داراى اجزا)، و قاعده فراغ تنها هنگام تجاوز از خود عمل مرکّب نه اجزاى آن جارى است. افزون برآن، مورد قاعده تجاوز، شک در وجود عمل است، اما مورد قاعده فراغ، شک در صحت عمل مى‏باشد. برای مثال، اگر نمازگزار در پایان نماز شک کند که نماز را به طور صحیح و در حال طهارت به جای آورده است یا این که هنگام ادای آن، بدون طهارت بوده است، این شک، شک بعد از فراغ است و او باید بنا را بر صحت نماز گذاشته و به شک خود اعتنا نکند؛ و اگر شک در اثنای نماز پدید آید، مانند این که هنگام رکوع شک کند سوره را خوانده است یا نه، این شک، شک بعد از تجاوز از محل است.[۳۳۲] یا در مثال دیگری فرض کنیم نمازگزار در اثناء نماز در جزئى از اجزاء شک کند در حالیکه از محل آن جزء مشکوک تجاوز و عبور کرده و وارد جزء بعدى شده مثل این که پس از ورود به سجده، در انجام رکوع شک مى‏کند که البته شکش قابل اعتنا نیست. قانون فراغ از عمل نیز مربوط به پس از فراغت از عمل است، مثل زمانی که نمازگزار نماز را به پایان رسانده و پس از نماز شک مى‏کند که فلان جزء یا شرط را مراعات نکرده است. در این حالت قاعده فراغ مى‏گوید به این شک اعتنا نکن منتها برخى مى‏گویند پس از دخول در حالت‏ دیگرى غیر از حال نمازخواندن، اعتنا نکند مثلاً وقتى مشغول کار دیگرى شد و بیادش آمد که شاید نمازش اشکال داشته است، اعتنا نکند و عدّه‏اى هم مى‏گویند اگر بلافاصله بعد از سلام نماز شک کرد نباید اعتنا کند هرچند به کار دیگری هم اشتغال نداشته باشد.[۳۳۳]برخى دیگر مانند مرحوم «شیخ انصارى» این دو را یک قاعده کلى شامل هردو مورد فراغ از عمل وتجاوز از اجزا مى‏دانند. [۳۳۴]
موضوع مورد توجّه این قواعد، امتثالِ عملى است که بعد از تجاوز و عبور از محلِ امتثالش، مورد شک واقع شده است، یا این که زمان انجام آن گذشته باشد؛ خواه عملِ مشکوک جزئى از اجزاى یک عمل مرکّب باشد(مثل نماز) که بعد از انجام برخى از اجزاى آن، در انجام آن جزء خاص، شک شده باشد و خواه عملى مستقل باشد که وقت خاص دارد و بعد از پایان وقت، در انجام آن تردید شده باشد. هرگاه چنین شک هایی پیش آید- در حالى که زمان آن گذشته باشد، و یا مکلّف وارد جزء دیگر شده باشد- «قاعده تجاوز» مى‏گوید: به شک خود اعتنا نکن.
بنابراین، نمازگزارى که در حال انجام نماز (مرکب داراى اجزا)، در رکوع شک کند که آیا حمد و سوره را خوانده است یا نه، با تمسّک به قاعده تجاوز، بنا را بر این مى‏گذارد که حمد و سوره را خوانده و به شک خود اعتنا نمى‏کند. همچنین کسى که بعد از طلوع آفتاب، در انجام نماز صبح (عمل مستقل داراى وقت خاص) شک مى‏نماید، با استناد به این قاعده، بنا را بر بجاآوردن نماز صبح گذاشته و به شک خود اعتنا نمی کند.
درمورد قاعده ی تجاوز گفته شده است که این قاعده هنگام شک در اثناى طهارت‏هاى سه‏گانه (غسل، وضو، تیمم) جارى نمی شود؛ پس اگر کسى در حال وضو و به هنگام شستن دو دست، شک کند که صورت خود را شسته یا نه، باید برگردد و صورت را بشوید و سپس وضو را ادامه دهد. درمقابل گروهى نیز می گویند این قاعده در هر عملى که داراى اجزا باشد، قابل اجراست.[۳۳۵]
به هرحال در این موضوع قدر مسلّمی وجود دارد مبنی بر این که جزء مشکوک که از محل آن تجاوز شده یا از آن فراغت حاصل گردیده است، باید از اجزاء مستقله باشد؛ حتّی اگر فعلاً جزء عبادتى شده ولى ذاتاً بایدیک عمل مستقل محسوب گردد. به عنوان مثال اگرچه اجزاء نماز در کنار هم یک کلّ به نام نماز را ساخته اند و مستقل نیستند، اما در اصل و ذاتاً افعال مستقلی به حساب می آیند؛ مانند تکبیره الاحرام، فاتحه الکتاب، سوره، رکوع، سجود، تشهد و سلام که ذاتاً افعال مستقلی هستند و درصورتی که نمازگزار در هریک از آن ها پس از تجاوز از محل شک کند، نباید به شک خود اعتنا ‏کند.
امّا اگر نمازگزار پس از ورود در مقدمه جزئی، در جزء قبلی شک کند، این شک قابل اعتناء می باشد؛ چون مقدمه جزء، جزء مستقل محسوب نمى‏شود. مثلاً شک در قرائت در حال هوى و فرود آمدن براى رکوع یا شک در رکوع در حال هوّى براى سجده و شک در تشهد در حال آمادگی براى قیام که این ها جزء مستقل نیستند بلکه مقدمه جزء هستند و شک در این‏حال شک پس از محل محسوب نشده و باید به آن اعتنا شود. همچنین شک پس از تجاوز در اجزاء قرائت نیز اگر چه به نظر کثیرى از محققین، همان حکم را دارد و قابل اعتنا نیست، ولى به نظر عدّه ای دیگر اجزاء قرائت مستقل نبوده و جزئی از یک مجموعه هستند. بنابراین نمازگزار درهر جزئی که شک کند باید اعاده کند.[۳۳۶]
به اعتقاد اکثر فقهاء، قاعده‏ى فراغ و تجاوز در اجزاى وضو جارى نمى‏شود. بنابراین، اگر مکلّف در موقع وضو گرفتن، در حالى که وضو تمام نشده است، شکّ کندکه آیا مثلاً صورت را شسته است یا خیر؟ باید ابتدا صورت را بشوید و سپس ادامه دهد. عدّه‏ى زیادى از فقهاء، غسل و تیمّم را نیز به وضو ملحق کرده‏اند.[۳۳۷]
شکّ بعد از محل و بعد از فراغ سه صورت دارد: اول این که مکلّف در حالى شکّ می کند که مطمئن است موقع عمل غافل نبوده و علم به صحّت عمل هم داشته است ولى اکنون شکّ کرده که آیا اعتقاد او به صحّت عمل، واقعا درست بوده یا نه؟ و آیا آن عمل را مطابق مأمورٌ به انجام داده است یا نه؟ در چنین شکّی وظیفه مکلّف اعتنا نکردن به شک است. صورت دوم این است که مکلّف شکّ دارد که موقع عمل متوجّه بوده است یا غافل؟ یعنى هم احتمال مى‏دهد موقع عمل حواسش جمع بوده و مى‏دانسته که عمل را صحیح انجام داده و هم احتمال مى‏دهد که موقع عمل غافل بوده باشد. در این حالت هم مکلّف نباید به شک خود اعتنا کند. حالت سوم آن است که شک مکلّف بعد از عمل، در حالى است که مى‏داند موقع عمل اصلاً توجّهی نداشته و غافل بوده است ولى اکنون احتمال مى‏دهد که شاید آن عمل اتّفاقاً درست انجام شده باشد، مثل این که مى‏داند موقع وضو گرفتن باید انگشتر خود را بچرخاند تا آب زیر آن برود ولى احتمال مى‏دهد که اتّفاقا آب زیر انگشتر رفته باشد. در این صورت قاعده جارى نمى‏شود و عمل مورد نظر باید اعاده گردد.[۳۳۸]
به طور خلاصه، می توانیم بگوییم «انسان مکلف وقتى در مقام امتثال امر قانونگذار و تحصیل غرض باشد و از طرفى به آن مرکب شناخت و نسبت به اجزاء و شرایط آن آگاهى داشته باشد، آن عمل را به طور صحیح به جا مى‏آورد و اگر در پایان عمل شک کند که آیا همه آن مرکب را آورده یا خیر، بناى عقلا در این زمینه بدین گونه است که همه را آورده است. زیرا طبیعت انسان در هنگام بجا آوردن عملى به صورتى است که آن را با تمام اجزاء و شرایط مى‏آورد و لذا عقلا در هنگام نسیان و شک، اصول عدمیه را جارى مى‏کنند و مى‏گویند طبیعت اولیه انسان توجه و التفات داشتن به آن عمل و عدم خطا و نسیان خواهد بود و این از اصول مسلم عقلائى بوده که در هنگام شک، اصالت عدم خطا و نسیان جارى مى‏شود؛ چون عقلا این حالت را بر خلاف حالت اولیه انسان مى‏دانند و معتقدند که اشتباه و نسیان عارض بر انسان مى‏گردد و جزء طبیعت اولیه او نیست. پس وقتى شارع مقدس ما را مکلف کند و ما نیز در مقام امتثال باشیم، طبیعت اولیه این خواهد بود که مرکب را تام الاجزاء و الشرائط و فاقدا للموانع بجا مى‏آوریم و در هنگام اتیان مرکب، هر جزئى را در محل خود مى‏آوریم؛ لذا در هنگام شک بناى عقلا این است که درست آورده‏ایم و در پایان مرکب گفته مى‏شود که صحیح آورده‏ایم و بناى عقلا بر صحت عمل مى‏باشد.»[۳۳۹]
۳-۱-۲-۱-۳- اصل استصحاب
«استصحاب» از ماده «صحب» در لغت به معنای همراه داشتن است،[۳۴۰] و استصحاب در اصطلاح یعنی «استمرار آنچه که از پیش وجود داشته است.» [۳۴۱] به سخن دیگر، از نظر اصطلاح علم اصول، استصحاب عبارت است از قاعده‏اى که طبق آن فرد مکلّف باید به متیقّن سابق خود عمل نماید.[۳۴۲] «در فرضى که نسبت به متیقّن سابق، شک عارض شود از نظر واقع و حقیقت یقین سابق باقى نخواهد بود و لیکن شارع مقدّس حکم به ابقاء مى‏نماید. «باقى گذاردن بر یقین» معنایش آن است که به حکم شارع و با تعبّد به دستور شارع، یقین سابق را نازل منزله آن قرار مى‏دهیم که در لاحق ایضاً باقى مى‏باشد بنابراین بقاء یقین، حکماً و تنزیلاً و تعبّداً خواهد بود.»[۳۴۳]
توضیح بیشتر این تعریف این است که هرگاه بقای حکم یا موضوعی که قبلاً وجودش یقینی بوده، مورد تردید واقع شود، بنابر حکم شارع آن حکم و آثار شرعی مترتّب بر وجود واقعی اش را باید باقی نگه داشت؛ به عبارت دیگر، استصحاب یعنی حکم به بقای حکم شرعیِ متیقّنِ سابق، یا موضوع حکم، که بقای آن مشکوک است.[۳۴۴]
هر گاه مکلّف نسبت به یک حکم شرعی، یا موضوع یک حکم شرعی، یقین داشته باشد اما بعد از مدتی نسبت به بقای امر یقینی پیشین، شک کند، تکلیف او جاری کردن اصل عملی استصحاب است. به عنوان مثال فردی که از قبل به وضو داشتن خود یا کر بودن آب، یقین داشته ولی اکنون در بقای وضو یا کریت آب دچار شک و تردید شده است، براین اساس که «وَ لَا تَنْقُضِ الْیَقِینَ أَبَداً بِالشَّک وَ إِنَّمَا تَنْقُضُهُ بِیَقِینٍ آخَرَ»،[۳۴۵] (یقین سابق، هرگز به واسطه ی شک لاحق نقض نمی گردد، مگر به واسطه ی یقین دیگر)، باید وضو داشتن یا کر بودن آب را استصحاب ‌کند و در نتیجه آثاروضو داشتن، همچون جواز مس آیات قرآن و اقامه ی نماز، و آثار کریت آب مانند عدم انفعال آن به ملاقات نجس، هنوز هم بر آن مترتّب می‌گردد.[۳۴۶] به هنگام اجرای اصل استصحاب، لازم است در وهله ی اول مکلّف به وجود حکم یا موضوعی که قصد استصحاب کردن آن را دارد، در زمان گذشته یقین داشته باشد و شک در بقای حالت سابق، در زمان حال، بر او حادث شده باشد. مضافاً به این که وحدت متعلَّق یقین و شک نیز الزاماً باید برقرار باشد.
عمل بر اساس مفاد اصل استصحاب، موجب می شود در بسیاری از موارد، فردی که بین یقین و شک خود سرگردان است، به قطعیّت برسد. شخصی که بتواند به طریقی مطمئن و موثّق به تردیدهایش پاسخ دهد، دلیلی برای اسارت در دام وسواس ندارد. اصل استصحاب علاوه بر پیشگیری از ابتلا به وسواس، راهی برای درمان آن نیز می باشد. شخصی که دچار وسواس است، به ویژه آن دسته از وسواسی هایی که شک هایشان به اموری مثل طهارت و نجاست، بروز حدث و عبادات اختصاص دارد با رجوع به اصل استصحاب و عمل براساس مفاد آن، می توانند با تحیّر و تردیدهای مستحدثه مقابله کنند و خود را از اضطراب های موجود نجات دهند.
۳-۱-۲-۱-۴- قاعده نفی عسر وحرج
واژۀ «عسر» متضاد «یسر» است و در معناى صعب، تنگ، دشوار، بدخو، مشکل، سخت و سخت شدن روزگار به کار مى ‌رود،[۳۴۷] و حرج در لغت، فشار و زور معنوى ناشى از رنج و تکلّف و تحمّل مشقّت است؛[۳۴۸]
واژه «عسر» در قرآن کریم نیز به همین معنا آمده است، چنان که خداوند می فرماید:«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.»[۳۴۹] «حرج» نیز که در لغت به معناى ضیق، تنگى، تنگنا، گناه و حرام می باشد،[۳۵۰] در قرآن نیز به همین معنا به کار رفته است؛ چنان که خداوند مى ‌فرماید: «… ما یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ …»،[۳۵۱] خداوند نمى‏خواهد شما را در تنگنا افکند ولى مى ‏خواهد شما را پاکیزه گرداند. در آیه دیگرى فرموده است: «… ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ …»،[۳۵۲] که حرج در هر دو آیه، به معناى «تنگنا و سختى» است.
در اصطلاح فقهی، به نفیِ تکالیف الزامی ای که امتثال آن ها موجب مشقّت و سختی برای مکلّف بوده و شریعت اسلام نیز آن ها را رد کرده و نپذیرفته است، قاعده ی نفی عسر و حرج می گویند. این قاعده دارای یک موضوع و یک محمول است. موضوع آن شامل هر فعل یا ترک فعلی می شود که برای مکلّف، متضمّن حرج و شدّت است و محمول آن شامل نفی حکم الزامی و خبر از عدم تعلّقِ التزام به چنین حکمی در شریعت است ویا این که نفس حکم حرجی به لحاظ نفی حکمش، ادعاء و تنزیلاً، قابل قبول نیست. بنابراین غسل در سرمای شدید، ایستادن برای نماز و روزه در ماه رمضان برای بیماران و سالخوردگان ومانند آن از افعال حرجی محسوب می شوند که با استناد به قاعده ی نفی عسر و حرج، حکم آن ها برداشته می شود.[۳۵۳]
تکالیف شرعى در برخورد با قاعده ی نفی عسر و حرج به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
اعمال و افعالى که امتثال آن ها ساده و آسان است، به حدّ عسر نمى‏رسند و با رنج و مشقّت همراه نیستند.
تکالیف سختى که موجب عسر هستند، ولى به میزان حرج (تنگناى شدید) نمی رسند.
تکالیفى که خارج از طاقت انسان نبوده ولی مکلّف را در تنگناى شدید قرار می دهند، اما به حدّ غیر قابل تحمّل نمى‏رسند .
تکالیفى که خارج از طاقت انسان هستند.
قسم اوّل و چهارم تکالیف ازمحل بحث خارج است؛ زیرا قطعاً امتثال تکالیف سهل و آسان جایز و مطلوب شارع است وقسم چهارم نیز به دلیل عقل و شرع منتفى است. آنچه محل بحث است، تنها قسم دوّم و سوّم تکالیف شرعى است که هرگاه تکلیفى مستلزم عسر و حرج باشد، با استناد به قاعده نفى عسر و حرج، آن تکلیف از عهده ی مکلّف برداشته می شود. به طور مثال روزه گرفتن براى انسان سالمندی که از توانایى جسمى کافى برخوردار نیست و انجام تکلیف توأم با رنج و مشقّت بوده و مستلزم عسر و حرج می گردد. در این قبیل موارد است که قاعده نفى عسر و حرج، بر عموم ادلّه‏ى احکام مقدّم داشته مى‏شود و مثلا روزه براى چنین کسى، با استناد به این قانون منتفى مى‏گردد.[۳۵۴]
همچنین است در خصوص وسواس. ابتلا به اختلال وسواس موجب می شود که فرد مبتلا در انجام بسیاری از اعمال و رفتارهای خود، نوعی احساس اجبار برای تکرار کردن افعال خود داشته باشد. وجود این گرایش برای تکرار، به ویژه در تطهیر کردن نجاسات، بجاآوردن مقدمات عبادات یعنی وضو، غسل و تیمّم، اقامه ی نماز، علی الخصوص در بخش قرائت، نیّت وتکبیرهالاحرام، فرد را گرفتار مشقّت و تضییق می گرداند؛ به طوری که انجام تکلیف را سنگین تر از وُسع و طاقت خود می بیند. در چنین وضعیّتی، برای پیشگیری از واردآمدن لطمات بیشتر ونیز به منظور درمان آسیب های وارده، شارع مقدس به فرد مکلّف اجازه می دهد که با تمسّک به قاعده ی نفی عسر و حرج، از عموم ادلّه ی احکام چشم پوشی کرده و نیز به حکم آیه ی «لایکلّف الله نفساً الّا وسعها»[۳۵۵]، تکلیف را نسبت به خود ساقط شده فرض کند. لازم به ذکر است که منظور از «وسع»[۳۵۶] در این آیه «طاقت» است. اگر با جعل حکمى امّت و کلّ مکلّفین در عسر و حرج قرار نگیرند. بلکه عده خاصّى با چنین مشکلى روبه‏رو شوند. مثلا وضو یا روزه بر یک یا چند نفر حرجى باشد طبیعى است که با استناد به این قاعده، وضو یا روزه از همان چند نفر برداشته مى‏شود.[۳۵۷]
قاعده‏ى نفى عسر و حرج با استناد به آیات قرآن و نیز روایات، حجیّت پیدا کرده است.[۳۵۸] بنابراین عمل کردن براساس این قاعده بر مکلّف واجب است. مثلاً امر به روزه نگرفتنِ بیمار در ماه رمضان و یا به مشقّت نینداختن خود در انجام تکالیفی که برای انسان حکم عمل مالایطاق را دارد، مثل توجّه و اعتنا کردن به شک ها و عمل به احتیاط ها برای شخص وسواسی. « اگر تکلیفى از مصادیق عسر و حرج باشد و به مقتضاى قاعده نفى عسر و حرج آن تکلیف منتفى شود و فرد مکلّف رنج و زحمت و مشقّت را تحمّل کند و آن عمل را انجام دهد، درصورتی که عمل او به مقتضاى قاعده، واجب باشد، عمل این شخص باطل خواهد بود. زیرا خلاف حکم وجوبى عمل نموده است؛ ولى اگر عمل به مقتضاى قاعده، تنها جایز باشد، عمل این شخص صحیح خواهد بود. عدّه‏اى قائل به وجوب هستند و عدّه‏اى قائل به جواز.» [۳۵۹]
از مجموع آیات و روایاتی که مستندِ حجیّت این قاعده هستند، استنباط می گردد که خداوند بیشتر راغب است بندگانش در انجام تکالیف دینی خود، دچار عسر و حرج و تنگنا و سختی نشوند. زیرا هدف خداوند از جعل احکام و دستورات دین، آزار رساندن واذیّت کردن انسان ها نیست؛ بلکه هدف پروردگار رشد و تکامل و تربیت صحیح آن هاست برطبق فطرت و سرشت خدایشان. بنابراین « از روى لطف و تفضّل، احکام حرجى را از امّت پیامبر اسلام برداشته است،»[۳۶۰] البته این بدان معنا نمی باشد که موضوعات حرجی هم برداشته شده اند، بلکه برعکس خیلی از اوقات، احکام جعل شده متضمّن موضوعی حرجی هستند؛ مثلاً جهاد یا حج تکالیف سنگینی هستند امّا، از آنجایی که ملاک، عسر و حرج شخصی است نه نوعی، و سختی و مشقّتی که عادتاً تحمّل آن بر شخص دشوار باشد اما به حد تعذّر نرسد، معیار تعیین عسر و حرج است، زمانی که انجام تکلیفی، بنا بر دلیلی موجّه و قابل قبول، از وسع فرد معینی بیرون است ویا به عبارتی برای او تکلیفی مالایطاق محسوب شود، انجام آن تکلیف برای همان شخص معلوم، حرجی بوده و از عهده ی او ساقط می شود.
از طرفی فقها، تشخیص عسر و حرج را یک مسئله ی عرفى دانسته اند. یعنى برای تشخیص صدق شرایط عسر و حرج بر یک فعل، باید به عرف رجوع کرد، اگر عرف آن را از مصادیق عسر و حرج دانست، قاعده جارى مى‏شود واگرنه خیر. جریان این قاعده نیز، تنها اختصاص به همان مورد خاص دارد و نمى‏توان گفت هرکجا و براى هرکس چنین مصداقى متحقّق شد، قاعده جارى مى‏گردد، زیرا عسر و حرج نسبت به زمان‏ها، مکان‏ها، افراد و حالات، متفاوت است. [۳۶۱]
قاعده نفی عسر و حرج یک قاعده عقلی است و بناء عقلا نیز مویّد آن است. زیرا هدف از جعل تکالیف، اطاعت و فرمان برداری و بندگی خداوند سبحان است؛ پس تکلیف کردن به چیزی که موجب مشقت و سختی باشد وغیر قابل اتیان، عقلاٌ محال است. در واقع با امر کردن به «تکلیف غیر قابل تحمل» هدف شارع از جعل حکم، نقض می گردد؛[۳۶۲] چون مکلف قادر به انجام آن نیست. در مورد وسواس نیز مسئله به همین شکل است؛ یعنی این که هدف شارع از جعل احکام عبادات و نیز طهارت و نجاست، «اطاعت و بندگی» است.[۳۶۳] اگر قرار باشد افراد با عمل کردن به تمامی احتیاط های ممکن، دچار مشقّت و تضییق گردند، عملاً از انجام تکلیف و جامه ی عمل پوشاندن به هدف شارع بازمی مانند که این در جای خود نقض غرض از جعل حکم تلقّی می شود وعقلاً محال و غیرممکن است.
۳-۱-۲-۱-۵- اصل برائت
«برائت» در لغت به معناى پاکى، پاک شدن از عیب، دورى، رهایى و خلاص شدن آمده است.[۳۶۴]

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی تطبیقی سیاست توانمندسازی در ساماندهی بافت های شهری ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

چاهستانیها با شهربندرعباس ۱۱۵
جدول شماره ۱۲:تغییرات جمعیت محله چاهستانیها طی سالهای ۸۹-۱۳۸۵ ۱۱۵
جدول شماره ۱۳:تغییرات شاخص های تعداد و بعد خانوار در محله سورو طی
سالهای ۸۹-۱۳۸۵ ۱۱۷
عنوان صفحه
جدول شماره ۱۴:تغییرات شاخص های تعداد و بعد خانوار در محله چاهستانیها
طی سالهای ۸۹-۱۳۸۵ ۱۱۷
جدول شماره ۱۵:مقایسه تعداد جمعیت فعال و غیرفعال در محلات سورو و چاهستانیها
با شهر بندرعباس ۱۱۹
جدول شماره ۱۶:ترکیب جمعیت فعال و غیرفعال محلات سورو و چاهستانیها
و شهر بندرعباس ۱۱۹
جدول شماره ۱۷:درصد نوع مصالح بکار رفته در بافت محله ۱۲۸
جدول شماره ۱۸: درصد قدمت ساخت بنا ۱۲۹
جدول شماره ۱۹: درصد کیفیت ابنیه در محلات مورد مطالعه ۱۳۰
جدول شماره ۲۰: میزان بهره مندی ازتأسیسات زیربنایی واحدهای مسکونی
در محلات مورد مطالعه ۱۳۱
جدول شماره ۲۱: درصد کیفیت روشنایی محله از دید ساکنین ۱۳۲
جدول شماره ۲۲:ترکیب سنی و جنسی پاسخگویان ۱۳۳
جدول شماره ۲۳: درصد میزان تحصیلات پاسخگویان ۱۳۴
جدول شماره ۲۴: میزان بومی و غیربومی بودن ساکنین ۱۳۸
جدول شماره ۲۵: مبدأ مهاجرت ساکنین غیربومی ۱۴۱
جدول شماره ۲۶: علت مهاجرت ساکنین غیربومی به شهر بندرعباس ۱۴۲
جدول شماره ۲۷: علت انتخاب محله برای سکونت از دید ساکنین ۱۴۴
مقاله - پروژه
جدول شماره ۲۸: درصد سابقه سکونت در محله ۱۴۶
جدول شماره ۲۹: درصد نوع سکونت در محله ۱۴۶
جدول شماره ۳۰: درصد معاشرت با همسایگان ۱۴۷
جدول شماره ۳۱: درصد میزان صمیمیت ساکنین محله با یکدیگر ۱۴۸
جدول شماره ۳۲: درصد میزان علاقه مندی به محله ۱۴۸
جدول شماره ۳۳: درصد میزان رضایت ساکنین از محله ۱۴۹
عنوان صفحه
جدول شماره ۳۴: درصد سابقه مشارکت ساکنین ۱۴۹
جدول شماره ۳۵: درصد میزان مشارکت ۱۵۰
جدول شماره ۳۶: درصد میزان مشارکت به تفکیک جنسیت ۱۵۱
جدول شماره ۳۷: درصد نوع مشارکت ساکنین ۱۵۲
جدول شماره ۳۸: درصد حداکثر ساعت رفت و آمد در شب ۱۵۴
جدول شماره ۳۹: نوع جرایم موجود در محلات از دید ساکنین ۱۵۵
جدول شماره۴۰: درصد میزان امنیت اجتماعی در محله از دید ساکنین ۱۵۶
جدول شماره ۴۱: وضعیت اشتغال ساکنین ۱۵۸
جدول شماره ۴۲: میزان درآمد ماهیانه ۱۶۰
جدول شماره ۴۳: درصد نوع مالکیت ۱۶۲
جدول شماره ۴۴: درصد رسمی یا غیررسمی مالکیت ۱۶۳
جدول شماره ۴۵: درصد میزان استفاده از امکانات دولتی با خصوصی ۱۶۴
جدول شماره ۴۶: درصد میزان خدمات رسانی شهرداری و دیگر دستگاه های
دولتی به محله ۱۶۶
جدول شماره ۴۷: نقش دستگاه های دولتی مسئول خدمات رسانی
به محلات از دید ساکنین ۱۶۶
جدول شماره ۴۸: وضعیت بافت اقتصادی محلات سورو و چاهستانیها ۱۶۸
جدول شماره ۴۹: ماتریس مقایسه دو به دوی شاخص ها در روش AHP 168
جدول شماره۵۰: وزن هر یک از شاخص های مورد مطالعه پس از محاسبه

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 232
  • 233
  • 234
  • ...
  • 235
  • ...
  • 236
  • 237
  • 238
  • ...
  • 239
  • ...
  • 240
  • 241
  • 242
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره ریشه های اقتصادی تروریسم با تاکید بر تروریسم ...
  • دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی جایگاه عقل و عاطفه در تربیت اخلاقی از دیدگاه ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی نقش و جایگاه آموزش های فنی و حرفه ...
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی رابطه بین اجتناب مالیاتی وتأخیرغیرعادی در گزارشگری مالی- فایل ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با تاثیر هوشمندسازی مدارس بر سبک‌ های یادگیری دانش آموزان ...
  • فایل های پایان نامه درباره : بررسی تاثیر روش تدریس فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری ...
  • نگارش پایان نامه در مورد بررسی تاثیرات نیروگاه خورشیدی نفوذ بالای متصل به ...
  • پژوهش های انجام شده با موضوع شناسایی و الویت بندی عوامل موثر در اثربخشی تبلیغات- ...
  • " مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – مصادیق دعوای اضافی و شرایط اقامه آن – 5 "
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی تاثیر کود های زیستی بر عملکرد ذرت (هیبرید ۲۶۰) ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان