ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های انجام شده در رابطه با بررسی رابطه بین اخلاق کاری و رفتار شهروندی سازمانی ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

    1. یاری و کمک مثبت و فعال.

 

    1. اجتناب از رفتارهائی که به همکاران و سازمان فرد لطمه وارد می کند.

 

عملکرد شهروندی شامل فعالیت هایی است که کمک به دیگران در انجام کارشان حمایت از سازمان و داوطلب شدن در انجام کارهای جانبی یا مسئولیت پذیری را شامل می شود.
بورمن و موتوویدلو[۸۶] به طور خاص برای تبین عملکرد شهروندی سازمانی مدلی پنج بعدی ارائه می کنند که این ابعاد عبارتند از:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. پشتکار توام با شور و شوق و تلاش فوق العاده که برای تکمیل فعالیت های کاری بطور موفقیت آمیز ضروری است.

 

    1. داوطلب شدن برای انجام فعالیت های کاری که بصورت رسمی، بخشی از وظیفه اصلی کارکنان نیست.

 

    1. مساعدت و همکاری با دیگران.

 

    1. پیروی از مقررات و رویه های سازمانی.

 

    1. پشتیبانی حمایت و دفاع از اهداف سازمان ( بورمن و همکاران، ۲۰۰۱).

 

بولینو و همکاران ۲۰۰۳ شش مولفه را برای شاخص های رفتار های شهروندی سازمانی معرفی کرده است

 

    1. وفاداری

 

    1. وظیفه شناسی

 

    1. مشارکت ( اجتماعی حمایتی وظیفه ای و مدنی )

 

    1. توجه و احترام

 

    1. فداکاری

 

    1. تحمل پذیری (روحیه جوانمردی)

 

گراهام ۱۹۸۲ ابعاد رفتار شهروندی سازمانی را شامل چهار بعد می داند:

 

    1. کمک های غیر شخصی: بر کمک همکاران در صورت نیاز تاکید دارد.

 

    1. ابتکارعمل فردی: بر اعمال تلاش در جهت ارائه پیشنهادهایی که باعث بهبود عملیات سازمان می شود دلالت دارد.

 

    1. مجاهدت فردی: بر انجام دادن فعالیت هایی فراتر از سطح وظیفه دلالت دارد.

 

    1. تقویت وفاداری: بر فعالیت هائی دلالت دارد که به منظور معرفی چهره مثبت سازمان به بیرون از سازمان است.

 

نت میر ۱۹۹۷ نیز رفتار شهروندی سازمانی را در قالب چهار دسته تقسیم می کند:

 

    1. جوانمردی

 

    1. آداب اجتماعی

 

    1. وجدان کاری

 

    1. نوع دوستی ( کاسترو و همکاران، ۲۰۰۴).

 

اسپکتور و فوکس(۲۰۰۲) رفتارهای شهروندی سازمانی را به دو دسته تقسیم می کنند:
تسهیل بین فردی: شامل رفتارهای بین فردی هدفمند است که به موفقیت کلی سازمان کمک می کند و در عین حال دربرگیرنده مجموعه ای از فعالیت های سنجیده و منطقی است که به بهبود روحیه و تشویق همکاران، برداشتن موانع، اجرای وظایف و کمک به همکاران در انجام وظایف شغلی تاکید دارد. تسهیل بین فردی شامل موارد زیر است:

 

    • تحسین همکاران هنگام کسب موفقیت

 

    • حمایت و روحیه دادن به همکارانی که دارای مشکلات شخصی هستند

 

    • گفتگو با همکاران

 

    • بیان جملات مثبت در مورد کارمندانی که احساس خوبی نسبت به خود و دیگران دارند

 

    • عاقلانه رفتار کردن

 

از خود گذشتگی شغلی: شامل رفتارهای منظبط همچون تبعیت از قوانین انجام کار سخت و خلاقانه در حل مشکلات کاری است. از خودگذشتگی مبنای انگیزشی عملکرد شغلی است که کارمندان را تشویق می کند تا اعمالی انجام دهند که به نفع سازمان است. از خودگذشتگی شغلی شامل مواردی همچون توجه به جزئیات مهم، تمرین نظم و خویشتن داری شخصی و خلاقیت برای حل مشکلات کاری است ( اسپکتور و همکاران[۸۷]، ۲۰۰۲).
بررسی بیشتر مبانی نظری و پیشینه پژوهشی نشان می دهد که تقریبا سی و چهار شکل از رفتار شهروند سازمانی تاکنون شناخته شده اند. در پژوهش فراتحلیلی که از لیی پاین در سال ۲۰۰۲ انجام داده است به این نتیجه رسیده است که بین اشکال مختلف رفتار شهروندی سازمانی مطرح شده است از سوی صاحب نظران مختلف هم پوشی زیاد وجود دارد. به عنوان مثال میان بعد نوع دوستی مطرح شده از سوی موریسون (۱۹۹۴) با بعد مشارکت اجتماعی ون دنی ۱(۱۹۹۴) هم پوشی وجود دارد. همچنین لی پاین بیان می دارد که بین ابعاد مطرح شده از سوی ارگان و ون دنی هم پوشی وجود دارد.
۲-۲-۲-۳ دلایل تاثیر رفتار شهروندی سازمانی بر اثربخشی سازمان
این دلایل را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:

 

    • رشد و تقویت بهره وری همکاران

 

    • افزایش بهره وری اداری

 

    • آزاد کردن منابع برای تولید بیشتر

 

    • جلوگیری از تخصیص منابع کمیاب به فعالیت های حفظ و نگهداری

 

    • هماهنگی بین اعضاء تیم و فعالیت های گروهی

 

    • توانایی جذب و نگهداری بهترین افراد از طریق محیط کاری جذاب

 

  • ثبات عملکرد سازمانی
نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله درباره :بررسی تاثیر میزان سواد رسانه ای مخاطبان بر انتخاب ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سیاسی و فناورانه ی خلق، تولید و انتقال پیام ها"….. آلن روبین معتقد است: ” تمامی تعریف ها، بر دانش، آگاهی و عقلانیت خاصی تکیه و تأکید دارند و آن پردازش شناختی اطلاعات است. عمده ی آن ها بر ارزیابی انتقادی پیام ها متمرکز می شوند. در حالی که برخی نیز تبادل و انتقال پیام ها را نیز در بر دارند. پس سواد رسانه ای مقوله ای است راجع به فهم منابع و فناوری های ارتباطی، رمزگان بکار رفته، پیام هایی که تولید شده و گزینش، تفسیر و تأثیر آن پیام ها” و…» (همان: ۱۷-۱۶)
بر اساس این تعاریف سواد رسانه ای در رسانه های جمعی تأکید بر نظریات مخاطب محور و  فرهنگ محوری ریشه دارد. آرت سیلوربلت[۱۲]، پنج مؤلفه برای تعریف سواد رسانه ای بیان می کند. اول اینکه:  به دنبال آگاهی از اثرات رسانه ای بر فرد و جامعه باشیم؛ دوم اینکه : در این فرایند جمعی که بین فرستنده و مخاطب نوعی تعادل متقابل ایجاد می شود، چه نوع فهم و درکی ایجاد می شود. سوم اینکه : بحث و مطالعه در حوزه توسعه راهبردهای تجزیه و تحلیل پیام های رسانه ای به سوی مخاطب. چهارم اینکه : محتوای برنامه های تولید شده رسانه ها به مثابه یک متن، چه نوع بینشی نسبت به رسانه در جامعه و در دوره فرهنگ معاصر خود ایجاد می کند. پنجم اینکه: سواد رسانه ای در رسانه های جمعی با تربیت و ترویج نوعی لذت، فهم و درک، امتنان و ارزیابی محتوایی همراه است.پاتر در کتاب خود با عنوان سواد رسانه ای ۱۹۹۸، با رویکردی نسبتاً متفاوت با سیلوربلت، بنیادهای مفهوم سواد رسانه ای را این گونه بیان می کند:« سواد رسانه ای یک پیوستار است؛ سواد رسانه ای نیازمند توسعه و پیشرفت است؛ سواد رسانه ای چند بعدی است؛ و هدف سواد رسانه ای اعطای کنترل بیشتر بر تفسیرهای مان است. همه پیام های رسانه ای از جنس تفسیراند… سواد رسانه ای جستجوی ناممکن پیرامون پیام های واقعی یا عینی نیست. چنین پیام هایی وجود ندارند». (همان: ۱۸-۱۷) همچنین  بر اساس نظر الیزابت تامن[۱۳] و همکارانش، سواد رسانه ای مانند فیلتری داوری کننده است؛ به این معنا که  جهان متراکم از پیام است، باید این پیام ها از لایه های فیلتر سواد رسانه ای عبور کنند تا شکل موجهه و معنادار به خود گیرد بنابراین پیام رسانه های جمعی بر اساس سواد رسانه ای در سه لایه عمل می کند:« لایه اول: اهمیت برنامه ریزی شخصی در شیوه استفاده از رسانه ها؛ به این معنا که مخاطب به انتخاب و تماشای انواع گوناگون برنامه ها توجه بیشتری دارد و به صورت مشخصی از تلویزیون، ویدئو، بازی های الکترونیکی، فیلم ها و دیگر رسانه ها استفاده می کند و میزان مصرف را کاهش می دهد. لایه دوم، در این سطح، مخاطب به جنبه های نامحسوس تر رسانه توجه دارد و به پرسش ها و موضوع های عمیقی مانند چه کسی از ارسال پیام سود می برد و چه کسی ضرر می کند، می پردازد.لایه سوم: این لایه مهارت های لازم برای تماشای انتقادی رسانه ها را ارائه می دهد. مخاطب با این مهارت ها به تجزیه، تحلیل و پرسش درباره چارچوب ساخت پیام و جنبه های جاافتاده در آن می پردازد.(Toman,1995:p2) همچنین تامن معتقد است « با عمیق تر شدن لایه ها، سواد رسانه ای مخاطبان بیشتر می شود؛ در لایه اول مخاطب خود را ملزم می کند تا در استفاده از رسانه، جیره مصرف داشته باشد؛ و در لایه دوم با توجه به ویژگی های پیام دهنده، برخی پیام ها که مطلوب مخاطب است، برگزیده می شوند و به دیگر پیام ها توجه نمی شود؛ در لایه سوم نیز پیام های رسانه ای نقد می شوند (سلطانی فر، ۱۳۸۷: ۴۶-۴۵) علاوه براین «شناخت حقایق و جنبه هایی از پیام که حذف شده در این لایه اهمیت دارد. به عبارت دیگر، فهم مخاطب از متن، در گرو شناسایی ابعاد جا افتاده پیام است.(Korach,B & Rosenstied,T., 2002:p35) این بعد از سواد رسانه ای به اندازه ای اهمیت دارد که هابز آن را “فهم سطح بالاتر” می نامد. از نظر هابز، این جنبه از سواد رسانه ای می تواند به شکلی قوی نیازها و انتظارهای مخاطبان را پیش بینی کند. » (Hobba & Frost,2003 :p 340-343) سواد رسانه ای به نوعی درک کردن و شناخت نسبت به کارکردها و کاربردهای رسانه جمعی است. مهارت سواد رسانه ای نوعی توانایی دسترسی ،استفاده، تحلیل و ارتباط  با تولیدات مختلف رسانه های جمعی است. «هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان دید آیا بین محتوای یک رسانه- به مثابه محصول نهایی- با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر. به عبارت بهتر، خواننده یا بیننده یا شنونده‌ی یک مضمون رسانه‌ای بهتر است رابطه و نسبت محتوای یک رسانه با عدالت را در نظر گرفته و نزدیکی یا دوری محتوای یک رسانه‌ از عدالت را مورد توجه قرار دهد تا همیشه در ارتباط با رسانه‌ به جای تسلیم بودن و یا تسلیم شدن به رابطه‌ی یک‌سویه و انفعالی، رابطه‌‌ای فعال‌تر و تعاملی‌تر داشته باشد.» (شکرخواه، ۱۳۸۸) سواد رسانه ای به نوعی  مهارت تفکر  استدلالی و نقادی را به نحو بارزی که مخاطب بتواند از محتوای رسانه جمعی قضاوت نماید، به عنوان یک مسئله ارتباطی و اجتماعی در عصر حاضر می توان مورد مطالعه قرار داد. بنابراین « سواد رسانه ای یعنی داشتن نگاه منتقدانه به هرآنچه در رسانه های مختلف ارائه می شود، از برنامه های تلویزیونی گرفته تا اتاق های گفتگو در اینترنت…… سواد رسانه ای باعث می شود بییندگان قادر باشند روابطشان را با رسانه ها ارزیابی کنند و این پدیده می تواند به شناخت چگونگی کارکرد رسانه ها در جامعه کمک بسیاری نماید.» (ارجمندی،۱۳۸۵: ۴۳) طبق گفته رابرت انیس[۱۴] سواد رسانه‌ای یک جزء از مهارت ذهنی و توانایی است که شخص را وادار به گرفتن تصمیمات و انجام امور عاقلانه می‌کند و شامل ارزش‌هایی مانند: تعقیب حقیقت، عدل و انصاف، خود مختاری و انتقاد شخصی است. همچنین سواد رسانه‌ای یک حس قوی تفکر انتقادی است که سعی دارد نیازهای رسانه‌ای ما را برآورده سازد.
دانلود پروژه
الیزابت نئومن[۱۵]، سواد رسانه‌ای را اینگونه تعریف می کند:” سواد رسانه ای عبارت است از توانایی تعبیر و ایجاد مفاهیم شخصی از صدها و شاید هزاران نماد آوایی که همه روزه از طریق تلویزیون، رادیو، کامپیوتر، روزنامه، مجله و البته پیام‌های بازرگانی دریافت می‌کنیم. و توان گزینش و انتخاب، توان چالش و پرسش، توان آگاه شدن از آنچه در اطراف ما می‌گذرد و توان اینکه انفعالی و آسیب پذیر نباشیم.
دکتر یونس شکر خواه، استاد ارتباطات تعاریف زیر را برای سواد رسانه‌ای ارائه کرده‌اند: سواد رسانه‌ای صرفاً به معنی خواندن و نوشتن نیست، همچنان که به مفهوم تشخیص دادن خبر از مصاحبه یا گزارش از میزگرد و غیره هم نیست بلکه سواد رسانه‌ای به دنبال تشخیص رابطه دانش و قدرت و سپس رابطه قدرت و عدالت اجتماعی است. سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کار رسانه‌ها و معنی سازی در آنهاست، این که چگونه سازماندهی می‌شوند و چگونه از آنها استفاده می‌شود.
تعریف کانادا از سواد رسانه‌ای:
کانادا به عنوان کشوری پیشتاز در زمینه سواد رسانه‌ای می باشد که در کتاب درسی «سواد رسانه‌ای» که توسط وزارت آموزش و پرورش انتاریو منتشر شد، سواد رسانه‌ای را به شرح زیر تعریف کرده است:
«هدف غایی سواد رسانه‌ای نه صرفاً آگاهی و درک بهتر، بلکه، آزادی عمل انتقادی است.»
در استان انتاریو، سواد رسانه‌ای رسماً در سال ۱۹۸۷ در برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شد و این کتاب نیز به همین منظور تألیف شد. انتاریو نخستین نقطه جهان است که سواد رسانه‌ای در مدارس دولتی آن تدریس می‌شود. در کانادا سواد رسانه‌ای پذیرفته شده و در نظام آموزشی عمومی کشور جای داده شده است، بنا بر این کانادا به عنوان الگوی پیشرفته‌ای از موفقیت در زمینه سواد رسانه‌ای تلقی می‌شود.
سواد رسانه ای دارای یکسری از ویژگی هاست که به اختصار آن ها را در سطور ذیل بیان می کنیم. الف) سوادرسانه ای دارای پیوستار است. سواد رسانه ای دارای پیوستاری است که مخاطبان آن یا دارای این ویژگی هستند یا از آن بی بهره می باشند. در این پیوستار، مخاطبان از نظر نگرش بینشهای شان همانند اعداد دماسنج می باشد، براین مبنا یکسری از مخاطبان در این پیوستار از سطح بالا و جایگاه مناسبی برخوردارند و عده ای از مخاطبان فاقد این جایگاه در این پیوستار می باشند؛ به عبارت دیگر مخاطبان از چشم اندازهای ضعیف و محدود نسبت به رسانه ها برخوردارند و یا از دانش و چشم انداز کافی برای استفاده از تفسیر پیام ها برخوردار هستند. ب) سواد رسانه ای چند بعدی است باید رسانه های جمعی در ابعاد گوناگون اطلاعات در اختیار مخاطبان قرار دهند. در واقع پیام های رسانه ای در ابعاد شناختی، احساسی، زیباشناختی و اخلاقی می تواند مورد بررسی قرار گیرد.« حوزه شناختی رسانه های جمعی اشاره به اطلاعات واقع بنیاد دلالت دارد؛ مانند تاریخ ها، اسامی، تعاریف واین گونه اطلاعات، در مغز هستند. اطلاعات حوزه احساسی که حاوی اطلاعاتی درباره احساساتی مثل عشق، نفرت، خشم و… می باشد، در قلب مستقر است و جایگاه اطلاعات حوزه زیبائی‌شناختی که حاوی اطلاعاتی دربارۀ روش تولید پیام است را باید در چشم‌ها و گوش ها دانست. هرقدر چشم و گوش قوی‌تر و دقیق‌تری برای شنیدن و دیدن وجود داشته باشد، اطلاعات زیبایی‌شناختی بهتر و بیشتری نصیب دارنده خواهد شد. بعضی از ما گوش خوبی برای شنیدن گفت و گوها یا آثار موسیقیایی داریم. بعضی از ما چشمان خوبی برای دیدن نورپردازی، ترکیب فیلمبرداری یا حرکت داریم؛ هرچه اطلاعات مان در حوزه زیبایی شناسی بیشتر باشد، بهتر می توانیم میان بازیگر بزرگ و بازیگر بسیار خوب، بین فیلم خوب یک کارگردان و بهترین اثرش، بین اثر هنری و آثار تصنعی تمایز قائل شویم. عرصهاخلاقی، شامل اطلاعاتی درباره ارزش هاست. اطلاعات اخلاقی را اطلاعاتی تلقی کنیم که در ضمیر و روح مان مستقر است. این نوع اطلاعات بنیانی، برای قضاوت راجع به درست و غلط برای مان فراهم می کند. وقتی شخصیت های یک داستان را در حال تصمیم گیری ملاحظه می کینم، براساس بُعد اخلاقی یعنی خوبی یا بدی شخصیت های مذکور، در موردشان قضاوت می کنیم. هرچه اطلاعات اخلاقی ما دقیق تر و پالوده تر باشد، ارزش های نهفته در پیام های رسانه ای را با عمق بیشتری درک می کنیم و قضاوت هایمان درباره آن ارزش ها دقیق تر و منطقی تر خواهد شد. برای درک کامل مضامین اخلاقی، شخص باید سواد رسانه ای بسیار بالایی داشته باشد افراد باید قادر به اندیشیدن در مورد شخصیت گذشته دیگران باشند تا بتوانند معناسازی خود را در سطح کلی روایی متمرکز سازند. افراد قادرند شخصیت ها را از کنش هایشان جدا کنند. ممکن است شخصیت خاصی را دوست نداشته باشند اما کنش هایشان را به دلیل تناسب داشتن با ارزش هایشان دوست داشته.(جیمز، ۱۳۶۸٫ : ۲۱-۱۹) بنابراین ساختارهای قدرتمند دانش سواد رسانه ای  حاوی اطلاعاتی از هر چهار حوزه مذکور است. اگر یک نوع اطلاعات، موجود نباشد، ساختار دانش سوادرسانه ای ضعیف می شود؛ برای مثال شاید برخی هنگام تماشای یک فیلم، بسیار تحلیلگر باشند و درباره تاریخچه ژانر آن، دیدگاه کارگردان و مضمون اصلی آن واقعیت های بسیاری را نقل کنند، اما اگر نتوانند واکنش احساسی به وجود آورند، صرفا کاری خشک و آکادمیک انجام داده اند. انسان ها وقتی از ساختارهای دانش سواد رسانه ای قدرتمندی برخوردار باشند که شامل اطلاعاتی از هر چهار حوزه فوق باشد، می توانند نقاط تمرکز نارسایی را از خود به پیام های رسانه ای منتقل کنند. برای مثال، با داشتن ساختارهای قدرتمند دانش ممکن است متوجه شوند که از فیلمی که احساسات شان را دستکاری می کند بدشان می آید، اما در واقع ذوق هنری کارگردان را می ستایند. حال اگر ساختارهای دانش شان ضعیف باشد، احتمال تشخیص نارسایی های پیام کمتر می شود زیرا این نارسایی ها بر وجودشان غلبه می یابند .

۲-۱-۴ تاریخچه سواد رسانه ای در جهان:

حدود پنج دهه قبل و به دنبال عمومی شدن رادیو و تلویزیون و اختلال در تمرکز فکری مخاطبان، صحبت از سواد رسانه ای به میان آمد تا در دنیای مملو از اطلاعات و پوشش شبانه روزی و همه جانبه رسانه های مخاطبان بتوانند آگاهانه و با دیدی باز و تفکری همراه با تجربه و تحلیل دست به انتخاب بزنند و ارتباط برقرار کنند. بیش از چهار دهه است که صاحب نظران ارتباطات به دیدگاهی روی آورده اند که به نظر می رسد با گسترش آن، می توان مانع از تاثیرات منفی رسانه ها شد. این دیدگاه به طور کلی راه هرگونه ارتباط رسانه ای را برخورداری از سواد رسانه ای را برخورداری از سواد رسانه ای می داند(ایرانپور،۱۳۸۹: ۱۲)
تاریخچه پیدایش سواد رسانه ای به سال ۱۹۶۵ باز می گردد. مارشال مک لوهان[۱۶]، نخستین بار در کتاب خود با عنوان"درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی” این واژه را به کاربرده است، وی معتقد بود:"زمانی که دهکده جهانی تحقق یابد، لازم است انسان ها به سواد جدیدی به نام سواد رسانه ای دست یاند"(صدیق بنا،۱۳۸۵ :۴۴) اما در حقیقت این جان کالکین[۱۷] بود که مفهوم سواد رسانه ای را به همگان معرفی کرد. وی دوست و همکار مک لوهان بود و اعتقاد داشت که در عصر حاضر به سوادی به نام سواد رسانه ای نیاز است و باید مخاطبان را به تاثیرات محصولات رسانه ای هشدار داد. سازمان بین المللی یونسکو به طور فعال از دهه ۱۹۶۰ به بعد به پشتیبانی از آموزش رسانه ای همت گماشت و تلاش کرد در این زمینه برنامه ای جهانی را به اجرا بگذارد. از نظر صاحبنظران یونسکو، آموزش رسانه ای به مثابه راهکاری مناسب، توان جبران نابرابری اطلاعاتی میان کشورهای شمال و جنوب را دارد و پیشرفت مهارت های فردی به منظور تفسیر و تحلیل پیام های رسانهای میان مخاطان تنها راهی است که می تواند قدرت استفاده کنندگان از رسانه ها را در کشورهای جنوب افزایش دهد و آنان را از وضعیت انفعال صرف خارج سازد( ایرانپور،۱۳۸۹ :۲۶) از همین رو، سواد رسانهای به عنوان ماده درسی در نظام آموزشی بسیای از کشورها مطرح شد و به سرعت در کشورهایی چون بریتانیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا و همزمان نیوزیلند، ایتالیا، یونان، اتریش سویس توسعه یافت. سواد رسانهای به طور کلی بهعنوان ابزاری برای حمایت مردم در برابر آثار منفی رسانه های جمعی درآمد و بریتانیا نخستین کشوری بود که در دهه ۱۹۳۰ به این مقوله پرداخت.
در دهه ۱۹۶۰، تاکید بر توجه به فرهنگ عامه به عنوان یک الگو، به جای تاکید بر اقناع مردم نسبت به آثار زیان بار فرهنگ عامه، به حوزه سواد رسانه ای راه یافت که به الگوی هنرهای عامه شهرت یافت. طی یک بازنگری در زمینه سواد رسانه ای که در دهه ۱۹۸۰ صورت گرفت، مشخص شد، قدرت ایدئولوژیک رسانه ها با بومی سازی تصویر رابطه دارد. همچنین، (موضوع) سواد رسانه ای بر مصرف تصاویر متمرکز شد و به الگوی تصویرگر (بازنمایی) شهرت یافت. در بریتانیا و استرالیا سواد رسانه ای به یک شاخه ویژه مستقل و به عنوان بخشی از برنامه آموزشی علوم زبانی بدل گشت و در اروپا آموزش رانه ای صورت های متفاوتی یافت.
در فنلاند، آموزش رسانه ای نخست در سال ۱۹۷۰ در برنامه آموزش دوره مقدماتی و در ۱۹۷۷ در دبیرستان ها ارائه شد، هرچند آموزش رسانه ای آن گونه که ما امروز می شناسیم، تا دهه ۱۹۹۰ در این کشور پدید نیامد. آموزش رسانه ای در سوئد در دهه ۱۹۸۰ و در دانمارک در دهه ۱۹۷۰ ظهور یافت. این آموزش، در کشورهای اسکاندیناوی، در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ کم کم به سوی اخلاقی کردن نگرش بر پایه رویکرد جستجوگرانه و مردم محور کشیده شد.
دانمارک در سال ۱۹۹۴ نوعی بازنگری در آموزش رسانه ای انجام داد، اما این آموزش ها تا امروز تنها به کنفرانس و نشست های رسانه ای برای آموزگاران در خصوص تولیدات رسانه ای محدود بوده است. در آلمان، نگارش مقالات نظری درباره سواد رسانه ای، به دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ باز می گردد که موجب تمایل به آموزش رسانه ای در داخل و خارج از نظام آموزشی، شده است. آغاز سواد رسانه ای در فرانسه یا تمرکز بر روی فیلم بود، اما بعدها کنفرانس هایی در زمینه سواد رسانه ای برای معلمان برگزار شد که با تولیدات دیگر رسانه ها هم درگیر بود. در هلند سواد رسانه ای در سال ۲۰۰۶ به عنوان یک بحث مهم در دستور کار دولت قرار گرفت و در آوریل ۲۰۰۸ یک مرکز دولتی به نام مرکز متخصصاان سواد رسانه ای تاسیس شد(ایرانپور،۱۳۸۹ :۱۵)
این مرکز، متخصصان خاص خود را داشت و به طور کلی آموزش سواد رسانه ای در هلند یک بحث و برنامه دولتی است. در آمریکای شمالی، مفهموم سواد رسانه ای به عنوان یک موضوع آموزشی نخستین بار در ۱۹۷۸ با شکل گیری موسسه آموزش سواد رسانه ای مطرح شد. کانادا به عنوان کشوری پیشرو در زمینه سواد رسانه ای در این منطقه محسوب می شود و در هر بخش از این کشور برای آموزش رسانه ای یک برنامه (متفاوت) وجود دارد انجمن سواد رسانه ای در کانادا، علاوه بر ارائه رهنمودهایی برای والدین آموزگاران و تهیه کنندگان رسانه ای، به برگزاری نشست های بین المللی و تحرک بخشی جهانی در خصوص سواد رسانه ای، آموزش رسانه ای و شیوه های آن اقدام کرده اند.(سپاسگر،۱۳۸۴ :۱۲۰)سواد رسانه ای در ژاپن، تا سال ۱۹۸۰ به صورت بسیار مختصر و در مطالعات محدود پیگیری می شد، اما از سال ۱۹۹۲ پس از ترجمه کتاب “سواد رسانه ای” در این کشور، این مفهوم به شکلی تازه به مطالعات رسانه ای این کشور وارد شد؛ به طوری که در سال ۱۹۹۹، انجمن ملی “سازمان های رادیویی و تلویزیونی"، برنامه ای را برای آموزش سواد رسانه ای به کودکان تولید و شورای تحقیقات درباره سواد رسانه ای، نظامی را برای عملیاتی کردن این مفهوم تدوین کرد. در سال های اخیر نیز تلاش های بسیاری برای آموزش سوادرسانه ای در خصوص رسانه های جدید مانند اینترنت، ماهواره و… صورت گرفته است.(تاکونیومی،۱۳۷۸: ۱۴)
در استرالیا موضوع آموزش رسانه ای به نگاه منتقدانه و خلاق محصولات رسانه ای تاکید دارد و هدف اصلی آن توانمند کردن مخاطبان برای ایجاد تمایز بین ارزش های والای فرهنگی و ارزش های معمول رسانه است.(همان منبع)
آموزش رسانه ای در دانمارک به دو دلیل شکل گرفت: نخست، نگرانی درباره نفوذ فرهنگ عامه پسند امریکایی و دیگری نیاز نظام آموزشی به متونی درباره الگوهای آموزشی به متونی درباره الگوهای آموزشی جدید. در ایالات متحده امریکا مبحث سواد رسانه ای با روند کندتری نسبت به دیگر نقاط دنیا آغاز شد. دلیل آن، طبیعت غیر متمرکز نظام آموزشی در کشوری با حدود ۷۰ میلیون کودک در مدارس دولتی و خصوصی است. در این کشور، هیچ قدرت مرکزی، یک برنامه آموزشی کشوری ارائه نکرده است اما حدود پنجاه مدرسه از آموزش سواد رسانه ای حمایت کردند. دانشگاه های پیشرو در این زمینه نیز عبارتند از: دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تگزاش_آستین و تمپل مجله. در این کشور تغلب اصطلاحات سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای به صورت مترادف به کاربرده می شود. از سال ۱۹۹۵ نیز همکاری های گسترده ای برای برگزاری کنفرانس ها در خصوص سواد رسانه ای، میان نهادها صورت گرفته است که نخستین کنفرانس در ایالات متحده بود. اولین کتابی هم که به نام سواد رسانه ای چاپ شد، “سواد رسانه ای در دنیای دیجیتال” نام داشت.
از جمله مراکز معتبر برای ارائه محصولات کمک آموزشی برایآموزش سواد رسانه ای در امریکا"مرکز سواد رسانه ای لوس آنجلس” است که در سال ۱۹۹۶ تاسیس شد.(ایرانپور،۱۳۸۹: ۱۴)
آفریقای جنوبی یکی از کشورهایی است که به سواد رسانه ای توجه کرده است. پس از تابودی آپارتاید در آفریقاجنوبی در سال ۱۹۹۴ و برگزاری انتخابات دموکراتیک، نیاز به آموزش رسانه ای در این کشور به شدت احساس شد. برگزاری نخستین کنفرانس ملی آموزش رسانه ای در آفریقای جنوبی به سال ۱۹۹۰ بر می گردد و برنامه آموزشی جدید این کشور در سال ۱۹۹۷ تدین شد. از ان زمان، تلاش بر انعکاس ارزشه ها و اصول جامعه دموکراتیک در برنامه های آموزشی، متمرکز شد که به نظر می رسد فرصتی برای رشد ادبیات انتقادی و آموزش رسانه ایی در شاخه های فرهنگی و زبان ها باشد.
تاریخ سواد رسانه ای در روسیه نیز به دهه ۱۹۲۰ باز می گرددو نخستین تلاش ها در زمینه ایجاد آموزش سواد رسانه ای در روزنامه ها و فیلم ها، با تاکید بر اصول کمونیستی، در سال ۱۹۲۰ خود را نشان داد، اما با روی کار آمدن حکومت دیکتاتوری استالین این روند متوقف شد. اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ زمان بازیابی دوباره بحث سواد رسانه ای و آموزش آن در مدارس و مراکز آموزشی شهرهایی مثل مسکو و پترزبورگ بود. با این حال تا سال ۱۹۸۰ سواد رسانه ای با رویکرد زیبایی شناسی در محافل آموزشی روسیه جای داشت. از مهم ترین دستاوردهای این سال ها، برنامه دولتی آموزش رسانه و فیلم بود که از سوی وزارت آموزش و پرورش روسیه منتشر شد.Wikipedia.org/wiki/media literacy))

۲-۱-۵ تاریخچه سواد رسانه ای در ایران:

با وجود اینکه قدمت سواد رسانه ای در جهان به بیش از سه دهه می رسد، اما از ورود آن به ایران زمان زیادی نمی گذرد و به همین دلیل، مبحث فوق العاده جوانی محسوب می شود که عمر ان تنها به ۴ الی ۵ سال می رسد. در همین زمان کوتاه، این مبحث تنها شامل نگارش و ترجمه تعدادی مقاله و انجام چند مصاحبه با استادان رشته ارتباطات بود. یحیی کمالی پور معتقد است که وضعیت جامعه ما در ایران درخصوص سواد رسانه ای وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.در زمینه آموزش ، نهادهای آموزشی در همه سطوح هنوز به اهمیت داشتن سواد رسانه ای توجه لازم را ندارند و به این مهم بصورتی می نگرند.از طرفی رسانه های کشور و بخصوص روزنامه نگاران با چالش های بسیاری روبرو هستند که نیاز به چاره اندیشی و دور نگری دارند.اگر ما فقط یکی از گفته های بسیار عمیق در فرهنگ پر بار خودمان که می گوید:"توانا بود هر که دانا بود” را در نظر بگیریم در می یابیم که در دنیای شدیدا رقابتی و در حال تحول ، وظیفه هر استاد ، محقق و ژورنالیست ایرانی است که مردم را در همه حوزه های علمی ، سیاسی و اجتماعی و بین المللی آگاه و به روز نگاه دارد.
دکتر عقیلی در این باره می گوید: اما قدمت ادبیات سواد رسانه ای در کشور ما به بیش از ۳ یا ۴ سال نمی رسد و همچنان از آن به مفهوم جدیدی یاد می شود که به دلیل نگاه رسانه های مکتوب وملی به آن برمی گردد .
با تحصیل سواد رسانه ای مخاطب می آموزد هر آنچه از رسانه ها انتشار می یابد دلیل مطابقت آن با واقعیت نمی شود . تحصیل سواد رسانه ای بهمراه پیدایش نگاه و تفکر انتقادی در افراد است بنابر این فرد می آموزد که عمیق و دقیق به ذات برنامه ها و نوشته ها و شنیده ها بیاندیشد و به نقد آنها نیز بپردازد ؛ از طرفی به نوعی رویارویی پیچیده با خروجی رسانه ها نیز دست یابد . اصول سواد رسانه ای سوغات غربی ها است اما نمی توان چشم بسته هم با آن روبه رو شد . از طرفی نمی شود به فکر بومی سازی چارچوب آن افتاد که تنها محتوای روزمره آن شایسته بومی سازی است .
اما در جامعه مدنی که افراد به حقوق خود کاملا واقف هستند و میزان سواد عمومی و آگاهی اجتماعی در سطح بالایی قرار دارد اکثر افراد از حداقل سواد رسانه ای برخوردارند.
از سویی هم اخلاق حرفه ای در میان دست اندر کاران رسانه ها وجود دارد . جالب است که بدانید پنج تا از پرتیراژترین روزنامه های جهان ژاپنی هستند و این نشان از بالا بودن فرهنگ مخاطبان ژاپنی در رویارویی با محتوای مکتوب دارد . اما در ایران با مشکلاتی که عدم ارتقاء سواد رسانه را منجر می شود دست به گریبان هستیم ؛ مثلا تیراژ پایین روزنامه ها ، عدم ترکیب صحیح یا مطابقت با تمایل مردم ، عدم ارائه محتوای تحلیلی نسبتا جامع برای اتفاقات روزمره و بسیاری نکات دیگر .( روزنامه هموطن)
اما دکتر محسنیان راد ، نیز با تاکید بر اینکه ICT موجب پیدایش سواد رسانه ای شده است می گوید : در حقیقت ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات و پیدایش ابزار نوین ICT ،سوادی ، آنهم با عنوان سواد رقومی متولد ساخته است. وی ادامه میدهد : البته سواد رسانه ای مقوله ای است که به اوایل دهه ۹۰ میلادی برمی گردد که در اصل مخاطب آن یکسری از میانسالان جامعه بودند و می بایست تحت تعلیم استفاده از فناوری های نوین برای رویارویی با خروجی رسانه ها و اصلا کارکرد آن ها قرار می گرفتند .
اما برای اینکه این مسئله در میان نسل جوان جامعه هم فراگیر شود ، با توجه به استعداد، علاقه و پی گیری ابزار نوین و ICT از سوی این نسل ،تنها باید استانداردهای بین المللی ،آنهم منطبق با مسائل بومی هرکشور سوار بر امر آموزش آن در نظر گرفته شود. از طرفی هم زیر ساخت های لازم همچون افزایش ضریب نفوذ و سرعت و سهولت دسترسی به شبکه های ارتباطی همچون اینترنت بخوبی فراهم شود تا حداقل سواد لازم در افراد ایجاد شود .
در کنار افراد کم سواد یا بی سواد در جامعه ایرانی بطور یقین متخصصان آشنا به مباحث رسانه عالم بر نقد مناسب آن هم وجود دارند که شاید اقلیت آنها ، به طرح این موضوع تمایل ندارند . در کنار این افراد گروهی هم سواد کافی و قدرت دارند اما شرایط یادگیری ندارند.مثلا مناطق روستایی بدلیل عدم امکانات ارتباطی مناسب از این مساله محرومند و بطور کل سطح تخصص های حرفه ای در حوزه مشاغل رسانه ای پایین است.(همان منبع)

۲-۱-۶ ضرورت سواد رسانه ای:

ضرورت این نوع سواد و مهارت در جامعه امروز ایران همپای فرایند جهانی شدن می تواند از طریق رسانه ها، دانشگاه ها و نهادهای فرهنگی شهروندان را از حالت انفعالی به سمت پویایی حرکت دهد و مخاطبان را وادار به این کند که کدامیک از پیام ها و تولیدات رسانه جمعی می تواند برای آن ها کارکرد سودمندانه و مفیدداشته باشد، و قابل بهره برداری و کاربردی باشد. بنابراین «استفاده از واژه سواد در آموزش رسانه ای به دهه ۱۹۷۰ بازمی گردد. اخیرا معلمانی که تمایل اصلی شان به آموزش زبان و ادبیات است سعی در شناخت و درک اهمیت ارتباط با مجموعه وسیعی از رسانه ها دارند. همین تأکید اخیر، خود منجر به ظهور پدیده سوادهای چندگانه شده است. ( باکینگهام، ۱۳۸۹: ۸۲)
امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار داریم. فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است.« به عنوان مثال وقتی تلفن همراه یک‌ نفر به صدا درمی‌آید، این اطلاعات موجود در فضا است که پل ارتباط او با تماس‌گیرنده شده؛ یا زمانی‌که یک مودِم[۱۸]می‌تواند افراد را به جهان بی‌انتهای اینترنت بکشاند، نشانه‌ای دیگر است از همین شرایط حاکمیت اشباع رسانه‌ای بر جهان؛ یا حالا که میلیون‌ها روزنامه و مجله و کتاب و خبرگزاری و شبکه تلویزیونی بر زمین و زمان می‌بارد، همه نیاز دارند به این‌که در برابر چنین فضایی، چتری بر سر بگیرند و از یک رژیم مصرف ارتباطی استفاده کنند. همه نیاز دارند به این‌که در انتخاب‌هایشان بیشتر دقت کنند، درست مانند آنچه مردم در مورد تغذیه‌ی خودشان عمل می‌کنند. چون مردم اکنون باسوادتر شده‌اند، مراقب هستند که در غذایی که مصرف ‌می‌کنند چقدر کلسترول، ویتامین و یا مواد دیگر باید باشد؛ در فضای رسانه‌ای هم باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه‌های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری بود و چه چیزهایی را از آن‌ها برداشت. زمانی که در بزرگراه‌های اطلاعاتی حرکت می‌کنید، سواد رسانه‌ای می‌تواند به شما بگوید چه مقدار از وقت تان را در چه سایت‌هایی- اعم از شناخته شده و ناشناخته- و چه مقدار از آن را فرضاً در چت‌روم‌ها بگذرانید. بنابراین می‌توان گفت که« ضرورت و هدف سواد رسانه‌ای در نخستین گام‌های خود، تنظیم یک رابطه‌ی منطقی و مبتنی بر هزینه- فایده با رسانه‌ها است. به این معنا که در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم؟ و  باز به عبارت بهتر، در مقابل زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنیم، در نهایت چه منافعی به دست می‌آوریم؟ بنابراین یکی از اهداف و ضرورت های اصلی سواد رسانه‌ای این است که استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعات را تأمین کند.»(شکرخواه،۱۳۸۸)
همزمان با ورود به قرن حاضر، سیستم های اطلاعاتی و ارتباطاتی به طور فزاینده ای دچار پیچیدگی و همه جانبه گرایی شده اند. این پیچیدگی ها موجب شده اند تا پیام های تولید شده توسط رسانه ها جمعی، مخاطبان خود را در گوشه و کنار جهان دچار نوعی سردرگمی و تردید در انتخاب پیام ها کنند، بنابراین ضرورت شناخت مهارت سواد رسانه ای برای درک تولیدات رسانه جمعی بسیار ضرورت دارد. به نظر  باری دونکان  مهمترین ضرورت های سواد رسانه ای از سوی رسانه های جمعی: رسانه‌ها بر حیات فرهنگی و سیاسی ما سلطه دارند. تقریباً همه اطلاعات، جز مواردی که آنها را بطور مستقیم تجربه می‌کنند، رسانه‌ای شده‌اند. رسانه‌ها قادرند مدل‌های ارزشی و رفتاری پرقدرتی خلق کنند.سواد رسانه‌ای می‌تواند مصرف رسانه‌ای ما را لذت‌بخش‌تر کند و یک رابطه نفعالی را به یک رابطه فعال تبدیل نماید. رسانه‌ها بدون آن که فعال کردن خودآگاه، بر ما اثر می‌گذارند.» ( کرباسیان،۱۳۸۹: ۳)
با توجه به اصول ضرورت مند بیان شده؛ باید بیان کنیم که؛ رسانه های جمعی در عصر حاضر به دنبال رقابت و تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان بر اساس تولیدات مختلف خود می باشند، و به نوعی برخی از کشورهای غربی با توجه به سیاست های تدوین شده شان امپریالیسم رسانه ای را در سراسر جهان از طریق رسانه های مختلف (رادیو، تلویزیون، خبرگزاری، اینترنت و…) اشاعه داده اند، بنابراین سواد رسانه ای می تواند با نگاهی نقادانه مخاطبان و افکار عمومی را به طور فعال و پویا در این زمینه خودآگاه نماید. علاوه ‌بر این دلایل، دن بلیکیکی دیگر از پژوهشگران عرصه سواد رسانه‌ای، دلایل دیگری را برای ضرورت مندی سواد رسانه‌ای بیان می کند «الف) ما در یک محیط میانجی و با واسطه زندگی می‌کنیم. ب) سواد رسانه‌ای بر تفکر انتقادی تأکید می‌کند.ج) وجود سواد رسانه‌ای، بخشی از حیات یک شهروند فرهیخته و تحصیل‌کرده است.د) سواد رسانه‌ای، مشارکت فعال را در یک محیط اشباع‌شده رسانه‌ای ترویج می‌دهد. هـ) آموزش رسانه‌ای به ما کمک می‌کند تا فن‌آوری‌های ارتباطی را درک و فهم کنیم » ( قاسمی،۱۳۸۶: ۹۵)
با توجه به این موارد ضرورت بخش امروزه مرزهای سیاسی دولت ها، دیگر به عنوان مرزهای ملی جداکننده ملت ها به طور معنی دار، عمل نمی کنند زیرا عقاید، فناوری، مردم، کالاها و خدمات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در حال عبور از مرزها می باشند. حفظ راه و روش زندگی خاص ملی یا نظام حکومتی متمایز، به طور فزاینده ای مشکل تر شده است؛ زیرا یکسان سازی ارزش ها، ایدئولوژی ها و سلیقه ها در سطح جهانی در حال افزایش است. بنابراین ضرورت مندی مهارت سواد رسانه ای از سوی رسانه های جمعی به توسعه ملی و محلی جامعه می تواند کمک کند، پس اشاعه و آموزش مهارت سواد رسانه ای امری هدفمند و ضرورت بخش می باشد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را موظف کرده برای رسیدن به اهداف والای انسانی و اسلامی، از رسانه ای جمعی به صورت مطلوبی استفاده کند. در بند ۲ اصل ۳ قانون اساسی نیز بر بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های جمعی و وسایل دیگر تأکید شده است، این تاکیدات و اهداف در قانون اساسی نشانگر اهمیت و ضرورت سواد رسانه ای را بیان می کند که رسانه های جمعی و دولت باید تلاش مضاعفی در راستای تقویت آگاهی مداری و اطلاع رسانی به شهروندان ایران را مورد اهتمام و ضرورت قرار دهند.  همچنین «ماده ۴۴ قانون خط مشی، اصول و برنامه های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۷ شهریور ۱۳۶۱، هم یکی از رسالت های صدا و سیما را آموزش عمومی جهت آشنایی مردم با حقوق فردی و اجتماعی، قانون اساسی و قوانین مدنی و جزایی کشور، اعلام کرده است. بنابراین قوه قضائیه که مطابق بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی، به اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین، موظف شده است؛ همسو با سیاست های ایجابی سازمان صدا و سیما و نیز مطبوعات و سایر رسانه ها، باید از این ظرفیت های قانونی استفاده بهینه کرد و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به تبع آن به عنوان ضابط این قوه لازم است از این توانمندی ها در جهت انجام صحیح وظایف و مأموریت ها به خصوص درکنترل هرچه بهتر مرزها استفاده نماید. (قاسمی، ۱۳۸۸: ۱۵۴-۱۵۳) بنابراین در دنیای امروز رسانه ها جمعی یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند، لذا سواد رسانه ای  شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها (رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب ، عکس، اینترنت و… ) بر روی افراد و جوامع می باشد. پس« هدف ضرورتمند سواد رسانه ای این است که به مردم کمک کند تا به جای آن که مصرف کنندگانی فرهیخته باشند، شهروندانی فرهیخته شوند. بنابراین به دنبال راهی در جهت گسترش مردم سالاری در جامعه ای است که مفهوم مردم سالاری در آن جامعه به طور مبسوط، تعریف و نوشته شده باشد.» (بصیریان جهرمی، و همکار: ۳۶)
چرا باید به مطالعه رسانه های جمعی پرداخت؟ فراتر از ارزش انتقال مهارت های یادگیری مرتبط با تفکر انتقادی، ما با پدیده فراگیر بودن رسانه های جمعی در جامعه معاصر مواجه هستیم. در دهه های اخیر، مواد چاپی و فیلم جای خود را به رادیو و تلویزیون به عنوان اشکال غالب انتقال برنامه های سرگرم کننده و اطلاعات به توده مردم داده است. تلویزیون به تدریج در حال افزایش نفوذ خود بر نحوه استفاده افراد و جامعه از اوقات فراغت، آگاهی از واقعیات سیاسی و اجتماعی و شکل دادن به ارزش های شخصی در قلمرو فرهنگ و اخلاق است. به همان اندازه محتوای رسانه ای، حضور همه جاگیر رسانه ها و نقش آن ها در زندگی روزمره بخش اعظم پیام برای جامعه را تشکیل می دهد؛ تأثیر رسانه ها بر اوقات فراغت، برداشت و داوری درباره جامعه و محیط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. شیوه ها، نظام نمادها، قراردادها و مداخله مستمر تلویزیون همواره در پیش روی شرکت کننده- بیننده قرار دارد. از این رو، یادگیری برای درک و ارزیابی تلویزیون در زندگی روزمره فراتر از مهارت های دیدن می رود و هنرهای آزاد را با رهایی فرد از وابستگی بی چون و چرا به محیط فرهنگی بلافصل تقریبا بازسازی می کند. تلویزیون فرایند اصلی جامعه پذیری به شمار می رود.
بنابراین، هدف عمده آموزش رسانه ای کمک به گیرندگان ارتباطات جمعی است تا به شرکت کنندگانی فعال و آزاد در فرایند تبدیل شوند نه این که حالتی ایستا، منفعل و تابع نسبت به تصاویر و ارزش هایی داشته باشند که در یک جریان یک طرفه از منابع رسانه ای انتقال پیدا می کنند. همچنین یک هدف اثباتی و عملی، عبارت است از پرورش بینندگانی که توانایی گزینش داشته باشند، به جستجوی برنامه ریزی کیفی و متمایز و ارزیابی آن بپردازند و نسبت به شکل، قالب و محتوا در رسانه ای جمعی حس انتقادی داشته باشند. اکثر پژوهشگران، منتقدان و دست اندرکاران بر نقش زیبایی شناختی و انسان گرای برنامه های آموزشی رسانه ای تأکید می کنند. « مسترمن[۱۹] (۱۹۸۵) به آموزش سواد رسانه ای از این دیدگاه می نگرد که شهروندان کمک می کند. بیاموزند چگونه بازنمایی های رسانه ای می توانند منعکس کننده، تغییردهنده و یا تحریف کننده جنبه هایی از واقعیت باشند و چگونه نظام های نمادین (قراردادها، رمزگان) وسیله ای برای کسب دانش درباره جهان توسط ما هستند. هدف از این نوع پژوهش تمایزدهنده و عمل گرا، ایجاد آن چیزی است که مسترمن، آن را استقلال انتقادی می خواند. این امر مانع از آن می شود که دانش آموزانی تربیت شوند که احتمالا در بقیه عمر خود یا به صداقت تصاویر و بازنمایی های رسانه ای به صورتی کاملا بی پایه ایمان بیاورند و یا به شیوه ای به همان اندازه خطرناک دچار شکاکیتی بدون داشتن قوه تشخیص شوند و رسانه ها را منشأ هرگونه شری به حساب آورند. (براون،۱۳۶۸: ۵۶-۵۵)  از سوی دیگر مهم ترین مانع در راه اشاعه ی سواد رسانه ای، بحث آموزش استادان و معلمان است. همچنین تاریخچه اصلاح آموزشی نشان می دهد که محیط آموزشی، خواسته و تقاضایی می آفریند که سیاست گذاران آموزشی را برای تطبیق این سیاست ها با برنامه های سواد رسانه ای، تحت فشار می گذارد.

۲-۱-۷ اصول سواد رسانه ای:

سواد رسانه‌ای بر پایه اصولی استوار است که این اصول مورد التفات راهبردسازان و سیاست‌گذاران رسانه های هر جامعه ای قرار می‌گیرد. برخی از مهمترین این اصول عبارتند از:
رسانه‌ها ساختگی و سازه‌ای هستند: رسانه‌ها دنیایی را به نمایش می‌گذارند که اگرچه حقیقی به نظر می‌رسد، اما از یک نگاه گزینش‌شده که معمولاً مابه ازای خارجی ندارد، آنرا در معرض دید قرار می‌دهند؛ از این‌رو مرز میان واقعیت و مجاز در نمایش رسانه‌ای دشوار است.
رسانه‌ها واقعیت را بازسازی می‌کنند: میان شیوه ارائه وقایع عالم بوسیله رسانه‌ها و شیوه درک این عالم از سوی مصرف‌کنندگان رسانه، یک رابطه قطعی و معناداری وجود دارد. مثلاً در آمریکا میزان جنایت در تلویزیون چندین برابر دنیای واقعی است و مصرف‌کنندگان آمریکایی دنیای خود را به اندازه دنیای ساخته رسانه‌ها خشن و آکنده از تهدید می‌پندارند. این امر؛ یعنی واسطه‌شدن رسانه‌ها برای درک واقعیت، همان چیزی است که “بودیار” معتقد است جامعه از رهگذر آن به مرحلۀ نمادین و وانمودگی می‌رسد و بر آن یک نظم نوین رسانه‌ای که ساخته و پرداخته نمودهای رسانه‌ای است، حاکم می‌شود.
مخاطبان مفهوم مورد نظر خود را از رسانه‌ها می‌گیرند: مخاطب انتخابی را که از میان رسانه‌ها و پیام‌های مختلف ‌به عمل می‌آورد، براساس انگیزه انجام می‌دهد و محتوا و پیام‌های رسانه‌ای را از طریق یک شبکه پیچیده متشکل از ماهیت و نیازهای خودش، پالایش می‌کند.در واقع مطابق فاکتورهای فردی با رسانه تعامل دارد و دریافت‌کننده منفعل پیام‌های رسانه‌ای نیست.
محصولات رسانه‌ای اهداف تجاری دارند: هر نوع درک واقعی از محتوای رسانه‌ها را نمی‌توان از زمینه اقتصادی و ضرورت‌های مالی محرک صنعت رسانه‌ها جدا دانست.

نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره : ارتباط سنجی ارگونومی ، فرسودگی شغلی و نگرش ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تقسیم وظایف و کارها به وظایف و کارهای ریزتر
تقسیم میز کار به چند ناحیه مختلف
مشخص کردن مناطق حرکت اولیه و ثانویه
حد دسترسی عملی برای اندازه های حد پایین زنان ( صدک پنجم )، ۴۰ سانتیمتر است که حدود منطقه حرکت اولیه را تعیین میکند شکل اجزاء و قطعات اولیه را در منطقه حرکت اولیه قرار دهید و اجزاء و قطعات ثانویه را در منطقه حرکت ثانویه قرار دهید، بگونه ای که فاصله دسترسی از ۶۰ سانتیمتر تجاوز نکند.
پایان نامه - مقاله - پروژه

شکل (۲-۵): ترتیب و آرایش پست کار که در آن، منطقه اولیه و ثانویه حرکت نشان داده شده است (هلاندر ،۱۹۹۵)

محل ابزارها را در پست کار به گونه ای انتخاب نمایید که برای تمامی وظایف مورد استفاده قرار گیرد. پست کاری که به گونه مطلوب طراحی شده باشد، موجب صرفه جویی در زمان و افزایش بهره وری میشود. مکان یابی مناسب برای ابزار دستی، کنترل ها و قطعات بایستی بر اساس درجه اهمیت و اولویت آنها انجام گیرد (هلاندر ۱۹۹۵؛ حبیبی ۵۶:۱۳۷۷)
۲-۱۹٫نگرش حرفه ای
نگرش یکی از ویژگی های انسانی است که به نظر می رسد  از ویژگی های فطری انسانها  باشد . نگرش عاملی برای برقراری روابط اجتماعی است . در واقع روابط انسانها با یکدیگر بر پایه نگرش استوار شده است . بدون نگرش رفتار های انسانی معنی و مفهوم خود را از دست می دهند . هر  رفتاری که در  موقعیتی خاص در قبال دیگری صورت می گیرد ، نشانگر نگرشی است که فرد در قبال دیگران دارد .  تفکر عقلانی و منطقی نیز همان است که انسان باید حقوق خویش را بشناسد و حقوق دیگران را نیز رعایت نماید. نگرش یک مفهوم ذهنی ، عقلانی و منطقی است که انسانها برای عملی کردن اهدافشان و حفظ تعادل ، حیات و دوام نظام اجتماعی بر پایه نیروی خود دوستی ساخته و پرداخته کرده اند .  شکوفایی استعداد موجب گردیده است که انسان برای حفظ و پرورش آن هنجار هایی را با توجه به موقعیت های مختلف ابداع نماید . بنابر این نگرش یکی از ویژگی های انسانی است که در همه وجود دارد ، اما همه به یک اندازه به آن پایبند نیستند .عوامل متعددی موجب می شود که میزان نگرش در افراد مختلف ، متفاوت  باشد ؛ تحقیقات متعددی در این زمینه صورت گرفته و عواملی همچون رضایت ، اعتقادات دینی ، وجدان ، اخلاق ، فرهنگ ، احساس تعلق ، وضعیت اقتصادی ، شخصیت ، میزان تحصیلات و… برنگرش حرفه ای افراد دخیل دانسته اند . یکی از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب بـرای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئولیت و نگرش کامل به حرفه خود بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند. اما این مدیران به رغم کارآمد بودن ، بعضاَ با توفیق روبرو نیستند و هرازگاهی در رسانه های جمعی می خوانیم پل یا ساختمانی فرو می ریزد، جاده ای غیراستاندارد ساخته می شود، سازمانی ورشکست می شود، پسابهای کارخانه ای به رودخانه ای سرازیر و یا یکی از کارخانه های صنایع غذایی به علت عدم رعایت مسایل بهداشتی تعطیل می شود. همگی این اتفاقات ، گروههــای مختلف مردم راموردتهدید قرارمی دهد اما دلایل وقوع این اتفاق‌ها چیست؟ بررسی و تحقیق پیرامون چنین اتفاق‌هایی آنقدر آسان نیست که بتوان با نگاهی ساده به این رخدادها ،آنها را تجزیه وتحلیل کرده و دلایل رخدادشان را به دست آورد. بلکه این دلایل در بطن و نهاد فرایند مشاغل گوناگون و فرهنگ حاکم بر آن استوار است یعنی همان اصول زیربنایی که باید بدان پایبند بود. چندی است اصطلاح نگرش حرفه ای به فرهنگ اداری کشور راه یافته و مورد توجه مدیران ارشد قرار گرفته است. نگرش حرفه ای  را می‌توان رضایت قلبی و التزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده برای انسان تعریف کرد. با این شرط که بدون هرگونه سیستم نظارتی ، شخص وظایف خود را به بهترین نحو ممکن به انجام رساند(نجفی،۷۱:۱۳۸۷)
نگرش ارزشی است که ناظر بر کلیه ارزش ها و هنجارها می باشد بنابر این نگرش یک امر ذهنی و درونی است که طی جامعه پذیری در فرد درونی می شود . و موجب تحقق هنجار ها و ارزشها از روی میل باطنی می گردد. به نظر می رسد هنجار هایی که از روی نگرش صورت می گیرد از دوام و پایداری بیشتری بر خوردارند امّا هنجارهایی که صرفاً به خاطر پاداش و تنبیه رعایت می شوند موقتی خواهند بود . به نظر می رسد ضعف اخلاق کاری به خاطر بیگانگی نیست بلکه به خاطر آگاهی از وضعیت موجود می باشد .مطابق نظریه خوددوستی انسان با سوء استفاده کردن مخالف است . و مطابق نظر
دورکیم[۱۱۸] و کوهن[۱۱۹] و نظریه کنش متقابل[۱۲۰] و نظریه برابری و انتظار [۱۲۱] ، ضعف اخلاق کاری واکنشی برای شرایط کاری می باشد . و مطابق نظریه  احساس بی عدالتی اجتماعی دیویس و گار[۱۲۲] بی عدالتی اجتماعی مهمترین عامل بروز نارضایتی و گسست نگرش گروهی در سطوح مختلف اجتماعی، سازمان یا کلیت نظام سیاسی و اجتماعی است .از دیدگاه هرسی و بلانچارت[۱۲۳] در بخش نظام فرهنگی و نقش آن در نگرش کاری بر موضوعاتی چون انسجام فرهنگی ، معنی کار و ارزش کار تاکید شده است . در بعد معنی کار، دید انسانهانسبت به کار مورد بررسی قرار می گیرد و در بعد ارزش کار این مقوله که انسانها چقدرکارکردن را ارزشمند می دانند، موضوع و مورد فکر و بررسی قرار می گیرد.( حبیبی ، ۱۳۸۳ ) رایلی و کادول[۱۲۴] ، نگرش را به عوامل و انگیزه‌های درونی و بیرونی شغل تقسیم می‌کنند و سامرز ، نگرش موثر را نوعی وابستگی و انضمام به سازمان می‌داند که به صورت پذیرش ارزش‌های سازمان و تمایل به باقی ماندن در سازمان تظاهر می کند. فارابی ( ۱۳۸۵ )بر اساس نظریه های علمی و نتایج تحقیقات عوامل اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی بر نگرش مؤثر هستند که چند مورد از آنها که رابطه نزدیکی با موضوع دارند مورد بررسی قرار گرفته است .
ویژگی‌های افراد دارای نگرش حرفه‌ای
۱- مسئولیت‌پذیری: در این مورد فرد پاسخگو است و مسئولیت تصمیم‌ها و پیامدهای آنرا می‌پذیرد، سرمشق دیگران است. حساس و اخلاقمند است، به درستکاری وخوشنامی در کارش اهمیت می‌دهد، برای اجرای تمام مسئولیت‌های خویش کوشاست و مسئولیتی را که برعهده می‌گیرد با تمام توان و خلوص نیت انجام می‌دهد.
۲- برتری جویی و رقابت طلبی: در تمام موارد سعی می‌کند ممتاز باشد، اعتماد به نفس دارد، به مهارت بالایی در حرفه خود دست پیدا می‌کند، جدی و پرکار است، به موقعیت فعلی خود راضی نیست و از طرق شایسته دنبال ارتقاء خود است ولی سعی نمی‌کند به هر طریقی و از هر راهی در رقابت برنده باشد.
۳- صادق بودن: مخالف ریاکاری و دورویی است، به ندای وجدان خود گوش فرا می‌دهد ، در همه حال به شرافت‌مندی توجه می‌کند، شجاع و با شهامت است.
۴- احترام به دیگران: به حقوق دیگران احترام می‌گذارد، برای نظراتشان ارزش قائل است، خوش قول و وقت شناس است، به دیگران حق تصمیم‌گیری می‌دهد، تنها منافع خود را ارجح نمی‌داند.
۵- رعایت و احترام نسبت به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی: برای ارزش‌های اجتماعی احترام قائل است، در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت می‌کند، به قوانین اجتماعی احترام می‌گذارد، در برخورد با فرهنگ‌های دیگر متعصبانه عمل نمی‌کند.
۶- عدالت و انصاف: طرفدار حق است، در قضاوت تعصب ندارد، بین افراد از لحاظ فرهنگی، طبقه اجتماعی، اقتصادی، نژاد و قومیت تبعیض قائل نمی‌شود.
۷- همدردی با دیگران: دلسوز و رحیم است، در مصائب دیگران شریک می‌شود و از آنان حمایت می‌کند، به احساسات دیگران توجه می‌کند، مشکلات دیگران را مشکل خود می‌داند.
۸- وفاداری: به وظایف خود متعهد است، رازدار و معتمد دیگران است.
۲-۲۰٫تأثیر نگرش حرفه ای بر عملکرد دبیران
امروزه دیگر نمی توان اهمیت و تناسب آموزش و پرورش را برای آینده جوامع، کم ارزش شمرد و آن را فعالیتی در ردیف و موازی سایر فعالیت ها دانست. به تعبیر میتچل[۱۲۵] «اگر تنها یک عرصه از عرصه های حیات بشری نیازمند توجه به آینده باشد، آن عرصه، عرصه آموزش و پرورش است.» (مهرمحمدی، ۱۳۷۶) برای رویارویی مؤثر با چالش های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و اخلاقی، بستری مناسب تر و کارسازتر از نظام تعلیم و تربیت نمی توان یافت. بنا به دلایل فراوان، در عصر متحول امروز، دیگر از «اهمیت» تربیت چندان سخن نمی رود بلکه «فوریت» آن و در بیانی فراتر، «معجزه» تربیت، بیشتر مورد نظر است. اگر چه تربیت در تغییر زمینه های نامساعد اجتماعی نمی تواند یگانه راه حل تلقی شود، امّا باید باور کرد که معجزه تربیت مانند معجزه آفرینش انسان، می تواند آفریننده شگفتی های باور نکردنی باشد. ازاین رو، اهمیت، فوریت و قدرت اعجاز تربیت، برای تمام کسانی که در اندیشه بهبودبخشی دنیای امروز و تدارک آینده بهتر خویش هستند، گستره ای جهانی دارد. چنانچه تحول جوامع به درستی تحلیل شود، می توان به رابطه دیالکتیک تعلیم و تربیت و جامعه پی برد و بر این باور و اعتقاد راستین صحّه گذاشت که هیچ جامعه ای نمی تواند بدون یک تعلیم و تربیت منظم، مدون، مترقی و پویا به اهداف متعالی دست یابد. این رهیافت، با هر بینش و نگرشی که ما نسبت به آینده داشته باشیم، می تواند واجد معنی و مصداق باشد. بر مبنای چنین مفروضی است که چارلز هندی[۱۲۶] می گوید: «تعلیم و تربیت است که می تواند کلید و رمز اصلی ثروت آینده شود». (هندی، ۱۳۷۵ص ۴۷) سلبی، گلد اسمیت[۱۲۷] بیان می کند که: «برای از بین بردن یک جامعه، هیچ راهی بهتر از تحلیل و تضعیف نظام آموزشی آن کشور نیست.» (تامن، به نقل از گلد اسمیت ۳۰:۱۳۷۸) چنین شواهدی، می تواند ناظر بر اهمیت فرایند خطیر تعلیم وتربیت باشد.لیکن اکنون باید به این پرسش پاسخ داده شود که کفایت و کارایی نظام آموزشی، مستلزم عطف توجه و تمرکز فکری و مادی بیشتر، روی کدام عنصر یا مؤلفه نظام آموزشی است. به بیانی دیگر، با پذیرش نقش تأثیرگذار نهاد آموزش و پرورش، کدام مؤلفه آن در درجه نخست اهمیت و اولویت قرار می گیرد. پاسخ بدین پرسش، مستلزم نگرش نظام مند به موضوع است، به گونه ای که از هیچ عنصر یا مؤلفه ای غفلت نشود و به کلیت نظام و عناصر آن در یک رابطه تعاملی توجه شود. اما بدون غفلت از همه جانبه نگری، می توان نقش برخی عناصر از جمله نقش عنصر «معلم»، را شاخص و برجسته کرد و به آن وزن بیشتری داد.
معلم از آن جهت کارگزار و عامل اصلی تعلیم و تربیت به شمار می آید که اهداف اجرایی و نیز متعالی نظام آموزشی، در نهایت توسط وی محقق می شود و به منصه ظهور می رسد. در نتیجه، معلم به واسطه نقش برتری که دارد، باید به بازنمای تمام و کمال خصوصیات و کیفیت های مطلوب هر نظام آموزشی تبدیل شود. تعامل مستمر و چهره به چهره معلم و دانش آموزان به عنوان دو قطب اصلی نظام تربیتی، معلم را در موقعیت ممتاز و منحصر به فردی قرار می دهد که هیچ یک از دیگر عناصر نظام آموزشی از آن برخوردار نیستند. به همین سبب، ضعف و فتور وی می تواند موجب گسست این زنجیره و شکست در دستیابی به اهداف آموزشی و پرورشی شود. این نکته، یادآور بیان حکمت آمیزی است که می گوید: قوت یک زنجیر، چیزی بیش از قوت ضعیف ترین حلقه آن نیست، در نتیجه، باید از تبدیل شدن عناصر اجرایی و مهم ترین آن یعنی معلم به ضعیف ترین حلقه نظام تربیتی، به طور جدی جلوگیری کرد. برونر[۱۲۸] در مقدمه ای که در سال ۱۹۷۷ بر کتاب مشهور خود «فرایند تعلیم و تربیت »نگاشت، بر اهمیت معلم به عنوان عنصر کلیدی در اجرای برنامه ها تأکید ورزید. وی می گوید: «یک برنامه درسی، بیش از آن که برای دانش آموزان طراحی شده باشد، باید برای معلمان طراحی شود. اگر یک برنامه درسی نتواند معلمان را تغییر دهد، تعادل آنها را بر هم بزند، بر آگاهی آنها بیفزاید و آنها را به حرکت درآورد، قطعا هیچ گونه تأثیری بر کسانی که توسط آنها تعلیم داده می شوند، نخواهد داشت (مهرمحمدی، ۱۳۷۴،ص۷) حال اگر معلم را در کانون فرایند تحول آموزشی و پرورشی قرار دهیم، پرسش قابل طرح دیگر این است که چنین توجهی باید از چه زاویه و منظری باشد تا بتواند بر کیفیت، کفایت و کارایی معلم در نظام آموزشی بیفزاید. شاید این امر بیش از هر چیز مستلزم توجه و اعتبار بخشی به نقش حرفه ای معلم باشد. اصولاً حرفه ای تلقی کردن و کسب تخصص حرفه ای به وسیله دست اندر کاران آموزش و پرورش اساسی ترین راه تضمین کارایی و کیفیت نظام آموزشی است. از این رو، باید بین «حرفه» و «شغل»، تفاوت قائل شد. یک حرفه، دارای ویژگی های ذیل است:
ــ انگیزه خدمت به مردم در افرادی که شغل آنان جنبه حرفه ای دارد، قوی است.
ــ حرفه، خدمات اساسی به جامعه ارائه می دهد. .
ــ هر حرفه، دارای مجموعه دانش ها، اطلاعات و تئوری های منظم و سازمان یافته است.
ــ اعضای هر حرفه، تنها به ذی صلاح ترین و شایسته ترین افراد، اجازه ورود، عضویت و اشتغال می دهند.
ــ افراد در حیطه کار خود دارای اختیار و نفوذ خاصی هستند( اختیار تخصصی) که به وسیله جامعه به رسمیت شناخته شده است.
ــ اعضای هر حرفه، به طور مستمر مطالعه و تحقیق می کنند تا مرزهای دانش و اطلاعات را در رشته خود توسعه دهند.
ــ قضاوت، تصمیمات و اقدامات اعضای هر حرفه، بر زندگی و رفاه مراجعان آنان اثر می گذارد.
ــ اشتغال در حرفه، مادام العمر است. (پرداختچی، ۴۶:۱۳۷۴)
همر نیز در توصیف کار حرفه ای می گوید: «کار حرفه ای، آن فعالیت هایی نیستند که تنها در ساعت و روزهای معین به آن پرداخته شود، بلکه فعالیت هایی هستند که با وجود انسان ها در می آمیزند، انسان ها را در بر می گیرند و تشویق می کنند که به یادگیری و گسترش توانایی های خود بپردازند. آنان (افراد حرفه ای) در پی انجام مستمر کار هستند، به سمت های سازمانی بی توجه اند و رویکرد آنان به افزایش دانش، توانمندی و قدرت نفوذ معطوف است. خودانگیزی و انضباط درونی از ویژگی های فرد حرفه ای است. این افراد، نه به دلیل ترس از سرپرستان و ناظران، بلکه به خاطر اهمیتی که برای کار خود قائل اند، کار را به درستی انجام می دهند.» (همر، ۶۳:۱۹۹۸) به طور خلاصه، دانش، شیوه تفکر و نگرش ویژه، سه خصیصه اساسی در موفقیت حرفه ای است. به دلیل ویژگی های منحصر به فرد موقعیت های تربیتی، تفاوت های فردی و تنوع آن، توجه به پویایی و بالندگی نظام آموزشی، به ویژه معلم، مضاعف می شود، لذا باید بر خصلت حرفه ای بودن عمل معلم به جد تأکید شود. به دلیل چنین اهمیتی است که دونالد [۱۲۹]مفهوم «کارگزار فکور» را مطرح کرده و در دو کتاب مستقل خود به شرح ویژگی ها و خصوصیات چنین کارگزار و عنصر حرفه ای پرداخته است. شون، کارگزاری را واجد ویژگی خاصی می داند. او معتقد است که کارگزاران در برخورد با مسائل عینی و در موقعیت های خاص، خود را به کاربرد مجموعه ممارست ها یا راهکارهای آموخته شده در دوره های تربیت حرفه ای و آموزش دانشگاهی، مقید نمی دانند، بلکه چون مسئله یا موقعیت عملی را در نوع خود منحصر به فرد و در باطن بی بدیل ارزیابی می کنند، می کوشند تمامی قابلیت فکری و وجودی، از جمله دانش علمی خود، را به کار گیرند تا موفق به کشف راه حل خاصی شوند. (مهر محمدی، ۶۷:۱۳۷۷) چنین معلمی، جسارت عدول از قواعد یا رویه های شناخته شده حرفه معلمی را دارا بوده یا دست کم از توان و قابلیت تعدیل آنها به تناسب شرایط و موقعیت خاص و ویژه کلاس درس خود برخوردار است (مهر محمدی، ۹:۱۳۸۳) معلم فکور یا اندیشه ورز، دارای خصوصیاتی است که «تفکر در حین عمل» را به عنوان یک هنجار حرفه ای پذیرفته است. چنین معلمی همواره رفتارش را بر اساس مشاهده و درک موقعیت ها و واکنش های یادگیرندگان تنظیم می کند. دانش خود را توسعه می دهد و یادگیری های او، محور اصلی عملکردهای فکورانه اوست «او فردی آزاداندیش، بازاندیش و عاری از تعصب است؛ پویا و انعطاف پذیر، نوآور و خلاق و پرسشگر است؛ احترام به دیدگاه های دیگران، اعتماد به توانمندی خود، حساس نسبت به رویدادهای کلاس و جامعه خود، قدرت تشخیص نقاط ضعف و قوت دانش آموزان، از جمله ویژگی های وی است؛ او طَرَف مشورت معلمان، علاقمند به تشریک مساعی، مروج یادگیری فعال و دارای نظری روشن درباره یاددهی ـ یادگیری است». (رئوف، ۴۴۴:۱۳۶۹) توجه به چنین ویژگی هایی، به گونه ای آشکار بر معلم به عنوان نقطه اتکای هر تغییر و تحولی دلالت می کند. به همین منظور، برخی از رویکردهای جدید، مبین حرفه گرایی و یا حرفه ای گری معلم، توانمندسازی معلم و پژوهنده بودن معلم است. برای ایجاد، تقویت و گسترش ویژگی های حرفه ای معلم، نظام آموزشی باید تمهیدات خاصی را تدارک ببیند. زمان ساده اندیشی و برخورد ساده لوحانه و معمول با امر خطیر معلمی به سر آمده است. در غیر این صورت، جامعه باید عواقب و پیامدهای سوءِ آن را به طور اجباری بپذیرد. این نکته را باید موکّد نمود که «هیچ تعلیم و تربیتی نمی تواند فراتر از سطح توان معلمان خود پیشرفت کند». در نتیجه، شاغلان و متقاضیان ورود به این حوزه و به عبارتی حرفه (نه شغل) باید از کشش ذهنی و گرایش های عاطفی و انگیزشی لازم بهره مند باشند. البته اگر چه ابتکارات و خلاقیت های فردی را در این فرایند نمی توان نادیده گرفت، لیکن نظام آموزشی باید نظام مند و در پی گسترش صلاحیت ها و توانمندی های معلمان از طریق بازنگری در معیارها، برنامه ها و شیوه های تربیت معلم، آموزش، انگیزش، رفاه، جایگاه، استخدام، نگهداری و ارتقای وی باشد. به بیان سرجیوانی[۱۳۰]: «شرایط آن گونه است که بهبود و پیشرفت آموزش و پرورش، بستگی به بهبود و پیشرفت حرفه ای نیروهای موجود در آن و استفاده از توان آنان دارد تا وارد کردن نیروهای جدید؛ به خصوص اگر نیروهای جدید از توان و صلاحیت حرفه ای برخوردار نباشند». (سرجیوانی، ۶:۱۹۷۵)به طور کلی، راهبردهای ذیل می تواند در توسعه توانایی هاوعمل حرفه ای افرادی که با نظام آموزشی سروکار دارند، به ویژه معلم، موثر باشد:
ــ فرهنگ سازی نسبت به اهمیت تعلیم و تربیت در توسعه همه جانبه جامعه با تأکید بر نقش معلم.
ــ حرفه ای تلقی کردن عمل معلم.
ــ استخدام منطقی و اصولی معلمان و مبتنی نمودن آن بر به گزینی.
ــ نگهداشت معلم در نظام آموزشی، و بهبود و ارتقای موقعیت شخصی، حرفه ای و اجتماعی وی.
ــ ایجاد و توسعه نظام شایسته سالاری در پرتو تثبیت نظام ارزشیابی صحیح.
ــ توسعه و تعمیق روابط انسانی در سازمان، به منظور ایجاد و تعمیق حس اعتماد و احترام متقابل.
ــ آزادی عملی و آکادمیک معلم و افزایش حس استقلال عمل در وی.
ــ استفاده از توانمندی ها و مشارکت وی در ابعاد گوناگون نظام آموزشی.
ــ تلقی از تدریس نه به عنوان رابطه ای یکسویه و کلیشه ای بلکه به منزله مؤلفه ای هنری.
ــ تقویت ویژگی تحقیق و پژوهندگی در معلم.
ــ اصلاح نظام تربیت و بهسازی معلم از طریق توجه کیفی به مراکز تربیت معلم، کمیت و کیفیت آموزش ها و باز آموزی معلم در نظام آموزشی.
هر یک از موارد فوق در یک رابطه تعاملی می تواند به گونه ای ترتیب و انتظام یابد تا معلمان فرصت یابند در حرفه خود ماهرتر شوند و در نتیجه، تأثیر نافذ و کارایی را بر عملکرد نظام آموزشی برجای گذارند. در ادامه، سه مورد از ویژگی های مذکور که به نوبه خود در تقویت حرفه ای عمل معلم تأثیر گذار و تعیین کننده اند، عنوان می شود و مورد بررسی قرار می گیرد. (اگر چه سایر راهبردها نیز مستلزم بررسی است و نگارنده خود را نسبت به بررسی آن متعهد و خواننده را ملزم به پی جویی آن می داند.

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه در مورد مطالعه تطبیقی جنبش های بنیادگرای دینی در ادیان ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بنیادگرایانی که به جریان ماقبل هزاره منتسب اند، اعتقاد دارند مسیح قبل از هزاره­ی خوشبختی ظهور خواهد کرد. آنها تاریخ را به هفت دوره یا هفت تدبیر تقسیم می کنند:
۱ـ دوره­ اعمال: از آفرینش حضرت آدم تا سقوط او.
۲ـ دوره­ وجدان: از سقوط حضرت آدم تا طوفان حضرت نوح.
۳ـ دوره­ دولت­ها و حکومت­ها: از طوفان حضرت نوح تا کوه سینا.
۴ـ دوره­ آیین و شریعت: از سینا تا روز پنجاهم.
۵ـ دوره­ نعمت و آسایش: از روز پنجاهم تا دومین روز ظهور مسیح.
۶ـ دوره­ مملکت: هزار سال(چون تمام دوره­ های قبل با شکست مواجه شدند).
۷ـ دوره­ ابدیت: پس از آن هزار سال. (لنوهارد،۲۰۱۰: ۷۳-۶۹).
اما بنیادگرایان مابعد هزاره اعتقاد دارند هزار سالی وجود دارد که در آن، آرامش روحی و معنوی حاکم است و میزان شر و بدی کاهش می­یابد و مسیح بر قلب­های اکثریت افراد بشر، از جمله یهودیان، حاکم می­ شود (مملکت روحی). در پایان هزاره، شیطان می ­آید و حوادث بد و ناگوار و کفر و الحاد و سختی­های بسیاری حاصل می­ شود. سپس مسیح در مجد ظهور و تمام مردگان را زنده می­ کند تا داوری در روز رستاخیز و شهر ابدی انجام شود.
بنیادگرایان مابعد هزاره به بنیادگرایان احیایی معروف هستند، کسانی که اعتقاد دارند دومین ظهور مسیح محقق نمی­ شود مگر هزار سال پس از حکومت دولتی (پادشاهی) مسیحی. بر این اساس، مسیحیان می­باید شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی را به گونه ­ای مهیا و فراهم کنند که بازگشت مسیح را ممکن نمایند.
این دو جریان بر سر این نکته اختلاف نظر دارند. ماقبل هزاره­ای­ها اعتقاد دارند انسان عاملی منفی در برنامه­ی خداوند جهت پایان و فرجام جهان است، در حالی که مابعد هزاره­ها به نقش مثبت انسان در آماده ساختن زمینه­ دومین ظهور مسیح یا فراهم نمودن زمینه­ پایه­گذاری مملکت مسیح بر روی کره­ی زمین، که قوانین خداوند بر آن حاکم است، اعتقاد دارند. در هر دو حالت، بازگشت قوم یهود به اورشلیم برنامه­ی ماقبل دومین ظهور مسیح به شمار می ­آید. (تمام موارد فوق­الذکر ارتباط احیای بنیادگرایی در آمریکا در پایان قرن نوزدهم را با ظهور مسیحیت صهیونیست آمریکایی نشان می دهد.)( هلال،۱۳۸۳: ۳۱۸)
جری فالول به ماقبل هزاره معتقد بود و می­گفتد که ما در آخر تاریخ به سر می­بریم. پی­روان او معتقد اند نبرد آرمگدون[۱۹۲] میان خداوند و شیطان نزدیک است و این نبرد فرجام تاریخ است که پس از آن، مسیح به همراه مسیحیان دوباره زاده می­ شود و با هم هزار سال بر جهان حکومت خواهند کرد. پت رابرتسون نیز همین اعتقاد را دارد، اما با یک اختلاف و آن این که مسیحیان نباید منتظر فرجام تاریخ شوند تا قدرت و حکومت را به دست گیرند، بلکه باید هم اکنون حاکمیت سیاسی خود را آغاز کنند. او بدین وسیله به اعتقادات مابعد هزاره­ای نزدیک می­ شود که احیاگران بنیادگرا به آن اعتقاد دارند. از دید این بنیادگرایان باید نظام اجتماعی و سیاسی کنونی را برانداخت تا نظام الهی جایگزین آن شود، نظامی که بر اساس اصول و قوانین کتاب مقدس و فرض مجازات­های اعدام و سنگسار و تازیانه به کیفر اشتباهات استوار باشد(اسنوبال،۱۹۹۱: ۱۱۴).
رابرتسون در کتاب خویش تحت عنوان « نظام نوین جهانی: آیا مقدمه­ی نظام الهی جهانی است؟» عنوان کرد، اعلام نظام نوین جهانی پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و جنگ خلیج چیزی نیست جز آغاز فرجام تاریخ. او معتقد است عصر نظام نوین جهانی عصر ضدیت با خانواده و جامعه و میهن و عصر حوادث ناگوار است. نظام جهانی الاهی بیش از آن چه ما اعتقاد داریم نزدیک است و خداوند بر حسب جدولی که برای فرجام زمان وضع کرده است عمل می­ کند. رابرتسون خواستار بازگشت به خدای یعقوب است، همچنین خواستار بازگشت به رهبری بزرگ از خانواده­ی یعقوب است که همان حضرت موسی است (رابرتسون،۱۹۹۱: ۱۸۰).
مقاله - پروژه
رابرتسون اشاره می­ کند، نظام نوین الاهی هنگامی که خداوند پایه­ های نظام نوین جهانی را براندازد برپا داشته می­ شود و در آن زمان رهبر نظام نوین الاهی، یعنی مسیح، ظهور می­ کند تا فرزندان خداوند را نجات دهد و زمین را برای هزار سال در اختیار گیرد و بر آن حکومت کند. ( مسأله­ پت رابرتسون باعث ایجاد اختلاف میان مسیحیت بنیادگرا آمریکا از یک سو و یهود و اسرائیل از سوی دیگر شد. جرقه­ی این اختلاف نظر در سال ۱۹۹۵ زده شد، هنگامی که از یهودیان خواست قبل از ظهور مسیح به مسیحیت در آیند تا نجات و رهایی شامل حال ایشان شود، اما چون در معرض حملات تند لابی یهود و اتّهام دشمنی با سامیان قرار گرفت، از دعوت خویش صرف­نظر کرد. این اختلاف نظر را مناحیم بگین با معاهده­ای که با جنبش مسیحیت اصولگرا منعقد نمود از بین برد. او طی این معاهده مسأله­ به مسیحیت در آمدن یهود را تا زمان ساخت هیکل و ظهور مسیح به تعویق انداخت و بر حمایت از اسرائیل و اینکه اورشلیم پایتخت ابدی و یکپارچه آن باشد، تمرکز کرد.) (قنبری آلانق،۱۳۸۸: ۶۳)
رابرتسون پیشگویی می­ کند که نبردهای نظام نوین جهانی یکبار دیگر بابل را متحد و یکپارچه خواهد کرد، به­سان نیروهای اکدی و بابل قدیم و بنی عمیر و کالح که با هم متحد شده و شروع به ساخت شهرها نمودند و گفتند: « بیایید برای خود شهری بسازیم و برجی که سر به آسمان بزند، تا نام خود را جاودان سازیم و مبادا در سراسر کره­ی زمین پراکنده شویم»(رابرتسون،۱۹۹۱: ۱۸۰).
به همین دلیل، خداوند زبان ایشان را قفل کرد و آنها در سراسر زمین پراکنده ساخت: « به این ترتیب، خداوند از آنجا آنها را در سراسر زمین پراکنده کرد، به همین دلیل از ساخت شهر دست برداشتند».(سفر تکوین:۱۱:۸) و این سرکوب اولین سرکشی و طغیان جهانی علیه خداوند بود. او پیشگویی خود را با توجه به رؤیای یوحنا کامل می­ کند؛ این که نیروهای شرور و بد نظام نوین جهانی در چهار گوشه جهان در کنار رود فرات گرد خواهند آمد تا خود را برای کشتن یک سوم مردم آماده کنند: « این چهار فرشته برای این ساعت و روز و ماه و سال آماده شده بودند، بنابراین کار خود را آغاز کردند تا یک سوم بشریت را به قتل برسانند.» (سفر رویا:۹:۱۵)
برای آماده شدن در این جنگ، مسیحیان و دیگر انسان­های خداجو در سراسر جهان باید خود را از قید انسان­گرایی این جهان باور، همجنس­گرایی و فحشا نجات دهند و خود را وقف کیش سبز فایل کنند. با آغاز این نبرد (آرماگدون) مسیحیان دیگر لازم نیست زمان زیادی منتظر شروع هزاره باشند، بزودی هزاره­ی حکومت مسیح آغاز می­ شود. فالول و رابرتسون شدیداً به تقویت موقعیت اسرائیل معتقد بودند؛ چون وجود این کشور را برای جلو افتادن نبرد نهایی لازم می­دانند(هال سل،۱۳۸۲: ۱۳۲).
جری فالول، موضوع آرمگدون را تقریباً به هر موضوع دیگر ترجیح می­دهد. او در موعظه­ی دوم دسامبر ۱۹۸۴ خود، وعظ خود را با قرائت آیه­ی شانزدهم باب شانزدهم مکاشفات آغاز کرد ـ که نخستین و تنها مورد ذکر آرمگدون را در کتاب مقدس به دست می­دهد ـ پس از ذکر آیه اعلام کرد: «این سخن در قلب مردم ترس می­پراکند. آخرین بار نبردی پیش می ­آید، سپس خداوند همه کیهان را در اختیار خود می­گیرد. کتاب مقدس در باب­های ۲۱ و ۲۲ مکاشفات، به ما می­گوید، خداوند این زمین را ـ یعنی آسمان­ها و زمین را ـ ویران خواهد کرد. و پطرس قدیس در نوشته های خود می­گوید که آن ویرانی، یا حرارتی بسیار سوزان، یا انفجاری بس نیرومند خواهد بود»(فالول،۱۹۸۱ b:107(.
فالول در قسمت همه­سوزی در آرمگدون ادامه می­دهد که دجال وارد خاورمیانه می­ شود، تندیس خود را در معبد یهودی، یعنی مقدس­ترین معبدهای مقدس، نصب می­ کند و تقاضا می­ کند که همه جهان آن را به جای خداوند بپرستند. میلیون­ها یهودی دیندار در این مرحله کشته خواهند شد( آیۀ هشتم از باب سیزدهم کتاب زکریای نبی)، اما باقی­ماندگان نجات خواهند یافت (آیه نهم) و خداوند به گونه­ خارق العاده­ای آنان را در طی مدت سه­ سال و نیم آخر دوران آزمایش سخت، از خود پنهان خواهد ساخت. برخی خود را در شهر پترا[۱۹۳] ( در کشور اردن) که دارای سنگ­های سرخ است تصور خواهند کرد. من نمی­دانم چگونه، اما خداوند آنان را حفظ خواهد کرد؛ زیرا که یهودیان امت برگزیده­ی خداوند اند».
فالول با نقل آیه­ی یازدهم باب دوازدهم کتاب زکریای نبی و آیۀ شانزدهم باب شانزدهم کتاب مکاشفه­ی یوحنای نبی و همچنین آیه های سی و پنجم و سی و ششم باب سی و چهارم و آیۀ نخست همین باب سی و ششم از صحیفه­ی اشعیای نبی می­گوید: « میدان نبرد آرماگدون، از مجدو در شمال تا ادوم[۱۹۴] در جنوب، فاصله­ای در حدود ۲۰۰ مایل کشیده شده است. این میدان از دریای مدیترانه در غرب تا تپه های موآب در شرق، خواهد بود؛ یعنی فاصله­ای حدود ۱۰۰ مایل و شامل وادی یهوشافط[۱۹۵] هم می­ شود. آیه­ی دوم و همچنین دوازدهم باب سوم صحیفه­ی یونیل[۱۹۶] نبی نشان می­دهد که همه این ناحیه شهر اورشلیم و وادی جزرال خواهد بود.
«در همین اواخر، پیشامدهایی در روسیه اتفاق افتاده است که توسط حزقیال[۱۹۷] نبی، پیشگویی شده بود و بر ظهور مجدد نزدیک خداوندگار دلالت می­ کند. این کمونیست­ها بی خدا هستند، آنها مسیح را انکار می­ کنند و هدف نهایی­شان، تسخیر جهان است. حدود ۲۶ قرن پیش، حزقیال، نبی یهودی پیشگویی کرده است که چنین امتی، درست پیش از دومین ظهور مجدد مسیح، از شمال فلسطین قیام خواهد کرد. در بابهای ۳۸ و ۳۹ کتاب حزقیال نبی، ما می­خوانیم که نام این سرزمین «روش[۱۹۸]» خواهد بود. و در ادامه­ پیش­گویی­های خود نام دو تا از شهرهای روش را می­برد. این دو ماوشَک[۱۹۹] و تونبال[۲۰۰] هستند. همه اینها در آیه­ی دوم آمده است. این دو نام به نحو عجیبی شبیه مسکو و توبولوسک[۲۰۱] یعنی دو پایتخت حکومتی روسیه­ی امروزی هستند» (همان،۱۱۸-۱۱۰( .
فالول معتقد است: روسیه به علت نیازش به نفت ـ چون نفتش در حال تمام شدن است ـ به خاورمیانه، و به ویژه ( به علت نفرتش از یهودیان) به اسرائیل می ­آید و درست در همان وقت است که درهای جهنم باز می­ شود. آن وقت به اعتقاد من چند همه­سوزی هسته­ای در کره­ی زمین روی خواهد داد. زیرا کتاب مقدس می­گوید که در جاده­های دره­ی اسدالون، تا ۲۰۰ مایل، خون تا دهنه­ی اسبان راه خواهد افتاد. نیز از حوادث وحشتناکی صحبت می­ کند که یک انسان، بنا به شرح رساله­ دوم پطرس رسول در باب سوم ( یعنی گداخته شدن عناصر از گرما) را تنها می ­تواند به یک جنگ هسته­ایی نسبت دهد. اما من فکر می­کنم در پایان عصر کلیسا، یعنی وقتی کلیسا از خود بیگانه یا فاسد شود، آن وقت جنگ و ستیزهای افسار گسیخته­ای در روی زمین روی خواهد داد و روسیه سرانجام به کلی نابود خواهد شد». کتاب مقدس به عنوان سرانجام نبرد، به ما می­گوید که پنج ششم (۸۳ درصد) سپاهیان روسی، هلاک خواهند شد (حزقیال، آیۀ ۲ از باب ۳۹) و نخستین میهمانی مهیب خداوند آغاز می­ شود (حزقیال، آیه های ۴ و ۱۷ تا ۲۰ باب ۳۹). به نظر می­ر­سد که میهمانی مشابهی، پس از آن، یعنی پس از نبرد آرمگدون پیش بیاید ( مکاشفه­ی یوحنا، آیه­های ۱۷ و ۱۸ از باب نوزدهم و آیۀ ۲۸ باب ۲۴ انجیل متی) . تهدید کمونیستی برای همیشه پایان خواهد گرفت. هفت ماه طول می­کشد تا کشتگان را دفن کنند (حزقیال نبی، آیه های ۱۱ تا ۱۵ از باب سی و نهم).(فالول،a1981: 173-151) (لنوهارد،۲۰۱۰: ۱۰۸)
« نهایتاً مسیح به جهان باز می­گردد؛ نخست او می ­آید و کلیسا را به دست خود می­گیرد. هفت سال بعد از آرمگدون، او درست به همین زمان ما باز می­گردد. در نتیجه، زمین نابود نخواهد شد. کلیسا هم با او می ­آید، تا در طی هزاران سال، در زمین با مسیح حکومت و سلطنت نماید. سپس آسمان­های نوین و زمین نوین و ابدیت فرا می­رسد.» (فالول،۱۹۸۱ b:119(.
طی مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، سازمان اکثریت اخلاقی فعالیت­های بسیاری به نفع ریگان انجام داد. این سازمان، که قلب تپندۀ جناح راست مسیحی به شمار می­آمد، توانست آراء ۳ میلیون نفر رای دهنده را در انتخابات ریاست جمهوری و کنگره جذب کند و با پیروزی و به قدرت رسیدن ریگان، جناح راست مسیحی تبدیل به قدرتی تاثیرگذار در عرصۀ سیاست آمریکا شد. سازمان اکثریت اخلاقی، یاران و پیروان خویش را برای « حمله­ای صلیبی علیه توقف فعالیت­های هسته­ای» بسیج نمود و رییس سازمان اعلامیه­هایی تحت عنوان جنگ هسته­ای و بازگشت مسیح در میان شرکت­ کنندگان در تظاهرات پخش کرد که جنگ هسته­ای با اتحاد جماهیر شوروی را با دومین ظهور مسیح مرتبط می­دانست. آرمگدون هسته­ای به خاطر اسرائیل طناب مقدسی بود که جناح راست مسیحی صهیونیستی را با ریگان مرتبط می­ساخت.(هال سل،۱۳۸۲: ۱۴۶)
در حین گفتگوها؛ گفت منتظر پیشگویی جنگ یاجوج و ماجوج است، یعنی جنگ روسیه علیه اسرائیل که در آینده نزدیک به وقوع می­پیوندد. در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری سال۱۹۸۰ ریگان در گفتگویی تلوزیونی که با جیم بیکر[۲۰۲] واعظ تلویزیونی انجام داد، یادآوری کرد، ما همان نسلی هستیم که آرمگدون را می­بیند. در همان سال ویلیلم سافایر[۲۰۳] خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که ریگان مقابل کنگره یهود گفته است: «اسرائیل همان دمکراسی ثابت و استوار و بی­همتایی است که می­توان به عنوان مکان وقوع آرمگدون به آن تکیه کرد.» (کپل،۱۳۷۵: ۴۷) نیز پس از دیداری که ریگان در سال ۱۹۸۱ با جری فالول انجام داد، فالول عنوان کرد که ریگان به او گفته است نابودی جهان به زودی به وقوع می­پیوندد (فالول،۱۹۸۱ a:119(.
حضور سیاسی اکثریت اخلاقی و تلاش برای غلبه بر فرهنگ غالب این جهان باور در بیرون باعث شد که این گروه دست از نگاه پیشاهزاره­گرایانه­ی خود بردارد و با رویکردی خوش­بینانه­تر به دنبال پیاده کردن تمدن مسیحی باشند و به همین دلیل نگاه آنها از پیشاهزاره­ای به پساهزاره ای تغییر پیدا کرد، چون این دیدگاه کاملاً حضور و نفوذ آنها را در عرصه­ سیاسی توجیه می­کرد. ( تلاش برای هر چه نزدیک کردن ظهور مسیح) (اسنوبال، ۱۹۹۱: ۸۹).
۲ـ۲ـ۷ـ برگزینندگی یا خود حق پنداری
چند ویژگی مشترک بین بنیادگرایان مسیحی در آمریکای شمالی وجود دارد که اکثریت اخلاقی نیز از آن مستثنی نیست: اولی تبلیغ مسیحیت[۲۰۴] است. وقتی که بنیادگرایان می­خواهند خود را معرفی کنند و نشان دهند که تا چه اندازه متفاوت اند خود را در برابر دیگران نجات­یافته نشان می­ دهند. آنها از طریق ماهواره، تلویزیون، رادیو یا تکثیر میلیونها صفحه و کاست تلاش می­ کنند افراد بی­اعتقاد را متقاعد کنند که داشتن زندگی ابدی در بهشت بهتر از ابدیت در جهنم است. در برداشت اکثریت اخلاقی مصائب اجتماعی از طریق عریان کردن گناه و بازخرید آن از سوی مسیح مشخص و مداوا می­شوند. آنان می­کوشند تا علت درد را در دوری از خداوند بیابند. اگر این دوری برداشته شود ، درد معالجه می شود و همه چیز نظم خود را باز می یابد. مقر گناه فرد است و رستگاری اوست که رستگاری گروه را موجب می شود. این رفتار ذهنی اجازه می دهد تا بسیاری از شیوه های عملی را که این تفکر دینی مرجح می شمارد درک کرد: ضرورت دوباره­ی گرویدن فردی به دین مسیحیت یا غسل تعمید افراد بالغ ( که به مسیحیان دوباره متولد شده معروف هستند). همچنین اهمیتی که برای تظاهرات روح القدس ـ که بخصوص از طریق صحبت کردن به زبان های مختلف ظهور پیدا می کند ـ و همچنین اهمیتی که برای شفای معجزه آسا قائل اند. کشیشان و واعظان از مردم می­خواهند که زندگی پر از ناامیدی خود را به مسیح واگذار کنند و بیشتر وقت خود را به دعا و نیایش بگذرانند. تبلیغ مسیحیت و رستگاری روح افراد هسته­ی اصلی ادعای بنیادگرایان در امریکای قرن بیستم است. آن­گونه که در شبکه­ تلویزیونی CBN مشاهده می­ شود، خداوند در جامعه­ رستگارشدگان به طور روزمره قوانین و فرآیندهای طبیعی را معلّق و نقض می­ کند. بر این اساس، معجزه نه نمودی از قدرت تبیین­ناپذیر قادر مطلق، که تأییدی آیینی بر نظامی اعتقادی است که فرمول­ها و قواعد علم پزشکی این جهان باور را به چالش می­کشد (کلمبو،۱۳۷۱: ۱۹۱) (بروس،۲۰۰۰: ۷۴-۷۳).
اکثریت اخلاقی هزاره­گرا اعتقاد دارد که امور دنیوی ناگزیر روز به روز بدتر خواهد شد تا این که مسیح برگزیدگان را انتخاب کند و آنان را از این دنیای دون بیرون ببرد. سپس با آنان، برای بنای قلمرو آسمان­ها در این جهان بازگردد. نتیجه­ این اعتقاد یک بدبینی فرهنگی و سیاسی رادیکال است که می­ کوشد تا تنها به افراد نجات یافته کمال مسیحی را عرضه دارد، به این منظور که در روز موعود از آنان برگزیدگانی بسازد.
این تصور خودحق پندارانه را زمانی که فالول در مورد آرماگدون سخنرانی می­کرد و تصویر وحشتناکی از پایان جهان تصویر ارائه می­نمود می­توان مشاهده کرد. به نظر می­رسد که او از این اتفاق هیچ غم و اندوه و حتی نگرانی، ندارد. « چه عظمتی دارد مسیحی بودن! ما آینده­ای بس عالی در پیش رو داریم. چنان که می­بینید، آرمگدون واقعیت است، واقعیتی وحشتناک. اما شکر خدا، این پایان روزگار امت­های جز یهودی و جز مسیحی است. زیرا که پس از آن، صحنه برای سلطنت پادشاه ما، خداوندگار عیسی مسیح، در نهایت قدرت و افتخار آماده می­ شود. تقریباً همه تعلیم­دهندگان کتاب مقدس که من می­شناسم بازگشت بسیار نزدیک مسیح را پیش ­بینی می کنند و من مشخصاً ایمان دارم که ما بخشی از آن نسل آخرین هستیم. آن واپسین نسلی که تا سلطان ما مسیح نیاید، نخواهد مرد»(فالول،۱۹۸۱ b:123(.
۲ـ۲ـ۸ـ مرزهای بسیار روشن :
به نظر می­رسد که دو ویژگی اعتقاد به بی­خطایی متن مقدس و پیشاهزاره­گرایی نمی­تواند اکثریت اخلاقی را از دیگر ارتدوکس­های محافظه کار مسیحی متمایز کند، چون ویژگی­های فوق نیز در میان غیربنیادگرایان مسیحی یافت می­ شود. اما ویژگی­ای که می ­تواند اکثریت اخلاقی را نسبت به آنها خاص کند تفکیک­گرایی و جدایی­انگاری در میان آنها است. اکثریت اخلاقی به یکدستی و یگانگی در اعتقادات معتقد اند که آنها را از افراد معتقدی که با تشکیک اعتقادی زندگی می­ کنند متمایز و برتر می­نماید.
طرفداران اکثریت اخلاقی افرادی اند که خود را متعلق به یک کلیسا با قوانین سفت و سخت می­دانند و فقط با افراد بیرون از کلیسا به وقت نیاز همکاری می­ کنند. مانند این که خود را کلیسایی کاملاً مجزا و مستقل می­دانند. آنها دنیای بیرون از خود را پر از کفر و تباهی می­بینند و فقط در شرایطی با افراد بی­اعتقاد و شکاک مواجه می­شوند که امیدوار باشند آنها را به راه راست بازگردانند. مثلاً پلمب کردن سینماهایی که فیلم آخرین وسوسه مسیح در آن نمایش داده می­شد به این دلیل بود. اما اگر بفهمند که مخاطبانشان کاملاً در گناه فرو رفته اند ترجیح می­ دهند از آنها دوری کنند، حتی اگر شاهد این باشند که دوستان­شان بعد از کار برای رفع خستگی مشروب می­خورند ترجیح می­ دهند که از آنها دوری کنند، چون روح انسان از دوستانش مهمتر است (آمرمن،۱۹۹۱: ۵۵) (هولند،۱۹۹۹: ۱۴۶).
طبق دیدگاه اکثریت اخلاقی، انسان­مداری غیردینی چهره­ی دوگانه و متناقضی فراهم می­ کند: در زمینه­ اجتماعی، جلوی آزادی عمل فرد را می­گیرد و او را در شبکه­ قیود حقوقی و دیوانسالاری که غایتی جز تقویت قدرت دولت ندارد، به اختناق می­کشد. در زمینه­ اخلاقی، در جهت معکوس خود را مدافع آزادی کاملی قلمداد می­ کند که بلافاصله به صورت بی­بند و باری و مغایرت با اخلاق تغییر شکل می­دهد. به عقیدۀ جری فالول، مبارزه علیه این هر دو وجه باید به طور همزمان صورت گیرد (اسنوبال،۱۹۹۱: ۷۸).
اکثریت اخلاقی با لیبرالیسم شدیداً مخالف است. آنها لیبرالیسم را تشویق نوعی آزادی عمل در عرصه­ تجارت و اخلاق می­دانند. آنها معتقدند که این آزادی عمل در عرصه­ اخلاق جز به سقط جنین، همجنس­گرایی یا ارائه تصاویر و موضوعات خلاف عفت عمومی ـ که به عنوان شیوه­ ممتاز نابودی خانوادگی تلقی می­ شود ـ نمی­انجامد. اگر خانواده نابود شود، افراد بدون دفاع در حیطه­ی قدرتِ بی­خدا قرار خواهند گرفت و این دولت آنها را خرد خواهد کرد. در نتیجه، از دیدگاه اکثریت اخلاقی، مهم آن است که ساختارهای واسط میان فرد و دولت، یعنی خانواده در وهله­ی اول تقویت و دوباره­سازی شود و نیز البته ساختار جامعه­ دینی، که در مواضع محدودیّت قدرت خانواده به کمک خانواده می ­آید، جایگزین آن شود. این مورد در وضعیت­های مختلف و دشوار اجتماعی و نیز در دوره­ نوجوانی، زمانی که فرد چارچوب خانوادگی را ترک می­ کند و قدم به اجتماع می­ گذارد، صدق می­کندـ دور­ه­ای که برای تداوم برداشت بنیادگرایانه از جهان، مهم است و فرد در معرض وسوسه­ها و گناهان قرار دارد.
به همین دلیل، فالول کانونی برای زنان باردار برپا می­ کند که تنها هستند یا نمی­خواهند فرزندشان را نگه دارند: تمام هزینه­ های این زمان در طول دوره­ بارداری را متقبل می­ شود، به شرط این که آنان سقط جنین انجام ندهند. در عوض، از هرگونه تسهیلی برای قبول فرزندی کودکشان توسط دیگران برخوردار خواهند شد. از سوی دیگر دانشگاه لیبرتی وظیفه دارد جوانانی را که از خانواده­های انجیل­گرا برمی­خیزند، پیش از آن که در جامعه رها شوند، در بطن دنیایی بسته و با ایدئولوژی همگون مأنوس سازد. هدف نه تنها تعلیم دادن به آنها، بلکه تقویت روحی آنها پیش از قرار گرفتن تحت فشار جاذبه­های دنیوی است. همچنین در این دانشگاه، نامزدی میان دانشجویان دختر و پسر به منظور تولید مجدد خانواده­های انجیل­گرا تسهیل می­ شود(لیبمن، ۱۹۸۳: ۴۲-۳۹) (وبر،۱۹۸۱: ۱۵۴).
هر چند اکثریت اخلاقی همه کسانی را که جزو خودشان نیستند در تحلیل نهایی دشمن به حساب می­آورند، اما قطعاً بروز آن شامل مراحلی است. آنها دشمن خود در جنگ آرماگدون را دولت­های عربی به رهبری اتحاد جماهیر شوروی سابق می­دانستند، اما با شکست و فروپاشی شوروی و در پی آشکارشدن نبود پیوندهای قوی میان اعراب در پی آخرین توافق سازمان آزادی بخش فلسطین و اسرائیل، ایران را رهبر جبهه­ی مخالفان و دشمنان خود خواندند (هَولند[۲۰۵]، ۱۹۹۹: ۲۰۱).
به نظر می­رسد که بنیادگرایان مسیحی و در رأس آنها اکثریت اخلاقی سه برنامه کلی را اکنون در رأس اقدمات خود قرار داده­اند که عبارت اند از: ایجاد جنگ میان اسلام و غرب به منظور کمک به اسرائیل با گسترش جبهه متقابل جهان اسلام، جابه جایی قدرت در جهان اسلام و ایجاد جنگ در جهان اسلام به منظور تضعیف داخلی جهان اسلام (اسنوبال،۱۹۹۱: ۱۳۸). همچنین اثرگذاری این جنبش را در حمایت­های بی قید و شرط آمریکا از اسرائیل در عرصه­ سیاست­های خارجی آمریکا و همچنین مخالفتی که نومحافظه­کاران آمریکا در سیاست­های داخلی خود با همجنس­گرایی و سقط جنین در آمریکا داشتند، می­توان ملاحظه کرد.
۲ـ۲ـ۹ـ سازمان مقتدر
کاستلز اطلاعات جالبی درباره ویژگی­های جمعیت­شناختی اعضای اکثریت اخلاقی، در مقایسه با کل جمعیت، فراهم آورده است. به نظر می­رسد آنها کم­سوادتر، فقیرتر، صاحب نفوذ بر زنان خانه­دار، ساکن مناطق جنوبی و به طور بارزی متدین­تر هستند. همچنین، صددرصد آنها انجیل را لغزش­ناپذیر می­دانند. گسترش اخیر بنیادگرایی مسیحی در مناطق حومه نشین جنوب غربی آمریکا و کالیفرنیای جنوبی، بین اقشار پایینی طبقه­ی متوسط و کارکنان خدماتی که به تازگی به حومه­های مناطق مادر شهری در حال رشد مهاجرت کرده ­اند، بیشتر است. این اطلاعات این فرضیه را تقویت می­ کند که گروه ­های فوق الذکر اولین نسل مدرنیزه شده مهاجران سنتی اخیر اند که ارزش­های روستایی را در جامعه­ شهری غیر دینی حفظ کرده ­اند. با این حال، همچنان به نظر می­رسد که ارزش­ها، عقاید و مواضع سیاسی در تحرک اعضای اکثریت اخلاقی مهم­تر از ویژگی­های جمعیتی، شغلی یا سکونتی باشد(کاستلز، ۱۳۸۵: ۴۶).
سازمان اکثریت اخلاقی در سطح کشور دارای ستاد فرماندهی بوده است. خود فالول این مسئولیت را به عهده داشت و فرماندهی ملی اکثریت اخلاقی نامیده می­شد. شعبه­های این سازمان در سراسر ایالات متحده پراکنده است. اکثریت اخلاقی از سیستم سازمانی و ارتباطی پیشرفته­ای بهره می­برد، تعداد اعضای آن به ۶۵ میلیون نفر می­رسد و ارتباطات پستی عادی و الکترونیکی آن حدود ۲۵ میلیون آمریکایی را در برمی­گیرد، علاوه بر آن با کاخ سفید و کنگره نیز ارتباط دارد. سازمان راه ­ها و شیوه ­های لابی­ها را در پیش گرفته و تأمین حمایت­های مالی از نامزدها مورد تایید سازمان جهت احراز مناصب سیاسی از جمله فعالیت­های آن است. «اکثریت اخلاقی» از طریق شبکه رادیویی و تلوزیونی دینی فالول توانسته است آمریکایی­ها را مورد خطاب قرار دهد و آنها را نسبت به مسائل آگاه و بیدار و نظر میلیون­ها نفر از مردم را که به فعالیت­های سیاسی بی­توجه هستند جلب نماید و آنها را به فعالیت­های سیاسی و انتخاباتی بکشاند. علاوه بر این که از شیوه ­های فشار سنگین برکنگره جهت تصویب طرح­های قانونی یا انتخاب نامزد مورد نظر یا رسوا کردن و شکست دادن مخالفان استفاده می­ کند.(هلال،۱۳۸۵: ۱۵۸)
یکی دیگر از ویژگی­های بارز سازمانی اکثریت اخلاقی استفاده از مبانی مشترک ایدئولوژیک برای اتحاد با گروه ­های غیردینی یا حتی مخالف جهت ائتلاف برای رسیدن به هدف مشترک است. نمونه­ آن را در اتحاد با گروه ­های مخالف و اینجهان باور برای مبارزه با سقط جنین بود. درواقع، سقط جنین نه تنها کمپ بنیادگرایان را به بخش­های مختلف تقسیم نمی­کند، بلکه عامل اتحاد میان گروه ­های بنیادگرا است. حتی باعث می­ شود گروه ­های بنیادگرایی که به لحاظ اعتقادی متفاوت اند یا مخالف یکدیگر اند به خاطر سقط­جنین با یکدیگر متحد شوند؛ مثل کاتولیک­ها که از نظر بنیادگرایان پروتستان ضدمسیح شناخته می­شوند، اما به خاطر سقط جنین با یکدیگر متحد شدند یا فمنیست­ها که برای مقابله با هرزه­نگاری در مقاطعی با بنیادگرایان همکاری کردند. این­گونه ائتلاف­ها از طرف فالول به عنوان پایبندی اکثریت اخلاقی به تکثرگرایی[۲۰۶] مطرح می­شد. اکثریت اخلاقی تلاش می­ کند که یک مبنای اخلاقی عام را که محافظه­کاران با آن موافق اند را پایه­گذاری کند (گوث[۲۰۷]،۱۹۸۳: ۳۹-۳۵) (ینگر[۲۰۸]،۱۹۸۲: ۳۹۶).
اکثریت اخلاقی تلاش می­ کند مبنای عامی پیدا کند که یک نوع ابداع سازمانی و ایدئولوژیک است تا از این طریق بتواند قدرت خود را افزایش دهد. این به معنی شرکت در یک بازی عرفی با قواعد عرفی است. همین مسأله باعث شد که فالول و سازمان وابسته به او به سرعت از سوی افرادی مانند باب جونز[۲۰۹] تکفیر شوند. جونز او را به خاطر ائتلاف با گروه ­های بی­اعتقاد برای رسیدن به اهدافش خطرناک­ترین مرد آمریکا معرفی کرد. علت این مخالفت آن است که برای نسل­های قبل، بنیادگرایان هویت خود را با جدایی و انزوا تعریف می­کردند، موسسه­های جدا داشتند یا تلاش می­کردند که جدا زندگی کنند، از خوردن الکل و رقصیدن و قمار پرهیز می­کردند، با وقار لباس می پوشیدند و .. به همین دلیل آنها نمی ­توانند انتظار داشته باشند که با کاتولیک­ها و مورمونها متحد شوند. از نظر مسیحیان سنتی، افرادی که درگیر سیاست می­شوند لعنت شدگانی هستند که جهان را به تباهی می­کشانند. بنابراین، همکاری با آنها توجیه­پذیر نیست (اسنوبال،۱۹۹۱: ۱۰۵-۱۰۴).
۲ـ۲ـ۱۰ـ الزام­های رفتاری:
شاید بارزترین دخالت اکثریت اخلاقی بر نوع رفتار اعضایش در دانشگاه لیبرتی نمود داشته باشد. در این دانشگاه خوابگاه­ها مختلط نیستند و مراقبتی دقیق، آمیخته­ای از اجبار و نظم شخصی در آنها به کار می­رود: بوسه بر روی لب­ها در اینجا قدغن است و هرگونه تماس جنسی میان دانشجویان مجرد ( زن و شوهرها در شهر زندگی می­ کنند) با اخراج مجازات می­ شود. ولی بوسه بر روی گونه مجاز است، و پسران و دختران آزادانه می­توانند دست یکدیگر را بگیرند ـ بدون اینکه در عین حال مجاز باشند که دست را به دور کمر دوست پسر یا دوست دختر خود ببرند. دانشجویان به راحتی این مقررات جنسی را زمانی که بیگانه­ای در این خصوص از آنها سئوال می­ کند، توجیه می­ کنند. آنها می­گویند سرکوب چشم بسته و مطلق به گونه ­ای اجتناب­ناپذیر به عملکردهای انحرافی، به ویژه همجنس­گرایی منتهی خواهد شد و دانشگاه لیبرتی با تعیین این حد از ارتباط میان دختر و پسر هم مانع از شهوترانی و هم مانع از همجنس­گرایی می­ شود (اسنوبال،۱۹۹۱: ۱۶۰) .
آنها در روزهای یکشنبه مراسمی دارند که در آن دانشجویان به خاطر فیلم­های خلاف عفتی که در سال گذشته دیده­اند به گناه خود اعتراف می­ کنند. برای آغاز این جلسه حکایت کوچکی را نشان می­ دهند که در آن مردی فیلم خلاف عفت عمومی را نگاه می­ کند و از طرف خداوند به طور مستقیم مورد سئوال قرار می­گیرد و به راه راست هدایت می­ شود. همچنین، در جلسه­های مختلف برای والدین توضیح داده می­ شود که فیلم­هایی که در دانشگاه لیبرتی به نمایش گذاشته می­ شود، قبلاً ادیت (سانسور) شده است ( یعنی قسمت­ هایی از آن که خلاف عفت تلقی شده سانسور شده است).
در این دانشگاه، مدرسان باید قبل از پذیرش­شان، قسم بخورند که به ارزش­های این نهاد می گروند. برای آنها ضروری است که با مسیح برخورد کرده، تجدید حیات یافته و به مبرا از خطا بودن کتاب مقدس و تئوری خلقت انسان به دست خداوند اعتقاد داشته باشند. دانشجویان نیز باید گواهی دهند که تجدید حیات­ یافته[۲۱۰] ­اند. آموزش در دانشگاه لیبرتی بر مبنای شک و مورد تردید قرار دادن افکار مکاتب نیست، بلکه بر آموزش حقیقت غیرقابل لمس در وجوه متعدد آن استوار است. (رز،۱۹۹۳: ۴۸۳-۴۷۵)
طرح تربیتی فالول، با این حال در منطق مقررات دیری قرار نمی­گیردو با دنیا به هیچ وجه قطع رابطه نمی­کند، بلکه دنیا را تغییر می­دهد. سینما، تلویزیون، رادیو و رسانه ­ها در آموزش مقام برگزیده­ای دارند: دانشجویان هفته­نامه­ای به نام قهرمان لیبرتی منتشر می­ کنند که از دیدگاه تکنیک­های روزنامه نگاری در حد مجلات حرفه­ای است. همچنین برنامه­هایی برای تلویزیون مداربسته­ی داخلی تولید می کنند. با روزنامه­نگار شدن، تولید کننده یا گوینده شدن در زندگی حرفه ای آینده­ی خود، آنان به اراده­ی بنیادگرایانه خویش، مبنی بر جدا کردن تسلط بر تکنیک های تجدد از یک سو و غیر دینی کردن از سوی دیگر تجسم خواهند بخشید. رابرتسون عقیده داشت که مسیحی کردن دوباره­ی جامعه از طریق انتخاب موعظه گر انجیل گرای تلویزیونی به ریاست جمهوری ایالات متحده میسر است. (کاپلان،۱۹۸۷: ۲۱۴).

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی درباره تاثیراستراتژی‌های تحول براثربخشی سازمانی درشهرداری کاشان
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پژوهش عبارتست از برر سی و مطالعه منظم ،کنترل شده و آزمایشی قضیه های فرضی در باره روابط احتمالی بین پدیده های طبیعی بادید گاه انتقادی(مزدوری ،۱۳۸۸).
تحقیق به عنوان فرآیندی پژوهشی در درست ترین شکل خود واجد دو شرط است:
۱)کنترل دقیق :شرطی که مانع تاثیر عوامل نامربوط و مزاحم می شود.
۲)نمونه گیری صحیح:شرطی که یافته های پژوهشی را قابل بسط و تعمیم می سازد.
پژوهش به طور کلی بر کشف اصول عمومی و کلیتها تاکید داردو ویژگی کلی مجموعه مورد بررسی ،مجموعه های کوچک تر موجود در آن را به دست می دهد.پژوهشگر می داند که چه چیزهایی در باره موضوع مورد تحقیق او روشن است و کار خود را از همان نقطه با برنامه ریزی دقیق آغاز می کند.بنابراین اهداف تحقیق را بصورت زیر خلاصه می نماییم .
پایان نامه - مقاله - پروژه
هدف اصلی ازانجام این پژوهش، تاثیر استراتژی های تحول بر اثر بخشی سازمانی است که شهرداری کاشان به عنوان مورد مطالعه این پژوهش انتخاب و داده های مورد نیاز برای سنجش فرضیات و تامین اهداف پژوهش از این بخش تهیه میگردد. این تحقیق دارای یک هدف اصلی و شش هدف فرعی میباشد که عبارتند از:
۱-۵-۱)هدف اصلی :
۱-بررسی تاثیر استراتژی های تحول بر اثر بخشی سازمانی .
۱-۵-۲)اهداف فرعی :
۱-بررسی تاثیر استراتژی تحول از بعد اهداف بر اثر بخشی سازمانی.
۲-برررسی تاثیر استراتژی تحول از بعد ارتباط بر اثر بخشی سازمانی.
۳-بررسی تاثیر استراتژی تحول از بعدساختار بر اثر بخشی سازمانی.
۴-بررسی تاثیر استراتژی تحول از بعدرهبری بر اثر بخشی سازمانی.
۵-بررسی تاثیر استرات‍ژی تحول از بعد پاداش بر اثر بخشی سازمانی .
۶-بررسی تاثیر استرات‍ژی تحول از بعد مکانیسم های مفید بر اثر بخشی سازمانی .
۱-۶)سوالات پژوهش
در این تحقیق که در شهرداری کاشان مورد بررسی قرار می گیرد ،به دنبال پاسخگویی به این سوال هستیم که:
آیا استراتژی های تحول بر اثر بخشی سازمانی در شهرداری کاشان اثر معناداری دارد؟
و دیگر سوالات به شرح ذیل می¬باشد:
۱-آیا استراتژی تحول از بعد اهداف بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۲-آیا استراتژی تحول از بعد ارتباط بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۳-آیا استراتژی تحول از بعدساختار بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۴-آیا استراتژی تحول از بعدرهبری بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۵-آیا استرات‍ژی تحول از بعد پاداشی بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۶-آیا استرات‍ژی تحول از بعد مکانیسم های مفید بر اثر بخشی سازمانی تاثیرگذار می¬باشد؟
۱-۷-فرضیات تحقیق
۱-۷-۱)فرضیه اصلی :
استراتژی های تحول براثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۱-۷-۲)فرضیه های فرعی :
۱.استراتژی تحول از بعد اهداف بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۲.استراتژی های تحول از بعد ارتباط بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۳.استراتژی های تحول از بعد ساختار بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۴.استراتژی های تحول از بعد رهبری بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۵.استراتژی تحول از بعد پاداش بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۶.استراتژِ های تحول از بعد مکانیزم های مفید بر اثر بخشی سازمانی اثر معناداری دارد.
۱-۸)متغیر های پژوهش
۱-۸-۱)متغیر مستقل
در این پژوهش متغیر های مستقل عبارتنداز: اهداف ،ساختار،پاداش ،مکانیزم های سازمانی،روابط و رهبری .
۱-۸-۲-متغیر وابسته
در این پژوهش متغیر وابسته اثر بخشی سازمانی می باشد.
۱-۸-۳)متغیر تعدیل کننده
سابقه کار،سن،جنس،تحصیلات
۱-۹)جامعه آماری و قلمرو پژوهش .
قلمرو این پژوهش شامل سه بعد قلمرو زمانی ،مکانی و موضوعی است که مورد بررسی قرار گرفته است.جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران و سرپرستان شهرداری کاشان می باشند.
۱-۹-۱)قلمرو موضوعی
در این پژوهش به بررسی تاثیر استراتژی های تحول بر اثر بخشی سازمانی در شهرداری کاشان پرداخته می شود.
۱-۹-۲)قلمرو مکانی
قلمرو مکانی پژوهش شهرداری کاشان می باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 330
  • 331
  • 332
  • ...
  • 333
  • ...
  • 334
  • 335
  • 336
  • ...
  • 337
  • ...
  • 338
  • 339
  • 340
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره بدحجابی و مسائل مربوط به پوشش وآرایش و ظاهر اشخاص- ...
  • پژوهش های پیشین درباره بررسی نقش و تأثیر کاربری املاک به عنوان عامل ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی نقش دفتر مدیریت پروژه (PMO) در ایجاد ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی رابطه بین معیارهای عملکرد (بازده) و ارزش ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد برنامه ریزی توسعه گردشگری در شهر صد دروازه با ...
  • پژوهش های پیشین در مورد تشخیص هرزنامه وب به کمک تکنیک های داده کاوی- فایل ...
  • پروژه های پژوهشی در مورد پایان نامه خانم زابلی ویرایش شده اصلی- فایل ۷
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : مبانی و مصادیق توکیل ناپذیری ادله اثبات دعوی در ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – تغییرات در روش‌ها و رویه‌های حسابداری باید در گزارش مالی سالیانه گزارش گردند. – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان