ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود منابع پایان نامه درباره آزادی اطلاعات در پرتو حقوق اساسی جمهوری اسلامی ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۳-۱-۳- علنی کردن نشستهای نهادهای دولتی

آزادی اطلاعات، مشتمل بر حق دانستن همگان نیز هست، به این معنا که شهروندان باید بدانند حکومت به انجام چه اموری مشغول است و بتوانند در فرآیندهای تصمیم گیری مشارکت فعال داشته باشند. بنابراین قانون آزادی اطلاعات باید بر پیش فرض علنی بودن همه جلسه‌های دستگاه‌های حکومت استوار باشد. البته مقصود از دستگاه‌های حکومت، نهادهایی هستند که از قدرت انجام تصمیم گیری برخوردارند. بنابراین معمولاً در قوانین آزادی اطلاعات، نهادهای پیشنهاد و مشاوره دهنده از این قاعده مستثنی می‌شوند. [۲۳۴]
پایان نامه - مقاله
از این رو در برخی کشورها لزوم علنی بودن نشستهای موسسات عمومی را در قانون آزادی اطلاعات، پیش ­بینی و برخی دیگر، قانون خاصی در این باره وضع کرده اند که به قانون«نشست­های علنی» مرسوم است. [۲۳۵] اما حمایت از چنین امکانی در قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، پیش بینی نشده است و قانون خاصی نیز که بتواند این خلاء اساسی را برطرف کند وجود ندارد، لذا شایسته بودن قانونگذار، علنی بودن نشستهای دولت را لحاظ می‌کرد.
البته لازم به ذکر است در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل شصت و نهم، قانونگذار مقرر کرده است:«مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود…» همچنین اصل یکصد وشصت­ وپنجم بیان می‌کند:«محاکمات، علنی نجام می‌شود وحضور افراد بلامانع مگر آن که به تشخیص دادگاه علنی بودن آن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد» اما ضروری است، دولت جمهوری اسلامی ایران، با تصویب قوانین تکمیلی، در راستای هر چه بیشتر علنی کردن جلسات دولت گام بردارد، چرا که علنی شدن جلسه دولت به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نشست قوه مجریه، می‌تواند الگوی مناسبی برای دیگر نهادهای تصمیم گیرنده در کشور بوده و همچنین تشویقی باشد برای موسسات زیرمجموعه دولت، تا به شفافیت بیشتر تن داده و در جهت گسترش و بسط آزادی اطلاعات، تلاش کنند.
همچنین قانونگذار در ماده ۲۴ قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار مصوب ۱۶/۱۱/۱۳۹۰ دولت و دستگاه‌های اجرایی را مکلف کرده است به منظور شفافیت سازی سیاستها و برنامه‌های اقتصادی و ثبات و امنیت اقتصادی و سرمایه گذاری، هر گونه تغییر سیاستها، مقررات و رویه‌های اقتصادی را در زمان مقتضی، قبل از اجرا، از طریق رسانه‌های گروهی به اطلاع عموم برساند. این اقدامات هر چند به نحو ایده آل شفافیت نهادهای دولتی را تضمین نمی‌کند، ولی قطعاً در درازمدت می‌تواند مسیری باشد به سوی شفافیت بیشتر نهادهای دولتی و پاسخگویی بیشتر آنها.

۳-۳-۲- ایجاد و تقویت زیرساختهای تکنولوژیک و تقویت دولت الکترونیک

دیگر کسی در هیچ نقطه از دنیا نیست که به کارکردهای مثبت وسایل نوین ارتباطی اذعان نداشته باشد. در حوزه آزادی اطلاعات، وسایل نوین ارتباطی می‌تواند راه دسترسی شهروندان به اطلاعات را هموار کند، از این رو در عصر کنونی، عدم توسعه‌ی زیر ساختها می‌تواند به عنوان مانعی اساسی در روند پیشرفت آزادی اطلاعات عمل کند.
شبکه جهانی اینترنت به عنوان یکی از ا صلی ترین زیرساختهای ارتباطی«که بر پایه تکنولوژی ارتباطی مخابراتی» پایه گذاری شده است، به شهروندان اجازه می‌دهد در حکمرانی مشارکت داشته باشند. سامانه‌های تعاملی می‌تواند با ایجاد فرصت برای افراد، جهت ارائه نظر در مورد لوایح یا در مورد سیاستهای در حال اجرای حکومت مورد استفاده قرار گیرد. [۲۳۶]
قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات به صورت خیلی گذرا در ماده ۱۰، موسسات را به«استفاده از امکانات رایانه‌ای و حتی الامکان در یک کتاب راهنما» (ماده ۱۰ قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات)با اخذ هزینه، در بازده زمانی سالانه، ملزم به انتشار اطلاعات می‌کند. به نظر می‌رسد این نحو قانونگذاری با اقتضائات روز، منطبق نیست و از این رو نتوانسته موسسات را به استفاده روزآمد از امکانات نوین ارتباطی، سوق دهد. [۲۳۷]

۳-۳-۳- استقلال رسانه‌ها و منع سانسور

یکی از مبانی آزادی اطلاعات، تقویت آزادی بیان و مطبوعات است که پیش­تر بیان شد در بیش­تر مواقع خبرنگاران و خبرگزاری‌ها هستند که به عنوان چشم و گوش عموم مردم عمل کرده و به نیابت از شهروندان به نظرات عملکرد موسسات پرداخته و به تقویت مفهوم مردم­سالاری، شفافیت حکومتی، مبارزه با فساد اداری و غیره کمک می‌کنند. از این رو«آزادی اطلاعات، آزادی مطبوعات را نیز شامل می‌شود و حمایت حقوقی مورد نظر از این آزادی، تمام گذرگاههای خبری و اندیشه ها، از منشأ اصلی آنها، تا وصول به مخاطب نهایی (خواننده مطبوعاتی، شنونده رادیو و بیننده تلویزیون)را در بر می‌گیرد. [۲۳۸]
به عبارت دیگر، حق دسترسی آزادانه همگان به اطلاعات، از ضرورت شناخت شرایط محیط زندگی، برای رفع نیازهای اجتماعی و نگهبانی از مصالح و منافع عمومی، سرچشمه گرفته و تحقق آن، مستلزم آن است که امکانات تأسیس و فعالیت آزاد مطبوعات و سایر رسانه ها، تاًمین و تضمین شوند.
به عبارت دیگر، حق دسترسی آزادانه همگان به اطلاعات، از ضرورت شناخت شرایط محیط زندگی، برای رفع نیازهای اجتماعی و نگهبانی از مصالح و منافع عمومی، سرچشمه گرفته و تحقق آن مستلزم آن است که امکانات تأسیس و فعالیت آزاد مطبوعات و سایر رسانه ها، تأمین و تضمین شوند. به همین جهت با توجه به آن که آزادی مطبوعات و حق همگان برای برخورداری از اطلاعات، با تدارک اخبار و گزارش‌های مورد انتقال و انتشار، به وسیله‌ی نشریات دوره‌ایی و رسانه‌های دیگر و از طریق روزنامه نگاران حرفه ایی، تحقق می‌یابند، بنابراین ضروری است که آن‌ها استقلال حرفه‌ایی داشته باشند.. [۲۳۹]
«از جمله عواملی که موجب ضعف عملکرد و انحراف از رسالت مطبوعات و رسانه‌ها می‌گردد، می‌توان به عدم استقلال رسانه‌ها اشاره کرد. عناصر استقلال در رسانه‌ها عبارتند از: استقلال ساختاری، استقلال محتوایی یا اختیاراتی، استقلال مال و استقلال سیاسی» [۲۴۰]

۳-۳-۳-۱- استقلال ساختاری

استقلال ساختاری رسانه‌ها در دو سطح قابل طرح است؛

۳-۳-۳-۱-۱- داشتن شخصیت حقوقی مستقل

منظور از استقلال ساختاری یک رسانه این است که آن رسانه از نظر سازمانی به سازمان دیگر به ویژه تشکیلات حکومتی وابسته نباشد و شخصیت حقوقی مستقل داشته باشد و منظور از شخصیت حقوقی مستقل آن است که آن رسانه، دارایی مستقل و مخصوص به خود، ارکان تصمیم گیری اجرایی و اداری مستقل داشته باشد. [۲۴۱]
به قطع توسعه و ارتقاء واقعی آزادی اطلاعات در کشور از رهگذر توسعه رسانه‌های مستقل می‌گذرد، در حالی که دولت مردان تاکنون تصمیمات و خط مشی‌های کلان منطقی و پایداری در تعامل با رسانه‌های گروهی و قوانین و سیاست‌های موجود در پیش نگرفته اند. همین امر باعث می‌شود، آزادی اطلاعات، توسعه جدی نیابد.

۳-۳-۳-۱-۲- استقلال مراجع دولتی تنظیم کننده فعالیت‌های رسانه ایی

استقلال ساختاری به عدم وابستگی آن دسته از مراجع دولتی یا شبه دولتی به حکومت اطلاق می‌شود که به تنظیم و کنترل فعالیت‌های رسانه‌ای و نظارت بر آن‌ها می‌پردازند. بر این اساس، استقلال ساختاری هیئت نظارت بر مطبوعات یا دفتر ثبت مطبوعات و مرجع تنظیم کننده پخش‌های رادیویی و تلویزیونی از حکومت، اهمیت زیادی دارد. این مراجع به دلیل ارائه خدمات عمومی باید به اصل مساوات در دسترسی مردم به خدمات عمومی که از اصول بنیادین حقوق اداری است، پایبند باشند و مرتکب جانبداری و تبعیض ناروا نشوند. در حالی که وابستگی اداری یا سیاسی یا مالی این مراجع به حکومت، فرد یا حزب یا گروه خاص سبب می‌شود در انجام وظایف خود از بی طرفی خارج شوند و وابستگی آشکار یا پنهان خود را بر ساختار و ماهیت رسانه‌های تحت نظارت خود تحصیل کنند. [۲۴۲]
در کشور ما، اصل ۱۷۵ قانون اساسی ۱۳۵۸ وجود تشکیلاتی را که بتواند فعالیت رسانه‌ایی را در کشور تنظیم کند، به صورت ضمنی مورد شناسایی قرار داده بود، امّا در عمل، چنین تشکیلاتی ایجاد نشد و اصل مذکور در اصلاحات ۱۳۶۷ مورد بازنگری قرار گرفت و ضرورت مذکور را از بین برد. [۲۴۳]
در کشور ما در خصوص هر یک از رسانه‌ها مرجع خاص نظارتی وجود دارد که هیئت نظارت بر مطبوعات، هیئت نظارت بر کتاب کودک و نوجوان، کمیته‌های ناظر بر نشریات دانشگاهی و شورای نظارت بر صدا و سیما از این جمله اند. امّا نکته نگران کننده‌ایی که در این خصوص قابل ذکر است، پائین بودن میزان استقلال این نهادها و حرکت رو به عقب در بعضی از قوانین مرتبط با این موضوع است، می‌توان اصلاح قوانین مرتبط با هیئت نظارت بر مطبوعات به سمت کاهش استقلال را از آن جمله دانست. به این صورت که در لایحه مطبوعات مصوب ۱۳۵۸، نماینده ناشران، نماینده نویسندگان و یکی از وکلای دادگستری به عنوان اعضای کمیسیون صدور پروانه بوده اند که از اصلاحات ۱۳۶۴ قانون مطبوعات، عضویت آن‌ها را لغو کرده است.

۳-۳-۳-۱-۳- استقلال محتوایی یا اختیاراتی

«منظور از استقلال محتوایی آن است که رسانه‌ها در تنظیم محتوای مطالب و گزارش هایی که می‌خواهند منتشر یا پخش کنند، زیر انواع فشار‌ها قرار نگیرند و بدون وابستگی و به طور آزادانه عمل کنند. استقلال هیئت تحریریه، کامل محقق نمی‌شود، جز با استقلال مالی و استقلال مدیریتی رسانه ها. همچنین بدون داشتن منابع مالی مطمئن، انجام گزارشگری تحقیقاتی و ارائه گزارش‌ها یا تولید برنامه هایی با کیفیت بالا غیر ممکن است و بدون استقلال مدیریتی و داشتن مصونیت در برابر فشار‌های بیرونی، استقلال هیئت تحریریه قابل تحقق نیست.
ماده ۴ قانون مطبوعات با منع سانسور محتوایی، در صدد حمایت از استقلال محتوایی مطبوعات برآمده است.«هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ایی در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند. [… ]
این در حالی است که این گونه حمایت قانونی از استقلال رسانه و منع سانسور بدون استقلال مالی رسانه‌ها امری بیهوده است. منابع مالی در سایر کشور‌ها غالباً از طریق فعالیت‌های اقتصادی و بازاری رسانه‌ها تأمین می‌شود و جز در موارد محدود استفاده از یارانه‌های دولتی مجاز نیست. متأسفانه در کشور ما، هنوز فعالیت‌های مشروع برای رسانه‌ها تعریف و نهادینه نشده است و این یکی از ضعف‌های نظام رسانه‌ایی کشور است.» [۲۴۴]

۳-۳-۳-۱-۴- استقلال سیاسی رسانه ها

«یکی دیگر از معیارهای رسانه ایی، تأثیر ناپذیری رسانه‌ها و مراجع تنظیم کننده فعالیت‌های رسانه‌ایی از فشار‌های سیاسی است. در کشور ما هیئت نظارت بر مطبوعات، ‌هیئت نظارت بر خبرگزاری‌های غیر دولتی، سازمان صدا و سیما، به طور کلی تشکیلات ناظر بر فعالیت‌های رسانه‌ایی و همچنین مطبوعاتی که رؤسای آن‌ها را مقامات دولتی منصوب می‌کنند، در معرض وابستگی سیاسی و تأثیر پذیری از جریانات سیاسی قرار دارند. مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که آئین انتصاب اعضاء و مراجع تنظیم کننده‌ی بخش رادیویی و تلویزیونی، بر امکان اعمال فشار‌های سیاسی یا تأمین استقلال عملیاتی سازمان‌های مذکور تأثیر مهمی دارد» [۲۴۵]
از این رو استقلال سیاسی رسانه‌ها می‌تواند، آزادی عمل به رسانه‌ها را افزایش دهد و بدون هیچ ترس و واهمه‌ایی نقش اساسی ومهم خودرا ایفاکند

۳-۴- ارزیابی قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات

برای بحث در خصوص قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» ذکر دو نکته ضروری است. نخست این که به نظر می‌رسد روند قانون گذاری در این خصوص، از مطالعات اولیه تا پیشنهاد، مطالعه در کمیسیون‌های مجلس شورای اسلامی، طرح در صحن علنی، تصویب، رسیدگی شورای نگهبان، رفع ایرادهای احتمالی در مجلس و در نهایت رسیدگی احتمالی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بسیار طولانی بوده است. و چه بسا این فاصله‌ی طولانی زمانی یکی از علل مهم دوری قانون از غایت خویش است.
دوم اینکه در مقایسه‌ی میان پیش نویس، لایحه و قانون مصوب باید اذعان داشت که از ایراد‌های عمده پیش نویس، طولانی بودن بیش از اندازه‌ی آن بود و مواردی در آن ذکر شده بود که اصلاً لزومی نداشت. در قانون نویسی یکی از اصولی که باید حتماً مورد توجه قرار گیرد رعایت اختصار است تا آن جا که به هدف کلی قانون لطمه نزند. برای مثال، ماده‌ایی در مورد آموزش مأموران وجود داشت که اصلاً لزومی به ذکر آن نبود، زیرا بدیهی است که اجرای هر قانون نیازمند دوره‌ایی آموزش برای کارمندان جهت اجرای صحیح آن است. در مواردی نیز امور شکلی مانند انتخاب رئیس کمیسیون آزادی اطلاعات آمده بود که قابل ذکر در آئین نامه داخلی است. [۲۴۶]
شایسته است با تحلیل قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» نقاط ضعف و قوت آن را باز شناسیم. تحلیل موارد مذکور در قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» با توجه به اصول کلی حاکم بر حق دسترسی به اطلاعات صورت خواهد گرفت.

۳-۴-۱- ارزیابی شکلی و ساختاری قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات

از حیث شرایط شکلی و ساختاری، قانون مطلوب دسترسی به اطلاعات باید از ویژگی هایی بهره مند باشد که توجه بدان ویژگی‌ها بسیار ضروری است. به عبارت دیگر، اگر قانون به لحاظ شکلی شرایط مطلوب را برای دسترسی شهروند، رسیدگی به تقاضا، اعتراض وی و آئین رسیدگی به تخلفات مراجع اداری در این خصوص را تأمین نکند و یا ساختار تأمین اطلاعات برای استفاده‌ی شهروندان مطلوب نباشد بی تردید نمی‌توان حق دسترسی به اطلاعات را کامل تلقی نمود.

۳-۴-۱-۱- شرایط شکلی رسیدگی به تقاضای دسترسی به اطلاعات شهروندان

بند دوم از فصل اول قانون، به موضوع آزادی اطلاعات اختصاص یافته است. پیش تر اشاره شد که مفهوم دسترسی به اطلاعات عمدتاً باید ناظر به دسترسی شهروندان به اطلاعات در اختیار نهادهای عمومی باشد. ماده ۲ این قانون در همین معنا قابل استفاده است. این ماده اشعاری دارد؛ «هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد، مگر آن که قانون منع کرده باشد» ولی وضع در موارد ۳ و ۴ به گونه‌ایی دیگر است، ‌زیرا در این دو ماده قانون گذار از آزادی اطلاعات یا استقلال حرفه‌ایی خبرنگاران سخن به میان آورده است. مطابق این دو ماده هر شخص حق دارد از انتشار یا پخش اطلاعاتی که به وسیله‌ی او تهیه شده، ولی در جریان آماده سازی آن برای انتشار تغییر یافته است جلوگیری کند و اجبار تهیه کنندگان و اشاعه دهندگان اطلاعات به افشا منابع اطلاعات خود ممنوع است.
نتیجه، در اینجا شاهد نوعی اختلاط مفهومی میان آزادی اطلاعات، استقلال حرفه‌ایی خبرنگاران و حق دسترسی به اطلاعات هستیم و شایسته است که اموری از این دست در متن قانونی دیگری تضمین شود.
اختلاط مفهومی دیگری نیز که در این جا شایان ذکر است، عدم تمایز میان دو مفهوم «دسترسی شهروندان به اطلاعات دولتی» و «اطلاع رسانی» موضوع ماده ۱۰ قانون است. بدیهی است که «اطلاع رسانی» نیز تکلیف نهادهای عمومی به شمار می‌رود. امّا این تکلیف در مورد کلیات فعالیت نهادهای مذکور است و ارائه اطلاعات مربوط بدان نیز عمومی و در قالب انتشار صورت می‌گیرد. در صورتی که تضمین «حق دسترسی شهروندان به اطلاعات دولتی» گر چه مانند مورد پیشین تکلیف نهادهای عمومی محسوب می‌شود، ولی محتاج تقاضای شهروند است و تنها به او ارائه می‌شود. بنابراین، این دو مفهوم حقوقی کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند. شاید بتوان وجود هر دو تکلیف در قانونی واحد توجیه نمود، ولی به یقین بخش‌های جداگانه به این دو امر اختصاص یابند تا به سهولت بتوان بین دو تکلیف دولت تفکیک قائل شد. [۲۴۷]
اطلاع رسانی در برخی موارد در قانون الزامی شمرده شده است، مانند تبصره ماده ۵ که اعلان عمومی اطلاعات، متضمن حق و تکلیف برای مردم را در قالب اطلاع رسانی در نظر گرفته است. در این ماده دو نکته حائز اهمیت است: نخست، مشخص نشده است که منظور از تعیین حق و تکلیف برای شهروندان چیست، زیرا علی القاعده تنها قانون می‌تواند متضمن تعیین حق و تکلیف برای شهروندان باشد. شاید بهتر بود به منظور تعمیم مفاد تبصره به قوه مجریه، عبارت به صورت منجزتر«اطلاعات مربوط به تعیین واجرای حق وتکلیف شهروندان» قیدمی شد.
دوم، هیچ گونه مهلت زمانی برای انتشار اطلاعات موضوع این تبصره در نظر گرفته نشده است، در صورتی که تعیین مهلت زمانی در این موارد نیز ضروری است. [۲۴۸]
برای مثال، در قانون شفاف سازی اطلاعات عمومی اندونزی در بند ۳ ماده ۹ مهلت زمانی حداکثر شش ماه برای این مهم مقرر شده است. [۲۴۹]
در مورد اداره یا مؤسسه‌ی اطلاعات دهنده، بدیهی است که نخستین مصادیق آن قوای سه گانه و شرکت‌های دولتی هستند که در قانون کشورمان نیز بدان پراخته شده است. بند «د» ماده ۱ به صراحت مؤسسه‌های عمومی را «سازمان‌ها و نهادهای وابسته به حکومت به معنای عام کلمه» تعریف نموده است. از عبارت «سازمان‌ها و نهادها» و نیز «حکومت در معنای عام» چنین برداشت می‌شود که منظور از قانون گذاری فقط قوه‌ی مجریه نیست. ولی مشخص نیست که نهادهای غیر متمرکز مانند شوراهای اسلامی که اصولاً در ساختار حکومت قرار نمی‌گیرند، مشمول این حکم هستند یا خیر؟ منطق حاکم بر حق دسترسی به اطلاعات ایجاب می‌کند، هنگامی که شهروندان به اطلاعات حکومتی دسترسی دارند به طریق اولی از اطلاعات نهادهای غیرمتمرکز نیز بتوانند آگاهی یابند. [۲۵۰]
برخی از کشورها آزادی دسترسی به اطلاعات را فقط شامل قوه‌ی مجریه می‌دانند که نقض غرض است. در قانون کشورمان به طور مستقیم به مستثنی کردن پیگیری‌ها و رسیدگی‌های قضایی اشاره نشده است، امّا با توجه به بندهای الف و ب ماده ۱۷ قانون می‌توان این گونه استنباط نمود که قانون گذار به این موضوع نیز توجه داشته است. در مورد شمول قوانین دسترسی به اطلاعات به مؤسسه‌های خصوصی رویه واحد در کشورهای جهان وجود ندارد. برخی از کشورها مانند ژاپن این مؤسسه‌ها را مکلف به ارائه اطلاعات خویش ندانسته اند؛ برخی از کشورها مانند هند قانون را شامل مؤسسه هایی دانسته اند که تمامی یا بخشی از بودجه آن‌ها توسط دولت تأمین می‌شود یا دولت ناظر بر فعالیت‌های اقتصادی آن هاست و سرانجام برخی از کشورها مانند آفریقای جنوبی نیز مؤسسه‌های خصوصی ملزم شده اند تا اطلاعات لازم برای حمایت از حقوق افراد را در اختیار آن‌ها قرار دهند. [۲۵۱]
متأسفانه از موارد ۱ و ۸، مربوط به مؤسسه‌های خصوصی، هیچ قرینه‌ایی دال بر معیارهای شمول قانون بر مؤسسه‌های خصوصی برنمی آید. امّا ماده ۱۸ سرانجام مؤسسه‌های خصوصی مشمول قانون را مشخص می‌سازد که تنها «مؤسسه‌های خصوصی که خدمات عمومی ارائه می‌دهند» مشمول قانون هستند. امّا این نقد به جای خویش باقی است که آیا تنها خدمات عمومی ملاک منافع عمومی است ؟ چرا مؤسسه‌های خصوصی که در تحقق جنبه‌های دیگر منافع عمومی مانند موارد مربوط به امور دفاعی مشارکت دارند، از شمول قانون مستثنی شده اند. [۲۵۲]

۳-۴-۱-۲- آئین رسیدگی به تقاضای شهروند

به عنوان اصل کلی، درخواست دسترسی به اطلاعات باید به سرعت و بدون ایجاد مانع و مشکل عمدی به جریان بیفتد. در عین حال وقتی درخواستی رد می‌شود درخواست کننده باید از امکان طرح موضوع در مرجعی مستقل برخوردار باشد. برای حصول اطمینان از رعایت حق شهروند در دسترسی به اطلاعات، فرایند تصمیم گیری درباره‌ی تقاضای دسترسی به اطلاعات در سه سطح جداگانه و مستقل باید قابل رسیدگی باشد. ابتدا دستگاه دولتی دارنده‌ی اطلاعات در مورد آن نظر دهد، سپس این نظر قابل تجدیدنظر در یک نهاد اجرایی مستقل و در نهایت تصمیم نهاد اجرایی فوق قابل رسیدگی فرجامی در مرجع قضایی باشد. برای مثال «در انگلستان، دیوان تخصصی به نام «دیوان اطلاع رسانی» پیش بینی شده است تا به تجدیدنظر خواهی از واحدهای اداری رسیدگی نماید. در عین حال، مرجع تجدیدنظر باید بتواند مؤسسه‌های مشمول قانون دسترسی به اطلاعات را به ارائه و افشای اطلاعات ملزم نماید.» [۲۵۳]
نقض برجسته‌ای که در قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» دیده می‌شود، همین امر است؛ بدین معنا که نهادی برای تجدیدنظر در تصمیم مقام اداری پیش بینی نشده است. شاید در ابتدای امر به نظر برسد که ماده ۱۸ قانون با عبارت«… رفع اختلاف در چگونگی ارائه اطلاعات موضوع این قانون از طریق ایجاد وحدت رویه…. بر اختلاف میان متقاضی و اداره‌ی ارائه کننده‌ی اطلاعات تأکید می‌کند ولی با تعمق در سیاق ماده و نیز ترکیب «از طریق ایجاد وحدت رویه» نادرستی این تلقی آشکار می‌شود. زیرا وحدت رویه، ناظر بر هماهنگی رویه‌های مؤسسه‌های ارائه دهنده‌ی اطلاعات است و با شهروندان ارتباطی نمی‌یابد. به نظر می‌رسد اگر رسیدگی به اعتراض متقاضی در صلاحیت کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات یا کمیته‌ایی فرودست آن امّا زیر نظارت آن مرجع سپرده شود، مقصود برآورده خواهد شد، در عین حال، برای تجدیدنظر نیز اگر مرجع قضایی در این خصوص پیش بینی شود به تضمین اجرای مفاد قانون یاری بیش تری خواهد رساند. در این زمینه، دیوان عدالت اداری با توجه به صلاحیت آن دررسیدگی به آرای مراجع شبه قضایی مشابه می‌تواند مرجع مناسبی باشد. همچنین، دستگاه دولتی مکلف است هنگامی که اطلاعات درخواست شده، ‌پراکنده و یا مبهم است، به متقاضی کمک کند، متأسفانه در قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» به این زمینه نیز اشاره‌ایی نشده است و شاید منظور این بوده است که در آئین نامه‌ایی بدان پرداخته شود. [۲۵۴]افزون بر موارد فوق، اگر محدوده‌ی زمانی برای ارائه اطلاعات به متقاضیان از سوی دستگاه‌های اجرایی در نظر گرفته نشود، به آسانی می‌توان اصل آزادی اطلاعات و حق دسترسی را زیر سؤال برد. این اصل به درستی در ماده ۸ قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» مورد شناسایی قرار گرفته است و اداره باید در سریع ترین زمان ممکن به تقاضا پاسخ دهد و در هر حال نباید پاسخ بیش از ده روز از زمان دریافت درخواست ارائه شود. در بیش تر قوانین دسترسی به اطلاعات مهلت زمانی فوق مورد تأکید قرار گرفته است. برای مثال، درترکیه، مطابق قانون «حق برخورداری از اطلاعات» مهلت ارائه‌ اطلاعات ۱۵ روز است که تا ۳۰ روز نیز قابل تمدید می‌باشد. [۲۵۵]

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش گمرک فرودگاه بین ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ه- تشریک مساعی
تشریک مساعی به عنوان درجه‌ای که افراد در یک گروه به طور فعال به همدیگر در کارهایشان کمک می‌کنند اطلاق می‌شود. فرهنگ همکاری روی خلق دانش از طریق افزایش مبادله دانش اثر می‌گذارد. مبادله دانش در میان اعضای مختلف یک پیش نیاز برای خلق دانش است. فرهنگ همکاری این نوع مبادله را توسط کاهش ترس و افزایش گشودگی[۷۶] نسبت به افراد دیگر انجام می‌دهد. همکاری بین اعضای سازمان، افراد مختلف را به همدیگر وصل می‌کند که می‌توانند به هم کمک کنند تا یک فهم مشترک در مورد محیط خارجی و داخلی سازمان بدست آورند. بدون فهم مشترک در میان اعضا سازمان دانش کمی ایجاد می‌شود (لی و چوی، ۲۰۰۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
و- زیر ساخت‌های فناوری اطلاعات
لی و سا (۲۰۰۳) پیشنهاد کردند که دانش به آسانی قابل جمع آوری و تسهیم نیست، بلکه دانش به منظور استفاده و کاربرد در محیط‌های کسب وکار تبدیل می‌شود. افراد نیازمند تبدیل دانش فردی به دانش سازمانی هستند، و فناوری اطلاعات در این راستا به عنوان ابزاری برای تبدیل کردن اطلاعات به دانش مدیریت ایفای نقش می‌کند. این همان نقشی است که فناوری اطلاعات در مدیریت دانش ایفا می‌کند. فناوری اطلاعات، دانش سازمانی شرکت را در سطح وسیع به کارکنانی که به دانش برای حل مسایل یا ارتقا عملکرد نیاز دارند، توزیع و القا می‌کند (هولساپل، ۲۰۰۵). بنابراین فناوری اطلاعات برای همه فرآیندهای کلیدی مدیریت دانش حیاتی و اساسی می‌باشد (لیدنر و علوی، ۲۰۰۱).
جدیدترین تعریف فناوری اطلاعات که تعداد کثیری از علما و دانشمندان نظیر اندولسن (۱۹۹۹)، کمپل (۱۹۹۹)، ادواردز (۱۹۹۹)، گرام (۱۹۹۹)، شوبر (۱۹۹۹) و … بر آن اتفاق نظر دارند چنین بیان شده است: “فناوری‌های اطلاعات شامل محدوده ی وسیعی از اختراعات و رسانه‌های ارتباطی است که سیستم‌های اطلاعاتی و افراد را به یکدیگر مرتبط می‌کنند، و عبارتند از: “پست الکترونیکی، کنفرانس صوتی، کنفرانس ویدیویی، اینترنت، نرم افزارها، سخت افزارها و مانند آن".
ارتباط بهینه و جریان دانش بین اعضای سازمان می‌تواند به وسیله فناوری اطلاعات حمایت شود اما تضمین نمی شود؛ بنابراین فناوری اطلاعات برای موفقیت مدیریت دانش لازم است اما کافی نیست (بالتازارد، ۲۰۰۴). فناوری اطلاعات می‌تواند به ایجاد شبکه‌ها، تسهیل تعاملات بین فردی و کدگذاری دانش بپردازد که برای انتقال دانش کاربرد متناسبی دارد (بلادگود و سالیس بوری، ۲۰۰۱). پس در نهایت می‌توان گفت که فناوری اطلاعات نه تنها برای ارتباطات و پخش دانش است بلکه آن وسیله ای برای جمع آوری، ذخیره، بازیابی دانش نیز می‌باشد و به عنوان یک یاری دهنده اصلی برای مدیریت دانش سازمان پذیرفته شده است (ادنفلت و لاجراسترو، ۲۰۰۵).
موانع موجود در استقرار مدیریت دانش
بسیاری از سازمان‌ها ظاهرا برای دانش ارزش و اعتبار قائل هستند ، اما باور قلبی برای اجرای آن ندارند مدیرت دانش در سازمان‌ها موفق نخواهد شد ، مگر اینکه عظمی جدی و اقدامی عملی برای بر طرف کردن موانع موجود در بر راه آن برداشته شود. این موانع به ۵ دسته تقسیم می‌شود :
الف- موانع انسانی
انسان‌ها ممکن است به هر علتی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و بخواهند از آن فقط برای پیشرفت شخصی خود استفاده کنند. زیرا ممکن است این تصور غلط وجود داشته باشد که دانش قدرت است و بنابراین ، نباید آن را از دست داد . شاید بتوان گفت موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موارد دیگر حایز اهمیت است . زیرا دانش ماهیتی انسانی و اجتماعی دارد و فقط در صورت تعامل و ارتباط میتواند رشد کند.(پاور­وهارتون،۲۰۰۰) بر اساس مدل"تاپ” زبان، تفاوتهای بین المللی، قابلیت اعتماد و اعتبار دانش، ترس از ابرو و وجهه، ترس از دست دادن ثبات و موقعیت شرکت در بازار، حفظ دانش اختصاصی وشخصی، حفظ کانالهای ارتباطات و زمان را از جمله موانع انسانی مدیریت دانش را در داخل سازمان می‌دانند.
ب -موانع سازمانی
موانع سازمانی عبارت است از : اشکال در ساختار (برای مثال، ساختارهای غیر منعطف و سلسله مراتبی و ساختارهایی که امکان برقراری ارتباط کارکنان با محیط سازمان را به سادگی امکان پذیر نمی‌کند. عدم توجه به جنبه های غیر رسمی ساختار سازمان و …. ) مدیرت (عدم حمایت مدیران عالی از برنامه ­های مدیریت دانش، کوتاه نگری و جزئی نگری مدیران ، استفاده از سبک‌های نامناسب رهبری) حقوق و مزایای کارکنان (کارکنان زمانی توزیع دانش می‌کنند که انگیزه کافی داشته باشند) آموزش( تبدیل سیستم های سنتی آموزش به سیستم سازمان یادگیرنده با برنامه های آموزشی مناسب) و چگونگی مشاغل (مشاغل مبهم و تکراری و روزمره و شغل­های نامناسب، ابهام و تعارض در نقش و غیره) (ابطحی – صلواتی، ۱۳۸۵ :۱۱۳)
ج - موانع فرهنگی
مدیریت دانش بدون وجود فرهنگ مشارکتی مناسب و مبتنی بر اعتماد موفق نخواهد بود اگر فرهنگ توزیع و تسهیم دانش تشویق نشود ، مدیریت دانش با چالش­هایی روبرو خواهد شد. تاثیر عوامل فرهنگی بر اثر بخشی برنامه های مدیریت دانش انکار ناپذیر است. فرهنگ هر جامعه به علت در برگرفتن نظام ارزشی، رفتار افراد را تحت تاثیر قرار می­دهد. اگر در فرهنگی توزیع دانش ارزش تلقی شود مردم رای کسب دانش تلاش خواهند کرد.(داونپورت،۱۹۹۸: ۱۰) سهیم سازی دانش با فرهنگ سازمانی ارتباط مستقیم دارد. فرهنگی که احتکار دانش را به جای سهیم سازی آن تشویق کند، مانع جدی مدیریت دانش است. مانع دیگر فرهنگی، تشویق وضع موجود است که از آن به عنوان نابینایی سازمانی یاد می‌کنند و اشاره به وضعیتی دارد که افراد باور دارند عمل فعلی بهترین رفتار است.
فرهنگ‌ها و ارزش‌ها در سازمان باید محیط‌های یادگیری ای را بوجود بیاورند که در آن همه افراد متعهد هستند تا برتر شوند. شکست و ریسک قابل تحمل باشد و به عقاید بیرونی باید خوش آمد گفت. (عدلی ،۱۳۸۴، ص ۲۳۵)
د- عوامل سیاسی
دانش منبع قدرت است و شخص قدرتمند می‌تواند اعمال نفوذ کند و قدرت سیاسی را به دست آورد، بنابراین از توزیع آن جلوگیری میکند. دو عامل قدرت دانش و قدرت سیاسی مانع توزیع مناسب در سازمان است که در این جا نیز مدیریت دانش که به توزیع گسترده دانش در سازمان نیاز دارد با چالشی جدی روبرو خواهد شد. ثبات مدیریت در سازمان‌ها (ناشی از ثبات فضای سیاسی) مدیریت دانش را نیز تحت تاثیر قرار می­دهد از جمله وجود فضای بازی که افراد به راحتی بتوانند اظهار نظر کنند (همان منبع).
ه- عوامل فنی و تکنولوژیکی
دانش باید با روش‌های تخصصی، حفظ و نگهداری، سپس سازمان دهی و توزیع شود. استفاده از فناوریهای مناسب در سازمان ، گامی موثر در نگهداری دانش آشکار تلقی می‌شود. در غیر این صورت بخش عمده‌ای از دانش‌های ایجاد شده از بین خواهد رفت (ابطحی و صلواتی ۱۳۸۵ :۱۱۶ – ۱۱۳)
نتیجه تحقیق انجام شده در سازمان‌های دولتی ایران نشان می‌دهد عوامل سازمانی (فرهنگ دانش آفرین، رهبری دانش ، درگاه های دانش ، ساختار دانش محور فرآیندهای دانش محور)عوامل محیطی (عوامل سیاسی، فرهنگی و تکنولوژیکی و …..) و شهروندان بر مدیریت دانش اثری مستقیم دارند (همان منبع)
در حالیکه موانع مدیریت دانش به طور چشمگیری متفاوت می باشند، استون پایتزر (۲۰۰۷) نیز عواملی را به عنوان موانع مدیریت دانش ذکر می‌کند:
درک ارزش‌های مدیریت دانش: ارزشها به طور عمیقی بدنه اصلی فرهنگ فردی و سازمانی را تشکیل می‌دهند و تغییر دادن آنها مشکل می باشد. در این راستا کارکنان می بایستی یاد بگیرند که تسهیم دانش تنها در سطح سازمانی ارزشمند نیست بلکه در سطح فردی نیز دارای ارزش می‌باشد.
قابلیت دسترسی به دانش: اطلاعات و دانش برای فرایند تصمیم گیری حیاتی و اساسی اند. همه‌ی اطلاعات و دانش در پایگاه داده ذخیره و بایگانی نمی‌شوند. بیشتر اطلاعات و دانش درون ذهن ذخیره می‌شوند و کارکنان آنها را از طریق تجارب یاد می‌گیرند، لذا در این راستا فرصت‌ها برای همکاری و شبکه سازی در جهت تسهیم دانش ضروری می‌باشند.
مسائل فرهنگی: یک فرهنگ همکارانه می‌بایستی رشد یابد اگر در این راستا نوآوری‌های مدیریت دانش نباشد فرهنگ همکارانه موفق نمی‌شود. تحول فرهنگی به منظور تسهیم دانش می‌تواند یکی از مهم‌ترین مشکلات تغییرات سازمانی باشد. مسائل فرهنگی، هم تفاوت‌های فرهنگی افراد و هم سنت‌های سازمانی را در بر می‌گیرد.
دیر و مک دونوخ (۲۰۰۱) در مطالعات خود بر روی مدیریت دانش، دریافتند که در راه اجرای مدیریت دانش سه مانع وجود دارد: موانع فرهنگی، فقدان درک در مورد مدیریت دانش و محدودیت زمانی.
رویکردهای بهبود مدیریت دانش در سازمان
اینک با بهره گرفتن از یافته‌های مباحث پیشین و با توجه به مراتب نیاز سازمان‌های کشوری و لشگری به لزوم توسعه بهره برداری از منابع دانشی، رویکردهای کاربردی مشخصی به شرح زیر در زمینه بهبود و تعالی وضعیت مدیریت دانش ارائه می‌گردد. باشد که مدیران ارشد پرداختن به این امور مهم و سرنوشت ساز را وجهه همت خود قرار داده و عزم خویش را برای دستیابی به افق‌های بالاتر عملکرد جزم نمایند.
جذب و پرورش نخبگان
جهت‌گیری توسعه منابع انسانی سازمان‌ها باید به گونه ای باشد که در یک روند موزون و رو به افزایش، حساب ویژه ای برای جذب و پرورش نیروهای دانشی بگشایند به گونه‌ای که سازمان‌ها همه ساله بتوانند تعداد قابل توجهی از استعدادهای درخشان و نخبگان کشور را به خود جذب نموده و زیرساخت‌های لازم را برای پرورش استعدادهای آنان فراهم آورند. نیروهای دانشی معمولاً از شم فوق العاده ای برای تشخیص درجه توانمندی گزینه های خدمتی خود برخوردار بوده و پیش از مبادرت به خدمت سازوکارهای پرورش منابع نخبگی در هر یک از گزینه ها را به دقت مورد ارزیابی قرار میدهند. از این رو سازمانها ناگزیر خواهند بود تا به موازات تلاشهای همه جانبه برای جذب نخبگان، زیرساختهای لازم را برای پرورش استعدادهای آنان ایجاد نموده و قدرت جذب خود را افزایش دهند.
در مجموع هر قدر سهم منابع دانشی در بافت نیروی انسانی سازمان افزایش یابد به همان میزان امکان بیشتری برای بالا بردن ضریب موفقیت مدیریت دانش فراهم می‌آید.
اعتلای فرهنگ سازمانی
بازسازی و اعتلای فرهنگ سازمانی در جهت حمایت برانگیزاننده و توان ساز از نیروهای دانشی در زمینه تولید، اشتراک گذاری، کاربردی نمودن، و ذخیره سازی دانش جدید و مورد نیاز سازمان در قلب رویکردها و رویه های مدیریت دانش جای دارد. شدت این تحول باید به گونه‌ای باشد که تمام اشخاص خود را به نحوی از انحاء در قبال جمع آوری، انتقال، و تولید دانش مسئول بدانند. برای اعتلاء و پایداری فرهنگ سازمانی رویکردهایی را می توان به شرح زیر مد نظر قرار داد.
حمایت مجدانه مدیران ارشد سازمان از فعالیتهای دانشی
لحاظ نمودن معیارهای دانشی در ارتقاء شغلی افراد
فراهم آوردن پاداشهای مناسب و مکانیزمهای تشویقی نیرومند در حمایت از ابتکار عملهای دانشی
تقدیر از قهرمانان دانشی و الگوسازی آنان
ترویج فضای رقابتی در بین اعضا و واحدهای سازمانی
ایجاد و توسعه هسته های دانشی
از آنجائیکه برای ساماندهی فعالیتهای دانشی در بسیاری از واحدها و رده های سازمانی متولی خاصی وجود ندارد، لذا میتوان از تأسیس هسته های دانشی برای پرداختن به این امر مهم در سطح هر یک از این واحدها و یا رده ها سود جست. این هسته ها باید فارغ از هرگونه مسئولیتها و دغدغه های اجرایی و غیردانشی، موضوع مدیریت مؤثر بر منابع دانشی مربوط به خود را مورد توجه قرار داده و به مثابه یک پایگاه دانشی ایفاء نقش نمایند. بدون تردید حسن عملکرد این گونه هسته ها سهم وافری را در پی ریزی شالوده مدیریت دانش سازمان برعهده خواهد داشت. از این رو ضروری است تا از ابتدا در مورد نحوه شکل گیری و جریان عمل این هسته ها دقت و اهتمام لازم به خرج داده شود و برای گزینش مناسب اعضاء، آموزش و پرورش آنان، و فراهم آوردن سایر سازوکارهای حمایتی حساب درخوری گشوده گردد.
توسعه ظرفیت یادگیری سازمانی
توسعه ظرفیت یادگیری سازمانی مستلزم فراهم آوردن بسترها و سازوکارهای لازم جهت پالایش و ارتقاء سطح دانش فردی افراد به مثابه جرقه های اولیه تولید دانش به سطح دانش تیمی و بسط آن به سطح دانش سازمانی است. فقدان این قبیل بسترها و سازوکارهای سازمانی موجب خواهد شد تا جرقه های دانش فردی افراد در نطفه خاموش گردیده و فرصت شعله ور شدن نیابد. چه بسیار ایده های سازنده ای که در ابتدا به ذهن پربار نیروهای دانشی خطور میکند، اما بدلیل نبود کانالهای ارتباطی و ضعف تعاملات اجتماعی، سرانجام راه به جایی نمی برد.
ایجاد شبکه های اجتماعی
ساختارهای رسمی معمولاً به تنهایی نمی‌توانند تمامی نیازمندیهای مربوط به انتقالات و تعاملات دانشی سازمان را برآورده نمایند، به ویژه آنکه در برخی از شرایط چه بسا این ساختارها خود به مثابه عاملی نیرومند و بازدارنده بر سر راه جریان آزاد دانش قد علم نموده و ابتکارات دانشی را عقیم گذارند. از این رو می‌توان افزون بر ساختارهای رسمی، نسبت به پی ریزی و توسعه نوعی شبکه اجتماعی نیمه رسمی که در آن نیروها و کانون‌های دانشی بتوانند با فارغ بال به انتقال و تبادل یافته های دانشی خود بپردازند همت گمارد. بدون تردید وجود شبکه اجتماعی کارآمد روند هم افزایی در فعالیتهای دانشی را سرعت می بخشد و شرایط بهتری را برای تولید، اشتراک گذاری، کاربردی نمودن، و ذخیره سازی دانش مورد نیاز فراهم می سازد.
بهره گیری از نظام نیرومند ارزیابی عملکرد
نظام توسعه یافته مدیریت دانش بیش از هر چیز به وجود نظام نیرومند ارزیابی عملکرد واحدهای سازمانی متکی بوده و از آن سرچشمه می گیرد. با اتکاء به وجود چنین نظامی است که سازمان قادر خواهد بود تمامی یافته های تجربی خود را مورد ارزیابی و نقد جدی قرار داده و از ورای آن یافته های علمی جدیدی را استنتاج نماید. به عبارت دیگر، بخش قابل ملاحظه ای از دانش مورد نیاز سازمان در روند ارزیابی صحیح و سرسختانه از فعالیتها و عملکرد تیمها و واحدهای سازمانی حاصل می گردد. از اینرو وجود نظام نیرومند ارزیابی عملکرد در کنه سلسلکه فعالیت‌های مدیریت دانش جای دارد.
توسعه نظام مدیریت
سبک‌های رایج مدیریتی کمتر میتوانند برای ایجاد انگیزه و افزایش قابلیت‌ها و میزان بهره‌وری نیروهای دانشی مؤثر واقع شوند. وجود روابط صرفاً آمرانه و بیشتر یک‌طرفه، مکانیزم‌های شدید کنترلی، رسمیتهای بیش از حد، و فقدان آزادی عمل کافی جملگی در زمره مواردی هستند که با اقتضائات خاص نیروهای دانشی سازگاری چندانی را ندارند. از این رو تعدیل سبکهای رایج مدیریتی برای درک دقایق و شئونات نیروهای دانشی و نحوه برانگیختن و توانمندسازی آنان امری الزامیست.
مدیران ارشد به خوبی میتوانند به بهره گیری از قدرت نخبگی و به مدد برقراری تعاملات برانگیزاننده و اثربخش با نیروهای دانشی اعتماد آنان را به روند حرکت سازمان جلب نموده و آنان را نسبت به وقف همه توان و استعداد خویش در جهت پیشبرد برنامه های مورد نظر سازمان متعهد نمایند.
رویهمرفته باید توجه نمود که سازوکارهای نرم به مراتب بهتر از سازوکارهای سخت می‌توانند در جهت برانگیختن، توانمند نمودن، و مشارکت دادن نیروهای دانشی برای نیل به عملکردهای بالاتر سازمانی مؤثر واقع شوند.
نقش دادن به مدیران میانی
امروزه در بسیاری از سازمان‌ها نقش مدیران میانی در هاله ای از ابهام قرار دارد. چنان‌چه نقش مدیران ارشد را به امور راهبردی و نقش مدیران عملیاتی را به پیشبرد امور اجرایی سازمان خلاصه نماییم، در اینصورت شاید نتوان در نگاه اول نقش متمایزی را برای مدیران میانی تعریف نمود، جز اینکه آنان را به عنوان حلقه وصل مدیران ارشد و مدیران عملیاتی به حساب آورد. در حالیکه برخلاف این تصور، بخش مهمی از مسئولیت و بار مدیریت دانش بر عهده مدیران میانی است. در واقع این مدیران میانی هستند که از یک سو خطوط راهبردی کلان سازمان را از مدیران ارشد دریافت می نمایند و از سوی دیگر، در تعامل با مدیران عملیاتی، قادر خواهند بود تا ابتکار عملهای دانشی را که جرقه های نخستین آن در رده های اجرائی خط مقدم سازمان زده می شود به خوبی سامان داده و با جهت گیری راهبردی سازمان هماهنگ نمایند.
روزآمد نمودن نظام فناوری اطلاعات و امنیت
از آنجاییکه دانش سازمانی در بستر نظام فناوری اطلاعات و ارتباطات جریان می یابد، لذا مدیریت موثر بر منابع و سرمایه‌های دانشی سازمان مستلزم بهره گیری از نظام پیشرفته فناوری اطلاعات و ارتباط می باشد. در این راستا رویکردهای زیر را میتوان مد نظر قرار داد :

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره : مبانی و ماهیت حقوقی اعتبارات اسنادی براساس ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۴-۲- نزدیکی و عصر تجارت الکترونیک
از آنجا که فناوری، نظامهای اقتصادی جهان را جهانی می‌کند نیاز به نزدیکی، دارای اهمیت کمتری می‌گردد. دروازه بازارهای جهانی به‌سرعت در حال گشودن است. شبکه‌های اطلاع‌رسانی بین‌المللی با سرعتی زیاد در حال همگانی شدن و یکپارچگی است و اطلاعات راجع‌به کشورها و شرکتهای خارجی بیش از پیش دست‌یافتنی است.[۹۴] رقابت بین‌المللی، تولیدکنندگان بزرگ را به ثبت شرکت‌های فرعی یا تأسیس مراکز توزیع در کشورهای خارجی‌ای که مقصد اصلی محصولات صادراتی آنهاست، واداشته و بانکها به‌نحو روزافزونی در حال تأسیس بانکهای وابسته یا حداقل شعب در کشورهای خارجی هستند.[۹۵] مؤسسه‌های حقوقی و مالی نیز از طریق ادغام، در حال پیوستن و الحاق به همتایان خارجی خود هستند یا چنانچه شرایط اجازه دهد[۹۶] در حال تأسیس شعب خود در خارج از کشور می‌باشند. دسترسی و رجوع به دادگاههای خارجی آسان‌تر می‌گردد. این پیشرفتها نیاز طرفهای یک قرارداد تجاری به وجود یک شخص نزدیک و در دسترس را که در صورت عدم پرداخت ثمن بتوان علیه وی اقامه دعوا کرد، کاهش می‌دهد.
۳۹
طرفهای تجاری قادرند اطلاعات راجع‌به وضع اعتباری یا شهرت یکدیگر را پیش از اینکه با هم معامله نمایند، جستجو و تحصیل کنند. اقامه دعوا در خارج در صورت لزوم، دیگر همچون سابق امری دشوار، پرهزینه و وقت‌گیر نیست؛ زیرا که وکلای یک طرف تجاری می‌توانند همکاران خود در خارج از کشور را استخدام کرده تا دعاوی را پیگیری نمایند. با این وجود چنانچه لازم باشد در خارج از کشور اتیان شهادت شهود به‌عنوان دلیل ارائه گردد همراه با هزینه، دشواری و زحمت خواهد بود. گذشته از این، جهانی شدن، احتمال وقوع تقصیر، عدم پرداخت و تخلف از انجام تعهدات بین‌المللی را کاهش می‌دهد، زیرا بنگاهها به حفظ شهرت و اعتبار خود در سطح بین‌المللی واقف و حساس‌اند، بنابراین در محیط تجارت بین‌المللی نیاز به طرف رابطه بودن با یک شخص محلی دارای اهمیت کمتری است. با وجود این، عقل سلیم حکم می‌کند طرف رابطه بودن با یک شخص محلی از نظر مطالبه ثمن بهتر از طرف حساب بودن با یک شخص خارجی است. به‌عنوان مثال، جمع‌ آوری اطلاعات درباره طرف‌های تجاری محلی آسان‌تر است. پیشرفت فناوری و جهانی شدن ممکن است امکان دسترسی به اطلاعات راجع‌ به کشورهای توسعه‌یافته و بنگاههای این کشورها را افزایش دهد، اما لزوماً این امر در مورد کشورهای در حال توسعه و بنگاههای این کشورها صادق نیست. نظام قضایی و آیین رسیدگی به دعاوی در اغلب کشورهای در حال توسعه غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات است. مهمتر اینکه کشورهای در حال توسعه کشورهایی هستند که احتمال بیشتری می‌رود از تعهدات بین‌المللی تخلف ورزند. بنابراین، عامل نزدیکی در معاملاتی که طرفهای آن از کشورهای در حال توسعه هستند، همچنان مطرح و تعیین‌کننده باقی خواهد ماند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴۰
مبحث پنجم- مـاهیت حقوقی اعتبارات اسنادی
اعتبار اسنادی روش جاری پرداخت در قراردادهای بین المللی فروش کالا و صدور خدمات است که مقررات مربوط به آن توسط اتاق بازرگانی بین المللی تحت عنوان ” رویه و مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی” تدوین گردیده است. در شیوه اعتبار اسنادی بانکها با پذیرش نوعی نمایندگی از طرفین قرارداد پایه، عمل تحویل و تحول موضوع قرارداد پایه را بعهده می گیرند که با گشایش اعتبار اسنادی به میزان مبلغ قرارداد پایه برای ذینفع، ذمه طرف متعهد به پرداخت مبلغ قرارداد بری گردیده و بدین ترتیب مبلغ قرارداد پرداخت شده تلقی می گردد. اعتبار اسنادی از نظر قالب حقوقی، قرارداد بوده و برخلاف نظر برخی از علمای حقوق ماهیتاً نمی توان آن را ایقاع یا از نوع عقود معین مانند عقد ضمان، مضاربه، جعاله یا نوع دیگری از عقود معین قلمداد نمود و با توجه به اینکه با ماهیت هیچکدام از عقود معین مطابقت نمی یابد بنابراین وفق ماده ‎۱۰ قانون مدنی بعنوان یک قرارداد مستقل خصوصی قابل بررسی بوده و همچون اسناد تجاری به قیاس اولویت از اصول استقلال اعتبار اسنادی، رعایت دقیق مفاد اسناد و بالتبع، اصل غیرقابل استناد بودن ایرادات برخوردار میباشد و تنها استثناء وارده و مانع اجرای تعهد بانک، ایراد تقلب موثرمی باشد. قراردادهای مبنای گشایش اعتبار برای بانکها الزام آور نیستند حتی اگر در متن اعتبار به این قراردادهای پایه فیمابین ذینفع و متقاضی اعتبار اشاره شده باشد. بنابراین در عملیات و چرخه اعتبارات، اسناد معامله میشوند و نه کالاها، خدمات و سایر موضوعاتی که اسناد مربوط به آنها هستند.[۹۷]
۴۱
اعتبار اسنادی، یک نهاد حقوق تجارت غربی است که از طریق اتاق بازرگانی بین المللی، در سطح جهانی رواج و قبول عامه یافته است. منشاء اعتبارات اسنادی، برات در صورتهای قدیمی آن است. امروزه مولفین حقوق تجارت و حقوق تجارت بین الملل، چه در کشورهای حقوق نوشته و چه در کشورهای حقوق کامن لا، به اتفاق آراء بر این عقیده اند که اعتبارات اسنادی تا حدودی شبیه برات، فرد اکمل اسناد تجاری به مفهوم خاص آن است[۹۸] و اهم اوصاف و ویژگیهای آن را بخود گرفته است. بر این اساس، در مقام تحلیل ماهیت حقوقی این سند تجاری، برخی حقوق حاکم بر برات را بر این سند تجاری- بانکی بار می کنند.
درحقوق فرانسه، قرارداد مقدماتی گشایش اعتبار، از جمله عقود بی نام[۹۹] بحساب آمده است و اعتبارات اسنادی مربوطه، مثل مطلق اعتبارنامه ها، از اسناد تجاری به معنی خاص محسوب نمی شوند و تعهدات ناشی از آن، به ویژه در نوع اعتباراسنادی غیر قابل برگشت، از مصادیق یک عقد لازم یا قرارداد الزام آور می باشد. به این معنی که بانکی که چنین تعهداتی را پذیرا شده است، از پذیرش دستورات خریدار، مبنی بر عدم پرداخت ثمن معامله یا مبلغ اعتبار به فروشنده در صورت احراز شرایط مقرر در اعتبار، امتناع خواهد کرد و ابطال اعتبار را نخواهد پذیرفت. از همین رو، در قلمرو حقوق بانکی، از اعتبار اسنادی در نوع غیرقابل برگشت، به عنوان «تعهد الزام آور بانکی» یاد می کنند[۱۰۰].
در حقوق عرفی انگلیس، برای اعتبارات اسنادی، قائل به ماهیت خود بخود تصفیه شونده[۱۰۱] شده اند. ماهیت خود بخود تصفیه شونده اینگونه اسناد، ناشی از وثیقه بودن اسناد حمل است. به این معنی که بانک، با برخورداری از حق وثیقه نسبت به کالا در هر صورت می تواند با فروش کالا، طلب خود را تصفیه کند.
۴۲
در کشور ما، تا قبل از انقلاب اسلامی ایران و دگرگونی پاره ای از نهادهای حقوقی، اعتبار اسنادی را غالباً از مصادیق قراردادهای خصوصی موضوع ماده ۱۰ قانون مدنی به شمار می آورده اند. پس از انقلاب، با زیر سئوال رفتن ماده ۱۰ قانون مدنی از یک سو و تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوب شهریور ماه ۱۳۶۲ از سوی دیگر، باب بحث های جدیدی در مورد ماهیت حقوقی این گونه اسناد گشوده شد. با این توضیح که حسب نظرات برخی از حقوقدانان، قانون عملیات بانکی بدون ربا، اجازه انجام عملیات بانکی را فقط در قالب عقود معین و به ویژه مضاربه، اجاره به شرط تملیک، معاملات اقساطی، مزارعه، مساقات، سرمایه گذاری مستقیم، معاملات سلف و جعاله داده است. براین اساس، تلاشهای ارزنده و قابل تقدیری در تحلیل ماهیت اینگونه اسناد و قراردادها، در قالب عقود معین مذکور به عمل آمد و از میان این عقود، قالب عقد جعاله و مضاربه را بیشتر برازنده اعتبارات اسنادی یافتند و بر این عقیده شدند که از نظر عقود اسلامی، اعتبار اسنادی، هم بعنوان جعاله و هم به صورت مضاربه، عملی است.
نگارنده بر این عقیده است که تحلیل اعتبارات اسنادی در قالب عقود معین به ویژه جعاله و مضاربه، هرچند از جهت نظری، جالب و آموزنده است، ولی در نهایت بحث عبث و بیهوده ای می باشد و عدم برازندگی اینگونه قالب ها را به منصه ظهور می رساند، زیرا اوصاف و ویژگیهای اسناد اعتباری را نادیده می انگارد و به مثابه مباحثی است که برخی از حقوقدانان در تحلیل ماهیت حقوقی برات، در قالب عقود «انتقال طلب»، «حواله»، «تبدیل تعهد» و امثال آن به عمل آورده اند.[۱۰۲] چرا که تحلیل اعتبارات اسنادی در قالب ماده ۱۰ قانون مدنی بعنوان قراردادی مستقل بدون شک بهترین شرایط را جهت حفظ کلیه شرایط و ویژگیهای منحصر بفرد اعتبار و اعمال مقررات حاکم بر آن فراهم می آورد.
۴۳
مبحث ششم- اقـسام اعتبارات اسنادی
اعتبارات اسنادی صرفاً ابزاری برای پرداخت نیستند، بلکه می توانند وسیله ایجاد اعتبار نیز باشند. از این رو اعتبارات اسنادی به دو نوع اصلی تقسیم می گردند:[۱۰۳] اعتبارات اسنادی تجاری و اعتبارات اسنادی تضمینی.
۶-۱-۲- اعتبارات اسنادی تجاری
اعتبارات اسنادی تجاری شکل سنتی و قدیمی اعتبارات اسنادی است که به عنوان یک مکانیسم پرداخت و تامین منابع مالی برای بیع بین المللی کالا ایجاد گردید. این مکانیسم بسیار منعطف است و طرفین می توانند اعتبار را به گونه ای تنظیم کنند که مقاصدشان را برآورده ساخته و از منافعشان حراست نماید. این مکانیسم درجه بالایی از فایده و کارایی تجاری را داراست و در روند عادی تجارت برای کلیه طرف های درگیر در عملیات مفید است. در چارچوب این مکانیسم، فروشنده (ذینفع اعتبار) اسناد مالکیت کالا را تا زمانی که به بانک گشاینده اعتبار، ارائه و تسلیم نماید در اختیار و کنترل خود دارد. در همین زمان ثمن(در مقابل تسلیم اسناد) به فروشنده پرداخت یا برات صادره از سوی او، توسط بانک گشاینده اعتبار قبول می گردد. فروشنده تقریباً با خطر عدم پرداخت ثمن مواجه نیست. زیرا از این طریق، اعتبار بانک گشاینده جایگزین اعتبار خریدار می گردد. خریدار(متقاضی گشایش اعتبار) به استثنای فرض تقلب، اطمینان خاطر می یابد تا زمانی که اسناد مقرر به بانک پرداخت کننده تسلیم نگردیده است، پول او از تصرفش خارج نخواهد شد. اسنادی که نه تنها بیانگر اجرای تعهد ناشی از عقد بیع از سوی فروشنده اند، معرف مالکیت کالای موضوع عقد نیز هستند. افزون بر این، مکانیسم اعتبار اسنادی معمولاً نیاز فروشنده به وجوه نقد و نیاز خریدار به وام و اعتبار را برآورده می سازد. این واقعیت که هیچ یک از طرفین در آن واحد بر مبیع و ثمن مسلط نیستند باعث می شود تا خطر سوء استفاده از این مکانیسم مهار گردد.[۱۰۴]
۴۴
۴۵
در این میان بانک هم به نوبه خود کارمزد می گیرد و در قبال اعطای وام و اعتبار به خریدار در ازای اسناد تسلیم شده از سایر اموال او وثیقه و رهن گرفته می شود تا موجبات اطمینان بانک فراهم گردد.
۶-۲-۲- اعتبارات اسنادی تضمینی
اعتبارات اسنادی تضمینی در دهه ۱۹۵۰ به جهت اینکه «قوانین، آیین نامه ها، اساسنامه ها و اختیارات بانک های امریکا را برای ضمانت دیگران محدود می کرد»[۱۰۵] توسعه و تکامل یافت. این نوع اعتبارات اسنادی در دهه ۱۹۶۰ به طور وسیعی در ایالات متحده معمول شد و از دهه ۱۹۷۰ به بعد به نحو روزافزونی در سطح جهان رواج یافت. از نظر حقوقی، اعتبارات اسنادی تضمینی، در همان قالب و چارچوب اعتبار اسنادی تجاری عمل می کند. با این همه برخلاف اعتبارات اسنادی تجاری که جهت پرداخت یا تسهیل پرداخت ثمن در بیع بین المللی کالا به کار می رود، اعتبار اسنادی تضمینی در انواع و اقسام گوناگونی از معاملات استفاده می شوند. سایر اقسام اعتبارات اسنادی مشتقاتی از این دو نوع می باشند.
۴۵
ذیلاً به بررسی پرکاربردترین انواع اعتبار اسنادی می پردازیم:
اعتبارات از جهت صدور و امکان تغییر و ابطال آن به دو صورت قابل گشایش می باشند:
۳-۶-۲- اعتبارات اسنادی قابل برگشت[۱۰۶]- اعتبارات اسنادی غیرقابل برگشت[۱۰۷]
باستناد بند ب ماده ۷ مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی « کلیه اعتبارات باید بطور وضوع مشخص گردد آیا قابل برگشت یا غیرقابل برگشت هستند در صورت فقدان چنین تصریحی اعتبار قابل برگشت تلقی خواهد گردید».
اعتبارات اسنادی غیرقابل برگشت، به جهت ایجاد «تعهد قطعی» برای خریدار و بانک گشایش کننده اعتبار از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار است و قراردادهای بین المللی خرید و فروش غالباً بر مبنای این نوع اعتبارنامه انجام می گیرد. زیرا هر گونه تغییری در شرایط مندرج در اعتبار و یا ابطال آن باید با توافق بانک صادر کننده اعتبار و ذینفع صورت پذیرد و بانک بازکننده اعتبار مکلف است به تعهدات مندرج در متن اعتبارنامه، از جمله انجام پرداخت یا فراهم آوردن وسیله پرداخت و شرایط قبولی(در صورتیکه بروات به عهده بانک مذکور توسط ذینفع کشیده شده) عمل نماید.[۱۰۸]
برای تعیین این که اعتبار اسنادی قابل برگشت یا غیر قابل برگشت است در سیستم سوئیفت کافی است به کد A40 آن اعتبار رجوع شود. چنانچه در ذیل کد مزبور واژه Irrevocable درج شده باشد اعتبار، غیر قابل برگشت بوده و چنانچه Revocable درج شده باشد اعتبار، قابل برگشت می باشد.[۱۰۹]
۴۶
اعتبارات اسنادی از لحاظ قابلیت نقل و انتقال آن از طرف ذینفع به اشخاص ثالث نیز باستناد ماده ۳۸ یو.سی.پی.۶۰۰ به صورت های زیر تقسیم می شوند:
۶-۴-۲- اعتبارات اسنادی قابل انتقال[۱۱۰] - اعتبارات اسنادی غیرقابل انتقال[۱۱۱]
هریک از این دو نوع اعتبار ممکن است شامل اعتبارات اسنادی وارداتی یا صادراتی، قابل برگشت یا غیرقابل برگشت، تائید شده یا تائید نشده گردد.
قابلیت انتقال اعتبارات اسنادی، به معنی و مفهوم ظهرنویسی و آثار و احکام آن نیست و اعتبار قابل انتقال فقط یکبار می تواند انتقال یابد. ولی اجزایی از یک اعتبار قابل انتقال(که جمعاً از مبلغ اعتبار تجاوز ننماید) می تواند جداگانه منتقل گردد مشروط بر اینکه حمل به دفعات غیرمجاز اعلام نگردیده باشد و مجموع چنین انتقالاتی به مفهوم یکبار تلقی گردد.
گشایش اعتبارات اسنادی، مبتنی بر اعتبار بانکی متقاضی آن است و مشتری متقاضی معمولاً جهت تامین مبلغ اعتبار، در صدی از آن را بصورت سپرده، نزد بانک واریز می کند و کالای موضوع اعتبار به موجب قراردادهای مقدماتی وثیقه مطالبات بانک قرار می گیرد به عبارت دیگر بانک نسبت به کالای حمل شده، حق رهن دارد و چنانچه خریدار برای واریز مبلغ اعتبار و تحویل اسناد حمل مراجعه نکند، بانک با برخورداری از حق رهن، می تواند اقدام به فروش کالا نموده و با بهره گرفتن از حق ممتاز خود مطالبات خود را از محل فروش کالا وصول نماید. براین اساس، بارنامه مربوط به کالای موضوع اعتبارات اسنادی، همواره متضمن قید به حواله کرد است و بدین ترتیب بانک اجازه دارد با ظهرنویسی به عنوان انتقال یا به عنوان وثیقه حقوق خود را به مرحله اجرا درآورد.
وثیقه بودن کالای موضوع اعتبارات اسنادی، به بانک گشایش کننده اعتبار تضمین کافی می دهد. ارزش کالا بموجب صورتحساب تجاری و اسناد دیگر قابل تعیین است و جز در موارد بحرانهای سخت اقتصادی طی مدت حمل، دچار نوسان قیمت چندانی نمی شود. معذلک خطراتی بانکها را تهدید می کند؛ فی المثل در مورد کالاهای فاسد شدنی که متصدی باربری علی القاعده مسئولیتی از این بابت بعهده نمی گیرد و شرکت بیمه نیز آن را به نحو کاملی بیمه نمی کند، امکان بروز مشکلاتی برای بانک وجود دارد. همچنین صدور بارنامه دریایی در نسخ متعدد و امکان معامله متقلبانه نسخ، موجب بروز تعارضاتی میان دارندگان وثیقه نسبت به کالا می گردد. به منظور جلوگیری از اینگونه تقلبات، طی سالهای اخیر موسسات کشتیرانی مکلف شده اند تا برای نسخ دیگر بارنامه قید غیرقابل معامله را به چاپ برسانند.[۱۱۲]
۴۷
۵-۶-۲- اعتبارات اسنادی مدت دار
از میان انواع اعتبارات اسنادی آنچه در سالهای اخیر بیشتر در کشور ما مورد استفاده قرار گرفته اعتبار اسنادی مدت دار است. در این نوع اعتبار براساس توافق فروشنده و خریدار پرداخت مبلغ اعتبار، مدت زمانی پس از حمل کالا صورت می پذیرد و فروشنده غالباً برات یا برواتی به سررسیدهای شش ماه تا یکسال از تاریخ حمل، عهده بانک ابلاغ کننده اعتبار صادر می کند و آن را همراه اسناد حمل تسلیم بانک مزبور می نماید. در سیستم سوئیفت برای تعیین این که آیا اعتبار اسنادی معوق(موخر) است یا خیر باید به کد A41 رجوع شود. عبارت BY DEFERRED PAYMENT بعد از نام بانک معامله کننده نشانه مدت دار بودن اعتبار است و برای مشخص شدن شروع و طول مدت باید به کد۷۸ رجوع شود.
۴۸
مبحث هفتم- کـاربرد اعتبارات اسنادی
مقررات متحدالشکل، علی الاصول وقتی قابلیت اعمال پیدا می کند که طرفین آن را در قراردادشان، گنجانده باشند. ماده اول «مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی» می گوید:
«این مقررات در مورد کلیه اعتبارات اسنادی و در حدودی که مراعات آن میسر باشد در مورد اعتبارات اسنادی ضمانتی[۱۱۳] اگر شمول آن در اعتبار درخواست شده باشد، لازم الاجراست و رعایت آن برای همه طرف های ذیربط الزامی است، مگر اینکه ترتیب دیگری صریحاً مورد توافق قرار گرفته باشد. مراعات این مقررات در هر اعتبار اسنادی از طریق درج مفادی دایر بر این که اعتبار مطابق مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی سال ۲۰۰۷ نشریه شماره ۶۰۰ اتاق بازرگانی بین المللی افتتاح شده ملحوظ می گردد.»
اعتبارات، وقتی «اسنادی» است که موضوع آن «اسناد» باشد و این «اسناد» باشد که مورد معامله قرار می گیرد. بعبارت ماده ۵ از مقررات متحدالشکل :
« بانکها براساس اسناد عمل می کنند و نه کالا ، خدمات یا عملکرد مرتبط با اسناد.»
مبحث هشتم- شـرایط عمومی قرارداد گشایش اعتبار اسنادی
هرگاه بانک بخواهد هنگام گشایش اعتبار اسنادی، معادل صد درصد مبلغ اعتبار را نقداً از مشتری خود در تمام موارد وصول نماید، مانع بزرگی در راه گسترش تجارت وارداتی بروز خواهد کرد. زیرا پرداخت نقدی تمام وجه اعتبار اسنادی معمولاً برای مشتری بسیار مشکل است. از این رو بانک های تجارتی (بسته به وضع مشتری) عملاً قسمتی از مبلغ اعتبار را نقداً وصول کرده، برای تامین بقیه مبلغ، اعتباری به خریدار می دهند که پس از ورود کالا و تسلیم اسناد، بقیه مبلغ کالا را به بانک بپردازد ولی بانک باید علاوه بر اعتبار کلی وعمومی مشتری خود، در قبال وجه اعتبار که نقداً پرداخت خواهد کرد، تامین کافی داشته باشد.
۴۹
در نتیجه بانک ها ضمن قراردادی که در مورد اعتبار اسنادی تنظیم می کنند، کالای وارداتی را به عنوان وثیقه وصول طلب خود درنظر می گیرند و برای تامین این منظور دو روش حقوقی در نظر گرفته شده است.
۱- بانک به موجب قرارداد اعتباراسنادی، وکیل غیرقابل عزل مشتری تلقی می شود که هرگاه پس از ورود کالا به گمرک، مشتری اقدام به پرداخت بدهی خود به بانک ننماید، بانک مستقیماً کالای وارده را به هر نحوی که لازم بداند فروخته و از حاصل فروش آن طلب خود را وصول نماید. مشکلی که در اتخاذ این رویه به نظر می رسد آن است که اولاً وکالت بلاعزل تا چه حد موجب حفظ حقوق بانک می گردد، زیرا ممکن است با وجود این وکالت، وارد کننده خود اقدام به ترخیص کالا نماید و یا از طریق ضم امین، وکالت بلاعزل را متزلزل سازد همچنین در صورت فوت موکل این وکالت زایل خواهد شد. ثانیاً هرگاه مشتریِ بانک، قبل از ورود کالا به گمرک ورشکسته شود و یا بعضی از طلبکاران مشتری نسبت به کالای وارده در گمرک، قرار تامین تحصیل کنند، بانک نخواهد توانست از طریق وکالت مندرج در قرارداد اعتبار اسنادی، مطالبات خود را از مشتری وصول کند.
۲- برای جلوگیری از بروز مشکلات ذکر شده در بند قبل برای بانک ها، در قرار داد اعتبار اسنادی بانک، صاحب کالا معرفی شده است؛ لیکن معمولاً مقامات گمرکی این مالکیت را صوری تشخیص داده، تاجر افتتاح کننده اعتبار را مالک واقعی تلقی می کنند نه بانک گشایش کننده اعتبار را.
در نتیجه برای تسهیل امر تجارت وارداتی و گسترش اعتبارات اسنادی باید راه حل های دیگری اندیشید که با واقعیت مراودات بازرگانی بین المللی بیشتر منطبق باشد.
۵۰
۱-۸-۲- رویـه بانک های ایـران جهت گشایش اعتبار اسنادی
مورد مهمی که بانک قبل از گشایش اعتبار اسنادی ملزم به رعایت دقیق آن است لحاظ کردن قوانین و مقررات جاری کشور است. مثلاً طبق ماده ۸ قانون مقررات صادرات و واردات مصوب ۴/۷/۱۳۷۲ شمسی، وارد کنندگان کالاهای مختلف اعم از دولتی و غیردولتی جهت اخذ مجوز ورود و ثبت سفارش باید منحصراً به وزارت بازرگانی مراجعه نمایند. خوشبختانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران کلیه قوانین و مقررات مربوطه را برای تسهیل دسترسی و مهمتر از آن تاکید بر پیروی دقیق آن توسط بانک ها، جمع آوری و تحت عنوان مجموعه مقررات ارزی[۱۱۴] در هفت بخش طی بخشنامه شماره ۱۰۸۷/۶۰ مورخ ۱۷/۵/۱۳۸۳ منتشر نموده است. براساس این بخشنامه گشاینده اعتبار اسنادی باید موافقت وزارت بازرگانی را با واردات کالا کسب نماید.[۱۱۵]
سپس خریدار با مراجعه به یکی از شعب ارزی بانک، فرم های مورد نیاز جهت گشایش اعتبار اسنادی (شامل فرم تقاضای گشایش اعتبار، فرم مربوط به پذیرش تفاوت نرخ ارز و فرم تعهدنامه ارائه برگ سبز) را دریافت نماید. خریدار ضمن تکمیل فرم گشایش اعتبار، پروفرمای صادر شده توسط فروشنده و بیمه نامه صادره از شرکت های معتبر بیمه ایرانی و فرم ثبت سفارش تکمیل شده که به تایید وزارت بازرگانی رسیده و مجوز های ورود کالا و کارت بازرگانی معتبر را به شعب ارزی بانک تحویل می نماید. مدارک تکمیل و ارائه شده توسط خریدار، توسط شعبه با اطلاعات مندرج در پروفرمای صادر شده توسط فروشنده و سایر مدارک و منابع اطلاعاتی ذیربط نظیر قوانین اعتبارات اسنادی اتاق بازرگانی بین المللی (یو.سی.پی.۶۰۰) و بخشنامه های بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و همچنین مقررات جاری بانک، مطابقت و در صورت هرگونه اشکال و ابهام، رفع اشکال می گردد.

نظر دهید »
دانلود پژوهش های پیشین درباره اوامر مولویه در فقه امامیه و تطبیق آن ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هر حکم شرعی دارای موضوع و مناط است. موضوع حکم شرعی عبارت است از آن چیزی که حکم بر آن بار می‌شود. مراد از مناط حکم، مصلحت یا مفسده‌ای است که پشتوانه تشریع حکم است. بر فرض اگر حکم شرعی روزه این‌گونه تشریع شده باشد: «روزه بگیرید تا از سلامت برخوردار شوید» موضوع حکم، روزه است و مناط حکم، برخورداری از سلامت. اجرای هر حکم شرعی نیز ممکن است روش‌های مختلفی داشته باشد، برای نمونه نماز بنا بر شرایط و حالات مکلف، به صورت ایستاده، نشسته، خوابیده یا در حال راه رفتن خوانده می‌شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
تشخیص جواز دگرگون پذیری شیوه‌های اجرای یک حکم شرعی، همواره از عهده مکلفان برنمی‌آید و در مواردی، تشخیص آن به عهده مجتهد واگذارشده؛ چنانکه شناخت موضوع احکام یا مناط آن، بر عهده فقیه است.
این، فقیه است که با بررسی منابع احکام، موضوع حقیقی آن و مناط تشریع را به دست می‌آورد و هنگام تغییر در هر یک، حکم متناسب را استنباط می‌کند. نیز گاه تعیین روش اجرایی شدن یک حکم، از اختیارات فقیه است.
بنابراین حکم شرعی به اعتبار تغییر موضوع، مناط یا شیوه اجرایی اجرای آن، امکان تغییر دارد. البته منظور از تغییر، دگرگونی حقیقی نیست؛ چرا که هیچ یک از احکام شرعی با حفظ موضوع و مناط و شرایط اجرا، تغییر نمی‌پذیرد. بلکه هرگونه تغییر در احکام شرعی برآمده از دگرگونی در یکی از ارکان یاد شده است:
۵-۱-۱٫ تغییر در موضوع: هر یک از احکام شرعی به موضوعی خاص تعلق گرفته است. گاه در حکمی شرعی، مصداقی مشخص گردیده است که با گذشت زمان یا تغییر شرایط، آن موضوع تغییر ماهیت می‌دهد.
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ»؛[۸۲] «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید» خداوند در این آیه دستور می‌دهد که مسلمانان اسبان خود را آماده‌سازند تا در دل دشمن ترس ایجاد شود. اسبان زین بسته یکی از ابزارهای مهم جنگی عصر نزول بود، اما امروزه با پیشرفت ادوات جنگی، موضوع این حکم به کلی تغییر یافته است، از این رو «آماده سازی ادوات جنگی» جایگزین حکم «آماده سازی اسبان زین بسته» می‌شود.
دیگر مصداق تغییر موضوع حکم، در آیه «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏»؛[۸۳] «و با آن‌ها به شایستگى رفتار کنید» نمود پیدا می‌کند- این آیه که دستور به نیک‌رفتاری با همسران می‌دهد- یکی از مستندات فقها در بحث نفقه زن است[۸۴].
۵-۱-۲٫ تغییر در مناط: احکام شرعی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی تشریع شده است. گاه تغییر شرایط و دگرگونی‌های زمانی، مصالح مفاسد را دگرگون می‌سازد.
نسخ در آیه نجوا به سبب همین تغییر مصلحت است. در شرایطی، مصلحت اقتضا می‌کرد که مسلمانان برای دیدار خصوصی با پیامبر (ص) صدقه‌ای را بپردازند، اما پس از مدتی، این مصلحت اقتضا می‌کرد که مسلمانان برای دیدار خصوصی با پیامبر (ص) صدقه‌ای را بپردازند، اما پس از مدتی، این مصلحت از بین رفت و حکم پیشین تغییر یافت.
بنابراین شرایط و مقتضیات می‌تواند سبب دگرگونی در مصالح و مفاسد واقعی گردد و در پی آن، احکام تغییر یابند.
۵-۱-۳٫ تغییر در شیوه و زمینه‌های اجرای حکم:
مکلفان همواره در یک وضعیت نیستند. شرایط زمان و مکان نیز پیوسته در حال تغییر است، از این رو شیوه یکسان برای اجرای برخی از احکام شرعی امکان‌پذیر نیست. در قوانین اسلام، بسیاری از تغییر حالات پیش‌بینی‌شده و روش‌های گوناگونی برای شرایط مختلف قرار داده شده است. پیش‌بینی حالت بیماری و اضطرار یا بیان راه‌کارهای خاص در احکامی مانند تیمم (به جای وضو یا غسل)، پرداخت فدیه (به جای روزه برای افراد ناتوان) از جمله شیوه‌های انعطاف‌پذیری اجرای احکام اسلام است.
در مواردی، تشخیص تغییر روش اجرای حکم یا تصرف در اجرای احکام بر اساس شرایط مقتضی، بر عهده فقیه یا حاکم شرع است.
تشریع تدریجی حرمت شراب نمونه‌ای دیگر از تغییر روش اجرای حکم است. شراب در شریعت اسلام، از همان روز نخست، حرام بوده و هیچ‌گاه اسلام آن را تأیید نکرد، اما تحریم بدوی آن به تعطیلی این حکم الهی می‌انجامید. قرآن با در نظر گرفتن مصالح، آن را گام به گام تشریع کرد تا به حکم نهایی دست یافت.

۵-۲٫ بررسی رابطه تغییرپذیری احکام قرآن

تغییرپذیری احکام و هماهنگی آن با شرایط زمان و مکان، از ویژگی‌های خاص شریعت خاتم است. اسلام با تشریع احکام انعطاف‌پذیر برای شرایط متحول، کارآمدی و جاودانگی قوانینش را تضمین کرده است. در قرآن افزون بر اشاره به اصل تغییرپذیری احکام، مواردی از این تغییر یافت می‌شود. تغییرپذیری احکام قرآن در دو آیه مطرح شده است:

 

    1. «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر»[۸۵]؛

 

«هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست؟»

 

    1. «وَ إِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ به ما یُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ»[۸۶]؛

 

«و چون حکمی را به جای حکم دیگر بیاوریم- و خدا به آنچه به تدریج نازل می‌کند داناتر است- می‌گویند: «جز این نیست که تو دروغ‏بافى.» [نه] بلکه بیشتر آنان نمى‏دانند.»

۵-۳٫ نسخ و تغییرپذیری احکام

نسخ در قرآن گاه به سبب تغییر شرایط و مقتضیات زمان است و گاه به سبب نزول تدریجی و جایگزینی مرحله‌ای قوانین است که در هر دو صورت بر تغییرپذیری احکام قرآن دلالت می‌کند.
۵-۳-۱٫ نسخ و احکام متناسب با مقتضیات
شرایط و احوال زندگی انسان‌ها پیوسته در تغییر است و هر روز مقتضیات خود را دارد، از این رو دسته‌ای از احکام در شرایط گوناگون، جابه‌جا می‌شوند. گاه یک مصلحت اقتضا می‌کند حکمی تغییر یابید و حکمی دیگر جایگزینش شود. شارع حکیم با در نظر گرفتن این ویژگی در زندگی انسان‌ها، احکامی متغیر و متناسب با مقتضیات تشریع کرده است؛ به گونه‌ای که با تغییر مصالح، احکام متناسب وضع می‌شود.
در آیات احکام قرآن نیز تحول‌پذیری شرایط در نظر گرفته شده است. تعدادی از احکام قرآن متناسب با شرایط و مقتضیاتی دگرگون پذیر تشریع شده که پس از تغییر شرایط، احکام دیگری جایگزین آن شده است. هر یک از این احکام قرآنی در جای خود ثابت هستند، اما وابسته به تحقق شرایط و مصالح می‌باشند؛ بدین معنا که با تحقق شرایط هر یک، حکم متناسب با آن اجرایی می‌شود.
نمونه این احکام، وجوب پشتیبانی مالی از دولت اسلامی است که در قرآن کریم با نام «انفاق در راه خدا» از آن یاد شده است. این وجوب تا هنگامی است که دولت نیاز مالی داشته باشد. پس از تشریع خمس و زکات، نیازهای مالی دولت اسلامی برطرف گردید، از این رو این تکلیف برداشته شد، اما اگر دولت به هر دلیل، نیاز مالی پیدا کرد، این تکلیف واجب می‌گردد.[۸۷]
مجتهد می‌بایست در درجه نخست این‌گونه احکام قرآن را تشخیص داده و در مرحله دیگر، مصالح و مقتضیات روز را درک کند تا متناسب با تغییر شرایط، احکام متناسب را استنباط کند. اینک، به نمونه‌هایی از تشریع احکام متناسب با مقتضیات اشاره می‌شود.
۵-۳-۲٫ نسخ و تشریع گام به گام احکام
از ویژگی‌های منحصربه‌فرد شریعت پیامبر خاتم، تشریع تدریجی برخی از احکام و حرکت و همراهی با تغییرات و تحولات زمان و مکان است. اسلام در بین مردمی ظهور کرد که در انحطاط کامل فرهنگی به سر می‌بردند و در آغاز راه، با گروهی برخوردار از عقاید و رسوم ناپسند رو به رو بود؛ انسان‌هایی که بر آداب و رسوم خود تعصب نشان می‌دادند. اگر پیامبر آیین خود را یک باره بر مردم عرضه می‌کرد، چه بسا مردم بر نمی‌تابیدند و کسی به آن نمی‌گروید. از این رو بسیاری از احکام اسلامی در همان آغاز بعثت پیامبر تشریع نشد، بلکه پس از سپری شدن مدتی و پدید آمدن شرایط لازم، احکام ابلاغ گردید.
خداوند در قرآن برخی از احکام را به صورت تدریجی تشریع کرد؛ بدین گونه که با زمینه سازی، پایه‌های رسوم جاهلی را سست ساخت و بنیان آن را فروپاشید. در این روش، شارع حکیم احکام را مرحله به مرحله تشریع کرد تا به مقصد نهایی خود رسید. گاهی فرایند اقتضا می‌کرد که شارع در نخستین گام‌ها، با برخی از آداب و قوانین حاکم بر جامعه همراهی کند و در مراحل بعد، با مقدمه‌چینی، آن را منسوخ سازد.
۵-۳-۳٫ معنای لغوی نسخ
نسخ در لغت در دو معنای نقل و ازاله استعمال شده است[۸۸].
فراهیدی در العین می‌گوید: «نسخ عبارت است از نوشتن کتابی از روی کتاب دیگر و نیز عبارت است از زایل کردن امری که به آن عمل شده است با امری دیگر؛ مثل آیه‌ای که در امری نازل شود، سپس برای تخفیف، آن آیه با آیه‌ی دیگرنسخ شود.»[۸۹]
فیروزآبادی می‌گوید: «نسخ» به دو معنا آمده است:

 

    1. نقل همان‌گونه که به کتابت نسخ می‌گویند: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛[۹۰]«ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم‏».

 

    1. رفع و ازاله؛ مانند: «نسخت الشمس الظل؛ خورشید سایه را از بین برد»؛ بنابراین، برداشتن حکمی با حکم دیگر نسخ است برای اینکه این باطل کردن حکم و جایگزین کردن حکمی دیگر به جای آن است؛ مانند آمدن نور خورشید به جای سایه.[۹۱]

 

البته، معانی دیگری نظیر ابطال، تغییر، تبدیل، تحویل و نسخه‌برداری برای نسخ ذکر شده است[۹۲] که به دو معنای یادشده بر می‌گردد.
در قرآن کریم نسخ به هر دو معنا آمده است.
معنای اول (نقل) مانند آیه شریفه:
«هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛[۹۳]
«این است کتابِ ما که علیه شما به حق سخن مى‏گوید. ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم».
و معنای دوم (ازاله) نظیر آیه شریفه:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم‏»؛[۹۴]
«و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‏نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‏] مى‏کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا مى‏کرد محو مى‏گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‏ساخت و خدا داناى حکیم است‏».
همچنین آیه شریفه:

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره گونه شناسی دعا در کلام امیرالمومنین علی- فایل ۶
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ذکر آدرس دعا در دیگر منابع در صورت وجود
۲‚۴‚۲‚۱۳‚۱.کاستی ها
به صرف اینکه در یک منبع دعا به حضرت نسبت داده شده است در مجموعه آورده شده است در صورتی که در دیگر مصادر به معصوم دیگر نسبت داده شده است.[۲۳۰]
برخی از ادعیه از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است و مولف بدون هیچ دلیلی به حضرت نسبت داده است در صورتی که حضرت حتی جزء راویان دعا نبوده است.[۲۳۱]
با آنکه در دیگر منابع از معصومین دیگر نقل شده است ولی به صِرف اینکه در صحیفه علویه سماهیجی است، به حضرت نسبت داده شده است.[۲۳۲]
منابع برخی از ادعیه ذکر نشده است.[۲۳۳]
تفاوت برخی از قسمت های دعا با منبعی که دعا از آن نقل شده است.[۲۳۴]
دعا با آنکه در منابع متقدّم وجود داشته از منابع متأخر مثل بحار الانوار و نهج البلاغه ثانی نقل شده است.[۲۳۵]
به تفاوت هایی که در متن دعا در دیگر منابع وجود داشت اشاره نشده است.[۲۳۶]
آداب دعای مورد نظر ذکر نشده است.[۲۳۷] با توجه به اینکه آداب و مقدمات دعا در اجابت دعا ی تاثیر نیست، عدم ذکر آداب آسیب جدی به قابل استفاده بودن کتاب و ادعیه برای عموم زده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
خواص و فواید دعا نقل نشده است.[۲۳۸]از حضرت برای اکثر ادعیه خواص و فوایدی نقل شده است، عدم بیان این فوائد و آثار خواننده را در انتخاب دعای مورد نظر با مشکل و تردید مواجه می کند.
شأن صدرو، مقدمه و موخره دعا نقل نشده است.[۲۳۹]
عدم روال مشخص در ذکر ادعیه منقول از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) که امیرالمومنین راوی بوده اند، گاه تمام دعا نقل می شود و گاهی به صحیفه النبویه الجامعه ارجاع داده می شود؛ گاه از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) نام برده می شود و گاه مستقیما به امیرالمومنین نسبت داده می شود.[۲۴۰]
نویسنده در مقدمه بیان نفرموده است که منظور ایشان از « ادعیه حضرت» چیست؟ آیا ادعیه که حضرت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند ( به این اشکال: حضرت نقل می کنند شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در … این دعا را خواندند؛ یا اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت فرمودند این دعا را بخوان) جزء ادعیه حضرت شمرده می شود؟
در ادعیه ای که معصومان ( علیهم السلام) بعد از سید الشهداء ( صلوات الله علیه) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می کنند یا با عبارت « عن آبائه» روایت می کنند آیا جزء ادعیه حضرت شمرده می شود؟[۲۴۱]
عدم روال مشخص در رابطه با اذکار، در صورتی که مولف اذکار را جزء، دعا می شمارد پس چرا تمام اذکار منقول و منسوب به حضرت که جوامع حدیثی نقل شده است، نیاورده و اگر جزء ادعیه نمی شمارد پس چرا آورده شده است.[۲۴۲]
این اذکار شامل: «بسمله، حولقه، تکبیر، تسبیح و …می شود.
عدم ذکرتمام نمازهای منقول از حضرت در صورتی که یکی از معانی اصلی «صلاه» دعا است.
عدم ذکر سوره ها و آیاتی که حضرت بر قضای حاجات مختلف سفارش فرمودند.
با توجه به جایگاه حضرت در میان اهل سنت، تمام ادعیه منقل و منسوب به ایشان در کتب اهل سنت نقل نشده است.
با همه مواردی که ذکر شد با توجه به جامعیت نسبی و دقت بالای مولف، بهترین منبع برای بررسی ادعیه منسوب به امیرالمومنین است.
لازم به ذکر است ادعیه، نمازها، اذکاری و … که در حین تحقیق یافت شد و در صحیفه جامعه ابطحی ذکرنشده است در صورت لزوم بدانها استشهاد خواهد شد.
فصل دوم: گونه های برون متنی
در این فصل به فضل الهی به ارائه گونه های که بر اساس شان صدور، سلسله سند، حالات داعی در ادعیه استوار شده اند خواهیم پرداخت بدیهی است با توجه به فراوانی تعداد ادعیه و حجم زیاد متون مرتبط گونه های بیشتری متناسب با دیدگاه هر شخص قابل استخراج است.
۱‚۳.گونه شناسی منشاء ادعیه
با بررسی ادعیه منسوب و منقول از حضرت از نظر منشاء صدور با دو گونه مواجه می شویم: ادعیه اخباری و ادعیه انشایی.
۱‚۱‚۳. ادعیه اخباری
ادعیه هستند که به حضرت آموخته شده است و حضرت به صراحت می فرمایند که این دعا به من آموخته شده است یا از … نقل می نمایم.
۱‚۱‚۱‚۳.ادعیه آموخته شده توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
« أَقْبَلَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع إِلَى النَّبِیِّ ص فَسَأَلَهُ شَیْئاً فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ ص یَا عَلِیُّ وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا عِنْدِی قَلِیلٌ وَ لَا کَثِیرٌ وَ لَکِنِّی أُعَلِّمُکَ شَیْئاً أَتَانِی بِهِ جَبْرَئِیلُ خَلِیلِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ هَذِهِ هَدِیَّهٌ لَکَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَکْرَمَکَ اللَّهُ بِهَا لَمْ یُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَکَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ وَ هِیَ تِسْعَهَ عَشَرَ حَرْفاً لَا یَدْعُو بِهِنَّ مَلْهُوفٌ وَ لَا مَکْرُوبٌ وَ لَا مَحْزُونٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عِنْدَ سَرَقٍ وَ لَا حَرَقٍ وَ لَا یَقُولُهُنَّ عَبْدٌ یَخَافُ سُلْطَاناً إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ وَ هِیَ تِسْعَهَ عَشَرَ حَرْفاً أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ إِسْرَافِیلَ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ مِیکَائِیلَ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ حَوْلَ الْعَرْشِ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهَا مَکْتُوبَهٌ عَلَى جَبْهَهِ جَبْرَئِیلَ وَ ثَلَاثَهٌ مِنْهَا حَیْثُ شَاءَ اللَّهُ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع کَیْفَ نَدْعُو بِهِنَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قُلْ یَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمَادَ لَهُ وَ یَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَهُ وَ…»[۲۴۳]، « أَ لَا أُعَلِّمُکَ دُعَاءً عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص»[۲۴۴]،« عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ‏ حَبِیبِی رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَرَنِی أَنْ أَدْعُوَ بِهِنَّ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ»[۲۴۵]، « هِیَ أَنَّ النَّبِیَّ ص رَأَى فِی بَاطِنِ جَنَاحِ جَبْرَئِیلَ ع الدُّعَاءَ فَعَلَّمَهُ عَلِیّاً ع وَ الْعَبَّاسَ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ یَا خَیْرُ بَنِی هَاشِمٍ یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَلُوا رَبَّکُمْ بِهَؤُلَاءِ الْکَلِمَاتِ فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ…»[۲۴۶]، «حرز یمانی: فَقَالَ مَوْلَانَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ وَ لَقَدْ عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَا اسْتَعْسَرَ عَلَیَّ أَمْرٌ إِلَّا اسْتَیْسَرَ بِه‏»[۲۴۷]، دعای مشلول، دعای صباح و…
۲‚۱‚۱‚۳.جبرئیل علیه السلام
دعای شب شنبه: « عَنْ عَلِیٍّ ع تَعَلَّمَهُ مِنْ جَبْرَئِیلَ ع حَیْثُ رَآهُ یَدْعُو بِهِ لَیْلَهَ السَّبْتِ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ فَقَالَ النَّبِیُّ ص ذَاکَ جَبْرَئِیلُ ع یَا مَنْ عَفَى عَنِ السَّیِّئَاتِ فَلَمْ‏ یُجَازِ بِهَا ارْحَمْ عَبْدَکَ یَا اللَّهُ نَفْسِی نَفْسِی ارْحَمْ عَبْدَکَ»[۲۴۸]، « یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ قَدْ رَأَیْتُ مَوْقِفَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع مُنْذُ اللَّیْلَهِ وَ أَهْدَیْتُ لَهُ مِنْ‏ مَکْنُونِ عِلْمِی»[۲۴۹]
۳‚۱‚۱‚۳.حضرت خضر علیه السلام
«َانْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: رَأَیْتُ الْخَضِرَ ع فِی الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَیْلَهٍ فَقُلْتُ لَهُ عَلِّمْنِی‏ شَیْئاً أُنْصَرْ بِهِ عَلَى الْأَعْدَاءِ فَقَالَ قُلْ یَا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إِلَّا هُوَ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِی یَا عَلِیُّ عُلِّمْتَ الِاسْمَ الْأَعْظَمَ.»[۲۵۰]، « عَنْ مُحَمَّدِ ابْنِ الْحَنَفِیَّهِ عَلَیْهِ الرَّحْمَهُ قَالَ‏ بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع یَطُوفُ بِالْبَیْتِ إِذَا رَجُلٌ مُتَعَلِّقٌ بِالْأَسْتَارِ وَ هُوَ یَقُولُ یَا مَنْ لَا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ یَا مَنْ لَا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ‏ یَا مَنْ لَا یُبْرِمُهُ‏ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ- أَذِقْنِی بَرْدَ عَفْوِکَ وَ حَلَاوَهَ رَحْمَتِکَ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع هَذَا دُعَاؤُکَ- قَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ قَدْ سَمِعْتَهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَادْعُ بِهِ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاهٍ- فَوَ اللَّهِ مَا یَدْعُو بِهِ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی أَدْبَارِ الصَّلَاهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ قَطْرِهَا وَ حَصْبَاءِ الْأَرْضِ وَ ثَرَاهَا فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ عِلْمَ ذَلِکَ عِنْدِی وَ اللَّهُ وَاسِعٌ کَرِیمٌ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ الْخَضِرُ ع صَدَقْتَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ‏ وَ فَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ‏ »[۲۵۱]، دعای کمیل: « قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ کُنْتُ جَالِساً مَعَ مَوْلَایَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی مَسْجِدِ الْبَصْرَهِ وَ مَعَهُ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ مَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ قَالَ ع لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ الَّذِی نَفْسُ عَلِیٍّ بِیَدِهِ إِنَّهُ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ جَمِیعُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنْ خَیْرٍ وَ شَرٍّ مَقْسُومٍ لَهُ فِی لَیْلَهِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ- إِلَى آخِرِ السَّنَهِ فِی مِثْلِ تِلْکَ اللَّیْلَهِ الْمُقْبِلَهِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یُحْیِیهَا وَ یَدْعُو بِدُعَاءِ الْخَضِرِ ع إِلَّا أُجِیبَ [لَهُ‏]…»[۲۵۲]
۲‚۱‚۳.ادعیه انشائی
ادعیه ای که با مراجعه به منابع نقل روایت این نکته ذکر نشده است که این دعا به حضرت آموخته شده است یا اینکه ائمه پس از امیرالمومنین (صلوات الله علیه) بیان فرموده اند که این دعا به حضرت آموخته شده است؛ و از منشآت حضرت است که غالب ادعیه حضرت بدین شکل است.
۲‚۳.گونه شناسی مخاطب دعا
لطائف و اسرارى که در ادعیه استفاده مى‏شود در روایات دیده نمى‏شود به این علت که در روایات با مردم بکنه عقل خودشان با آنها سخن نگفتند بلکه بقدر عقول آنان با آنان تکلم مى‏کردند اما با خداوند متعال بکنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند .[۲۵۳]
راویان و اصحاب معصومین ( علیهم السلام) همه در یک حد و اندازه از لحاظ فهم و سعه صدر و گنجایش نبوده اند و روایت هر کس از معصوم علیه السلام نشان دهنده جایگاه و سطح معرفتی اوست و عده کمی از اصحاب محرم سرِّ معصومین بودند. امام صادق علیه السلام‏:
« اعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنّا و فهمهم منّا»[۲۵۴]، «اعرفوا منازل الناس منّا على قدر روایتهم عنّا»[۲۵۵]، « اعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنّا و درایتهم منّا»[۲۵۶]و …
امیرالمومنین علیه افضل الصلوات:
« یَا کُمَیْلُ إِذَاعَهُ سِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص لَا یَقْبَلُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْهَا وَ لَا یَحْتَمِلُ أَحَداً عَلَیْهَا یَا کُمَیْلُ وَ مَا قَالُوهُ لَکَ مُطْلَقاً فَلَا تُعْلِمْهُ إِلَّا مُؤْمِناً مُوَفَّقاً یَا کُمَیْلُ لَا تُعْلِمُوا الْکَافِرِینَ مِنْ أَخْبَارِنَا فَیَزِیدُوا عَلَیْهَا فَیَبْدُوکُمْ بِهَا إِلَى یَوْمِ یُعَاقَبُونَ عَلَیْهَا»[۲۵۷].
با بررسی روایان ادعیه حضرت می بینیم که برخی برای مسائل عادی درخواست دعا کرده اند، برخی برای مسائل معرفتی، برخی ناظر مناجات حضرت با قاضی الحاجات بوده اند، برخی روای ادعیه نهانی و سرِّ حضرت بوده اند و …
در زمان گذشته به علت عدم دسترس بودن کتب و کاغذ، کتاب در دسترس علما و اندیشمندان بود و مردم برای رفع مسائل فقهی، معرفتی و مشکلات زندگی خود به عالمان محل زندگی مراجعه می نمودند و عالم با توجه به شناختی (ظاهری و باطنی)که از افراد داشت پاسخگوی سوالات و راهنمای مشکلاتشان بود و از روایات راهکار ارائه می نمود.[۲۵۸]
ولی در حال حاضر بخاطر گسترش صنعت چاپ و در دسترس بودن کتابها مردم عادی به منابع حدیثی (اعم از روایی و دعایی) دسترسی دارند و با مراجعه مستقیم به کتابهای مربوطه در پی حل مسائل و مشکلاتشان هستند در صورتی که برخی روایات از نظر سندی دارای مشکل هستند، برخی در شرایط تقیه صادر شده است، برخی روایات عام و خاص هستند، معانی واژگان با معنی امروزی متفاوت است، برخی روایات با هم و برخی با آیات قرآن در تعارض هستند و … و لازم است عالم به کتاب و سنت، لغت، تاریخ، فقه، عرفان و … معارف اسلامی را ارائه نماید.
با بررسی ادعیه می بینیم از معصومین علیه السلام برای یک موضوع مثلا توسعه رزق ادعیه متفاوتی نقل شده است حتی از یک معصوم در این موضوع روایات گوناگون نقل شده است؛ آیا یکی از دلایل این تنوع آن نیست که معصوم علیه السلام متناسب با سطح معرفتی و گنجایش شخص به او دعایی آموزش داده اند؟ برخی از ادعیه رزق ناظر به استغفار و غفران الهی است و معصوم به آیات قرآن مجید استشهاد کرده است، برخی ناضر به فضل و رحمت الهی است، برخی ناظر به وهابیت الهی است، برخی ناظر به سنن الهی و افعال الهی است مثل رازق بودن طفل صغیر و روزی دهنده حیوانات و گیاهان و …
آیت‌الله بهجت (ره) می‌فرمود:
« در حاشیه مفاتیح آورده است که برای زیارت اهل‌بیت (ع) در عالم رؤیا برای افراد مختلف، ادعیه‌ی متفاوتی را یاد داده‌اند. این نشان می‌دهد که برای همه، یک نسخه نتیجه نمی‌دهد». ایشان هم‌چنین می‌فرمود: «به اعتقاد من باید همه دعاها را خواند تا ببینیم کدام یک جواب می‌دهد. یک دعا را نخوانیم و بگوییم اثر نکرد». [۲۵۹]
نکته دیگر اینکه در مقدمه یا موخره برخی ادعیه این نکته از راوی یا معصوم علیه السلام ذکر شده است که این دعا را به … نیاموزید یا کتمان کنید.
در پایان دعای « یَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمَادَ لَهُ وَ یَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَه‏ و ..» روای می گوید: « لا تعلموا السفهاء ذلک‏»[۲۶۰]
در دعایی که :
« جَاءَ جَبْرَائِیلُ ع إِلَى النَّبِیِّ ص وَ مَعَهُ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ ع قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَکْرَمَکَ وَ أُمَّتَکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ بِهَذَا الْأَسْمَاءِ فَطُوبَى لَکَ وَ لِأُمَّتِکَ وَ لِمَنْ یُوَفِّقُهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ أَنْ یَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ عَظِیمٌ جَلِیلٌ وَ هُوَ مِنْ کُنُوزِ الْعَرْشِ و…» و در پایان حضرت جبرئیل ( علیه السلام) می گوید: «فَلَا تُعَلِّمْ‏ هَذَا الدُّعَاءَ إِلَّا الْخِیَارَ مِنْ أُمَّتِکَ لِأَنَّهُ جَرَى فِی حُکْمِ اللَّهِ تَعَالَى وَ عِلْمِهِ أَنْ یَسْتَجِیبَ لِمَنْ دَعَا مَرَّهً وَاحِدَهً»[۲۶۱]: این دعا را جز نیکان امتت به کسی نیاموز چون خداوند متعال در حُکم و علمش چنین مقدر کرده است که کسی یک بار آن را بخواند دعایش را اجابت کند.
در مقدمه دعای هشتم از صحیفه جامعه علویه است: « لَا تُطْلِعُوا هَذَا الدُّعَاءَ وَ التَّسْبِیحَ إِلَّا مَنِ اجْتَمَعَتْ فِیهِ خَمْسَهُ خِصَالٍ الْهُدَى وَ التُّقَى وَ الْوَرَعُ وَ الصِّیَانَهُ وَ الزُّهْدُ وَ لَا تُعَلِّمُوهَا سُفَهَاءَکُمْ: دیگران نسبت به این دعا آگاه نکنید و آن را به کم خردانتان نیاموزید»[۲۶۲].
در ابتدای جوشن کبیر این گونه آمده است:
«حُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ قَالَ‏ قَالَ أَبِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَا بُنَیَّ أَ لَا أُعَلِّمُکَ‏ سِرّاً مِنْ أَسْرَارِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ کَانَ مِنْ أَسْرَارِهِ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ… فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ لَا تُعَلِّمْ هَذَا الدُّعَاءَ إِلَّا لِمُؤْمِنٍ یَسْتَحِقُّهُ لَا یَتَوَانَى فِی حِفْظِهِ وَ [لَا] یَسْتَهْزِئُ بِهِ … لَا تَسْمَحْ بِهَذَا الدُّعَاءِ إِلَّا لِمُؤْمِنٍ مُوَالٍ یَسْتَحِقُّهُ حَقِّی بِهِ وَ إِنْ بَذَلْتَهُ لِغَیْرِ مُسْتَحِقِّهِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ حَقَّهُ وَ مَنْ یَسْتَهْزِئُ وَ قَالَ النَّبِیُّ ص لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع یَا عَلِیُّ عَلِّمْهُ لِأَهْلِکَ وَ وُلْدِکَ وَ حُثَّهُمْ عَلَى الدُّعَاءِ وَ التَّوَسُّلِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ بِالاعْتِرَافِ بِنِعْمَتِهِ وَ قَدْ حَرَّمْتُ عَلَیْهِمْ أَلَّا یُعَلِّمُوهُ مُشْرِکاً فَإِنَّهُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَهً إِلَّا أَعْطَاهُ وَ کَفَاهُ وَ وَقَاه»[۲۶۳].
نکاتی که از روایت برداشت می شود اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی را بر دعای جوشن کبیر جزء امیرالمومنین علیه افضل الصلوات المصلین آگاه نکرده بود، دعای جوشن کبیر از اسرار الهی است، و از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواسته می شود دعا را فقط به کسی که دعا را سبک نمی شمارد و مسخره نمی کند و با نیت خالص و طهارت می خواند آموزش بدهد و برای دعا شانی همانند قرآن مجید قائل شده است که « یَکُونُ عَلَى طَهَارَهٍ لِأَنَّهُ‏ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» و حضرت از سید الشهداء می خواهند که دعا را به مومن ولایتمدار بیاموزند و رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت می خواهند آن را به اهل و فرزندانش بیاموزند و آن را به مشرکان نیاموزند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع :

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 168
  • 169
  • 170
  • ...
  • 171
  • ...
  • 172
  • 173
  • 174
  • ...
  • 175
  • ...
  • 176
  • 177
  • 178
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره ارزیابی کیفیت محیط مسکونی روستاهای ادغام شده در شهر ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع بررسی دوره های خشکسالی در استان های کرمانشاه و ...
  • مطالب پژوهشی درباره : ماهیت و آثار مترتب بر همکاری میان بانکهای مرکزی از ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با بررسی رابطه کیفیت سود و تغییرپذیری بازده سهام- فایل ۳۷
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره امکان سنجی استعلام الکترونیکی بین دستگاههای دولتی استان مرکزی- ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ارزیابی کیفیت برنامه های درسی رشته علوم تربیتی(گرایش مدیریت ...
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با تدوین و الویت بندی استراتژی های ارتقای گردشگری ...
  • پروژه های پژوهشی درباره :شاخصه‌هاي ياران مطلوب اميرمؤمنان علي دركلام حضرت باتأكيد بر ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی رابطه مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی در آموزش و ...
  • دانلود پایان نامه در رابطه با ارزیابی کاربرد سیستم اطلاعات مدیریت در مدیریت منابع انسانی دانشگاه ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان