ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع پایان نامه درباره :تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی در بحرین- فایل ۳
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

    1. أحساء

 

أحساء جمع حِسی است و آن زمین همواری را گویند که آبگیرهایی دارد و یا اینکه احساء زمینی است که از شن پوشیده باشد و آب در لایه های زیرین جمع شده باشد.[۹۳] و از همین ماده است حدیث: أنهم شربوا من ماء الاحسیِ.[۹۴]
ناصر خسرو (د ۴۸۱ ق) از این منطقه با نام «لحسا» یاد کرده است.[۹۵] ابن فضل الله عمری (د ۷۴۹ ق)[۹۶]، ابن بطوطه (د ۷۷۹ ق)[۹۷]، عبدالقادر دمشقی (د ۹۷۸ ق)[۹۸] آنجا را «الحسا» گفتهاند.
اما یاقوت «حُسا» را در غیر بحرین شناسانده است.[۹۹]
در اواخر قرن دهم برخی «لحصا» نیز گفتهاند که بسیار نادر است.[۱۰۰]
جغرافیدانان قدیم به هجر، بحرین و خَط، نیز گاهی أحساء گفتهاند و به تقریب تمامی مناطق واقع در کرانۀ جنوبی خلیج فارس، از بصره و بحرین تا عمان کنونی را در بر میگرفت.[۱۰۱]
تاریخ احساء به دورۀ مس باز میگردد،[۱۰۲] و به نظر میرسد دورۀ فنیقیها (کنعانیها) از مهمترین دوره های مهاجرت قبایل به سوی احسا بوده است.
فنیقیها حدود ۲۵۰۰ ق م و پس از اقامت در سواحل احساء و جزیرههای بحرین، از آنجا کوچ کردهاند. وجود مقبرههای فینیقی کشف شده از احساء، که قدمت آنها به ۵۰۰۰ هزار سال قبل میرسد ـ و در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود ـ مؤیّد این نظر است.[۱۰۳]
جرهاییها که شاخهای از نژاد کلدانی بودند و سپس قبایل طسم، جدیس و بنی عبدالقیس در احساء ساکن شدند.[۱۰۴]
نامه پیامبر به مردم هجر، جنگهای معروف به رده و بعدها تحرّکات خوارج در این منطقه از مهمترین وقایع تاریخِ پس از اسلام در احساء است. اما بیشترین شهرت احساء در تاریخ مربوط به ظهور فرمطیان است که در واقع پایهگذار این شهر به شمار میآیند.[۱۰۵]
ناصر خسرو (د ۴۸۱هـ) که از احساء در زمان حکومت قرامطه دیدن کرده است، میگوید:
چون از اهل آن شهر پرسند که: «چه مذهب داری؟» گویند که: «من بوسعیدیم»[۱۰۶] نماز نکنند و روزه ندارند و لیکن بر محمد مصطفی ˆ و پیغامبری او مقرند… یکی از آن سطانان[۱۰۷] در ایام خلفای بغداد، با لشکر به مکه شده است و در شهر مکه ستده و خلقی مردم را، در طواف در گرد خانۀ کعبه بکشته و حجرالاسود از رکن بیرون کرده به لحسا برده و گفته بود: «این سنگ مقناطیس مردم است، که مردم را از اطراف جهان به خویش میکشد».[۱۰۸]
در ۴۶۶ هـ عبد الله بن علی عیونی ـ بنیانگذار دولتِ عیونی ـ بساط قرامطه را برچید و تا ۶۴۲ ق احساء در حکومت سلسلۀ عیونی قرار گرفت.[۱۰۹]
امروزه احساء به عنوان استان شرقی عربستان سعودی، مهمترین مرکز استخراج نفت است. از لحاظ ترکیب جمعیتی نیز، عمدۀ مردم آن شیعۀ اثنی عشری هستند. از میان شیعیان نیز برخی شیخی و برخی اصولی هستند.
از میان شیخیه نیز بخشی تابع ال اسکویی در کربلا و گروهی آقا خانی و مشهور به رکنیه هستند.
مهمترین شهرهای أحساء نیز عبارتاند از: هُفوف، مُبرَّر، قطیف، دمّام و عِمران.[۱۱۰]

 

    1. العُقَیر

 

بندری در ساحل خلیج فارس در جنوب قطیف و در راه عمان و بصره است.[۱۱۱]
ابن حوقل و مَقدسی آن را از شهرهای هَجَر[۱۱۲]، ناصر خسرو از شهرهای لحسا[۱۱۳] و یاقوت از شهرهای خط دانستهاند.[۱۱۴]
در شعر ابوطالب در حمایت از رسول خدا ˆ آمده است:

 

وینصره الله الذی هـو ربّـه بأهل العُقیر او بسکان یثرب[۱۱۵]

 

 

    1. اُوال

 

اُوال یا اَوال، جزیرهای در بحرین بین یمامه، بصره و عُمان واقع شده است.[۱۱۶]
ابن حوقل (قرن ۴هـ) آنجا را در کنار هجر، احساء، قطیف و… از شهرهای بحرین و از جزایر دریای فارس و منسوب به اردشیر دانسته است.[۱۱۷] اصطخری نیز همین نسبت را آورده است.[۱۱۸]
مقدسی در همین قرن، اوال را از شهرهای أحساء نام میبرد.[۱۱۹]
ناصر خسرو در ۴۴۲هـ از جزیرۀ اوال با عنوان «بحرین» یاد کرده است.[۱۲۰]
ادریسی در قرن ششم نیز نوشته است: «و جزیره اوال جزیره حسنه بها مدینه کبیره تسمی البحرین».[۱۲۱]
یاقوت (د ۶۲۶هـ) و بغدادی (د ۷۳۹هـ) نام «تَرم» را نیز برای جزیرۀ بحرین ذکر کردهاند.[۱۲۲]
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. قَطَر

 

ازهری آن را قریهای از نواحی بحرین بر سیف خَط، بین عمان و عقیر توصیف کرده که[۱۲۳] از مناطق خلیج فارس در بحرینِ قدیم محسوب میشود.[۱۲۴] این منطقه، دارای بازاری معتبر بوده[۱۲۵] و شترهای ممتازی داشته که به «قَطَریات» مشهور بوده است.[۱۲۶]
امروزه این شبهجزیره یکی از امیرنشینان مستقل در خلیج فارس و دارای ذخائر گازی سرشاری است.[۱۲۷] و [۱۲۸]
ب. تاریخ

 

    1. بحرینِ قدیم

 

در دورۀ سلوکیان و حدود ۳۰۰ ق م شهر بازرگانی بزرگ گرهه در احساء مشهور بوده و مردم آن با شهرهای سلوکیِ حاشیۀ دجله، بازرگانی داشته‌اند.[۱۲۹]
در زمان اشکانیان تا زمان اردشیر بابکان ـ مؤسس حکومت ساسانی ـ فرزندان مَعد بن عدنان ـ از اعراب عدنانی ـ در این منطقه ساکن بوده‌اند.[۱۳۰] اردشیر بابکان (۲۲۶ ـ ۲۴۱ م) سنطرق ـ حاکم این منطقه ـ را شکست داد و در آنجا شهری ساخت که بِتَن اردشیر[۱۳۱] یا فسا اردشیر[۱۳۲] و یا فوران اردشیر[۱۳۳] و بعدها مدینه الخَطّ[۱۳۴] نامیده شد.

نظر دهید »
طرح های پژوهشی انجام شده درباره بررسی شکاف کیفیت خدمات ارائه شده و مورد ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مقادیر محاسبه شده

 

 

 

۱

 

تعداد

 

۳۸۵

 

 

 

۲

 

کای دو مربع

 

۴۴/۷۴

 

 

 

۳

 

درجه آزادی

 

۴

 

 

 

۴

 

سطح معناداری

 

۰۰۰/۰

 

 

 

با توجه به خروجی spss در جدول ۴-۲۰ مقدار عددی سطح معناداری (sig) برابر با ۰۰۰/۰ می باشد که از مقدار استاندارد ۰۵/۰ کمتر است. بنابراین فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود تفاوت معنادار میان ادراکات از کیفیت خدمات رد می شود. با توجه به جدول ۴-۱۹ همدلی بالاترین رتبه و عوامل فیزیکی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
۱٫۵٫ خلاصه تحقیق
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شکاف کیفیت خدمات ورزشی مراجعه کنندگان اداره کل ورزش و جوانان با بهره گرفتن از مدل سروکوال صورت گرفته است. در این پژوهش رضایت مراجعه کنندگان از کیفیت خدمات و شکاف خدمات در پنج بعد قابلیت اعتماد، پاسخگویی، اطمینان دهی، همدلی و عوامل فیزیکی مورد سنجش قرار گرفتند.
برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه استاندارد استفاده گردید. پرسشنامه تحقیق در سه بخش ارائه گردید، بخش اول مربوط به مشخصات فردی افراد بوده که شامل اطلاعاتی از قبیل جنسیت، سن، تحصیلات و مدت زمان مراجعه به اداره ورزش و جوانان بود. بخش دوم شامل پرسشنامه ۲۲ سوالی وضعیت مطلوب (انتظارات) خدمات می باشد، بخش سوم شامل پرسشنامه ۲۲ سوالی مربوط به وضعیت موجود (ادراکات) خدمات ورزشی بوده که سوالات با طیف پنج گزینه ای لیکرت نمره گذاری شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. برای محاسبه پایایی نیز ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید.
جامعه آماری این مطالعه متشکل از کلیه مراجعه کنندگان اداره کل ورزش و جوانان استان کهگیلویه و بویراحمد است که به علت نامحدود بودن جامعه آماری حجم نمونه ۳۸۴ برآورد شد. بالغ بر ۴۰۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت ۳۸۵ پرسشنامه جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت.
برای بررسی و توصیف ویژگی‌های جمعیت شناختی پاسخدهندگان از روش های آمار توصیفی مانند جداول توزیع فراوانی و میانگین و انحراف معیار استفاده شده است. همچنین روابط بین متغیرهای شناسائی شده با بهره گرفتن از آزمون ویلکاکسون و همچنین فریدمن با بهره گرفتن از نرم افزار آمار SPSS صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش بطور خلاصه در زیر ارائه شده است.
۲٫۵٫ بحث و نتیجه گیری
۱٫۲٫۵٫ یافته (مربوط به فرضیه اول)
فرضیه ی اول: بین کیفیت خدمات ارائه شده و کیفیت خدمات مورد انتظار در اداره کل ورزش و جوانان استان کهگیلویه و بویراحمد تفاوت معنی داری وجود دارد.
قدر مطلق آماره آزمون محاسبه شده (۸۸/۱۶) بزرگتر از z جدول(۳۳/۲) می باشد، بنابراین می توان فرضیه صفر، مبنی بر یکسان بودن میانگین ها را در سطح ۰۱/۰ رد کرده و با ۹۹ درصد اطمینان نتیجه گرفت که شکاف بین انتطارات و ادراکات مراجعه کنندگان اداره کل ورزش و جوانان از کیفیت خدمات ورزشی معنی دار است. لازم به ذکر است که این شکاف منفی است یعنی انتظارات افراد فراتر از ادراکات آنان بوده است. میانگین رتبه انتظارات برابر ۰۴/۱۹۹ بیشتر از میانگین ادراکات مراجعه کنندگان ۰۸/۲۰ بوده است.
زیربنای نظری
نقش کیفیت خدمات به عنوان تعیین کنندهی حیاتی موفقیت یک سازمان در محیط رقابتی امروزی شناخته شده است. هر کاهشی در رضایت مشتری از طریق تضعیف کیفیت خدمات باعث نگرانی سازمانها می شود. مصرف کنندگان از افزایش استانداردهای خدمات آگاه تر شده اند و انتظارات افزایش یافته اند. به عبارت دیگر، جنبه های کیفیت خدمات نقش استراتژیکی قابل توجهی دارا می باشد (فضل زاده،۲۰۱۱). با فرض این که مشتری توانایی ارزیابی عملکرد یک خدمت را داشته باشد، نتیجه این ارزیابی با انتظارات مشتری پیش از خرید یا مصرف مقایسه می‌گردد. هر نوع عدم انطباقی بین ارزیابی مشتری با انتظارات او به یک عدم تایید می‌ انجامد. عدم تایید مثبت موجب افزایش یا حفظ رضایت می‌گردد و عدم تایید منفی منجر به نارضایتی مشتری می‌شود (اندرسون و لیندستاد، ۱۹۹۸). همانطور که ملاحظه شد شکاف بین ادراکات و انتظارات از کیفیت خدمات ورزشی تأیید شد. در واقع مراجعه کنندگان بر این باورند که خدمات ورزشی که ارائه داده می شود در سطح مطلوب نیست و می توان برای ارائه بهتر خدمات برنامه ریزی کرد و با فراهم آوردن امکانات ورزشی بهتر، پاسخگویی بهتر به مراجعه کنندگان، نشان دادن علاقه به حل مشکلات و رفتاری منصفانه و محترمانه به آنان در پر کردن اوقات فراغت یا پیشرفت در رشته ورزشی خود کمک نمود. خدماتی که ارائه می شود باید از چند جنبه برای ارباب رجوع مطلوبیت ایجاد کند و پرداختن تنها به یکی از ابعاد مانند عوامل فیزیکی، اعتماد و یا … صحیح نیست. سازمانی ورزشی که می کوشد از هر جهت پاسخگو باشد این پاسخگو بودن از طرق مختلف مانند ارائه خدمات ملموس، اطمینان دهی، همدلی و … نمود پیدا میکند. امروزه با توجه به اینکه خدمات یکی از ابزارهای رقابتی بین سازمانها شده است لذا توجه به کیفیت خدمات می تواند در پیشرفت سازمان سهمی عمده داشته باشد.
تحقیقات همخوان
یافته مطالعه با یافته تحقیقات زیر همخوانی دارد؛ داکروز و ملیرو (۲۰۱۰) به شکاف کیفیت خدمات درمانی در یک بیمارستان خصوصی پی بردند، لیم و تانگ (۲۰۰۰) به شکاف انتظارات و ادراکات در یک بیمارستان در سنگاپور دست یافتند، چو (۲۰۰۴) به شکاف کیفیت خدمات آموزشی در دانشکده مدیریت رایرسون کانادا پی برد، کاوسی و همکاران (۱۳۹۲)، عباسیان و همکاران (۱۳۹۲)، کبریایی و رودباری (۱۳۸۴) به شکاف کیفیت خدمات آموزشی در بین دانشجویان دست یافتند. رنجبر و همکاران (۱۳۸۹)، جناآبادی و همکاران (۱۳۹۰)، آقاملایی و همکاران (۱۳۸۷) و غلامی و همکاران (۱۳۹۰) به شکاف کیفیت خدمات بهداشتی در بیمارستان هایی جداگانه دست یافتند. عنایتی نوین فر و همکاران (۱۳۹۰) نیز در مطالعه ای با بهره گرفتن از مدل سروکوال به ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه پیام نور همدان از دیدگاه دانشجویان پرداختند که در همه ابعاد مدل سروکوال شکاف بین وضع موجود و مطلوب تأیید شد و همراستا با یافته تحقیق بود، زوار و همکاران (۱۳۸۶) نیز در مطالعه ای شکاف بین کیفیت خدمات آموزشی در دو وضع موجود و مطلوب در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی و غربی با بهره گرفتن از مدل سروکوال تأیید نمودند.
تحقیقات غیر همخوان
این یافته با یافته مطالعه کروبی و یوسفی (۱۳۸۹) با عنوان مقایسه ادراکات و انتظارات مهمانان نسبت به پنج بعد کیفیت خدمات در هتل همای ۲ مشهد همخوانی ندارد. فرضیه ایشان در این مطالعه مبنی بر وجود شکاف در تمامی ابعاد کیفیت خدمات رد شد و انتظارات مشتریان پایینتر از ادراکات آنان بود. این احتمالا بدین دلیل باشد که هتل ها معمولا مجهز هستند و خدماتی مکمل ارائه می دهند که نیاز واقعی مشتری محسوب نمی شود اما ارائه آن باعث شور و شعف مشتری می شود
محدودیت
از جمله محدودیت های پژوهش جمع آوری پرسشنامه ها در مدت زمان کم، دسترسی محدود به مقالات و پایان نامه های خارجی و داخلی، عدم توان کنترل بر میزان دقت و صداقت پاسخگویان در پاسخ به سئوالات که میتواند نتایج تحقیق را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین در این مطالعه از مدل سروکوال برای سنجش کیفیت خدمات استفاده شده که ممکن است مدلهای دیگر نتایجی دیگر داشته باشند.
نتیجه گیری
هدف اصلی در این تحقیق یافتن شکاف کیفیت خدمات در اداره کل ورزش و جوانان بود که یافته تحقیق نشان می دهد بین کیفیت خدمات ادراکی و انتظارات شکافی با میانگین ۱۴/۱ وجود دارد. بدین معنا که در زمینه عمل به تعهدات و برآورده شدن انتظارات مراجعه کنندگان به خوبی اقدام نشده است. بنابراین می توان گفت فرصت هایی برای بهبود وجود دارد و با برنامه ریزی جامع باید به آن دست یافت.
پیشنهادات برخاسته از یافته
بکارگیری نیروی انسانی با تجربه و شایسته برای ارائه خدمات و توجه به مهارت های آنان از لحاظ ارتباطی و تخصصی، متناسب با حوزه فعالیت می تواند در شکل دهی رضایت از خدمات موثر واقع شود. چرا که پرسنل نقش بسزایی در ارائه خدمات مناسب و کاهش شکاف خدماتی دارند

نظر دهید »
نگارش پایان نامه با موضوع : رژیم حقوقی حاکم درقرارداد های بالا دستی- فایل ۱۰
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در قرارداد الحاقی کویت و شرکت نفت کویت که در سال ۱۹۵۵ امضاء شد حق‌الامتیاز دوازده و نیم درصد را به صورت نقد اساس حق‌الامتیاز قرار دادند، بدین توضیح که “ قرار شد شرکت برای هر تن نفت استخراجی مبلغ یازده شیلینگ به دولت کویت بابت حق‌الامتیاز بپردازد و یازده شیلینگ معادل قیمتی است که یک هشتم تن نفت خام در آن تاریخ ارزش داشت یعنی قیمت متوسط هر تن چهار لیره و هشت شیلینگ بود و در همان قرارداد مقرر شدکه قیمت حق‌الامتیاز با توجه به قیمت‌های سالیانه نفت ترقی و تنزل خواهد کرد، لذا در صورتیکه قیمت نفت نسبت به سال ۱۹۵۵ ارزان تر شد دولت کویت به همان نسبت به مبلغ کمتری دریافت خواهد داشت واگر بالاتر رود دولت مبلغ بیشتری دریافت خواهد کرد.”[۲۳۷]
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
نکته‌ای که در قرارداد کویت جلب توجه می‌کند، این است که دولت مذکور از حق‌الامتیاز دوازده‌ و نیم درصد خود هیچ وقت حق دریافت جنس نخواهد داشت.
به موجب مقررات قانون نفت لیبی تا قبل از ۱۹۶۱ مقرر بود که هر صاحب امتیاز، مکلف است قیمت اعلان شده دوازده و نیم درصد از محصول نفت خود را به عنوان حق‌الامتیاز نقدا به دولت لیبی بپردازد ولی “در سال ۱۹۶۱ قانون مذکور اصلاح گردید و به دولت اختیار داده شد که دوازده و نیم درصد حق‌الامتیاز را به میل خود نقد یا جنس دریافت دارد و تغییر دیگر قانون نفت در این مورد تغییر اساس قیمت نفت بود که تا سال ۱۹۶۱ پایه محاسبه قیمت‌ها بر اساس قیمت واقعی بود ولی در آن سال اساس قیمت هم تغییر کرد و مقرر گردید که قیمت نفت حق‌الامتیاز در سر چاه به حد متوسط قیمت بازار آزاد در حال رقابت و در آخرین بندر لیبی باید به نرخ فوب محاسبه شود ولی موضوع فوق هم باز در تجدید نظری که در سال ۱۹۶۵ در قانون به عمل آمد تغییر کرد و اساس محاسبات بر پایه قیمت اعلان شده برقرار گردید.”[۲۳۸]
در قرارداد امتیاز کویت وشل ۱۹۶۱ مقرر گردیده است تا زمانیکه صادرات نفت منطقه مورد امتیاز به طور مرتب شروع نشده است، از هر تن نفت استخراجی پنج شیلینگ حق‌الامتیاز پرداخت شود وپس از اینکه میزان صادرات مرتب شروع شد، مبلغ حق‌الامتیاز دوازده و نیم درصد از محصول خواهد بود که صاحب امتیاز باید قیمت آنها به بهای اعلان شده بپردازد.
در جمهوری متحده عرب هم حق‌الامتیاز به طرق مختلف درقراردادهای آن کشور پیش‌بینی شده است. بدین توضیح که برای امتیازاتی که بین سالهای ۱۹۱۲ و ۱۹۳۳ اعطاء شده حق‌الامتیاز چهار درصد از محصول ذکر شده بود و امتیازی که در سال ۱۹۲۳ به سندیکای نفت مصر داده شد، حق‌الامتیاز دوازده و نیم درصد از جنس تعیین گردید و در قرارداد ۱۹۴۸ با شرکت نفت انگلیس و مصر حق‌الامتیاز چهارده درصد تعیین شد و قراردادهای بعدی هم عبارتند از:
در قراردادهای که با فیلیپس و پان امریکن ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ تنظیم شده مقرر گردیده که صاحب امتیاز باید پانزده درصد از محصول را بابت حق‌الامتیاز باختیار دولت با جنس یا نقد بپردازد.
در الجزایر به موجب قانون نفت صحرا میزان حق‌الامتیاز در قراردادهای نفتی دوازده و نیم درصد تعیین گردیده است. درا ین کشور اساس تعیین قیمت‌ها بر پایه قاعده “قیمت واقعی” بود تا در سال ۱۹۵۸ که قانون نفت صحرا تصویب شد، مقرر گردید که اساس محاسبه باید بر مبنای تعریفی که در هر قرارداد جداگانه پیش‌بینی می‌شود تعیین شود و اگر در قرارداد تعریف نشده باشد “اساس قیمت بر مبنای قیمتی است که در مدل قراردادهای آن کشور پیش‌بینی گردیده است و در آخرین مدل مقرر گردیده که حق‌الامتیاز باتوجه به قیمت نفت آن کشور هر سه ماه یکبار بر پایه حد متوسط قیمت تجارتی و قیمت صادرات و فروش که در بازار بدست می‌آید تعیین خواهد شد.”[۲۳۹]
در تونس به موجب قانون ۱۹۴۸ حق‌الامتیاز برای طرفهای قرارداد آن کشور ده درصد از محصول تعیین شده بود. ولی قانون مزبور بعدا اصطلاح گردید و حق‌الامتیاز به ۱۵ درصد ترقی یافت و در امتیازی که در سال ۱۹۵۸ از طرف دولت به شرکت نفت “کورو نودا” و در سال ۱۹۵۹ به شرکت نفت مینرالی اعطاء شد قانون مزبور به مرحله اجرا درآمد و حق‌الامتیاز پانزده درصد از محصول تعیین شده است.
در قانون نفت مراکش مورخ ۱۹۵۸ ابتکار جدیدی بکار رفته و مقرر داشته که حق‌الامتیاز باید با توجه به مقدار نفت تولیدی به طور تصاعدی بالا رود و هر مقدار نفت که استخراج می‌شود با توجه به آن مقدار صاحب امتیاز حق‌الامتیاز می‌پردازد و میزان حق‌الامتیاز هم ازشش درصد تا چهارده درصد تعیین شده و حداقل استحصال هم پنجاه هزار تن سالیانه تعیین شده که تا آن مقدار به طور کلی از پرداخت حق‌الامتیاز معاف است.
در قرارداد منعقده بین شیخ خضرالموت و شرکت پان امریکن ۱۹۶۱ هم حق‌الامتیاز دوازده و نیم درصد تعیین شده و دولت اختیار دارد که آنرا به جنس یا نفد دریافت دارد.
در قرارداد امتیاز شیخ راس‌الخیمه با شرکت نفت “کوآمکو” حق‌الامتیاز عبارت است از دوازده نیم درصد محصول که صاحب امتیاز باید براساس قیمت اعلان شده وجه آنرا به شیخ بپردازد.
در قرارداد شیخ راس‌الخیمه باشل ۱۹۶۹ هم میزان حق‌الامتیاز دوازده و نیم درصد تعیین شده است.
در قراردادی که بین دولت اردن و “شرکت نفت مکن” منعقد گردیده حق‌الامتیاز به مقدار شانزده درصد و دوسوم از یک درصد از نفت استحصالی تعیین شده و دولت مختار است هر یک را که مایل است عمل کند.
مبحث دوم : شرایط غیرمالی در قراردادهای بین‌المللی نفت و گاز
دسته‌ای از شرایط عمومی قراردادهای نفتی را که شرایط غیرمالی نامیده‌ایم، آنهایی هستند که گرچه مستقیما مربوط به درآمدها و مخارج نقدی نیستند و از این جهت می‌توان آنها را غیرمالی نامید ولی غیرمستقیم تمام شرایطی که در قراردادهای نفتی درج می‌گردد منشاء نوعی منافع و درآمد مالی برای یکی از طرفین است .لذا شرایط مذکور طی تقسیم‌بندی بنام شرایط غیرمالی آورده شده است.
گفتار اول : مسئله استرداد تدریجی اراضی در قراردادهای بین‌المللی نفتی
مسئله استرداد تدریجی اراضی مورد امتیاز، از جمله شرائط عمومی مندرج در قراردادهای نفتی است که در سالهای اخیر تکامل بسیار یافته، در صورتیکه در قراردادهای اولیه به علت عدم اطلاع به موضوع توجهی به آن نمی‌شد و اصولا در آن زمان حتی تصور هم نمی‌شد که ممکن است قسمتی از اراضی که برای مدت معینی برای استخراج نفت به یک شخص داده شده از تصرف او خارج و به شخص دیگری برای همان منظور داده شود.
مسئله استرداد اراضی در قراردادهای خاورمیانه مثل بسیاری از مسائل دیگر از خارج منطقه با این نواحی مهاجرت کرده و به تدریج به منزله یک شرط عمومی قراردادها در آمده است بدین توضیح که در سال ۱۹۳۳ در قانون نفت و نزوئلا در امریکای جنوبی تجدیدنظر شد و به موجب اصلاحیه قانون جدید به دولت اجازه داده شده که در آتیه در هر مورد که دولت اراضی نفتی به شخص واگذار کند، نباید از دو هزار هکتار بیشتر باشد و باید در همه قراردادها شرطی قید گردد که از تاریخ امتیاز تا مدت معینی هر دارنده امتیاز مکلف باشد قطعاتی از اراضی مورد امتیاز را که مجموع مساحت آن بیش از نصف مساحت مجموع اراضی مورد قرارداد نباشد، انتخاب و بقیه را به دولت مسترد دارد.
“شرط استرداد اراضی در امریکا سابقه قدیمی تر از درج در قانون نفت و نزوئلا هم دارد و در خاورمیانه اولین بار عنوان این موضوع در قانون مربوط به شرائط اساسی امتیاز نفت شمال ایران به یک کمپانی امریکائی که در سال ۱۳۰۲ به تصویب رسیده ظهور کرده بدین ترتیب که در قانون مذکور مقرر شده بود که صاحب امتیاز باید ظرف هشت سال صورت اراضی که برای استخراج انتخاب کرده به وزارت فوائد عامه تسلیم نماید و بقیه اراضی را بدون هیچگونه دعاوی به دولت ایران واگذار و دولت مختار خواهد بود اراضی مذکور را برای عملیات استخراج به اشخاص دیگر واگذار نماید (ماده ۱۱).
ولی بطوریکه می‌دانیم قرارداد مزبور به مرحله اجرا در نیامد و ذکر شرط استرداد تدریجی اراضی در قراردادهائی که به مرحله اجراء رسیده، اولین بار در قرارداد دولت عراق و شرکت نفت ترکیه بود که بعدا نام صاحب امتیاز به شرکت نفت عراق تبدیل گردید و در قرارداد مذکور مقرر شده بودکه دولت عراق این حق را برای خود محفوظ می‌دارد که پس از چهار سال بعداز تاریخ اعطاء امتیاز هر سال بیست و چهار قطعه از اراضی مورد امتیاز را که هر کدام دارای مساحتی در حدود هشت میل مربع باشد به میل خود انتخاب کرده”[۲۴۰] و به اجاره برگزار نماید که البته مقصود از اجاره آن بود که برای استخراج نفت بدیگران واگذار شود و در همان ماده شرایطی برای اجاره دادن اراضی استرداد شده ذکر شده بود، از جمله اینکه در چنان صورتی باید شرایط استیجاری آگهی شده و به اطلاع عموم برسد و طوری عمل شود که هر کس مایل باشد بتواند در قرارداد اجاره مذکور شرکت نماید و نیز مقرر شده بود که شرایط و مقررات واگذاری اراضی به اجاره باید مساوی و معادل شرایط و مقرراتی باشد که در مورد اصل قرارداد امتیاز مورد عمل قرار گرفته است.
شرط مندرج در قرارداد عراق راجع به استرداد اراضی تا سال ۱۹۳۱ اعتبار داشت و در آن سال به موجب قرارداد الحاقی که بین طرفین تنظیم شد شرط مذکور لغو و اصولا موضوع استرداد اراضی منتفی شد.
در قرارداد ۱۹۳۳ ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران ضمن تعیین حوزه امتیاز به موجب یک نقشه مقرر شده بود کمپانی باید تا ۳۱ دسامبر ۱۹۳۸ یک یا چند قطعه زمین را در حوزه مزبور در هر نقطه که مقتضی بداند، مشروط بر اینکه مجموع مساحت آنها از یک صد هزار میل مربع انگلیسی تجاوز ننماید انتخاب و تا تاریخ مذکور به دولت اطلاع و از تاریخ ۱۹۳۸ به بعد شرکت دیگر حق تفحص و استخراج را جز در قطعاتی که انتخاب کرده نخواهد داشت که با توجه به شرط مذکور آن شرط را نمی‌توان به منزله شرایط استرداد اراضی موجود در قراردادهای نفتی تلقی کرد.
در قرارداد ایران و کنسرسیوم که در سال ۱۹۵۴ تنظیم شد، هیچگونه شرطی که به توان گفت مقصود از آن استرداد تدریجی اراضی است وجود ندارد، زیرا در ماده دوم ناحیه عملیات را تشریح و سپس به موجب ضمیمه ،حدود آن ناحیه به طور دقیق معلوم و مشخص شد و سپس در ماده ۴۹ که مربوط است به چگونگی تمدید قرارداد پس از پایان ۲۵ سال دوره اولیه امتیاز مقرر شده در صورتیکه کنسرسیوم تقاضای تمدید نماید، از جمله شرایط تمدید آن است که شرکت اکتشاف و تولید ضمن ارسال اخطار مقرر در قرارداد برای تمدید باید نقشه‌ای ترسیم نماید که ناحیه عملیات دوره اضافی را نشان دهد و آن ناحیه نسبت به ناحیه دوره قبلی محدودتر و به هیچ وجه نباید از هشتاد درصد مساحت مقرر در ماده ۲ تجاوز نماید.
در قراردادهای پان‌آمریکن و سافایر هم مقرر شده، در پایان سال پنجم بعد از تاریخ اجراء قرارداد از کل ناحیه مورد قرارداد بیست و پنج درصد کسر خواهد شد و بعد از آن نیز حداکثر ضمن یک دوره پنج ساله دیگر ناحیه مزبور مجددا بیست و پنج درصد تقلیل داده خواهد شد و چنانچه در پایان سال دوازدهم از تاریخ اجراء بهره‌برداری تجارتی انجام نشده باشد، تمام اراضی مورد امتیاز مسترد خواهد شد و چنانچه در آن تاریخ بهره‌برداری تجارتی انجام شده باشد، فقط آن قسمت از اراضی که از نقطه نظر تجارتی منابع قابل بهره‌برداری در آن کشف شده باشد، در اختیار طرف قرارداد باقی خواهد ماند.
در قراردادهای پنجگانه نفت فلات قاره و در قرارداد شرکت نفت خلیج‌فارس هم شرایطی مشابه شرایط قراردادهای پان‌آمریکن و سافایر قید گردیده است.
در قراردادهای پیمانکاری ایران و شرکت‌های نفتی شرایط مندرج در قراردادهای قبلی در مورد استرداد اراضی بهم خورده و قواعد جدید جانشین آنها شده است. مثلا به موجب ماده ۱۴ قرارداد اراپ باید در پایان سال اول مرحله اول ناحیه اصلی واقع در دریا به میزان سی درصد تقلیل پیدا کند و پیمانکار به علمیات اکتشافی در قسمت باقیمانده بپردازد و در پایان مرحله سه ساله اول ناحیه واگذای در دریا به میزان یک ثلث تقلیل خواهد یافت و هرگاه در پایان مرحله سه ساله دوم عملیات اکتشافی طبق مقررات قرارداد وارد مرحله سوم شود قسمت باقیمانده ناحیه واگذاری در دریا بار دیگر به میزان یک ثلث تقلیل خواهد یافت و در ناحیه خشکی هم مقرراتی مشابه موجود است.
در قرارداد شرکت‌های اروپائی در ماده ۱۸ مقرر شده که در پایان مرحله اول باید ناحیه واگذار شده به میزان چهل درصد کسر شده و هرگاه در پایان مرحله دوم عملیات اکتشافی قرارداد وارد مرحله سوم شود، باقیمانده ناحیه واگذار شود.
در قرارداد ایران و شرکت نفت کنتینتال در ماده ۱۳ مقرر شده که ناحیه واگذار شده در پایان مرحله اول به میزان پنجاه درصد تقلیل خواهد یافت.
در پایان دوره اکتشاف ناحیه واگذار شده بطور نهائی تقلیل خواهد یافت به نحوی که فقط محدود به ناحیه یا نواحی بهره‌برداری شده باشد.
گفتار دوم : مسئله استخدام اتباع کشور طرف قرارداد
در مورداستخدام اتباع کشور طرف قرارداد هم نخست مقررات معمولی در ایران را مورد بحث قرار داده و سپس به سایر کشورها می‌پردازیم.
در فصل دوازدهم قرارداد دارسی مقرر شده بود، عمله وفعله که در تاسیسات مورد قرارداد کار می‌کنند، باید رعیت شاهنشاه باشند، به استثنای اجزای علمی از قبیل مدیر ، مهندس و مباشرین و بدین‌ترتیب اولین شرط در مورد استخدام اتباع کشور طرف اعطاء کننده امتیاز در قراردادهای نفتی خاورمیانه ظهور کرد.
“در قرارداد ۱۹۳۳ ایران مقرر گردیده: مسلم است که کمپانی صنعتگران و مستخدمین فنی و تجاری خود را با اندازه‌ای که اشخاص ذیصلاحیت و با تجربه در ایران یافت شود، از اتباع ایران انتخاب خواهد کرد و این نیز مسلم است که مستخدمین غیرفنی کمپانی منحصرا از اتباع ایران خواهند بود و طرفین موافقت می‌نمایند که با مطالعه یک طرح عمومی تهیه نمایند که بر طبق آن هر سال و مرتبا مستخدمین غیرایرانی را تقلیل داده و به جای آنها بطور تصاعدی در کوتاهترین مدت ممکن از اتباع ایرانی به گمارند (ماده ۱۶) .
در قرارداد فروش نفت و گاز با کنسرسیوم در ماده ۴ که مربوط به حقوق و وظایف طرف‌های قرارداد است، آنها تعهد کرده‌اند که استخدام کارمندان خارجی را به حداقل رسانیده و تا حدودی که معقولانه عملی باشد که بیگانگان فقط برای تصدی مقاماتی استخدام شوند که شرکت‌های عامل نتوانند ایرانیان حائز معلومات و با تجربه کافی برای احراز آن مقامات پیدا کنند.و طرف‌های قرارداد باید با تهیه طرح‌ها و برنامه‌ها و با مشورت شرکت ملی نفت ایران برای کارآموزی و تعلیم صنعتی و فنی و تشریک مساعی برای اجرای آن به منظور اینکه ایرانیان با فراگرفتن تعلیمات لازم در کوتاهترین مدتی که عملا ممکن باشد، جایگزین کارمندان بیگانه شوند و هر نوع فرصت ممکن برای این که ایرانیان در این گونه عملیات شرکت‌های عامل شاغل مقامات مهم شوند، فراهم گردد.
در قرارداد آجیب “دستگاه عامل سازمان مشترک یعنی شرکت سیریپ مکلف به تقلیل استخدام کارمندان خارجی شده و مقرر گردیده برای این منظور سیریپ دقت خواهد نمود که استخدام این نوع کارکنان تا حدودی که بطور معقول عملی باشد منحصرا برای تصدی مشاغلی صورت گیرد که سیریپ نتواند برای اشتغال به آنها ایرانیانی که دارای معلومات و تجربیات لازم باشند پیدا کند”[۲۴۱]
در قرارداد پان‌آمریکن و سافایر و قراردادهای پنجگانه ۱۹۶۵ و قرارداد شرکت نفت خلیج‌فارس مقرراتی شبیه مقررات موجود در قرارداد کنسرسیوم ذکر شده که قسمت آخر آن جزئی تفاوت داشته و مقرر می‌دارد که باید طرف قرارداد طرح و برنامه‌هائی برای کارآموزی وتعلیم صنعتی و فنی و همکاری در اجرای آنها تهیه نماید. با توجه به این هدف که در نتیجه اجرای برنامه‌های مذکور تقلیل تدریجی و مرتب کارمندان خارجی به نحوی میسرگردد که درخاتمه ده سال از تاریخ اجراء عده کارمندان خارجی شرکت از دو درصد کل کارمندانی که در استخدام آن شرکت می‌باشند تجاوز ننماید و مقامات عالی اجرائی که توسط کارمندان غیرایرانی اشغال شده از چهل و نه درصد کل مقامات اجرائی موجود بیشتر نباشد (ماده ۱۳ قراردادهای مربوطه).
در قراردادهای سه گانه پیمانکاری ایران با شرکت‌های نفتی، طرف‌های قراردادها ملزم به محدود کردن استخدام کارمندان خارجی به حداقل شده‌اند با تامین این منظور که تا آنجا که به طور معقول عملی باشدکه کارمندان خارجی فقط برای تصدی مشاغل تخصصی فنی که ایرانیان حائز معلومات و تجربه لازم برای اجراء آن مشاغل یافت نشوند استخدام گردند.
در قراردادهای دیگر خاورمیانه هم شرط استخدام اتباع داخله از شرائط عمومی قراردادها است که به تدریج بطرف کمال گرائیده و این معنی علاوه بر شرایط قراردادها در بعضی از قوانین کشورهای نفت‌خیز هم ذکر شده است.
در قانون نفت لیبی و قراردادهای امتیاز آن کشور، طرف‌های قرارداد ملزم هستند پس از ده سال از تاریخ قرارداد مجموع کارمندان و کارگران موسسات نفتی آنها کمتر از ۷۵ درصد از اتباع لیبی نباشند.
در قرارداد عربستان سعودی و آکسیراپ مقرر شده که ۷۵ درصد از مستخدمان شرکت در عربستان سعودی باید از اتباع آن کشور باشند ولی پورسانتاژ کارکنان شرکت که درخارج از کشور هستند حداقل به سی درصد محدود شده مشروط بر اینکه از اتباع آن کشور اشخاص شایسته و واجد شرایط وجود داشته باشند.
در قرارداد آرامکو و عربستان که قدیمی‌ترین قراردادهای نفتی آن کشور است مقرر شده که مدیران و سرپرستان عمده شرکت نفت باید از اتباع ممالک متحد امریکا بوده و آنها مکلف هستند تا حدی که عملی باشد از اتباع کشور سعودی را برای انجام امور شرکت استخدام نمایند.
در قرارداد کویت وشل شرطی شده است که شرکت باید تا حدی که عملی باشد، از اتباع امیر کویت را تربیت کرده و سپس در اموری که شایستگی دارند آنها را برای آن امور استخدام نماید. اعم از اینکه امور مربوط به مدیریت و یا امور فنی و یا هر رشته دیگر از فعالیت‌های صاحب امتیاز باشد و در صورتیکه امکان عملی داشته باشد شرکت مکلف است تا هفتاد درصد از کارمندان و کارگران متخصص و تا نود درصد از کارگران ساده و غیرمتخصص را از اتباع کویت و کشورهای همسایه کویت استخدام نماید.”[۲۴۲]
گفتار سوم : مسئله ترک قرارداد یا امتیاز
درج مسئله ترک قرارداد به عنوان یک شرط در قراردادهای نفتی، از آن جهت است که ممکن است عملیات اکتشافی به نتیجه نرسد و یا اگر فرضا به نتیجه رسید و نفت کشف گردید، مقدار آن به حدی نباشد که ارزش بازرگانی داشته باشد و یا اینکه نفت کشف به شود و به مقدار تجارتی هم صادر گردد ولی پس از مدت معینی ذخیره منابع تمام شود که در تمام این موارد بقاء صاحب امتیاز در نواحی مورد امتیاز نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه اوباید سالیانه هم متحمل مخارج بسیاری از جهت پرداخت هزینه‌های نگهداری دستگاه ها و حقوق کارکنان و حقوق مندرج در قرارداد از قبیل حق‌الارض و حق‌الامتیاز و غیره بشود. لذا در قراردادهای نفتی که تنظیم می‌شود، معمولا این حق برای صاحب‌امتیاز حفظ می‌شود که در موارد مخصوص به تواند حوزه امتیازات را ترک و به قرارداد خاتمه دهد.
در قراردادهای اولیه نفتی خاورمیانه مسئله ترک قرارداد ناشناخته بود ولی به تدریج یکی از شرائط لازم از لحاظ طرف‌های خصوصی قراردادها گردیده است.
در قرارداد دارسی هیچ گونه اشاره‌ای به اینکه صاحب‌امتیاز بتواند حوزه امتیاز را ترک نماید نشده است ولی در “قانون شرایط اساسی امتیاز نفت” به یک کمپانی معتبر آمریکائی مصوب ۱۳۰۲ پیش‌بینی شده که اگر پس از سه سال از تاریخ اجرای قرارداد بوسیله متخصصین کمپانی معلوم شود که نفت به مقدار تجارتی در حوزه قرارداد پیدا نمی‌شود شرکت امتیاز را به دولت واگذار خواهد نمود (ماده ۱۳)
“ در قرارداد۱۹۳۳ شرکت نفت ایران و انگلیس با دولت ایران در ماده ۲۵ مقرر گردیده که درآخر هر سال مسیحی کمپانی حق خواهد داشت که این امتیاز را ترک نماید، مشروط بر اینکه دو سال قبل از آن دولت را از نیت خود کتبا مطلع ساخته باشد و سپس در ماده ۲۰ مقرر است در موقع ختم امتیاز خواه به طریق عادی و خواه به هر نحو دیگری تمام دارائی کمپانی در ایران بدون هیچ مخارج و قیدی متعلق به دولت ایران می‌گردد. تمام دارائی مشتمل است بر تمام اراضی و ابنیه و کارخانه‌ها و ساختمان‌ها و چاه‌ها و سدهای دریائی و راه ها ولوله‌های حمل نفت و پل‌ها و . . . و تمام وسایل نقلیه و تمام اجناس و سایر اشیائی که شرکت در ایران دارد.
در قرارداد امتیاز نفت شمال ایران مصوب ۱۳۱۵ هم به صاحب امتیاز حق داده شده بود که در آخر هر سال مسیحی بتواند امتیاز را ترک کند.
در قرارداد کنسرسیوم و ایران هیچ گونه ذکری از ترک یک طرفه قرارداد بوسیله کنسرسیوم نشده است، ولی در جزء ج از ماده ۴۱ مقرر شده در صورتیکه طرفهای این قرارداد توافق دیگری در این باب ننمایند، این قرارداد قبل از انقضای مدت آن فسخ نخواهد شد، مگردر صورتیکه هیئت داوری یا داور واحد که بر طبق ماده ۴۴ این قرارداد تعیین شده باشد به موجب رای خود این قرارداد را به علت نقض مقررات آن یا به علت اینکه اجرای قرارداد به کلی غیرمقدور گردیده خاتمه یافته اعلام کند.
در قانون نفت ایران هیچ گونه اجازه صریحی برای طرحهای قراردادها درترک قرارداد نفتی پیش‌بینی نشده، ولی درماده هفتم مقرر گردیده چنانچه در پایان سال دوازدهم بعد ازتاریخ قرارداد عملیات سازمان مشترک یا دستگاه مختلط درناحیه مزبور به مرحله بهره‌برداری تجارتی نرسیده باشد، سازمان یا دستگاه علاوه بر اینکه ناحیه مزبور را به شرکت ملی نفت ایران مسترد خواهد نمود، مشمول هرگونه ضمانت اجرائی که به موجب ماده ۱۵ مقرر می‌شود نیز خواهد بود.”[۲۴۳]
پس از تصویب قانون نفت در همه قراردادهای ایران برای ترک شرایطی پیش‌بینی شده، مثلا در قرارداد آجیب و شرکت ملی نفت ایران در ماده ۱۹ مقرر شده است:
درمدت چهار سال اول تحت هیچ عنوانی از لحاظ اقتضای تعقیب عملیات اکتشاف نمی‌توان عملیات راتعطیل یا موقوف نمود. در انقضای چهارسال اول و نیز درآخر هر یک از هشت سال بعد آجیب مینرآریا می‌تواند عملیات اکتشافی را با اخطار به سیریپ در صورت تحقق شرایط زیر تعطیل نماید و در مورد شرایط نوشته شده: “اثبات اینکه تا تاریخ اخطاریه عملیات اکتشافی که طبق برنامه‌ها می‌بایستی صورت پذیرد، مرتبا انجام یافته و کلیه مبالغ پیش‌بینی شده برای مدت قبل از تاریخ اخطار به مصرف رسیده‌اند و چنانچه تمام مبلغ مذکور خرج نشده باشد نصف مبلغ باقیمانده بایستی قبلا به حساب دولت ایران بشرکت ملی نفت ایران پرداخت گردیده باشد واسترداد کلیه نواحی که به منظور اکتشاف واگذار گردیده است ،در این صورت دیگر شرایطی که برای استرداد تدریجی اراضی پیش‌بینی شده قوت و اعتباری نداشته و موافقت‌نامه منفسخ تلقی خواهد شد.”[۲۴۴]

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و احساس شادمانی زنان سرپرست ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

با توجه به جدول بالا در تعریف غم و غصه در میان زنان سرپرست خانوار، میزان فکر کردن به ناتوانی در پاسخ به نیازهای فرزندان نسبت به مابقی عوامل اصلی، بیشتر زمینه­ ساز افسردگی بوده و پس از آن فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق بیشترین فراوانی را داشته است. سومین عامل، فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی و در نهایت فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی بوده است.
۴-۱-۵. استرس و نگرانی برای آینده‌ی فرزندان و احساس راکد بودن: زمینه­ ساز نداشتن احساس شادمانی
پایان نامه - مقاله - پروژه
یکی از مهم­ترین عوامل استرس‌زا و نگران‌کننده در زنان سرپرست خانواده، نگرانی نسبت به آینده فرزندان است؛ به‌طوری که در میان مصاحبه های انجام گرفته بیشتر آن‌ها در پاسخ به این پرسش که “در حال حاضر چه چیزی باعث افزایش شادمانی شما می­ شود؟” به تضمین از تأمین نیازهای زندگی آتی فرزندان­شان اشاره داشتند. در مجموع آنچه موجب شادمانی آن‌ها می‌شد، اطمینان از خوشبختی فرزندان­شان بود. البته تعداد زیادی هم بعد از موفقیت فرزندان­شان، پیشرفت و تحرک خودشان را در افزایش شادمانی‌شان مؤثر می­دیدند و از اینکه به دیگران نشان دهند که می­توانند در تمام زمینه ­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …­ پیشرفت کنند، شاد شده و اعتماد به نفس‌شان بیشتر می­شد. در نتیجه طبق مصاحبه­ ها عامل اصلی افزایش احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار در دو مقوله زیر قابل بیان است:

 

    1. اطمینان از آینده‌ی فرزندان

 

    1. احساس پویا بودن

 

زنان سرپرست خانوار به حدی نگران آینده فرزندان و وضعیت تحصیلی و کاری آن‌ها بودندکه شادمانی را در زندگی‌شان احساس نمی­کردند و دچار استرس شدید شده بودند. ۹۴ درصد آن‌ها، در وضعیت کنونی خود، اطمینان از آینده‌ی فرزندانشان را عامل اصلی افزایش شادمانی‌شان بیان کردند.
«وقتی شاد می­شوم که بچه­هایم سروسامان بگیرند. عروسی دختر و پسرم را ببینم یا دانشگاه قبول شوند، خیلی به آینده‌شان فکر می­کنم. حتی تا حالا یک شب هم با خیال راحت نخوابیده‌ام، خیلی نگرانم. به هیچ عنوان برای خودم چیزی نمی­خواهم، فقط پیشرفت بچه­هایم مرا شاد می­ کند» (زن ۴۸ ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«به‌حدی درفکر بچه­هایم هستم که مثل پدرشان نشوند و یک زندگی سالم نصیبشان شود که استرس تمام وجودم را گرفته است. در این شرایط چه چیزی شادم می‌کند، جز خوشبختی بچه­هایم!» (زن ۴۶ ساله، علت سرپرستی: زندانی بودن همسر).
«در حال حاضر چیزی که خیلی شادم می­ کند، بچه­هایم هستند. وقتی بدانم بچه­های من مثل بچه­های مردم بین در و همسایه سرشان را بالا می‌گیرند و برای خودشان کسی شده‌اند، شاد می‌شوم. تمام ذهن و فکر من به آینده‌ی آن‌ها درگیر است؛ تا صبح از ترس آینده‌ی این دوتا بچه خواب ندارم. فقط خوشبختی بچه­هایم شادم می­ کند» (زن ۴۳ ساله، علت سرپرستی: رها کردن همسر).
«در حال حاضر فقط بچه­ام شادم می­ کند. اگر بتوانم او را به جایی برسانم که مثل خودم نشود و مطمئن بشوم که آینده‌ی خوبی در انتظارش است، خیلی خوشحال می‌شوم. از اینکه با چه کسی ازدواج می­ کند، زندگی‌اش چطور می‌شود، خیلی می­ترسم ذهنم همیشه درگیر آینده‌ی اوست» (زن ۳۷ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«از اینکه پسرم به هدفش برسد و آنچه می­خواهد بدون مانع به‌دست بیاورد، احساس شادمانی می­کنم. اما وقتی بفهمم برای هر کدام از بچه­هایم مشکلی پیش آمده ناراحت می‌شوم. در کل شادمانی من وقتی افزایش پیدا می­ کند که بچه­هایم در همه‌ی زمینه‌ها موفق شوند و دیگر خیالم از آن‌ها راحت باشد. اگر از لحاظ اقتصادی از من مستقل شوند، خیلی خوشحال می‌شوم» (زن ۵۵ ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«وقتی ببینم بچه­هایم دستشان در جیب خودشان رفته و برایم کادو خریده‌اند، زیارتگاه رفته‌اند یا گردش رفته‌اند خیلی شاد می‌شوم و از اینکه بچه­هایم مثل بچه­های مردم نمی ­توانند گردش یا مسافرت بروند ناراحت می‌شوم» (زن ۵۴ ساله، علت سرپرستی: اعتیاد همسر).
همان­طور که گفته شد هر نوع پیشرفتی در زندگی زنان سرپرست خانوار به‌نحوی که اثربخشی آنان و احساس موثر بودنشان را اثبات کند، باعث افزایش شادمانی در آنان می­ شود. طبق مصاحبه­ ها هر پیشرفتی که موجب احساس استقلال آن‌ها شود از تحصیلات گرفته تا خرید لوازم منزل در افزایش شادمانی‌شان مؤثربوده است. به‌طوری که حدود ۷۴ درصد آن‌ها معتقد بودند که احساس پویایی و تأثیرگذار بودن اعتماد به نفس بیشتری به آن‌ها می‌دهد و شادشان می­ کند. البته آن‌ها این موضوع را بعد از ذکر موفقیت و پیشرفت فرزندانشان عامل اصلی شادمانی می­دیدند.
«وقتی که دخترم چیزی از من می­خواهد و من برایش برآورده می‌کنم، وقتی بدانم آینده‌ی خوبی در انتظارش است، شاد می­شوم و با شادی او شادتر می‌شوم. موضوع دیگری که مرا شاد می­ کند، پیشرفت خودم است. وقتی که بتوانم تحرکی در زندگی ایجاد کنم و نسبت به دیگران برتری پیدا کنم و خودم را اثبات کنم، شاد می­شوم» (زن ۳۹ ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«اول با بچه­هایم شاد می­شوم؛ با دیدن موفقیت و تحصیلات‌شان. من همه چیزم را برای بچه­هایم گذاشته‌ام. شادی آن‌ها شادم می­ کند و دوم اینکه اگر خودم پیشرفتی داشته باشم؛ مثلاً وقتی یخچالم خراب شد و توانستم یخچال بخرم، احساس پیشرفت به من دست داده بود و این حرکت که از خودم باشد، شادم می‌کند» (زن ۵۳ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«بچه­هایم سروسامان بگیرند و سالم باشند، شاد می‌شوم. یک موقع­هایی اگر بتوانم چیزی برای خانه‌ام بخرم، روحیه­ام عوض می­ شود و شاد می‌شوم» (زن ۵۱ ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«اگر بتوانم پیشرفت کنم و روزی خیاط بزرگی بشوم، حدقل طوری باشد که بتوانم ۱۰ چرخ خیاطی بخرم، خیلی شاد می‌شوم. اگه پول داشتم الان جزء بهترین خیاط­ها بودم. شرکت در کلاس­های هنری پول می­خواهد. خیلی کلاس­های دیگر هم دوست دارم بروم اما دستم خالی، گرفتن هر مدرکی پول می­خواهد.» (زن ۳۴ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«وقتی که به هدف و برنامه­ام برسم، شاد می­شوم. مثلاً بچه­هایم در درس‌شان موفق باشند یا خودم بتوانم موفقیتی در زندگیم به‌دست بیاورم. وقتی سیکلم را به دیپلم و بعد به فوق­دیپلم تبدیل کردم، خیلی خوشحال شدم. به‌طور کلی از اینکه در چیزی که هستم نمانم، از اینکه پویا باشم خوشحال می­شوم و از اینکه دیگران محض رضای خدا برایم کاری کنند، ناراحت می‌شوم؛ ولی وقتی خودم برای خودم کاری کنم، خوشحال می­شوم. در واقع اگر بتوانم به اطرافیانم نشان بدهم که شخصی پویا هستم و به خودم متکی هستم، شاد می‌شوم» (زن۳۸ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
جدول شماره(۴-۴): عامل اصلی افزایش شادمانی

 

عامل اصلی افزایش احساس شادمانی درصد
اطمینان از آینده‌ی فرزندان ۹۴٪
احساس پویا بودن ۷۴٪

بنابراین بنا به مصاحبه های انجام شده میزان اطمینان از آینده‌ی فرزندان و در مرتبه‌ی بعدی احساس پویا بودن عامل اصلی افزایش احساس شادمانی در وضعیت کنونی زنان سرپرست خانوار است.
۴-۱-۶. احساس نابرابری: زمینه­ ساز نداشتن احساس شادمانی
در مصاحبه­ ها از زنان سرپرست خانوار پرسش شد “وقتی خودتان را با اطرافیان­تان مقایسه می­کنید به چه چیزی می­رسید؟” در پاسخ میزان بالایی از احساس نابرابری مشاهده شد که بر احساس شادمانی آن‌ها تأثیرگذار بوده و باعث شده که از زندگی خود راضی نباشند. نابرابری­های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از انواع نابرابری­هایی است که این گروه از آن رنج می­بردند.
حدود ۸۰ درصد از زنان سرپرست خانوار احساس نابرابری اجتماعی می­کردند. آن‌ها با مشکلاتی مثل احساس تنهایی، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران و فشارهای منفی اجتماعی همچون نگرش منفی نسبت به زنان بیوه و مطلقه مواجهندکه آن‌ها را به سمت انواع بیماری‌های روحی و روانی که برجسته‌ترین آن‌ها افسردگی است، سوق می‌دهند و در نتیجه گمان می­کردند، هیچ‌وقت زندگی شادی نخواهند داشت.
«بیشتر مواقع می­گویم خدایا مگر من گناهکارم که این­گونه با من برخورد می­ کنند؟! در و همسایه­ها یک جور بدی به من نگاه می­ کنند. احترامی که زن‌های دیگر دارند، من ندارم. همه دوست دارند در خوشبختی و راحتی زندگی کنند، حالا که من بدبختم و وضعیت زندگی­ام این‌طور است. گناه که نکرده‌ام، طلاق گرفته‌ام» (زن ۵۳ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«وقتی بین همکارانم می­بینم که یک سرماخوردگی ساده گرفته‌اند و دو روز نمی‌آیند سرکار و بعد همه به او زنگ می­زنند، بقیه حواس‌شان به او است؛ ولی من در موقعیتی بدتر از او قرار گرفته‌ام و به خاطر موقعیتم مجبورم تحمل کنم و کسی را ندارم که به او بگویم و وقتی حمایتی نمی­بینم، ناراحت می­شوم از اینکه کسی را ندارم که با او رفت و آمد کنم و بتوانم به او تکیه کنم، احساس تنهایی می­کنم و همیشه گریه می­کنم» (زن ۳۸ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«وقتی در مقایسه با دیگران به خودم نگاه می­کنم، می­گویم خدایا من چقدر تنها هستم، چرا هیچ کس دوست ندارد با من و بچه­هایم رفت وآمد کند. زندگی بقیه چقدر شاد است، مگر من با دیگران چه فرقی دارم که کسی دوست ندارد برای من و بچه­هایم وقت بگذارد و به خانه‌ام بیاید؟!» (زن ۵۵ ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
حدود ۷۴ درصد از زنان سرپرست خانوار احساس نابرابری اقتصادی می­کردند. این گروه از زنان چون به تنهایی، یعنی بدون فرد شاغل در خانواده، تأمین معاش را برعهده داشتند؛ از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبودند و در نتیجه از نابرابری اقتصادی رنج می­بردند. آن‌ها در نهایت احساس افسردگی و غم داشتند.
«بیشتر مواقع می­گویم چرا فلانی خانه دارد و من ندارم؟! من که تلاش می­کنم! چرا کسی که تلاش نمی­کند خوشبخت‌تر است؟! چرا من در طبقه­ای قرار گرفته‌ام که فقر را تحمل کنم؛ ولی فلان کس از اول مرفه بوده و هست و خواهد بود. خوشبختی مال اوست، خیلی این فکرها آزارم می­دهد، اگر من وضعیت مالی‌ام خوب بود مجبور نبودم در خانه­های مردم کار کنم و هزاران حرف را به جان بخرم» (زن ۳۷ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«بیشتر مواقع می­گویم خوشا به حال آن‌هایی که نشسته‌اند در خانه‌های­شان و یک شوهر ثروتمند دارند و مجبور نیستند کار کنند. چرا زندگی بعضی­ها آن اندازه شاد است و من باید در نهایت بدشانسی و بداقبالی این طور در بی‌پولی زندگی بچه­ام را بچرخانم» (زن ۳۹ ساله، علت سرپرستی فوت همسر).
با توجه به اینکه اکثر این زنان، سواد کمتری نسبت به کل جمعیت دارند ۶۰ درصد آن‌ها احساس نابرابری فرهنگی می­کردند. پایین بودن سطح سواد، شرایط نابرابر در بازار کار، نداشتن مهارت و تخصص از جمله علل این احساس بوده است. در واقع چون برخی از زنان سرپرست خانوار به لحاظ جایگاه فرهنگی و سطح تحصیلات در مرتبه پایین‌تری از زنان در خانواده‌های مردسرپرست قرار دارند و در موقعیتی نیستند که بتوانند از لحاظ فرهنگی جایگاهی در اجتماع به‌دست بیاورند، احساس نابرابری و نارضایتی از زندگی خود می­کردند.

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد تاثیر بیداری اسلامی پایان نامـه چاپ آخر- فایل ۸
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در بهمن ماه ۱۳۸۹ اعتراضات گسترده‌ای در لیبی علیه حکومت معمر قذافی آغاز شد که باعث شد به مرور بخش‌های مختلفی از این کشور از کنترل نیروهای حکومت خارج شود. سرانجام در ۲۸ مهرماه ۱۳۹۰ با قتل معمر قذافی حکومت وی بر آن کشور کاملاً تمام شد.
۶ ـ ۴ : ساختار سیاسی- اجتماعی لیبی
ساختار سیاسی- اجتماعی لیبی که به شکل قومی–قبیله‌ای می‌باشد پیوندی ناگسستنی با وضعیت ساختار سیاسی- اجتماعی این کشور دارد. بر این اساس می‌توان شکلگیری دولت – ملت سازی در این کشور به عنوان یکی از عناصر برقراری دموکراسی را یکی از چالش‌های مهم پیش روی این کشور قلمداد کرد.
از همان لحظات آغازین انقلاب در لیبی، بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا پیروزی انقلابیون را وابسته به یک مسئله اساسی یعنی، میزان حمایت قبایل از انقلابیون می‌دانستند. این کشور کماکان بافت قبیله‌ای خود را حفظ کرده است. گفته می‌شود که در لیبی بیش از یکصد قبیله وجود دارد که از میان آن‌ها ۳۰  قبیله از نقش اساسی و تعیین‌کننده در معادلات سیاست و قدرت در این کشور برخوردارند. این قبایل از زمانی که لیبی جز متصرفات امپراتوری عثمانی بود تا زمانی که ایتالیا در سال ۱۹۱۱ در پی تصرف لیبی برآمد و با مقاومت شدید این قبایل روبهرو شد، نقش اساسی در تحولات سیاسی این کشور تاکنون ایفا کرده‌اند.
اینکه انقلاب از شرق لیبی شروع شد، اساساً ریشه در این مسئله دارد که قبایل ساکن در این نواحی نیم قرن قبل از حامیان سلطنت ملک ادریس به شمار می‌رفتند و بعد از کودتای ۱۹۶۹ عملاً به حاشیه رانده شدند. از فرقه‌های مهم ناراضی در شمال شرق لیبی می‌توان به سنوسی‌ها اشاره کرد که بازماندگان آن‌ها هم‌اکنون نقشی اساسی در وقایع لیبی ایفا می‌کنند. در کنار سنوسی‌ها چندی قبل شبکه تلویزیونی تازه تأسیس انقلابیون لیبی نام‌های ۲۰ قبیله را به‌عنوان قبایل حامی انقلاب برشمرد که از جمله آن‌ها می‌توان به قبایل الزویه، العبیدی و غیره اشاره کرد.
بایستی به این نکته اشاره داشت که حتی انقلاب‌های مصر و تونس که بدون خشونت چشمگیر به پیروزی رسیدند، ریشه در افزایش شعاع طبقه شهری و همچنین رشد و گسترش فرهنگ شهرنشینی در این جوامع داشت؛ وضعیتی که بسیاری نبود آن را علت به خشونت کشیده شدن انقلاب در لیبی عنوان کرده‌اند.
به همین دلیل کشورهای غربی نیز با درک این مسئله که لیبی فاقد احزاب سیاسی، نهادها، تشکل‌ها و انجمن‌های سیاسی- اجتماعی کارا است، دریافته‌اند که ارکان قدرت را در لیبی بعد از قذافی باید در تعاملات احتمالی میان قبایل جستجو کنند.
با برگزاری انتخابات کنگره ملی، مردم لیبی پس از نیم قرن شاهد برگزاری نخستین انتخابات آزاد با شرکت نزدیک به ۶۰ % بودند. با این وجود، هنوز در بخش‌هایی از لیبی نزاع و درگیری میان قبایل و گروه‌ها در جریان است و وجود اسلحه در دست بسیاری از افراد غیرنظامی و گروه‌های کوچک، برقراری امنیت را در این کشور آفریقایی به عنوان معضل نخست دولت مرکزی مطرح کرده است.
همچنین پس از انتخابات، شورای انتقالی لیبی قدرت را به کنگره واگذار کرد و طی مراسم انتقال قدرت، عبدالجلیل رئیس شورای انتقالی در این مراسم به ناتوانی‌های شورای انتقالی در برقراری امنیت در لیبی پس از قذافی اعتراف کرد.
بنابراین حتی بعد از انتخابات کنگره ملی و انتقال قدرت از شورای انتقالی به کنگره ملی لیبی، آنچه روند دموکراسی را در این کشور تهدید می‌کند نظام قبیله‌ای حاکم بر این کشور است. از سویی در این انتخابات برخی قبایل شرقی این کشور در بنغاضی که مدعی خودمختاری هستند، به سهمیه اختصاص داده شده برای آن‌ها در مجلس معترض شده و در روند انتخابات در آن منطقه اخلال ایجاد کردند و حتی برگه‌های رأی را سوزاندند. نکته اساسی در اینجا این مسئله است که این قبایل تجربه تبعیض را در دوره حکومت قبلی قذافی نیز داشته‌اند و بنابراین دارای ذهنیتی منفی نسبت به تحقق حقوق خود می‌باشند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
از سویی دیگر با توجه به اینکه قبایل تبو، آمازیق و طوارق در مناطق مرزی لیبی مستقر هستند و رگه‌های مشترک نژادی با سایر قبایل آفریقا مانند نیجر و مالی دارند، ممکن است در آینده این قبایل به سمت تجزیهطلبی حرکت کنند. به همین دلیل کنگره ملی لیبی باید در اولین گام، موضوع وجود تبعیض بین قبایل مرکزی و شرقی را مورد توجه قرار دهد و نوعی آشتی ملی میان همه شهروندان لیبی ایجاد کند.
پیروزی لیبرال‌ها در کنگره ملی لیبی هر چند ممکن است کمک‌های مالی و اقتصادی آمریکا و غرب را به سمت لیبی جذب کند، اما در بعد داخلی با برخی احزاب اسلامی که در کنگره ملی کرسی‌هایی به دست آورده‌اند برخوردی جدی خواهند داشت.
با توجه به چنین مشکلاتی می‌توان مسئله دولت –ملت سازی را یکی ازمسائل مهم پیش روی این کشور قلمداد کرد. چرا که می‌دانیم تکوین ملت نیازمند تکوین دولت است  و مفهوم دولت و سازمان سیاسی منطقاً و از نظر تاریخی بر ملت تقدم دارد. از اینرو مجموعه کسانی که در درون نظام سیاسی والاتر از قوم و قبیله زندگی می‌کنند، یک ملتند.
بنابراین تنها با ایجاد ساختارهای دموکراتیک نبایستی به توسعه دموکراسی و خروج از وضعیت قومی و قبیله‌ای دل سپرد. بلکه بایستی تلاش داشت تا این ساختارها خود محل نزاع اقوام و قبایل قومی نبوده و همزمان همراه با توسعه این ساختارها به توسعه فرهنگ سیاسی که خود مجموعه نگرش‌ها و ارزش‌هایی است که به فرآیندها و زندگی سیاسی توام با همزیستی مشترک زیرنظر یک دولت مشترک میانجامد، دست یافت.
کودتای قذافی در چهل سال پیش با نام ناسیونالیسم، خوداتکایی و حاکمیت مردمی بود. گروه‌های اپوزیسیونی نیز که علیه قذافی مشغول مبارزه بودند، اصول فوق را ذکر کرده و خواهان پایان حکومت اقتدارگرای قذافی بودند. (Blancher, 2011)
۶ ـ ۵: ویژگی‌های حکومت قذافی
۶ ـ ۵ ـ ۱: اتکا به شبکه‌های قبیلگی و خویشاوندی، فقدان نهادهای مدرن :
در لیبی، فرهنگ و ارزش قبیلگی و روح جمعی بر ویژگی‌ها و خصلت‌های سنتی سایه افکنده است. (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۸۹: ۱۵) و مناسبات و وفاداری‌های قبیلگی و قومی بسیار پررنگ است. حکومت قذافی نیز بر پایه این مناسبات پیچیده استوار بود. آندرسون در این باره می‌گوید: «در حالی که تظاهرات در تونس و قاهره با موفقیت به اخراج حاکمان انجامید، طرابلس به سمت یک جنگ داخلی طولانی سوق یافت. این مبارزه متداوم، ناشی از چهار دهه تلاش قذافی برای برای تمرکز قدرت و حکمرانی با پشتیبانی قبیله و خویشاوندان است. سال‌ها کمبود در همه چیز از کالاهای مصرفی ساده تا مراقبت‌های پزشکی بنیان فساد عمیقی را ایجاد کرد. خشونت‌های بوالهوسانه رژیم قذافی سوء‌ظن عمیق و گسترده‌ای را موجب شده و اعتماد لیبیایی‌ها به حکومتشان و همچنین به یکدیگر فرسایش یافته و تمام نهادهای ملی در این کشور، از جمله ارتش براساس شکاف‌های منطقه‌ای و خویشاوندی تقسیم‌بندی شده بودند. برخلاف تونس و مصر، لیبی نظامی از اتحادها و پیوندهای ملی، شبکه انجمن‌های اقتصادی یا سازمان‌های ملی ندارد. بنابراین چیزی که به نظر می‌رسید مانند مصر و تونس در قالب اعتراض‌های غیرخشونت‌آمیز آغاز شود، به سرعت به یک انفصال و تجزیه‌گرایی کامل یا روندی جدایی‌گرانه چندبعدی از یک دولت فرومانده سوق یافت. در غیاب هرگونه بوروکراسی عمومی از جمله یک نیروی پلیس قابل اعتماد، شبکه‌های قومی و خویشی، امنیت و آرامش و همچنین دسترسی به کالاها و خدمات را فراهم می‌آورد. جامعه لیبی هنگامی که اعتراضات آغاز شد و رژیم نتوانست سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را اعمال کند، براساس این خطوط دچار گسست و چندپارگی شد.». (Anderson, 2011)
۶ ـ ۵ ـ ۲: اقتدارگرایی و سرکوب سیاسی: اگر چه قذافی تمام نظام‌های سیاسی جهان را دیکتاتوری و غیردموکراتیک می‌نامید و تنها الگوی مبتنی بر مجامع عمومی در لیبی را دموکراسی حقیقی می‌دانست، اما واقعیت سیاسی لیبی تداوم حکومت شخصی قذافی به مدت بیش از چهار دهه بود، به گونه‌ای که پس از شکل‌گیری ظاهری مجامع عمومی و کمیته‌های مردمی نیز همواره قذافی به عنوان دبیرکل اجرایی خلق انتخاب می‌شد. (بخشی، ۱۰۰:۱۳۹۰) در این نظام سیاسی هرگونه مخالفت با سرکوب مواجه شده و بسیاری از معارضان حکومت، از جمله اسلام‌گرایان در طی دهه‌ های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ سرکوب و قتل عام شدند.
۶ ـ ۵ ـ ۳: مبارزه با گروه‌های اسلامگرا
در لیبی اقدامات مختلفی از سوی قذافی صورت گرفت که موجب نارضایتی گروه‌ها و اقشار اسلامی این کشور گردید. در اکتبر ۱۹۷۷ قذافی مبارزه علیه نهاد روحانی اسلامی را آغاز کرد. در مه ۱۹۷۸ از کمیته‌های مردمی وابسته به دولت خواسته شد تا مساجد را از کنترل امام آن‌ها که متهم به موعظه کفر و بدعت و مخدوش کردن پیام اسلام از نظر شخص قذافی گردیده بود، آزاد کنند. همچنین اصول سوسیالیستی کتاب سبز علیه مالکیت خصوصی با مخالفت علما مواجه شد. در جریان رویارویی‌های بعدی قذافی مشروعیت علما و تفاسیر فقهی آن‌ها را مورد حمله قرار داد. قذافی با ایجاد یک دولت اسلامی مخالفت ورزید و دین و سیاست را دو نیروی جدا از هم در نظر گرفت. (دکمجیان، ۱۳۶۶: ۳۴۴و ۳۴۵) از اوایل دهه ۹۰ قرن بیستم میلادی سازمان‌ها و گروه‌های اسلامی تحت سرکوب رژیم قذافی قرار گرفتند اما به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ سیاست سرکوب گروه‌های اسلامی تنها توسط قذافی صورت نگرفت، بلکه ایالات متحده نیز به طور گسترده‌ای وارد این جریان گردید؛ لذا اینجاست که یگانه هدف سازمان‌های مبارز اسلامی لیبی مانند اخوان‌المسلمین لیبی، سرنگونی رژیم قذافی گردید.
۶ ـ ۵ ـ ۴: فساد گسترده: فساد گسترده یکی دیگر از ویژگی‌های بارز حکومت قذافی بود، طوری که بر اساس آمارهای شفافیت بین‌المللی لیبی در سال ۲۰۱۰، فساد در لیبی از تمام کشورهای مورد بررسی در جهان عرب بیشتر بود. البته جمعیت کم لیبی و درآمدهای هنگفت نفتی آن باعث شده بود تا این کشور از نظر رفاه اقتصادی به مراتب بهتر از کشورهایی چون مصر، یمن، و سوریه باشد. در واقع لیبی در زمره ثروتمندترین کشورهای جهان عرب و آفریقا بوده است. این کشور یکی از بالاترین درآمدهای سرانه را در قاره آفریقا داشته و طی دهه ۱۹۸۰ سرمایهگذاری قابل توجهی در عرصه اجتماعی داشت. (تافت، یول و هنسن، ۱۳۹۰: ۱۳۵) با این حال، این به معنای فقدان چالش‌های اقتصادی در این کشور نیست، بلکه بیکاری و عدم توزیع عادلانه ثروت در لیبی نیز وجود داشت، طوری که نرخ بیکاری در حدود ۳۰ درصد بود. (قزوینی حائری، ۱۳۹۰: ۷۰) در مجموع می‌توان عدم توزیع عادلانه قدرت و ثروت در کنار فساد گسترده و شکاف‌های قبیلگی و محلی، پتانسیل اعتراضی بالایی را علیه قذافی، به ویژه در مناطق شرقی کشور ایجاد کرده بود. در این میان فقدان جامعه مدنی و نهادهای مدرن باعث تاثیر بیشتر نیروهای محلی و قبیلگی در این کشور شده است.
در خصوص ویژگی‌های تحولات لیبی توجه به نکات زیر ضروری است :
۱ ـ اعتراضات از نواحی شرقی کشور که شکاف دیرپایی با منطقه طرابلس داشته، آغاز و این مناطق به سرعت از دست طرفداران قذافی خارج شد. با این حال در نواحی غربی کشور مقاومت‌های قابل توجهی از سوی قذافی و طرفدارانش انجام گرفت و به نظر می‌رسد که اگر حمایت و پشتیبانی ناتو وجود نداشت، احتمالا انقلابیون هرگز موفق به فتح تمام مناطق کشور نمی‌شدند. این امر، شکاف‌های محلی قبیلگی را در لیبی نمایان‌تر می‌کند.
۲ ـ مدل اعتراضات در لیبی به سرعت به جنگ داخلی تغییر شکل داد، طوری که تحولات این کشور را نمی‌توان در قالب یک انقلاب مدرن طبقهبندی کرد. در واقع در میان انقلاب‌های اخیر جهان عرب، تحولات لیبی غیرمدرن‌ترین انقلاب محسوب می‌شود. (Aronson, 2011) بهره‌گیری طرفین منازعه از سلاح‌های سنگین و فتح شهرها پس از بمباران‌های شدید ناتو و منازعات خونین، این امر را نمایان‌تر می‌کند.
۳ ـ در لیبی همانطور که گفتیم، شبکه‌های قوم و خویشی و شکاف‌های محلی و قبیلگی نقش موثری داشته است؛ جامعه لیبی هنگامی که اعتراضات آغاز شد و رژیم نتوانست سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را دنبال کند، براساس خطوط فوق دچار گسست و چندپارگی شد؛ نیروهای مسلح نیز براساس همین شکاف تجزیه شدند، طوری که برخی به مخالفان پیوستند و برخی در کنار قذافی ماندند.
۴ ـ تحولات لیبی، تجلی شکاف‌های عمیق اجتماعی و قبیلگی در جامعه‌ای است که در آن هویت ملی، دولتسازی و دستگاه اداری – حکومتی منسجم شکل نگرفته و بنابراین چشمانداز تداوم تنش و انتقامگیری و حتی جنگ‌های داخلی در این کشور مورد کاملا واقعی است و از این لحاظ تفاوت‌های بارزی با تحولات در مصر، تونس و یا حتی بحرین و سوریه دارد.
۵ ـ یکی از شاخصه های انقلاب مردم لیبی، حضور پررنگ اسلامخواهان به عنوان موتور محرک حرکات مردمی بود و شعار الله اکبر، تنها شعاری بود که هیچ رقیبی در اعتراضات نداشت.
۶ ـ از نظر واکنش خارجی، عملا هیچ کشوری از حکومت قذافی حمایت نکرد و با گسترش منازعات در این کشور، ناتو و در رأس آن آمریکا به بمباران مواضع قذافی و حمایت تسلیحاتی از مخالفان و همچنین اعمال منطقه ممنوعه پروازی پرداختند. در واقع فتح شهرهایی چون طرابلس و سرت، تنها پس از پشتیبانی عملیاتی ناتو امکان پذیر شد. در رابطه با چرایی موضع غرب و در رأس آن آمریکا باید توجه داشت که قذافی فاقد متحد منطقه‌ای و یا حمایت روسیه و چین در شورای امنیت بود؛ همچنین این کشور برخلاف بحرین و یمن اهمیت استراتژیک چندانی برای غرب نداشته و حمله به آن گزینه‌ای کمخطر بود که زیانی را متوجه غرب نمی‌کرد؛ در چنین شرایطی، حمله به لیبی می‌توانست باعث ترمیم پرستیژ بین‌المللی آمریکا شود. (دهشیار، ۱۳۹۰: ۱۰)
۶ ـ ۶: بیداری اسلامی در لیبی
لیبی در حال حاضر بیش از شش میلیون جمعیت دارد که ۹۷ در صد آن را مسلمانان اهل تسنن (عمدتاً مالکی) تشکیل می‌دهند. همچنین نزدیک به ۱۲۰ قبیله در این کشور وجود دارد و در چند سال گذشته گرایش‌های آشکاری از اسلامگرایی در این کشور دیده می‌شود. تحولات جدید خاورمیانه عربی نیز برگرفته از این گرایشات است. نوع حکومت معمر قذافی در ۴۲ سال گذشته باعث شده تا وی مشروعیت خود را در سطوح مختلف از جمله سیاسی و اقتصادی از دست بدهد. وی به عنوان یک رهبر دمدمیمزاج که تنها به قدرت می‌اندیشد هر جایی که منافعش دستور می‌داد، چادر می‌زد. (همشهری آنلاین، ۱۳۸۷) چنین مسئله‌ای شهروندان هر کشوری را به سمت شورش و قیام می‌کشاند و از آنجا که بدنه اصلی و متن اجتماعی مردم لیبی را اسلام تشکیل می‌دهد، بی شک این اعتراضات مردمی همانند دیگر کشورهای عربی خاورمیانه، رنگ و بوی دینی به خود می‌گیرد. اصولاً به همین خاطر بود که قذافی قبل از اوج‌گیری اعتراضات و قیام‌های مردمی در حرکتی نمایشی به مسجد رفت و اقامه نماز خود را خود در اختیار گرفت و پس از نماز نیز شروع به خواندن قرآن کرد. او اگر چه رفتارهای دیوانه‌واری ازخود بروز می‌داد، اما خوب می‌دانست که اگر قیامی در لیبی آغاز شود و اسلامگرایان و همچنین مردم معترض به خیابان‌ها بیایند، دیگر نمی‌شود، تداوم حکومت را تضمین کرد. (پوینده، ۱۳۹۰: ۲۸)
اسلام‌گرایی در لیبی در نتیجه سیاست‌های بسته و ریاکارانه معمر قذافی خیلی آهسته توسعه پیدا کرد. قذافی پس از به قدرت رسیدن این را می‌دانست که برای تداوم قدرتش باید هر از گاهی دم از اسلام بزند تا از این طریق مشروعیت سیاسی خود را در کشوری مسلمان از دست ندهد. بنابراین در سال‌های اولیه به اجرای قوانین دینی در رابطه با تعدیه، پیاده کردن حدود اسلامی و بستن کلیساها و کلوپ‌ها دست زد و همچنین یک مفتی اعظم را برای لیبی منصوب کرد تا نشان دهد از نهاد مذهبی در کشور حمایت می‌کند. اما تظاهرگرایی وی جواب نداد و اندیشه‌های اسلام سیاسی کمکم خود را نشان داد و برای مبارزه با حکومت آماده شدند.
این مسئله باعث شد تا قذافی با اشراف به این موضوع که اسلام‌گرایان در حال قدرتگیری اجتماعی ـ سیاسی هستند، از سال ۱۹۷۷ مبارزه خود را علیه نهاد روحانیت آغاز کند. در همین ایام بود که «الطاهر الضاوی» از سمت مفتی اعظم لیبی استعفا داد تا در کنار اسلامی که مردم به آن پایبند بودند، باشد. نه اسلام منحرف و ناقصی که قذافی برای مشروعیت‌یابی به شکل ریاکارانه به تبلیغ آن می‌پرداخت. این حرکت اولین گام رویارویی دولت و روحانیت را به نمایش گذاشت. پس از این، قذافی مشروعیت و تفاسیر فقهی روحانیون لیبی را مورد حمله قرار داد. در سال ۱۹۸۰ انجمن اسلامی لیبی به جبهه ملی برای نجات پیوست و مبارزات خود را علیه حکومت آشکارتر کرد. در پس این حرکت، دیکتاتور لیبی با گسترش ناآرامی‌ها در کشور به دستگیری و زندانی کردن اسلام‌گرایان دست زد و حتی بسیاری از اعضای گروه‌های اسلامی چندگانه یعنی حزب التحریر اسلام، الدعوه الاسلامیه، الجهاد، التبلیغ، اخوان‌المسلمین و غیره را اعدام کرد. این رویکرد سبب شد تا اسلام مبارز در این کشور تقویت شود. رفتاری که در حال حاضر و بر اثر تحولات اخیر کشور به شکل پررنگی خود را نشان می‌دهد. (پوینده، ۱۳۹۰: ۲۹)
۶ ـ ۷: چگونگی آغاز حرکت‌های مردمی در لیبی
بحران جاری در لیبی با مجموعه‌ای از حوادث در بنغازی و سایر نواحی شرقی که به سرعت از کنترل قذافی خارج شدند، جرقه خورد. اگر چه گروه‌های اپوزیسیونی لیبی روز ۱۷ فوریه را به عنوان روز خشم معرفی کردند تا یاد اعتراضاتی را که پنج سال قبل برگزار شده بود پاس دارند، در ۱۵ و ۱۶ فوریه مسئولان لیبی برای جلوگیری از اعتراضات محدودی که خواهان آزادی یک وکیل شده بودند، از خشونت استفاده کرده و چند نفر از معترضین کشته شدند. در مراسم تدفین کشتهشدگان و سایر مراسم اعتراضی نیز مسئولان لیبی از خشونت استفاده کردند که موجب گسترش درگیری‌ها و تقابل‌ها شدند. در آشفتگی متعاقب این وقایع، گفته می‌شود نیروهای امنیتی لیبی هنگامی که گروه‌های اپوزیسیونی به طور مستقیم با نیروهای مسلح درگیر شدند و برخی مکان‌های امنیتی را مورد حمله قرار دادند، از سلاح‌های سنگین در مقابله با معترضان استفاده کردند. در این میان، به سرعت کنترل مردم بر نواحی شرقی کشور نمایان شد و اعتراضات وسیع‌تری در نواحی دیگر کشور بروز کرد. در این اثنا گروهی از افسران نظامی و واحدهای ارتش و مسئولان غیرنظامی از حکومت کناره‌گیری و به معترضان پیوستند. (Blancherd, 2011) روزهای خشم در لیبی با سرعتی حداکثری به یک جنگ تمام عیار، و پس از آن به مناقشه‌ای بین المللی بدل شد. بحران لیبی به دلایل متعددی از شکل یک اعتراض مدنی خارج شد و به صورت یک منازعه مسلحانه داخلی درآمد. در پی تشدید بحران لیبی چندین قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید، از جمله؛ قطعنامه ۱۹۷۰ در ۲۶ فوریه ۲۰۱۱ (۷ اسفند ۱۳۸۹)، که به موجب آن شورای امنیت علاوه بر تحمیل پاره‌ای تحریم‌ها بر دولتمردان لیبی، صلاحیت دیوان بین‌المللی کیفری را برای تحقیق در خصوص جنایات قذافی به تصویب رساند. اما قطعنامه دوم شورای امنیت در خصوص لیبی در ۱۷ مارس ۲۰۱۱ (۲۷ اسفند ۱۳۸۹)، با عنوان قطعنامه ۱۹۷۳ تصویب شد که به موجب آن بر فراز لیبی منطقه پرواز ممنوع ایجاد شد. این قطعنامه با برقراری منطقه پرواز ممنوع، پرواز کلیه هواپیماها بر فراز لیبی را ممنوع اعلام کرد و به سایر کشورها اجازه داد در جهت اجرای این ممنوعیت، برقرای آتش بس و دفاع از غیرنظامیان، تمام تدابیر لازم از جمله تدابیر نظامی را اتخاذ کنند. (محمدیان، ۶۸:۱۳۹۰) متعاقب تصویب این قطعنامه نیروهای نظامی برای اجرای آن (قطعنامه ۱۹۷۳) وارد لیبی شدند و ناتو فرماندهی عملیات نظامی در لیبی را بر عهده گرفت. صرف‌نظر از بحث‌های زیادی که در خصوص این اقدام شورای امنیت و ناتو در گرفت، این نیروها در لیبی مستقر شدند و در نهایت با کشته شدن معمر قذافی به دست انقلابیون، رژیم ۴۲ ساله او سرنگون شد.
۶ ـ ۸: عوامل شکلگیری این حرکت‌ها
در مورد دلایل شکلگیری این تحولات در لیبی به صورت فهرست وار می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد؛ رشد جنبش‌های اسلامی و مردمی پس از شکست رژیم صهیونیستی از حزب الله لبنان و حماس در فلسطین، فشار مردم و جنبش‌های اسلامی حکومت جهت چرخش در سیاست خارجی و اتخاذ رویکرد ضد استکباری و ضد صهیونستی، تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران، سرکوب گروه های اسلامگرا و جنبشهای اسلامی ، بیتفاوتی در برابر مساله فلسطین و سیاستهای غاصبانه رژیم صهیونیستی، آشکار شدن فساد سیاسی دستگاه حاکمه در لیبی و اتخاذ رویکرد دیکتاتوری و موروثی در انتقال قدرت برای مردم، نابرابری اقتصادی و عدم توزیع عادلانه ثروت و قدرت. عوامل مذکور سبب بیداری اسلامی در لیبی شد، چرا که قذافی تبدیل به یک مهره پیاده نظام برای غرب و رژیم صهیونستی در منطقه شمال آفریقا شده بود. همچنین روابط پیچیده با ایتالیا و انگلستان، سرکوب مردم مسلمان لیبی، دست کشیدن از برنامه هسته‌ای در جهت خودکفایی انرژی و بیتفاوتی در برابر سیاست‌های رژیم صهیونستی در این منطقه حساس زمینه را برای بروز آتش خشم موج بیداری مردم لیبی در منطقه فراهم کرد (محقق،۴۶:۱۳۹۰)
۶ـ ۹ : شاخصه‌های مهم انقلاب لیبی
۶ ـ ۹ ـ ۱: جنگ داخلی
بیتردید مهم‌ترین خصوصیتی که بیداری اسلامی در لیبی را، با دیگر اتفاقات مشابهش در کشورهای شمال آفریقا متمایز می‌کند، جنگ داخلی است که در جریان انقلاب مردم، میان طرفداران و مخالفان قذافی به وقوع پیوست. وقوع جنگ داخلی در لیبی محصول دو علت متفاوت است:
ـ مهم‌ترین دلیل عمده شروع جنگ داخلی در لیبی، خشونت افسار گسیخته رژیم قذافی در مقابله با مخالفان بود. خبر بمباران تظاهرات مردم لیبی در طرابلس و بنغازی توسط هواپیماهای رژیم قذافی سبب واکنش شدید مردم شد و باعث شعله‌ور شدن جنگ داخلی در این کشور گردید، نیروهای قذافی به هر شهری که مسلط می‌شدند، مخالفانی که دستگیر شده بودند را به سختی شکنجه کرده و تیرباران می‌کردند. همچنین امکانات شهری نیز از تخریب آن‌ها در امان نمی‌ماند، رژیم قذافی در برخورد با مخالفان سابقه بسیار سیاه داشت. او در مقابل همه شورش‌هایی که در طول حکومت چهلودو ساله‌اش انجام شده بود، خشونت به خرج داده بود و حتی بعد از شکست مخالفان، بیشتر آن‌ها را نابود کرده بود. محاکمه‌های مضحک سال ۱۹۹۵ مخالفان قذافی و اعدام‌های گسترده سال ۱۹۹۷ از میان مخالفان قبیله ورفله، نمونه‌ای از این موارد بود. به همین جهت کسانی که بر ضد قذافی شورش کرده بودند، به خوبی می‌دانستند که یا باید پیروز شوند و یا نابود خواهند شد. به همین جهت با تمام توان با قذافی مقابله کردند و همین مسئله به گسترش جنگ داخلی دامن زد. (osnos, 2011)
ـ علت دیگر شکل‌گیری جنگ داخلی در لیبی، مقاومت مسلحانه مردم لیبی در مقابل نیروهای قذافی بود که این کشور را با جنگ دو طرفه مواجه کرد.
مردم لیبی سابقه انقلابی روشنی دارند و با حکومت‌های عثمانی و ایتالیا جنگ‌های مستمری برای کسب استقلال داشته‌اند. همین سابقه مقاومت‌های مسلحانه یکی از دلایلی بود که ذهنیت امکان مقاومت نظامی در مقابل قذافی را تقویت نمود. نمادسازی صورت گرفته در این‌باره نیز به این حقیقت کمک فراوانی کرد. شهر بنغازی که مرکز فعالیت عمر مختار، مبارز بزرگ استقلال لیبی بود به عنوان مرکز فعالیت بر ضد قذافی در این نمادسازی نقش موثری داشت. همچنین در جریان وقوع جنگ داخلی در لیبی این نمادسازی تا حد ممکن توسط رسانه‌های خارجی همسو با انقلابیون تقویت شد. (نیاکوئی، ۱۳۹۰)
عامل دوم برای مقاومت مسلحانه مردم، ساختار قبیله‌ای و بدوی جامعه لیبی بود. در لیبی بیش از ۱۴۰ قبیله کوچک و بزرگ وجود دارند، که همچنان به سنت‌های قبیله‌ای خود وفاداری دارند و فرایند ملت‌سازی در این کشور به صورت کامل انجام نشده است. در میان این قبایل، بعضی از آن‌ها رابطه خوبی با حکومت نداشتند و بی‌عدالتی حکومت قذافی نسبت به آن‌ها در طول زمامداری‌اش سبب شده بود تا برای اقدام علیه قذافی آماده باشند. بعضی از قبایل مانند ورفله، از درآمدهای نفتی نیز محروم بودند و میزان نارضایتی آن‌ها بسیار بالا بود. زندگی بدوی، همچنین آمادگی دست زدن به خشونت گسترده در میان مخالفان را نیز تشدید کرد. آن‌ها از لحاظ روانی برای جنگ آماده بودند و با مساعد شدن شرایط این اتفاق به سرعت رخ داد.
عامل بعدی در این جهت، سابقه شورش‌های گذشته بود. قذافی در طول ۴۲ سال حکومتش همواره با مخالفت‌های مردمی مواجه بود. معروف‌ترین آن‌ها کودتای سربازخانه‌های بابالعزیزیه در سال ۱۹۸۴ بود که در آن جبهه ملی برای نجات لیبی که از مخالفان نظامی و مردم عادی تشکیل شده بود، نقش اصلی را ایفا می‌کرد. آخرین عاملی که برای مقاومت مسلحانه مردم در مقابل قذافی می‌توان نام برد، کنار نرفتن قذافی به هیچ قیمتی از قدرت بود. قذافی که خود را پادشاه اعراب می‌دانست، مخالفانش را موش و کثیف می‌خواند و اعلام کرده بود که در هیچ صورتی قدرت را به کس دیگری تحویل نخواهد داد و به همین جهت مخالفان قذافی هیچ شانسی به جز نابودی او نداشتند. قذافی حتی زمانی که شکست او در صحنه جنگ داخلی مسجل شده بود، از مذاکره با مخالفان طفره رفت و نشان داد که جز با زور حاضر به ترک قدرت نیست. این واقعیت بر شدت درگیری داخلی در لیبی افزود و جنگی به راه انداخت که پیامدهای قابل توجهی بر کشورهای منطقه داشت.
۶ ـ ۹ ـ ۲: حمایت ناتو از انقلابیون
یکی دیگر از مهم‌ترین شاخصه‌های انقلاب لیبی، حمایت ناتو و غرب از انقلابیون است. این حمایت که به شکل پشتیبانی هوایی و نظامی و همچنین حقوقی و سیاسی انجام شد، انقلاب مردم لیبی را از دیگر انقلاب‌های منطقه مانند مصر، تونس، یمن و بحرین متمایز می‌سازد.
به دنبال کشتار گسترده مخالفان توسط قذافی و با استناد به قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت سازمان ملل که به دنبال جلوگیری از کشتار مردم لیبی بود، ناتو مسئولیت مقابله با پرواز هواپیماهای رژیم قذافی را بر عهده گرفت. این وظیفه بیشتر توسط فرانسه و ایتالیا انجام شد. از سوی دیگر، کشورهایی غیر از اعضای ناتو مانند قطر و امارات متحده عربی نیز در این عملیات شرکت کردند. حضور آمریکا در این عملیات محدود بود و این کشور تنها ۱.۲ میلیارد دلار برای مقابله با قذافی هزینه کردند، که نسبت به هزینه‌های سرسام آور جنگ عراق و افغانستان، مبلغی به حساب نمی‌آید. (کوهکن، ۱۳۹۰: ۷)
۶ ـ ۹ ـ ۳: حمایت قطر و عربستان سعودی
از دیگر موارد متفاوت انقلاب لیبی با دیگر موارد در منطقه، نوع متفاوت دخالت قطر و عربستان سعودی در این حرکت است. کشور قطر به واسطه در اختیار داشتن شبکه تلویزیونی الجزیره، در جریان اتفاقات منطقه‌ای توانست نقشی پررنگ را بازی کند و سطح اقداماتش را بسیار گسترش دهد. اما در مورد لیبی، برخلاف مصر و تونس و حتی یمن، اقدامات قطر به پوشش رسانه‌ای حوادث لیبی محدود نشد. قطر در این مورد اقدام به برقراری رابطه سازماندهی شده با مخالفان قذافی کرد و برای آن‌ها تسلیحات و امکانات مالی ارسال نمود. از سوی دیگر این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس حتی در عملیات نظامی بر ضد قذافی نیز مشارکت مستقیم داشت. این اقدامات در آینده قطر و منطقه پیامدهایی داشت.
عربستان سعودی نیز در خصوص قیام لیبی مواضع متفاوتی نسبت به موارد مشابه داشت. عربستان سعودی به دلیل رابطه غیردوستانه‌ای که با قذافی داشت و همواره از سوی او به کشورهای عقبمانده جهان عرب مطرح می‌شد، دل خوشی از حکومت قذافی نداشت. همچنین باید به رقابت عربستان و لیبی برای پادشاهی اعراب اشاره کرد. به همین جهت، عربستان از مخالفان قذافی حمایت کرد. نکته دیگر درباره حمایت عربستان، حضور وهابیون در جنگ بر ضد قذافی است. گروه‌های سلفی، فرماندهی بخشی از مخالفان قذافی را بر عهده داشتند و به همین دلیل، بخش‌هایی از حکومت عربستان به صورت ارگانیک از این گروه‌ها حمایت می‌کردند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 37
  • 38
  • 39
  • ...
  • 40
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 44
  • ...
  • 45
  • 46
  • 47
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله شناسایی مشخصه هایی از سیستم های اطلاعاتی می باشد ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره : بررسی رابطه ی ساختار سازمانی با خلاقیت مدیران بیمه ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – تغییرات در روش‌ها و رویه‌های حسابداری باید در گزارش مالی سالیانه گزارش گردند. – 5
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی-روش های-حذف-سیگنال های-تداخلی-در-کانال-مراقبت-در-رادارهای-پسیو-مبتنی-بر-سیگنال-DVB-T- فایل ۷
  • دانلود منابع پایان نامه درباره آزادی اطلاعات در پرتو حقوق اساسی جمهوری اسلامی ...
  • پژوهش های انجام شده درباره اثر سوپرجاذب های طبیعی و مصنوعی بر قابلیت ...
  • استفاده از منابع پایان نامه ها درباره : ارائه‏ی یک روش تحلیلی جدید برای تعیین رفتار پی‏های ...
  • نگارش پایان نامه در مورد بررسی اثر صمغ های گواروکاراگینان بروی خواص فیزیکیوشیمیایی وحسی بیسکویت ...
  • پایان نامه های انجام شده درباره الگوی هم پیوند ارتباطات بازاریابی به منظور ارتقاء ارزش ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان