ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره بررسی مفهوم تهدید به کارگیری زور و کاربرد زور در ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

انسداد داراییها تروریستها و سازمانها تروریستی[۲۱۳].
۴/ عدم پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم از تروریسم
در حقوق بینالملل، دولتها متعهد هستند که از اقدامات تروریستی حمایت و پشتیبانی نکنند. این تعهد از هنگام تشکیل سازمان ملل متحد و صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود داشته است. اگرچه منشور به صراحت از تروریسم نام نبرده است از بصورت غیر مستقیم، حمایت دولتها را از تروریسم ممنوع اعلام کرده است[۲۱۴]. منشور در ماده ۲ (۴) اعلام میکند؛
«کلیه اعضا در روابط بین المللی خود باید از توسل به زور یا تهدید علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی سایر دولتها یا از روش های دیگری که با اهداف ملل متحد میبایست داشته باشد، خودداری کنند»
مجمع عمومی در سال ۱۹۷۰ و در اعلامیه اصول حقوق بینالملل درباره روابط دوستانه و همکاری میان دولتها و در تکمیل ممنوعیت تلویحی منشور در مورد حمایت از تروریسم بین المللی به صراحت بیان میکند‌ : همه دولتها موظفند از سازماندهی، ایجاد و تحریک و ترغیب منازعات داخلی یا اقدامات تروریستی و فعالیتهای مسلحانه در قلمرو خود یا دیگر کشورها خودداری ورزند و از هر گونه کمک و حمایت مادی و معنوی به این گونه جریانات ممانعت به عمل آورند و متعهد شوند در منازعات داخلی کشورهای دیگر مداخله ننمایند[۲۱۵].
به موجب حقوق بینالملل عرفی و به دلیل اینکه تروریسم اقدامی مجرمانه محسوب میشود، دولتها نمیتوانند موضوع حقوق بینالملل کیفری قرار گیرند بنابراین نمیتوانند مرتکب اعمال تروریستی گردند، لکن قطعنامههای مجمع عمومی دیگر اسناد بین المللی بطور مکرر هرگونه حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولتها از تروریسم را محکوم میکنند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
البته دولت همواره سعی کردهاند به گونهای عمل کنند که برچسب تروریستی بودن بر آنها نخورد، به همین دلیل کمتر دولتی یافت میشود که حاضر باشد بطور آشکار در سازماندهی و طراحی اعمال تروریستی مشارکت کند و بیشتر از طریق تشویق، تحریک ویا کمکهای غیرمستقیم از آن حمایت کردهاند. حمایت دولت لیبی در قضیه لاکربی و پشتیبانی مستقیم رژیم دوفاکتوی طالبان از بن لادن و گروه القاعده را نمونه های بارز حمایت مستقیم دولت از تروریسم میتوان بیان کرد.
دیوان بین المللی دادگستری در پرونده فعالیتهای نظامی و شبه نظامی علیه نیکاراگوئه مسئله حمایت و پشتیبانی دولت از اقدامات تروریستی را مورد توجه قرارداد. دیوان در این قضیه حکم نمود که ایالات متحده در قبال فعالیت های کنتراهای (contra) نیکاراگوئه مسئول نمیباشد به این خاطر که دلایلی که کنتراها را تحت کنترل و وابسته به ایالات متحده قرار دهد، کافی نبودهاند[۲۱۶].
از این رو هیچ تردیدی وجود نخواهد داشت که هر گونه حمایت و پشتیبانی از تررویسم خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم ممنوع است و قطعنامه ۱۳۷۳ در این باره حجت را بر همه دولتها تمام کرده است و مبارزه با تروریسم را جز متعهدات الزامآور دولتها درآورده است. تا پیش از وقوع ۱۱ سپتامبر در جامعه بین المللی حدود ۱۲ کنوانسیون جهانی و ۷ کنوانسیون منطقهای درباره مبارزه با تروریسم در حوزه های مربوط به امنیت هوایی و هوانوردی، امنیت دریایی و دریانوردی، امنیت شخصی، امنیت دیپلماتیک، بمب گذاری و تأمین مالی تروریسم به تصویب رسیدند که جز در حوزه هوایی و هوانوردی، بقیه با استقبال و پذیرش مناسبی از سوی دولتها واقع نشدند.
جدول زیر وضعیت امضاء و تصویب کنوانسیونهای مربوط را از سوی دولت تا پیش از وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نشان میدهد[۲۱۷].

 

ردیف عنوان کنوانسیون یا پروتکل تاریخ و محل امضاء تاریخ لازم الاجرا شدن تعداد دول امضاء کننده تعداد دول تصویب کننده
۱ کنوانسیون مقابله با جرائم و سایر اعمال ارتکابی در هواپیما توکیو ۱۹۶۳ ۴/۱۲/۱۹۶۹ ۴۱ ۱۷۳
۲ کنوانسیون مقابله با تصرف غیرقانونی هواپیما لاهه ۱۹۷۰ ۱۴/۱۰/۱۹۷۱ ۷۹ ۱۷۵
۳ کنوانسیون مقابله با اقدامات غیرقانونی علیه ایمنی هواپیمایی کشوری مونترال ۱۹۷۱ ۴/۶/۱۹۷۱ ۶۰ ۱۷۹
۱۲ کنوانسیون بین المللی مقابله با تأمین مالی تروریسم نیویورک (سازمان ملل متحد) ‌۱۹۹۹ - ۴۳ ۴
نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی فقهی و حقوقی بیع با ثمن شناور- ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سپس متن روایت را ذکر مینماید، که اندکی بعد بیان خواهد شد. وی درباره سند روایت توضیح میدهد «نظیر این روایت را ثقه الاسلام کلینی از گروهی، از سهل ، احمد بن محمد ، از حسن بن محجوب نقل کرده است … و صحت طریق [روایی] کلینی آشکار است … پس به روایت از ناحیه سند هیچ اشکال و خللی وارد نیست».
در تأیید آنچه مرحوم بحرانی درباره سند روایت گفته است، یادآوری میکنیم فقیهانی که بر خلاف مفاد روایت نیز حکم دادهاند، به سند آن اشکالی نگرفتهاند آن را روایتی صحیح و معتبر و یا حسن کالصحیح دانستهاند.[۹۵] اما در دلالت آن خدشه کردهاند. مثلاً شیخ انصاری از این روایت با عنوان «صحیحه رفاعه النخاس» یاد کرده، ولی گفته است: «لکن التأویل فیها متعین … فلایتوهم جواز التمسک بها لصحه هذا البیع …»[۹۶] یکی از فقهای معاصر نیز از روایت به عنوان «صحیحه» یاد کرده است، اما حکم ظاهر از روایت را نپذیرفته است؛ از جمله به این دلیل که اگر این حکم ثابت و مسلم بود، با توجه به این که مورد ابتلا و نیاز نیز هست، نزد اصحاب جزو امور واضح و آشکار بود، ما چگونه به ظهور این روایت ظن پیدا کنیم، در حالی که احدی با اتکای به آن فتوی نداده است؟![۹۷]
ظاهراً، همانگونه که صاحب حدائق گفته است در سند روایت و صحت انتساب آن به امام (ع) تردیدی وجود ندارد. اینک به ذکر متن خبر و سپس نتیجه آن میپردازیم:
«عن رفاعه النخاس قال: قلت لابی عبدالله (ع): ساومت رجلا بجاریه قباعنیها بحکمی فقبضتها منه علی ذلک، ثم بعثت الیه بألف درهم، فقلت: هذه ألف درهم حکمی، علیک أن تقبلها، فأبی أن یقبلها منی، و قد مسستها قبل أن أبعث إلیه باثمن. فقال: أری أن تقوم الجاریه قیمه عادله، فإن کان قیمتها أکثر مما بعثت الیه کان علیک أن ترد علیه [ن خ: الیه] ما نقص من القیمه، و إن کان ثمنها إقل مما بعثت إلیه فهو له. قلت: جعلت فداک، إن وحدت بها عیبا بعد ما مسستها؟ قال: لیس لک أن تردها و لک أن تأخذ قیمه ما بین الصحه و العیب منه»[۹۸]
مفاد روایت آن است ک فروشنده و خریدار توافق میکنند بیع انجام شود اما قیمت مبیع را مشتری، بعداً تعیین نماید. به عبارت دیگر پیش از تشکیل قرارداد بیع و یا همزمان با آن، ثمن معین نیست و تعیین آن به آینده سپرده شده، و انجام آن به مشتری واگذار شده است. بر اساس همین توافق، مشتری متاع را تحویل میگیرد و در آن تصرفات مالکانه میکند. سپس مبلغی را به عنوان قیمت برای فروشنده ارسال میدارد؛ اما فروشنده از پذیرش آن خودداری میکند. امام (ع) چنین حکم میفرماید: قیمت عادلانه (متعارف) متاع معلوم شود. اگر قیمت عادله، از آنچه که خریدار برای فروشنده فرستاده بیشتر است بر فروشنده لازم است مابهالتفاوت را بپردازد. و اگر قیمت عادله، کمتر از قیمت ارسالی است مابه التفاوت ازآن فروشنده است و خریدار حق مطالبه آن را ندارد. و اگر بعد از تصرف در متاع، معلوم شد معیوب بوده است، نمیتواند به استناد عیب، متاع را به فروشنده رد کند، بلکه تنها راه او اخذ ارش است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
ظاهر این روایت، آشکارا با مدعای مشهور ناسازگار است؛ زیرا همان گونه که بارها نقل شد مشهور فقها میگوید: «علم به مقدار، جنس و وصف ثمن، پیش از وقوع عقد بیع، لازم است و بر این حکم اتفاق نظر محقق است»[۹۹] برخورد فقها با این روایت مختلف است: برخی گفتهاند این روایت شاذ و نادر میباشد و با این سخن، آن را گذاشته وگذشتهاند.[۱۰۰] و شماری از آنان با تحلیل مفادش، بر غیر قابل پذیرش بودن آن تأکید کردهاند[۱۰۱]؛ و گروهی که البته کم شمارترند، مفاد روایت را پذیرفته و حکم مشهور میان فقها را رد کردهاند.
در این بند که به نقل و تقریر ادله قائلین به کفایت قابلیت تعیین ثمن، اختصاص دارد و در این قسمت که مقصود، تشریح رأی صاحب حدائق است، نظر او را در شرح روایت میآوریم. گفته های مخالفان، زیر عنوان «نقد و بررسی این ادله» مطالعه میشود.
صاحب حدائق پس از ذکر روایت و این که ظاهر در خلاف گفته مشهور فقها است، سخنی از محقق اردبیلی در شرح ارشاد علامه و نیز کلامی از سید حسین، مشهور به خلیفه سلطان در حاشیهاش بر کتاب من لا یحضر الفقیه شیخ صدوق میآورد که گفتهاند به دلیل اجماع بر بطلان چنین بیعی، باید این روایت را تأویل کرد و از ظاهر آن دست کشید. سپس در اعتراض به این سلوک علمی میگوید: «پوشیده نیست محور سخن فقها در رد این روایت، اجماعی است که در تذکره بر این مسأله ادعا شده است و هیچ معارض دیگری جز این اجماع با آن روایت وجود ندارد … و نزد هر آن کس که به چنین اجماعاتی – که فراوان در کلام آنان یافت میشود – هیچ اعتمادی نمیتواند کرد …[۱۰۲]روایت ذکر شده، از هر معارض رها و سالم است و از عمل به آن، گریزی نیست؛ به ویژه آن که سند روایت صحیح است و نیز گفته صاحب من لا یحضره الفقیه آن را تقویت میکند زیرا مضمونش را ذکر کرده و بنابر قاعدهای که در آغاز آن کتاب آورده، هر روایت مذکور در آن کتاب، مورد عمل صدوق است»[۱۰۳]
بحرانی توجه دارد که مشهور افزون بر اجماع، به روایت نفی غرر نیز استناد کردهاند. در پاسخ به این استدلال میگوید: «غیر از اجماع مذکور دلیلی نیست، جز عموماتی که مشهور بدان اشاره کردهاند. یعنی حصول غرر و بروز منازعه [که در صورت صحیح شمردن چنین معاملاتی پیش میآید] و این عمومات ـ بر فرض اثبات سند و دلالتشان به روایت مذکور، تخصیص زده میشود بلکه ممکن است بگوییم اجماع مذکور نیز بر فرض ثبوتش، به این روایت صحیح تخصیص زده میشود زیرا این اجماع قویتر از آیه و روایت نیست ـ اگر نگوییم ضعیفتر است - و میدانیم خبر صحیح میتواند مخصص عمومات آیات و روایت باشد : پس به طریق اولی می تواند مخصص اجماع نیز باشد ، پس میگوییم بیع با ثمن تعیین نشده صحیح نیست (برابر اجماع) مگر آنکه تعیین ثمن به مشتری واگذار شده باشد (برابر روایت خاص) و این حکم چه مانعی دارد؟»[۱۰۴]

 

    1. مرحوم آیت الله العظمی خویی

 

ایشان پس از ذکر ادله قول مشهور یعنی اجماع، روایت نفی غرر و نیز روایت حماد بن میسره، و رد آنها و تأکید بر این که در مسأله با توجه به روایت نبوی، اجماع تعبدی محقق نیست میفرماید: «بنابراین دلیل خاصی بر اعتبار علم به میزان ثمن در بیع وجود ندارد و باید در مساله از دو جهت سخن گفت: یکی از جهت قواعد و دوم بر حسب روایت وارده در مقام.
بررسی مسأله بر حسب قواعد: اگر مراد از جهل به مقدار ثمن، جهل نسبت اصل مالیت عوض باشد، یعنی بایع نداند ثمن چه مقدار است و حتی نداند آنچه به عنوان ثمن در بیع مطرح است مالیت دارد یا ندارد، در این صورت شبههای نیست که چنین بیعی باطل است؛ زیرا بیع مبادله مال در برابر مال است و مقصود متعاملین آن است که هر یک در برابر عوضی که به طرف مقابل میدهد مالی را که پیش از این معامله مملوک او نبوده تملک نماید بنابراین اگر نداند در اثر این بیع و در مقابل مالی که میدهد مالی برای او حاصل میشود یا خیر و در صورت حصول، چه مقدار است، غرض او نقض شده است؛ پس گویی اساساً بیع واقع نشده و چه بسا بتوان گفت عقلا برابر ارتکاز خود چنین صورتی را بیع به شمار نمیآورند …»[۱۰۵]
بررسی مسأله بر حسب دلیلِ خاص:
ایشان در این بحث صحیحه رفاعه النخاس را میآورد و یادآوری میکند، مرحوم صاحب حدائق به استناد همین روایت ملتزم شده است بیع به حکم مشتری – یعنی بیعی که قیمت متاع در هنگام عقد معلوم نیست و تعیین آن به مشتری سپرده شده – صحیح است و ثمن در این معامله، قیمت سوقیه خواهد بود[۱۰۶] ناگفته نماند گرچه ایشان در پذیرش روایت و اتکا نکردن به اجماع در مساله، همانند صاحب حدائق است، اما در تفسیر روایت با وی اختلاف نظر دارد. چنانکه سخن صاحب حدائق را نقل کردیم و اخیراً نیز مرحوم آیت الله العظمی خویی آن را بازگو نمود. به گفته وی قیمت در چنین معاملهای، قیمت سوقیه است. آیت الله العظمی خویی بر این سخن ایراد گرفته میفرماید: «تعیین قیمت در چنین معاملهای به امری عرفی و متعارف میان مردمان باز میگردد. در عرف معاملی به ویژه در روزگار ما، کارگران (مثلاً باربران) در مقام معامله درباره ثمن و اجرت سخنی قطعی نمیگویند و امر را به مشتری و مستأجر وا می گذارند ؛ اما قرائن نشان می دهد منظورشان هر حکم و نظر مشتری و مستاجر نیست، لذا اگر آنان به ثمن و اجرتی کمتر از قیمت متعارف حکم کنند، کارگران، قیمت سوقیه را مطالبه میکنند و به کمتر از آن رضایت نمی دهند، اما اگر مشتری و مستأجر به قیمت سوقیه یا بیش از آن نظر دهند، همان مبلغ ثمن و اجرت خواهد بود. در حقیقت در چنین معاملاتی ثمن، امری کلی است و آن عبارت است از قیمت سوقیه و مازاد».[۱۰۷]
ایشان در صدد آن است که حکم مذکور در روایت را تبیین نماید. امام (ع) فرمود: «أری أن تقوم الجاریه بقیمه عادله فان کان قیمتها اکثر مما بعثت الیه فهو له…» پرسش این است که اگر مشتری قیمتی بیش از بهای عادله و سوقیه مبیع پرداخته، چرا حق مطالبه مازاد را ندارد و آن مازاد از آن بایع میشود؟ این پرسش در توجیه و توضیحی که صاحب حدائق برای روایت اراده نمود ، بی پاسخ است؛ زیرا ایشان گفت قیمت در معامله همان قیمت سوقیه است[۱۰۸]؛ اما از توضیح مرحوم خویی دانسته شد قیمت این معامله عبارت است از قیمت سوقیه و مازاد آن. بنابراین، حکم امام (ع) که اگر مبلغی بیش از قیمت سوقیه به بایع تحویل داد، مازاد قابل مطالبه نمیباشد، طبق قواعد و اصول است.
به هر روی در جمع بندی نظر مرحوم آیت الله العظمی خویی میخوانیم: «اگر بایع بگوید متاع را فروختم به قیمتی که به دیگران فروختهام یا مشتری بداند که آنچه از بایع خریداری کرده بهایش از قیمت سوقیه – که در بازار مضبوط است، گرچه مشتری هم اینک آن را نمیداند – بیشتر نیست دلیلی بر فساد این معامله از جهت جهالت نداریم. این نحوه معامله چنان نیست که موجب شود ندانیم ثمن یا مثمن مالیت دارد یا فاقد ارزش مالی است و نیز چنان نیست که در میزان ثمن به حدی جهل محقق باشد که موجب شود خطر [و احتمال قوی ضرر] تحقق یابد به گونهای که عقلا در اعتبار این رابطه به عنوان بیع درنگ و توقف کنند».
بند دوم: فقهای اهل سنت و جماعت:
جمهور فقهای مذاهب سنت و جماع بیع با ثمن مجهول – هر چند قابل تعیین – را ناروا میدانند؛ در عین حال میان آنان قول مخالف نیز وجود دارد. مثلاً اگر بایع به مشتری بگوید این متاع را به همان قیمتی که خریده یا در دفتر قیمتها ثبت کرده میفروشد اما مشتری مبلغ آن را نداند بیع فاسد است. حال اگر مشتری در مجلس بیع به این مبلغ آگاهی یافت بیع از حالت فساد به حالت جواز و روایی منقلب میشود علت این انقلاب حکم را استحسان ذکر کردهاند. به این بیان که مانع از صحت عقد، جهالت به ثمن در لحظه عقد بود، اینک این مانع در مجلس عقد برطرف شده است و چون مجلس عقد, حکم حالت عقد را دارد گویی هنگام عقد، ثمن معلوم بوده است؛ اما اگر مشتری، ناآگاه به ثمن بماند و میان طرفین جدایی افتد، حکم فساد معامله مستقر میگردد.
و از احمد بن حنبل نقل شده است بیع به این صورت که بگویند ثمن مبلغی خواهد بود که در تاریخ معینی از زمان آینده معلوم و معین میشود، و هنگام عقد مبلغی را مشخص نکنند(البیع بما ینقطع علیه السعر فی المستقبل) صحیح است. وی دلیل این نظر را چنین بیان کرده است: چنین بیعی میان مردم مرسوم و شناخته شده است و در هر زمان و مکانی به این گونه معامله اقدام کردهاند و میکنند. ابن تیمیه و ابن القیم نیز جواز و روایی چنین بیعی را ترجیح دادهاند و برآنند که منظور از قیمت سوقیه، بهای کالا در بازار، هنگام بیع است، نه هر قیمتی در زمان آینده[۱۰۹].
متأخرین حنیفان نیز از نحوه دیگر خرید با ثمن غیر معین با عنوان «بیع الاستجرار» نام برده و آن را درست شمردهاند. در این بیع خریدار کالاهای مورد نیاز در زندگی روزانه را از فروشنده میخرد بدون آن که از قیمت آن پرسش نماید و در پایان یک دوره زمانی مثلاً یک ماه، مجموع قیمت کالاها را میپردازد، بر این فرض شرط ضمنی که بهای اعلام شده به وی همان قیمت سوقیه کالا هنگام بیع میباشد. چنین بیعی امروزه در خرید خانواده ها از فروشگاه های محلی بسیار رواج دارد.[۱۱۰]
دقت در این نوع معامله که از دیرباز میان خانواده ها و فروشندگان معمول بوده است، نشان میدهد خریدار، فروشنده را وکیل در بیع نکرده است بلکه خود اصالتاً خرید میکند و فروشنده را در تعیین ثمن وکیل مینماید البته با شرط ضمنی و ارتکازی که فروشنده در تعیین ثمن قیمت رایج کالا را لحاظ کند. در چنین بیعی ثمن، هنگام تشکیل عقد بیع بر مشتری نامعلوم است اما روش تعیین آن به شرحی که گذشت مشخص شده است.
گفتار دوم : نقد و بررسی آراء فقها
بند اول : بررسی سخن ابن جنید اسکافی
شیخ انصاری در کلامی کوتاه سخن اسکافی را نقل و نفی میکند: «از اسکافی نقل شده، این سخن بایع که بگوید این متاع را فروختم به همان قیمتی که به دیگران فروختهام [و مشتری قبول کند] جایز و ممضی است. [بیع واقع میشود] و برای مشتری خیار خواهد بود؛ اما این رأی مردود است، زیرا وقتی بیع فی نفسه غرری باشد، باطل است و جعل خیار، بطلان را منتفی نمیکند».
آیت الله العظمی خویی با نظر اسکافی که چنین بیعی صحیح است، موافق میباشد اما مانند شیخ انصاری، خیاری بودن آن را نپذیرفته است. وی در نقد آن قسمت از نظر اسکافی که گفته است مشتری خیار دارد، میفرماید: «ان کان بیع غرریا فیکون باطلا فلیس له خیار و ان لم یکن غرریا فیصح و ایضا لیس له» یکی دیگر از علما، ضمن مخالفت با اصل سخن اسکافی، در مورد خیاری بودن بیع نیز نظر او را ناصواب شمرده است.[۱۱۱]
به نظر میرسد در دفاع از اسکافی بتوان گفت: وی نمیگوید این بیع غرری و باطل است، آنگاه با جعل خیار حکم بطلان را مرتفع سازد؛ بلکه بر آن است که این خیار جزو موضوع است و در بیع خیاری اساساً غرر محقق نمیشود به عبارت دیگر خیار، مانع تحقق عنوان غرر و در نتیجه مانع تحقق حکم معامله غرری یعنی بطلان است.
مرحوم نراقی، نه در مقام داوری میان اسکافی و مخالفانش، بلکه به عنوان نکتهای مستقل تصریح میکند: «هر جا که به استناد غرر به بطلان بیع حکم شده است، منحصراً بیع لازم مقصود میباشد اما اگر بیع به شرط خیار باشد، باطل نیست زیرا دیگر عرفاً غرر محقق نمیشود».
بند دوم : بررسی سخن شیخ یوسف بحرانی
بیشترین اشکال و ایراد بر نظر صاحب حدائق، در کتاب جواهر یافت میشود: صاحب جواهر در آغاز و پایان سخن خود بیاناتی دارد که به نظر میرسد از مسیر نقد علمی فاصله گرفته و در اثنا، شش نکته و احتمال مطرح کرده است تا برداشت صاحب حدائق از روایت را نفی کند؛ اما آن شش مطلب:
الف) «ان الخبر … لم یحکم بصحه البیع فیه علی نحو ما وقع فیه، بل بثمن المثل الذی لم یکن مقصودا لهما» میفرماید: مدعای صاحب حدائق آن است که بیع به حکم مشتری، صحیح است و به عنوان دلیل به صحیحه رفاعه تمسک نموده است؛ در حالی که در روایت نفرموده بیع به همان صورتی که واقع شده، صحیح میباشد بلکه امام (ع) حکم نموده باید ثمن المثل را بدهد که مقصود طرفین نبوده است. پس دلیل صاحب حدائق با مدعایش هماهنگی ندارد.
در رد این اعتراض صاحب جواهر میتوان گفت: بر عکس، با توجه به این که تعیین قیمت مبیع (جاریه) به طرفی واگذار شده که نخاس (برده فروش) بوده است ظاهر امر نشان میدهد منظور آنان معامله با قیمتی بوده که یک کارشناس تعیین میکند و به عبارت دیگر قیمت سوقیه و ثمن المثل متاع. به هر صورت این که صاحب جواهر فرمود: «ثمن المثل الذی لم یکن مقصودا لهما» مقصود نبودن ثمن المثل ادعایی است بیدلیل، بلکه قراین و ظواهر بر خلاف آن است.
ب) «مع اتحاده و هجره بین الطائفه» میفرماید: مستند صاحب حدائق اولاً یک روایت وحید است ثانیا این روایت متروک است مورد توجه امامیه قرار نگرفته است. در رد این اشکال میتوان گفت:
اولاً: این که روایتی نظیر و مشابهی نداشته باشد موجب وهن آن نیست. در تعریف خبر واحد که جمهور فقها از جمله صاحب جواهر به حجیت آن نظراً و عملاً پایبند هستند، گفته شده است: «هو ما لم یبلغ حد التواتر سواء کثرت رواته ام قلت [قلوا]: » تعدد سلسله راویان یا حتی نخستین راوی از امام، از شرایط اعتبار و حجیت خبر واحد نیست؛ چه بسیارند عمومات و اطلاقاتی از کتاب و سنت که با یگانه خبر صحیحی که در دست است، تخصیص و تقیید زده میشوند. نمیتوان تک بودن روایت را به عنوان اشکالی بر استناد کننده به آن، مطرح ساخت.
ثانیاً: اگر روایتی متروک و مهجور واقع شده ولی فقیه از دلیل این برخورد فقها آگاه است خود، به بررسی آن دلیل و انگیزه ترک آن روایت می پردازد. پیدا است اگر آن دلیل را ناکافی یافت، نمیتواند از روایت مذکور رفع ید نماید. مثلاً اگر روایتی صحیحه السند در دست است و فقها گفتهاند ما به دلیل فلان روایت معارض از این روایت صرفنظر کردهایم، منطق علمی حکم میکند به بررسی روایت دوم پرداخت و معلوم ساخت آیا حقیقتاً میتواند دلیل طرد و طرح آن روایت اول باشد یا خیر. اتفاقاً در مورد ما دقیقاً مساله چنین است.
عموم فقها بر صحیحه السند بودن روایت تصریح کردهاند و گفتهاند ما تنها به دلیل وجود اجماع بر خلاف حکم آن، از روایت مزبور دست میکشیم. حال هنگامی که ما دانستیم این اجماع مدرکی یا محتمل المدرکیه است و از اعتبار به عنوان دلیل مستقلی بر حکم، ساقط، چرا نتوانیم برابر روایت حکم کنیم، بلکه به چه مجوزی خلاف این روایت صحیحه السند و واضحه الدلاله حکم نماییم؟!
ج) «و احتماله قضیه فی واقعه» اشکال سوم صاحب جواهر آن است که این روایت قابل استناد نیست، زیرا ممکن است در یک مورد مشخص صادر شده باشد و بیان حکمی فراگیر مخصص منظور نباشد.
در پاسخ باید گفت اگر روایتی با حکمی قطعی از نصوص کتاب یا سنت متواتره مخالفت کرده باشد و سنداً ضعفی نداشته باشد تا بتوان آن را به دلیل مشکل سندی ساقط کرد، گفته میشود حکمی کلی را بیان نمیکند. مثلاً در روایات نقل شده درباره قضاوتهای حضرت امیر (ع) چنین مواردی وجود دارد؛ ولی نمیتوان در استفاده از این امر زیاده روی کرد و هر روایت را به این احتمال کناری نهاد. به عبارت دیگر احتمال این که حکم «قضیه فی واقعه» بوده برای یکسو نهادن آن کافی نیست؛ دلیلی بسیار استوارتر لازم است. محقق اردبیلی در ادامه همان سخنی که از وی نقل شد میگوید: «و لکن تأویلها مشکل، و کذا رده ها، فیمکن ان یکون حکما فی قضیه و لا تتعدی» تأویل روایت مشکل است؛ چون ظهور در مخالفت با رأی مشهور دارد و اجمالی در آن نیست که بیع به حکم مشتری را صحیح دانسته، رد آن مشکل است چون سنداً، صحیحه است، با وجود این دو مسأله، محقق اردبیلی احتمال این که حکمی در موردی خاص و غیر قابل استفاده در سایر موارد باشد را مطرح میکند؛ اما اگر اجماع را کناری نهادیم به روایت عمل میشود و احتمال «قضیه فی واقعه» قابل اعتماد و اعتنا نیست.
د) «و الموافقه للعامه» تقریر اشکال آن است که این روایت با فتوای اهل سنت و جماع موافق است. بنابراین احتمال میرود به دلیل تقیه صادر شده باشد و همانطور که در علم اصول فقه مقرر و مضبوط است یکی از شرایط حجیت روایت آن است که برای بیان حکم الله صادر شده باشد نه از روی تقیه یا جهت دیگر. پس این روایت حجت نیست.
در پاسخ باید گفت: برابر قاعدهای که همگان در مقام تخاطب و تفهیم و تفاهم بدان استناد میکنند، سخن هر متکلمی بدان حمل میشود که برای بیان مطلوب واقعی او صادر شده است، نه برای بیان خلاف مقصودش به دلیل تقیه یا ترس. در علم اصول از این امر با عنوان «اصل صدور روایت برای بیان حکم واقعی» یاد میشود. به عبارت دیگر کسی که میخواهد از ظاهر کلام به استناد این که گوینده در مقام تقیه بوده رفع ید کند باید برای ثبوت تقیه و عدم حجیت ظاهر کلام گوینده، دلیل اقامه کند. از این گذشته اساساً رأی مشهور میان اهل سنت و جماعت نیز مانند مشهور میان امامیه بطلان چنین بیعی است و تنها از احمد بن حنبل جواز بیعی که ثمن در آینده معلوم میشود، نقل شده است؛ البته ابن تیمیه و ابن القیم جواز این بیع را ترجیح دادهاند؛ اما اینان در عصر ائمه (ع) نمیزیسته و از این بحث، موضوعاً خارج هستند. احتمال صدور روایت به جهت تقیه، وقتی مطرح میشود که جمهور اهل سنت و جماعت در عصر امامان (ع) بر یک عقیده باشند و روایت همان نظر را تأیید کند؛ اما اگر روایت بر خلاف رأی جمهور باشد یا اگر اساساً میان آنان دو عقده رایج باشد و روایت از یکی جانبداری کند، احتمال تقیه مطرح نمیشود. به هر روی صدور روایت با جهت تقیهای، امری خلاف اصل است و نیازمند اثبات.
هـ) «و التوکیل فی البیع الذی ینبغی فیه مراعات ثمن المثل» تقریر اشکال آن است که فروشنده، خریدار را وکیل خود کرده که ثمن را تعیین نموده، بیع نماید. بنابراین بیع با ثمن مجهول انجام نشده است.
پاسخ آن است که اولاً: بر فرض که قصد طرفین ایجاد رابطه وکالت باشد، از متن روایت دانسته میشود وکالت در بیع نبوده، وکالت در تعیین ثمن بوده است. رفاعه به امام (ع) عرض میکند «فباعنیها بحکمی» او خود متاع را به من فروخت، اما ثمن را تعیین نکرد، بلکه پیشاپیش حکم مرا در این باره پذیرفت. بالاخره ثمن در حال عقد، دست کم برای بایع مجهول بوده است.
ثانیاً: اگر مسأله وکالت بود، با توجه به این که وکیل امین است باید معادل قیمت عادله ارزیابی کند و اگر کمتر یا بیشتر از آن قیمتگذاری نماید، باید راه بازگشت به قیمت عادله باز باشد؛ اما امام (ع) به رفاعه - که طبق این احتمال وکیل بایع در تعیین قیمت است – فرمود اگر بیش از قیمت عادلانه ارزیابی کرده و برای بایع فرستادهای حق مطالبه مازاد را نداری.
و) «و تلف الجاریه و الشراء جدیدا بثمن المثل» اساساً امام (ع) معامله آنان را تأیید نفرموده است، اما از آنجا که در متاع تصرفات مالکانه شده حکم کرده است بیع جدید و صحیحی بر آن انجام شود که قاعدتاً ثمن این متاع همان ثمن المثل و قیمت سوقیه است.
پاسخ آن است که اگر بیع باطل بوده، متاع در اختیار مشتری مانند کالایی است در دست غاصب، یعنی عمل مشتری در حکم غصب است. در این صورت متاع باید به مالک عودت داده شود و به اندازهای که از ارزش متاع در اثر تصرفات مشتری کاسته شده نیز به مالکش پرداخته شود. چنین نیست که اگر کسی به تصور جواز تصرف در متاعی تصرف کرد، او و مالک مجبور به معامله بیع شوند. و اساساً همان گونه که بارها گفته شد با توجه به این که امام فرموده است: «و ان کان قیمتها اقل مما بعثت الیه، فهو له» قیمت، ثمن المثل و مافوق آن میباشد.

نظر دهید »
پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :بررسی و شناخت مهمترین ویژگی ها و مختصات ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اول به عقل مصلحت اندیش می زنند
بیگانه مردمی که دم از خویش می زنند
زخمی که گلرخان جفا کیش می زنند

 

 

 

وزن:مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن / بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
موضوع کلی:تسلیم شدن عاشق در برابر معشوق وتحمل سختی ها برای رسیدن به هدف
پایان نامه
غزل مردّف با ردیف فعلی.
۱-تکرار واژه نیش/ نیش ونوش ، تضاد./نوش، عسل./ خوبان، کنایه از زیبا رویان./
۲- زخم زبان، کنایه از سخن تلخ./ تشبیه زخم زبان به سوزن./ دل ریش، کنایه از دل مجروح وغمگین./ریش،در مصراع اول وچهارم تکرار شده است.صنعت ردالقافیه./
۳-ماه وشان، کنایه از زیبا رویان./ چراغ حسن، تشبیه بلیغ اضافی./آتش به خرمن کسی زدن، کنایه از هستی به باد دادن، نابود کردن./ آتش استعاره از بلا ومصیبت./
۴-تشبیه عقل به سپاه،تشبیه مضمر./ بتان، استعاره از زیبا رویان./ ره بر کسی بستن، کنایه از مانع حرکت کسی شدن./عقل مصلحت اندیش، عقل دور اندیش وعاقبت نگر./
۵-مفهوم بیت، صبور بودن در زندگی./ جفاکیش، کنایه از ستمگر./ گلرخان، کنایه از زیبا رویان./
غزل ۴۳۸

 

 

امروز دل از آینه ی جان نظرت کرد
می نوش که مهلت نبود در چمن عمر
در میکده از جرعه کسی هیچ کمی نیست
افسانه ی واعظ خبر گمشدگان است
خوش باش اگرت یار جدا کرد سر از تن
اول بکشیدی ز قدم یار که سهل است
اهلی ، مس قلبی تو، ولی زر شوی از عشق

 

 

 

عاشق نظر امروز به چشم دگرت کرد
کز آب حیاتی که بباید گذرت کرد
سودای زیادت طلبی دربدرت کرد
خاک ره او باش که از خود خبرت کرد
شکر کرمش گوی که بی درد سرت کرد
امروز مکن ناله که ره در جگرت کرد
زان روی که اکسیر سعادت نظرت کرد

 

 

 

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن / بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
موضوع کلی: عدم آسایش در دنیا وسختی های دوران عاشقی
غزل مردّف با ردیف فعلی.
۱-آینه ی جان، تشبیه بلیغ اضافی./ نظر، چشم ونگاه./ قافیه نظر، دوبار تکرار شده است./
۲-مفهوم بیت خوش باشی ایام./ چمن عمر، تشبیه بلیغ اضافی./ آب حیات، تلمیح به داستان خضر .رجوع کنید به غزل۳۱۵٫/
۳-سودا، خیال باطل./ زیادت طلبی، حرص وطمع./
۴-افسانه، سخنان یاوه وبیهوده./ خاک ره بودن، کنایه از نهایت پستی وتواضع./
۵- ت در اگرت، مفعول به معنی تو را./ بی درد سر، کنایه از آرام وساکت. و بدون گرفتاری/
۶- ره در جگر کردن، کنایه از عاشق خود گردانیدن./ قدم کشیدن، کنایه از ترک کردن./
۷- مس قلبی تو،تشبیه بلیغ اسنادی./ مس وزر، تضاد./ زرشدن، کنایه از به مقام بلند رسیدن./ اکسیر سعادت، تشبیه بلیغ اضافی./
غزل ۴۳۹

 

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی عوامل موثر بر تصویر برند بانک مسکن و ارائه ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • سرمایه‌گذاری مدیریت نام تجاری به‌گونه‌ای که با حفاظت از ویژگی‌های نام تجاری، هم ارزش آن را حفظ کند و هم وفاداری مشتریان را از دست ندهد.

 

در این راستا باید در مدیریت نام تجاری به ترتیب تمام چارچوب‌هایی را که در مدیریت یک سازمان به کار می‌بریم رعایت کرد. همان‌گونه که مدیریت سازمان ابتدا با بیان مأموریت خود مشخص می‌کند که سازمان چه رسالتی را می‌خواهد به انجام برساند و سپس اهداف مجموعه را بر اساس آن بیانیه مأموریت تعریف می‌کند و با تدوین استراتژی سعی در دستیابی به اهداف سازمان دارد، در اینجا نیز، برای نام تجاری یک بیانیه یا گزاره مأموریت بیان کرده، سپس اهداف را براساس آن تعریف می‌کنیم. در نهایت از روی آن استراتژی‌هایی را تدوین کرده، با بهره گرفتن از بازخور، کنترل می‌کنیم که تا چه حد به اهداف خود دست یافته‌ایم (بنائیان، ۱۳۹۰).
پایان نامه
۲-۳-۲ برندگذارى در صنعت بانکدارى
ذات و ماهیت کالا و خدمات، هموار مورد توجه اندیشمندان بوده است. همچنین تفاوت‌هاى ذاتی خدمات با کالا سبب شده است تا برند نقش تأثیرگذارى در صنایع خدماتى ایفا نماید. چراکه یک برند قدرتمند، سبب ارتقاى اعتماد مشترى به خدمت غیرقابل مشاهده مى‌شود، او را درتجسم مزیت‌هاى ملموس و ناملموس توانمند مى‌سازد، تصور از ریسک را کاهش مى‌دهد و رابطه بلند مدت میان برند و مصرف‌کننده را به ارمغان مى‌آورد. البته برند در صنایع مختلف خدماتى، به‌گونه‌اى متفاوت ایفاى نقش مى‌کند (سید جوادین و دیگران، ۱۳۸۹). اما کاملا آشکار است که اهمیت این مقوله در صنعت خدمات مالى و بانکدارى در ایران، به واسطه تشدید جریان حرکت بانک‌ها از ساختارمدیریتى دولتى به خصوصى و حرکت صنعت، از حالتى ایستا، به صنعتى رقابتى و پویا، بیش ازپیش احساس شده است.
۲-۴ ایجاد برند موفق
ادبیات ایجاد برند در طی دهه گذشته، با تغییرات عظیمی مواجه شده است. در گذشته به برند تنها به عنوان بخشی از فرایند، طراحی محصول جدید نگریسته میشد (کاتلر، ۲۰۰۱). بنابراین نگرش نسبت به این مفهوم، به عنوان یک سری از تاکتیک‌ها )نه استراتژی ( بوده و روش‌های ایجاد آن شباهتی با یک راهبرد نداشته است. امروزه برندها به عنوان یک نقطه آغاز تمایز بین پیشنهادهای رقابتی مطرح میشوند. به طوری که در موفقیت سازمانها نقش حیاتی دارند. لذا به مدیریت برند، به، عنوان یک فرایند استراتژیک )نه تاکتیکی ( توجه می‌شود. ایجاد برند و نقش آن دائماً مورد تجدیدنظر و بازنگری بوده است. پیش از توجه و تمرکز بر برند و فرایند ایجاد آن، این مفهوم فقط به عنوان گامی‌از فرایند بازاریابی فروش، محصولات بوده است ( آکر، ۱۹۹۳ ) برند عبارتست از نشانه‌های فکری و روانی در ذهن مصرف کنندگان که به ارزش، مورد تصور از محصول یا خدمت می‌افزاید. برند، نتیجه مستقیم استراتژی تقسیم بازار و تمایز محصول است (کلر، ۲۰۰۱).
وقتی برای توسعه نام تجاری منابعی تخصیص می‌یابد، مدیران اجرایی باید بدانند که کدام مشخصه نام تجاری، رفتار مشتری را هدایت کرده و در انتها بر تولید شرکت تأثیر گذار است. در حقیقت برای موفقیت نام تجاری زیر ساخت سازمان باید از رسالت آن حمایت کند. از آنجا که ارزش نام تجاری از عوامل متعدد تشکیل شده است، کارشناسان معتقدند چیزی که همه شرکت‌ها نیاز به سرمایه گذاری در آن دارند تحقیق است. آنها باید قبل از هر کاری بدانند که شکافها و فرصتها کجا وجود دارد. امروزه که نام تجاری در حال پیشرفت مداوم است، باید اثربخشی را اندازه گیری کنیم، برداشت‌ها را جستجو کنیم، کالاها و خدمات جدید پیشنهاد دهیم و آن را با استراتژی بازاریابی همراه سازیم. که در این صورت نام تجاری به یک بازدهی مالی مستمر می‌ انجامد. ایجاد یک نام تجاری موفق با طراحی محصولات آغاز می‌شود. اما این فقط محدود به عملکرد محصول نیست، بلکه به چهره آن بستگی دارد.
در ساختن نام تجاری شخصیتی، از ترفیع به طور گسترده ای استفاده می‌شود. این موضوع از این واقعیت نشأت می‌گیرد که شخصیت برای خلق تداعی نام تجاری، بطور ویژه حایز اهمیت می‌باشد. شاید ترفیع مهم‌ترین وسیله برای تقویت نام تجاری باشد. رسانه‌ها نه تنها ساز وکاری مقرون به صرفه برای دستیابی به مخاطبان انبوه هستند، بلکه قدرت بسیار زیادی بر رفتار مشتری دارند. مطبوعات نقش بسزایی در اعلام و انتقال پیام‌های پیچیده دارند. ترفیع تلویزیونی که با صدا و تصویر همراه هستند، برای ایجاد تصویر از یک محصول بسیار ایده آل می‌باشند. مالکان نام‌های تجاری باید بیش از بیش دست به نوآوری بزنند تا بتوانند همیشه یک گام از رقبایشان جلوتر باشند.
ویژگی‌های شخصیتی افراد از طریق عوامل چند بعدی مانند رفتار، ظاهر، عقاید، افکار و ویژگی‌های جمعیت شناختی تعیین می‌شود. براساس مشاهدات، ۵ وجه شخصیتی افراد که به آنها ۵ «ویژگی بزرگ شخصیتی» گفته می‌شود عبارتند از: برون گرایی و درون گرایی، سازگاری، هوشیاری، ثبات احساسی و هیجانی. این جنبه‌های شخصیتی ممکن است به طرق مختلف کارکردهای خاصی داشته باشد و یا به دلایل مختلف ترجیحات مصرف کننده را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین استنباط می‌شود که تشخیص نام تجاری توسط مشتریان (نام تجاری که به ویژگی‌های شخصی فرد شباهت دارد) بیانگر نزدیک بودن جنبه‌های روانشناختی و ویژگی‌های شخصی افراد است. این وابستگی شخصی به نام تجاری حیات می‌بخشد و آن را در ذهن مصرف کننده فعال می‌کند.
۲-۵ ابعاد نام تجاری (برند)
وقتی مردم یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، فقط به یک ویژگی آن توجه نمی‌کنند بلکه خصیصه‌های چند‌گانه‌ای را وابسته به نوع محصول و میزان درگیری ذهنی خود در نظر می‌گیرند و با توجه به آنها تصمیم به انتخاب می‌گیرند. به‌علاوه، آنها نمی‌توانند فوراً تمامی آن صفات را در ذهن بیاورند و آنها را ارزیابی کنند بلکه فقط تعدادی از ویژگی‌های اصلی آن را در نظر می‌آورند و به ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (‌نامهای تجاری ) آنها را با توجه به بعضی از ویژگی‌های اصلی ارزیابی می‌کنند.
ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (نامهای تجاری)، همان ترتیبی است که در ذهن تولید می‌شود واین ترتیب می‌تواند در تصمیم نهایی تاثیر بگذارد. حال برای آنکه احتمال خرید محصول بیشتر شود وگزینه نام تجاری خاصی از رتبه بهتری در هنگام تولید گزینه‌ها برخوردار شود، لازم است که با بهره گرفتن از تبلیغ میزان برتری یابندگی آن نام تجاری را افزایش دهیم. یعنی با به‌کار بردن تبلیغ بتوانیم احتمال این را که نام تجاری زودتر از سایر گزینه‌ها به ذهن مصرف‌کننده خطور کند، افزایش دهیم.
ویژگیهایی را که گفتیم، در مورد محصول متفاوت از ویژگی‌های خدمات هستند. گاروین[۱۰] نشان داده ‌است که در مورد محصول ابعاد زیر در ذهن مصرف‌کننده از اهمیت بیشتری برخوردارند:
عملکرد : مثل بالاترین سرعت خودرو؛
ویژگیها : مثل اینکه خودرو دارای ضبط استریو باشد یا صندلی راحتی داشته باشد؛
قابلیت اعتماد: هر موقع که خودرو را
روشن می‌کنید، با مشکل روبرو نشوید؛
تطابق با ویژگی‌های ادعا شده: اگر ادعا کردیم که بنزین کم مصرف می‌کند، همیشه همین طور باشد؛
با دوام بودن؛
قابلیت تعمیر؛
زیبایی؛
معروفیت.
ویژگی‌هایی که از نظر مصرف‌کنندگان در مورد خدمات مهم هستند عبارتند از:
ویژگیهای قابل لمس: مثل امکانات فیزیکی، ابزارها و ظاهر کارکنانی که خدمت را ارائه می‌کنند؛
قابلیت اعتماد؛
مسئولیت پذیری؛
اطمینان بخشیدن به مشتری؛
داشتن درک متقابل واحترام به مشتری.
حال اگر بخواهیم ارزیابی کنیم که در چه صورت مصرف‌کنندگان یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، پاسخ این است که آنان معمولاً با توجه به دو بعد اساسی تصمیم می‌گیرند که این دو بعد شامل مواردی که در بالا ذکر شد، نیز می‌شوند ( چرناتونی و مکدولاند[۱۱]، ۱۹۹۸)
ارزیابی منطقی: در برگیرنده تمامی مواردی است که مشتری انتظار"کارکرد” مطلوبی از محصول دارد. مواردی مثل عملکرد (سرعت بالای خودرو)، قابلیت اعتماد (همیشه به خوبی کار کند) ومزه (مثل کوکاکولا). در حقیقت این ارزیابی در ارتباط با مباحث تصمیم‌گیری عقلایی است.
ارزیابی احساسی (یا نمایندگی): در برگیرنده تمامی مواردی است که مصرف کننده بنابر ارزیابی احساسی خود یک نام تجاری را انتخاب می‌کند و ممکن است با معیارهای عقلایی چندان سازگار نباشد.
به خوبی پیداست که هرکدام از این ابعاد، بنابر تعریف، از هم مستقل هستند و مصرف‌کننده به ندرت ممکن است فقط یکی ازاین ابعاد را به کار بگیرد. درواقع مصرف‌کننده هر نام تجاری را که جزء فهرست انتخاب خود قرار داده براساس هر کدام از این ابعاد درجه بندی می کند. این درجه‌بندی در واقع تحت تاثیر عوامل مختلفی است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به عوامل ترفیعی اشاره کرد که به دلیل نقش نیرومندی که تبلیغات در موضع‌یابی نام تجاری دارد، اثر آن را بر انتخاب یک نام تجاری تجزیه کرده، نحوه تاثیرگذاری آن را بر انتخاب یک برند بررسی می‌کنیم.
در فرایند اثرگذاری بر ذهن مصرف‌کننده، تبلیغات از برآیند تاثیر بر مؤلفه‌های زیر و اثر تعاملی که بین این دو مؤلفه ایجاد می‌شود، احتمال انتخاب یک نام تجاری یا گزینه‌هایی را که به ذهن وی خطور کرده‌، افزایش می‌دهد: (ساترلند، قربانلو، ۱۹۹۳).

 

  • ترتیب برانگیخته شدن گزینه‌ها یا نامهای تجاری.

 

درجه‌بندی هر کدام از گزینه‌ها یا نامهای تجاری بر اساس دو بعد مذکور.
در همین جاست که مصرف کننده تحت تأثیر تبلیغات، ممکن است در هر کدام از مراحل (۱) و (۲) فوق، احتمال انتخاب بیشتری را برای نام تجاری خاصی قائل شود. در مورد ارتباط مرحله(۱) با نام تجاری پیش از این صحبت شد. اما در مرحله(۲) برای اینکه بتوان احتمال انتخاب یک نام تجاری را توسط مصرف‌کننده افزایش داد، لازم است با تحقیق بازار صفاتی را که ممکن است به درجه‌بندی یک برند بر اساس دو بعد ارزیابی منطقی و احساسی منجر شود، شناسایی کنیم.
به عبارت ساده‌تر با انجام تحقیقات میدانی در بازار، پرسشنامه‌ای تهیه کرده، از مصرف‌کنندگان می‌خواهیم صفاتی را که در ارتباط با بعد کارکردی یک محصول خاص مورد توجه قرار می‌دهند، بیان و سپس نام تجاری را براساس هرکدام از این صفات درجه‌بندی کنند. در مورد ارزیابی احساسی یا نمایندگی نیز به همین طریق عمل می‌کنیم. پس از آن بنابر صفات مذکور و درجه‌ای که به آن اختصاص داده‌اند، جایگاه نام تجاری را از نظر عموم مصرف‌کنندگان روی ماتریسی شبیه آنچه در شکل(۲-۲) آمده، مشخص کنند. تمامی استراتژی‌هایی را که مدیریت برند در جهت دستیابی به اهداف آن می‌تواند به‌کار گیرد، از همین ماتریس اتخاذ می‌شود. جایگاه فعلی نام تجاری در ماتریس مبنایی برای تدوین استراتژی نام تجاری در راستای اهداف آن است. علاوه‌بر این، استراتژی اتخاذ شده می‌تواند نحوه تخصیص منابع را برای حمایت از نام تجاری تعیین کند.
۲-۶ ارزش برند
۲-۶-۱ ارزش ویژه برند
مدیریت برند در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل، برای برند ایجاد ارزش کند و سپس در حفظ و ارتقای ارزش آن بکوشد. مدیریت برند بانک‌ها؛ به کارگیری تکنیک‌های بازاریابی برای خدمات بانکی است. مدیریت برند به دنبال افزایش ارزش برای مشتری و در نهایت افزایش سود است. بازاریابان، مدیریت برند را ابزاری برای افزایش کیفیت مورد نظر مشتری و ایجاد وفاداری در مشتریان می‌دانند. مدیریت برند ابزاری برای متمایزسازی است و بر این نکته که ایجاد برند قدرتمند برای بانک ضروری است، بسیار تاکید می‌کند. اهمیت نقش دارایی‌های نامشهود در اثر بخشی فعالیت‌های سازمان، هم‌چنین خلق و بقای عملکرد مالی کسب و کارها در سطح صنایع مختلف به خصوص بانکداری بر همگان آشکار است. دنیای امروز، عرصه حضور موفق برندهایی است که علاوه بر تسلط بر سهم بازار، به دنبال تقویت حس اعتماد و وفاداری در مشتریان و ارزش‌آفرینی برای سهامداران خود ‌باشد. شناخت این نقش، نیاز بانک‌ها را به خلق ارزش از طریق نام و نشان تجاری (برند) خود تقویت کرده است. لذا دستیابی به مزیت رقابتی فقط با تکیه بر ویژگی‌های کارکردی محصولات و خدمات حاصل نمی‌شود؛ بلکه برند شما عامل متمایزکننده شما از رقبا است.
ارزش واقعی یک بانک نه دارایی‌های ملموس و سرمایه آن، بلکه در اذهان خریداران بالقوه آن قرار دارد. زیرا برای یک مشتری بالقوه، برند راهنمای مهمی است. ارزیابی ذهنی و نامحسوس مشتریان از برند، برتر و فراتر از ارزش عینی ادراکی آن است. سه عامل اصلی تاثیرگذار بر ارزش ویژه برند عبارتند از: آگاهی مشتریان از برند، نگرش‌های مشتریان نسبت به برند و ادراک مشتریان از عملکرد و رفتار برند. چیزی که برای مشتریان ارزش تعیین‌کننده و نهایی دارد توانایی بانک در ارائه سرویس مورد نظرشان است؛ ازاین رو بانک‌ها برای کارآمد‌ شدن، نیازمند به دست‌آوردن اطلاعات کافی از مشتریان و درک علایق وخواسته‌های آنان هستند و با بهره گرفتن از اطلاعات به دست‌آمده خدمات سازمان طراحی می‌شود. بانک‌ها برای ایجاد ارزش باید به دنبال وجود نام‌های تجاری قدرتمند باشند که تاثیرات زیادی را بر آن‌ها خواهد داشت. برند از حساس‌ترین و کلیدی‌ترین عناصر رشد بانک‌ها است. در حقیقت، نام‌های تجاری آن قدر در تصمیم‌گیری‌های خرید مصرف‌کننده دارای اهمیت شده‌اند که به عنوان دارایی بانک به خصوص دارایی اصلی یاد می‌شود. سرمایه‌گذاری صحیح، باعث افزایش ارزش می‌شود. یک نام تجاری قوی حداقل به مصرف‌کنندگان می‌گوید که چه انتظاری از خدمات بانکی می‌توانند داشته باشند.
برندها از نظر توان و ارزشی که در بازار دارند باهم متفاوتند. در یک سو برند‌هایی هستند که مشتریان اصلاً با آن آشنایی ندارند و در سوی دیگر برندهایی که مشتریان به آن‌ها آگاهند، البته بانک‌ها با تبلیغات می‌توانند این آگاهی را ایجاد کنند. بعد از آن برند‌هایی وجود دارند که درجه مقبولیت بالایی دارند و این درجه بالا زمانی مشخص می‌شود که مشتری هیچ مقاومتی در باز کردن حساب و یا استفاده از خدمات بانکی آن بانک نداشته باشد. پس از آن برند‌هایی وجود دارند که مردم آن‌ها را ترجیح می‌دهند این‌ها همان بانک‌هایی هستند که مشتری با کمال میل به سراغ آن بانک می‌رود. و در آخر برند‌هایی وجود دارد که وفاداری به آن برند زیاد است و آن برند بانک را به دیگر مشتریانی که در مرحله اول یعنی آشنایی قرار دارند معرفی می‌کنند. از دیدگاه آکر ارزش ویژه برند به تعداد مشتریان یک برند می‌گویند که از برند راضی هستند و حاضرند بهای آن را بپردازند و یا هواخواه آن هستند. با توجه به این دیدگاه ارزش ویژه برند در بانک، تعداد مشتریانی است که برای برند آن بانک ارزش قائلند و آن را دوست دارند و در طبقه دیگر هواخواه آن برند هستند. به عقیده آکر ارزش ویژه برند هم‌چنین به میزان شناخت از برند، کیفیت ذهنی برند، شدت تداعی روانی و عاطفی آن بستگی دارد. ارزش ویژه بالای برند بانک، این مزایای رقابتی را به همراه دارد : بانک از هزینه‌های پایین‌تر بازاریابی بهره‌مند خواهد بود چرا که آگاهی و وفاداری نسبت به برند آن بانک بالا است. در صورت وجود رقبای بالفعل نیازی به دفاع از برند خود ندارد زیرا برداشت ذهنی نسبت به کیفیت برتر وجود دارد. در صورتی بانک تصمیم به بسط خط داشته باشد می‌تواند به راحتی این کار را انجام دهد زیرا برند از اعتبار بالایی برخوردار است. هر بانکی برای مدیریت برند خود باید تمام سعی‌اش را بکند تا ارزش ویژه آن مستهلک نشود. این مستلزم آن است که در طول زمان همواره در جهت حفظ و اعتلای آگاهی نسبت به آن، برداشت ذهنی نسبت به عملکرد آن، تداعی مثبت نسبت به برند و مواردی از این قبیل گام‌هایی برداشته شود. انجام این وظایف، مسئولان بانک را موظف می‌کند تا با سرمایه‌گذاری دائمی‌ در تحقیق و توسعه، تبلیغات ماهرانه، ارائه خدمات فوق‌العاده و متمایز به مشتریان به حفظ و ارتقای ارزش در ذهن مشتری بپردازد و برند بانک خود را مدیریت کند. علاوه بر آن، بعضی از تحلیل‌گران بر این باورند که عمر برند به مراتب بیش از خدمات و یا محصول است. آن‌ها برند را جزو دارایی‌های بادوام و همیشگی شرکت می‌دانند. با این وصف اگر بانکی برند قدرتمندی داشته باشد نشانگر آن تعداد زیادی از مشتریان وفادار است. بنابر این دارایی اساسی که زمینه‌ساز ارزش ویژه برند است همان مشتری است. این بدان معنا است که تاکید صحیح بر برنامه‌ریزی بازاریابی بر بسط فایده دوره عمر مشتری وفادار است. این تاکید با بهره گرفتن از مدیریت برند به عنوان ابزار عمده بازاریابی صورت می‌گیرد.
همان طور که گفته شد بانک‌ها برای مدیریت برند و ایجاد برند قدرتمند نیاز به ارزش‌گذاری برای مشتریان دارند. برند هر بانک برای اشتهار و معروف شدن باید هرم ارزش‌گذاری را طی کند. ابتدا مشتریان، برند را نمی‌شناسند. سپس با توجه به تبلیغات بانک‌ها و یا با بهره گرفتن از خدمات بانکی با آن برند آشنا می‌شوند. در مرحله بعد مشتریان راجع به عملکرد خدمات بانکی قضاوت می‌کنند در این مرحله هم‌چنین احساسات مشتریان در مورد آن برند شکل خواهد گرفت و در آخر آن برند به مرحله بلوغ خود می‌رسد. همان طور که گفته شد مدیریت برند بر این نکته که ایجاد برند قدرتمند برای بانک ضروری است، بسیار تاکید می‌کند و وجود نام‌های تجاری قدرتمند منشا ایجاد ارزش در بانک‌ها است. زیرا:

 

  • وجود یک برند قدرتمند باعث ساختن یک ارتباط موثر می‌شود. زیرا یک برند تنها به معنی نام و آرم آن بانک نیست بلکه قدرت برند فراتر است و در ایجاد رابطه بین بانک و مشتریانش موثر خواهد بود و این احتمال را ایجاد می‌کند که مشتری بالفعلِ وفادار با پیشنهاد بانک مورد استفاده خود به دیگران، ارزش بانک را در اذهان بالاتر ببرد .

 

  • زمانی که برند یک بانک قدرتمند باشد سهم بازار آن در حیطه بانکداری بالاتر خواهد رفت و شهرت و قدرت آن روز به روز توسط بازاریابی دهان به دهان بالاتر می‌رود و دیگر مهم نخواهد بود که بانک چه نوع خدمات متنوع و متفاوتی را عرضه خواهد کرد و سهم برند، زاییده اعتماد مشتریانش است و در اینجاست که بانک با مدیریت درست برند خود می‌تواند در حفظ آن بکوشد.

 

درصورتی که یک بانک دارای برند قدرتمند باشد رقبای بالقوه خود را از ورود به عرصه بازار منصرف می‌کند. در صورتی که برند قدرتمند باشد در حدی که در ذهن مصرف‌کننده جای یابد در آن صورت رقبا برای تبدیل شدن به گزینه‌ای ارزشمند در برابر آن، راه دشواری در پیش دارند. سرمایه‌گذاری بر روی ایجاد نام تجاری قدرتمند می‌تواند به عنوان بخشی از استراتژی سازمان برای ایجاد موانع ورود بر سر راه رقبای بالقوه به شمار آید.
. در صورتی که یک بانک دارای برند قدرتمندی باشد قادر به جذب نیروهای کارآزموده‌تر و حفظ آن در بلندمدت خواهد بود. در واقع یک برند براساس فعالیت‌ها و عملکردی که از خود نشان می‌دهد مورد قضاوت قرار می‌گیرد و بر مبنای فعالیت‌ها و هزینه‌های تبلیغاتی در مورد آن‌ها داوری نمی‌شود. یک برند قدرتمند با به وجود آوردن احساس غرور و وفاداری در میان کارمندان، تعهد و پایبندی آن‌ها را به سازمان بیش‌تر می کند. بانک از برند خود هم برای جذب مشتریان و هم جذب مستعدترین کارکنان استفاده می‌کند. البته برای ثبات و بقای این نیرو‌ها در سازمان علاوه بر حقوق و پاداش، عوامل و ویژگی‌های دیگری هم وجود دارد. سازمانی که هویت واضح و روشن و مدیریت برند قوی داشته باشد، می‌تواند کارکنان خود را حفظ کند.
در صورتی که برند بانک مدیریت درست داشته باشد و قدرتمند باشد می‌تواند درآمد بیشتری از مشتریان کسب کند. در صورتی که برند بانک قدرتمند باشد می‌تواند منجر به خلق ایده‌های جدید در زمینه خدمات بانکی شود. یکی از اهداف مهم بانک‌ها متمایز بودن و پیشی گرفتن از رقبا است. نوآوری منشا ارزش‌آفرینی است و باعث ایجاد مزیت رقابتی می‌شود. زیرا برندی که در آن خلاقیت باشد علاقه مصرف‌کنندگان و در نتیجه وفاداری آن‌ها را بیشتر می‌کند و باعث افزایش مشتریان خود می‌شود.
استیل و امبلر (۱۹۹۵) با بررسی تعریف گوناگون برند، دو رویکرد را برای تعریف برند مطرح کردهاند. رویکرد اول، رویکرد افزوده به محصول )بعد افزود هشده به محصول ( و رویکرد دوم، دیدگاه کل‌گرا است که بر خود برند تمرکز دارد. در دیدگاه کل گرا، کلیه عناصر آمیخته بازاریابی توسط برند با یکدیگر یکپارچه شده و تک تک اجزاء به گونهای مدیریت میشوند تا بتوانند در راستای احیا و تقویت برند عمل کنند. تعریف جامع زیر به دیدگاه کلگرا اشاره دارد: برند سازوکاری است برای دستیابی به مزیت رقابتی، از طریق ایجاد تمایز (وود، ۲۰۰۰). به طور کلی تلاش برای تعریف روابط بین مشتری و برند، منجر به خلق ارزش مفهوم ویژه برنددر ادبیات بازاریابی شد.

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با طراحی و شبیه سازی تقویت کننده با توان پایین ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ترتیب و قاعده (regularity)
معماری (architecture) که شامل چهار بخش اصلی:
تطابق (parallelism)
افزایش سرعت (pipelining)
بررسی فراوانی (redundancy)
کدینگ اطلاعات (data encoding)
مدار منطقی (circut logic) که شامل سه بخش اصلی:
روش های منطقی(logic styles)
بازیابی انرژی (recovery energy)
اندازه ترانزیستور (transistor sizing)
تکنولوژی (technology) که شامل دو بخش اصلی:
کاهش آستانه(threshold reduction)
چند آستانه (multithreshold)
۳-۵) طراحی مدارات VLSI با توان مصرفی پایین
با افزایش سیستم های قابل حمل در بازار مثل گوشی موبایل ، کنسولهای بازی و غیره نیاز به طراحی سیستم های الکترونیک با قابلیت توان مصرفی کم بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. از اینرو تکنیک های زیادی جهت کاهش توان ارائه شده است.در ادامه به چند تکنولوژی در رابطه کاهش توان مصرفی در حالتهای پویا(Dynamic) ، نشتی (Leakage) و اتصال کوتاه (Short Circut) مدارات مجتمع خواهیم پرداخت.
مجموع توان های فوق در مدارات ، توان مصرفی مدار را بوجود می آورند.
شکل(۳-۱) Leakage Curent- Dynamic Power- Short Circut Curen
۳-۶) تکنولوژی های کاهش توان مصرفی در مدارات مجتمع
به منظور کاهش توان مصرفی در مدارات مجتمع با لحاظ موارد ذکر شده تکنیک های زیر طراحی شده اند:
Adiabatic Circuits3-6-1)
در این مدرارات با کنترل طولی و انرژی انتقال سیگنال ، مقدار مصرف توان کاهش می یابد.از اینرو دیودهای ترمودینامیکی یک طرفه در این طراحی کاربردی ندارند.ماسفت ها زمانی که اختلاف پتانسیل قابل توجهی بین سورس و درین داشته باشند در حالت ON قرار دارند.و نباید تا زمانی که جریان در قطعه جاری است خاموش شوند.
Adiabatic Circuits - Charge Recovery Logicشکل (۳-۲)
که در آن مقادیر Ф و Ф/ برابر با Vdd/2 ، P به GND و /P به VDD وصل است.با اعمال ورودی به این مدار، گیت عبوری باز شده و بتدریج بین مقادیر P و /P نوسان می کند. Ф و Ф/ مقداری بین VDD و GND خواهند داشت.به محض اینکه خروجی نمونه برداری شد ، گیت خاموش می شود.
Short Circut3-6-2)
در مدارات CMOS جریان اتصال کوتاه ۱۰درصد کل توان مصرفی را به خود اختصاص می دهد.در مدارات منطقی Domino یک مسیرعبور جریان از منبع ولتاژ تا زمین وجود دارد.این امر سبب اتلاف توان مصرفی می شود.
Static NOR شکل (۳-۳) Dynamic NOR شکل(۳-۴ )
ما به سادگی می توانیم برای غلبه بر این مشکل ، از ترانزیستور عبوری مانند شکل زیر استفاده کنیم.
دانلود پروژه
Pass Transistor Logic شکل(۳-۵)
P=CL*VDD*(VDD-VT)(3-1)
Reducing Glitches3-6-3)
این امر در مدارات منطقی زمانی رخ میدهد که دو درایو گیت در فاصله زمانی متفاوت برسند.در این حالت خروجی تا زمانی که نتیجه درست را ارائه دهد ، لحظاتی مقدار نادرست خواهد داشت.به شکل زیر توجه کنید.فرض بر اینکه ورودی A دارای سرعت بالا و B سرعت پایین تری داشته باشد.اگر A=0 و B=1 باشد در نتیجه Z=0 می باشد.در ادامه اگرB=0 و A=1 تغییر وضعیت دهند ، از آن جایی که ورودی B سرعت پایین تری دارد تا زمانی که مقدار صفر را به خود بگیرد مدت زمانی طو ل می کشد ، از اینرو Z لحظاتی مقدار ۱ را خواهد داشت قبل از اینکه خروجی مقدار صحیح یعنی ۰ را ارائه دهد.این اختلاف زمان سبب اتلاف توان خواهد شد.
Glitch Free AND Gateشکل(۳-۶)
همانطور که در شکل نشان داده شده به منظور رفع این مشکل ، در مسیر ورودی A از بافر برای ایجاد تاخیر استفاده شده است.
Standby Mode Leakage Suppression3-6-4)
توان استاتیک-نشتی از جریان های زیر لایه و نشتی های زیر آستانه سرچشمه می گیرد.برای تکنواوژی های ۱µm وبیشتر عمل سوئیچینگ بسیار مهم می باشد.در تکنولوژی های اخیر جریان نشتی بشدت مورد ملاحظه قرار می گیرند.چرا که بر عمر مصرف باتری تاثیر می گذارد.به منظور کاهش توان نشتی از تکنیک هایی که با تغییرات ولتاژ آستانه مرتبط است استفاده می شود .مانند:
۱- Multi-Threshold Circut
Variable Threshold Circut2-
Multi-Threshold Circut3-6-4-1)
در تکنیک اول دو نوع ترانزیستور Low-Threshold و High-Threshold به کار می رود.که به ترتیب اولی برای کاربردهایی که به سرعت بالا نیاز است مورد استفاده قرار میگیرد و در دومی بیشتر در مدارهایی بکار می روند که به سرعت بالا نیازی نیست.
Variable Body Biasing3-6-4-2)
این مدار به صورت دینامیکی ولتاژ آستانه ترانزیستورها را از طریق بایاس زیر لایه کنترل می کند.زمانی که مدار در حالت آماده باش می باشد ، زیر لایه ترانزیستورهای nmos در حالت بایاس منفی می باشند و ولتاژ آستانه آنها به خاطر اثر بایاس بدنه افزایش می یابد.به صورت مشابه زیر لایه ترانزیستورهای pmos از طریق بدنه مثبت بایاس می شوند تا مقدار ولتاژ آستانه آنها در حالت آماده باش افزایش یابد.این تکنیک مشکل نشتی استاتیک را حل می کند.اما آنها به یک مدار کنترل ولتاز زیر لایه در حالت آماده باش نیاز دارند.در این حالت (standby) بدنه هر دو ترانزیستور nmos و pmos از طریق سومین منبع ولتاژ بایاس می شود تا مقدار Vt ماسفت افزایش یابد.در حالت عادی این امر به حالت قبل سوئیچ می شودتا مقدار Vtرا کاهش دهد.
Variable Body Biasingشکل(۳-۷)
Sleep Transistors3-6-5)
ترانزیستورهای خاموش ترانزیستورهایی هستند که دارای Vt بالایی(High) می باشند که با یک Vtپایین (Low) همانند شکل به صورت سری قرار می گیرند.زمانی که مدار اصلی شامل Vt پایین ON باشد ، هم چنین ترانزیستورهای خاموش ، ON باشند، عملکرد طبیعی مدار می باشد.زمانی که مدار در حالت آماده باش می باشد، حتی اگر Vt بالا باشدترانزیستور OFF می باشد.بنابراین Vt بالا به صورت سری با Vt پایین قرار می گیرد .جریان نشتی از طریق Vt بالا تعیین می شود. که مقدار خیلی کمی دارد.بنابراین توان استاتیک کاهش می یابد.
Circuit Design with Sleep Transistorsشکل(۳-۸)
Dynamic Threshold MOS(DTMOS)3-6-6)
در این ماسفت ها ولتاژ آستانه به صورت دینامیکی برای حالت عملیاتی مدار تغییر داده میشوند.ولتاژ بالای آستانه در حالت آماده باش جریان نشتی کمی را می دهد.که در آن یک ولتاژ آستانه پایین اجازه درایو جریان بالا در حالت فعال را می دهد.
این تکنولوژی از طریق اتصال گیت به بدنه بدست می آید و ولتاژ تغذیه از طریق یه دیود محدود می شود.دیود بین سورس و بدنه باید به صورت معکوس بایاس شود.از اینرو این تکنیک برای تکنولوژی های ولتاژ پایین (۰.۶ ولت و کمتر) مناسب می باشد.
DTMOS Circuitشکل (۳-۹)
Short Circuit Power Suppression3-6-7)
توان اتصال کوتاه از طریق جریانهای اتصال کوتاه ، زمانی که ترانزیستورهایpmos وnmos به هم متصل میشوند ، ایجاد می شود.در مدارات cmos استاتیک ، مسیر اتصال کوتاه برای عبور جریان از VDD به زمین ایجاد می شود:
VTN<Vin<VDD-│VTP│( ۳-۱)
Short Circuit Power in CMOS Circuitsشکل(۳-۱۰)
یک راه کاهش توان اتصال کوتاه ، نگه داشتن ورودی و خروجی در حالت High یا Low به صورت همزمان می باشد.اگر Vtn + |Vtp| VDD < باشد می توان توان اتصال کوتاه را حذف کرد.اگر مقدار بار زیاد باشد خروجی در زمان پایین رونده بزرگتر از زمان بالارونده می باشد.ولتاز درین- سورس ترانزیستور pmos صفر می باشد.از اینرو توان اتصال کوتاه برابر صفر خواهد بود.حال اگر مقدار بار خیلی کوچک باشد خروجی در زمان پایین رونده کوچکتر از زمان بالارونده می شود.مقدار ولتاژ درین – سورس ترانزیستور pmos به مقدار VDD می رسد.بدین ترتیب توان اتصال کوتاه زیاد خواهد شد.
همانطور که اشاره شد برای کاهش توان مصرفی مدارات مجتمع تکنیک های مختلفی به کار گرفته می شود که به برخی از آن اشاره کردیم.در فصل بعد مدار تقویت کننده ای با توان مصرفی کم و سرعت بالا ارائه شده و مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فصل چهارم – ارائه و شبیه سازی مدار پیشنهادی
در فصل قبل با پیشینه فعالیتهای انجام شده در جهت کاهش توان مصرفی در مدارات مجتمع آشنا شدیم.در این فصل مدار تقویت کننده ای با توان مصرفی و پایداری مطلوب و سرعت بالا ارائه می شود .از جمله کاردبرد این مدار،در سنسورهای تصویر می باشد که در مقدمه انواع آنها را بررسی کردیم.مشاهده کردیم مصرف توان در این تکنولوژی چالشی مهم می باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • ...
  • 11
  • ...
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 15
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره : بررسی رابطه بین مدیریت تحول گرا و رضایت ...
  • پژوهش های پیشین درباره پیکربندی چند هدفه زنجیره تامین در فضای عدم قطعیت- ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع بررسی رابطه بین سیستم های اطلاعات مدیریت و ساختار سازمانی ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره مدلسازی ریاضی و ارائه یک الگوریتم مهندسی جهت ...
  • دانلود فایل ها با موضوع بررسی عوامل موثر بر ساخت برند در سطح خرده ...
  • دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی اقرار در سیاست کیفری ایران و فقه امامیه- فایل ...
  • راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی نقش واسطه‌ای باورهای شناخت شناسی بین الگوهای ارتباطی خانواده ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره بررسی تاثیر بکارگیری مبنای حسابداری تعهدی کامل بر ایفای ...
  • منابع پایان نامه با موضوع معیارهای-حاکم-بر-تعیین-مصادیق-نفقه-زوجه- فایل ۷
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و احساس شادمانی زنان ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان