ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع پایان نامه با موضوع معیارهای-حاکم-بر-تعیین-مصادیق-نفقه-زوجه- فایل ۷
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

برخی حقوقدانان طبق همین نظر زن را در مدت مزبور مستحق نفقه می داند و می نویسد: « در مدت بین عقد و عروسی ،زن مستحق نفقه می باشد، مگر آنکه ثابت شود زن حاضر برای آمدن به خانه ی شوهر نبوده است که در این صورت ناشزه می گردد »[۱۳۵] . البته چنین نظری با روایتی از پیامبر اکرم (ص ) که در این موررد بیان شده و نظر صاحب جواهر و صاحب کفایه الاحکام آن را نقل نموده اند ، منافات دارد .
پایان نامه - مقاله - پروژه
مطابق مبنای سوم ، بدون تشکیل رسمی خانواده و ورود زن در منزل شوهر که نشانگر ریاست عملی شوهر بر خانواده و شروع زندگی مشترک است ، نفقه واجب نخواهد شد. چنانکه یکی از فقهای معاصر معتقد است : « تمام ادله ای که در باب حقوق زوج بر زوجه وحقوق زوجه بر زوج وارد شده انصراف به مواردی دارد که زوجه داخل در فراش و (سرپرستی) شوهر شده و تحت اختیار و ریاست او قرار گرفته است و زوجه ای که در خانه ی پدرش است را شامل نمی شود ». [۱۳۶]
هر چند بعضی از فقها وجود چنین عرفی را ظاهر در اشتراط تمکین دانسته اند و اظهار داشته اند : از این که به طور متعارف تا قبل از زفاف ،شوهر نفقه نمی پردازد به خاطر عدم تمکین بوده است و با تمکین نفقه واجب می شود؛[۱۳۷] اما به نظر می رسد زن با ورود به منزل شوهر عملا سرپرستی شوهر راقبول می کند و صرف تمکین به معنای خاص نیست و حتی اگر در زمان عقد قبل از ازدواج رسمی تمکین به معنای خاص برای شوهر وجود داشته باشد ، باز هم مطابق عرف ،شوهر نفقه نمی پردازد ؛ مگر اینکه زن در منزل شوهر اقامت نماید و ریاست وی را عملا بپذیرد.
از نظر قانون، زن از لحظه عقد ملزم به تمکین از همسرش است و مرد نیز موظف است از همان لحظه به همسر خود نفقه بپردازد.
دوران عقد در خانواده‌های ایرانی بین چند هفته، چند ماه و چند سال به طول می‌ انجامد.
مراجعه به دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از پرونده‌هایی که برای دریافت نفقه گذشته یا همان نفقه معوقه تشکیل می‌شود ، مربوط به زنان و دخترانی است که در دوران عقد با همسر خود دچار اختلاف شده‌اند و هنوز زندگی مشترک را آغاز نکرده‌اند.
از آنجایی که پرداخت نفقه به زوج‌هایی که عقد کرده و در خانه پدری می‌باشند مورد اختلاف فقها است ، عده‌ای در این فاصله ادای نفقه را واجب می‌دانند و برخی هم قائل به عدم وجوب‌اند . نمی‌توان حکم کلی کرد لذا بایستی در هر مورد با توجه به شرایط و اوضاع و احوال زوجین حکم مقتضی صادر شود.
بند دوم: نفقه زوجه در عده وفات
در صورت فوت شوهر، نکاح منحل شده و زندگی مشترک زن وشوهر پایان می یابد ، پس کسی که مسئولیت پرداخت نفقه را بر عهده داشته است فوت کرده و متوفی هم مکلف به پرداخت نفقه نمی باشد .
در پی اصلاح ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی قانونگذار تکلیف تامین مخارج زوجه ای که همسرش فوت کرده را بر عهده ی اقارب متوفی نهاده است.
حقوقدانان در خصوص اینکه آیا ماده اصلاحی اطلاق دارد یا خیر اختلاف نظر داشته اند . و اختلاف بر سر این است که آیا ماده ی اصلاحی شامل زن حامل نیز می شود؟
چنانچه زن باردار باشد درباره نفقه ۳ نظر وجود دارد:

 

    1. نظر مشهور متقدمان، مبنی بر انفاق از مال فرزند است؛

 

    1. نظر متاخران مبنی بر نداشتن انفاق است ؛

 

۳٫نظر برخی از محدثان مبنی بر انفاق از سهم فرزند ، در صورت احتیاج زن باردار است.[۱۳۸]
الف) نفقه زوجه پس از وفات زوج در فقه
به نظر می رسد نظر مشهور فقهای معاصر مطابق با نظر فقهای متاخر است و حتی در بعضی متون اکثریت قریب به اتفاق فقها در خصوص عدم استحقاق زن (اعم از حامل و غیر حامل) نسبت به نفقه ایام وفات ،اختلاف نظری ندارند.[۱۳۹]
اما برخی از آنان به شرحی که خواهد آمد زوجه ی حامل را مستحق نفقه می دانند.
در صورت حمل بین فقها سه قول وجود دارد:
۱ . یکی از فقها به استناد روایت ابی الصباح کنانی، اظهار داشته است که در ایام حمل نفقه زوجه از سهمیه جنین پرداخت می‌گردد. [۱۴۰]
۲٫مشهور فقهای امامیه معتقدند زن حامله‌ای که شوهرش فوت کرده نفقه ندارد نه از ترکه شوهر و نه از سهمیه فرزند.
۳٫گروهی از فقها هم نظر داده‌اند که زوجه حامله‌ای که در عده وفات همسرش به سر می‌برد مستحق نفقه می‌باشد.[۱۴۱] بدون اینکه محل تأمین نفقه را بیان کنند.
ب) نفقه زوجه پس از وفات زوج در حقوق موضوعه ایران
قانون مدنی در ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی، قبل از اصلاح ، با تبعیت از نظریه مشهور فقها به طور مطلق می گفت : در عده وفات زن حق نفقه ندارد، اعم از اینکه باردار باشد یا غیر باردار. اما برخی از حقوق دانان[۱۴۲] گفته اند: هرچند قانون مدنی بر اساس نظر مشهور فقهای امامیه حکم کرده است که در عده وفات به طور مطلق مستحق نفقه نیست، ولی انصاف و عدالت قضایی ایجاب می‌کند که از نظریه شیخ طوسی پیروی نمود و قائل شد که زن در صورت حامله بودن در عده وفات مستحق نفقه است و باید از ترکه شوهر او تأمین شود.
نگاهی به اصلاح ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی:
در سال ۱۳۸۱ ماده به شرح زیر اصلاح شد:
«در ایام عده ، مخارج زندگی زوجه ، عند المطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه بر عهده ی آنان است(در صورت عدم پرداخت)تامین می گردد.»
علت اصلاح این ماده ، این بود که پس از فوت شوهر و قطع رابطه زوجیت و سقوط نفقه زوجه از تاریخ فوت زوج ، زوجه از حیث مالی دچار مشکل می شود ؛ بویژه اگر شاغل نبوده ، از نظر مالی وابسته باشد.
در نقد و ارزیابی متن اصلاحی ، می توان گفت ، متن اصلاح شده به دلایلی که در ادامه خواهد آمد ، نادرست و غیر فنی نوشته شده است:
الف) برخی حقوقدانان متن اصلاح شده ی ماده را قطع نظر از وجود ایرادهای ادبی و عبارات اضافی ، غیر لازم و مبهم دانسته و اظهار داشته اند : ظاهرا منظور این است که زنی که شوهرش وفات کرده است، اگر حامل باشد ، نفقه ی او بر عهده ی اقاربش است.
چنانکه اقاربی غیر از جنین دارد، به صورت مشترک و اگر ندارد ، از اموال جنین باید برداشت شود. اگر وی حامل نباشد نیز نفقه اش بر عهده ی اقارب خود اوست. ولی ماده ی اصلاحی به جای بیان این مطلب ، مستقیم سراغ محل تامین نفقه ی او از اموال اقاربش رفته است ؛ امری که از مواد قانونی مبحث نفقات استنباط می شد و نیازی به طرح آن در اینجا نبود.[۱۴۳]
به نظر می رسد از آنجا که این ماده از فقه گرفته شده است و بحث نفقه ی زوجه در فقه نفیا و اثباتا ، به نفقه ی زوجیت مربوط است نه اقارب ، تفسیر ماده ی اصلاحی به نفقه ی اقارب ، بعید است ؛ بلکه به نظر می رسد قانون گذار نفقه را از مال فرزند ، برای زن حامل در نظر گرفته بوده است که با ایراد شورای نگهبان مواجه شده و در نهایت ماده به شکل ناقص تدوین گردیده است.
ب) ممکن است هدف قانون گذار از اصلاح ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی، این بوده که بیان کند زن در عده وفات ، در هر حال مستحق نفقه است ؛ چه متمکن باشد ، چه نیازمند. این احتمال اگر درست باشد ، می تواند پیام و حکم جدید قانون تلقی شود. ولی در این صورت ، متن جدید ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی در تعارض آشکار با مواد ۱۱۹۸ و۱۱۹۷ قانون مدنی قرار دارد وعلاوه بر آن مغایر باشرع است. بنابراین باید اطلاق متن اصلاح شده ،با توجه به مواد مذکور تبیین گردد.
ج) قانون گذار از اصطلاح شناخته شده «نفقه» استفاده نکرده و عبارت «مخارج زندگی زوجه» را بکار برده است. این عبارت مبهم است ومعلوم نیست شامل چه چیزهایی می شود. اگر مقصود همان نفقه است ، چرا به جای یک کلمه روشن و مصطلح از کلمات دیگری استفاده کرده است و اگر مقصود چیز دیگری است ، مفهوم آن واضح نیست.
ما به دلایلی باید نفقه زوجه را به خصوص اگر حامل باشد و در عده وفات همسرش باشد حق وی بدانیم:
اولاً علی‌رغم اینکه زوجه از همسر متوفای خود ارث می‌برد ولی نباید این نکته را از یاد ببریم که زن بلافاصله پس از وفات شوهر حق برداشت از اموال همسر متوفای خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند تحت عنوان نفقه از آن برداشت کند. و تشریفات تقسیم ترکه‌ هم به طول می‌ انجامد. این در حالی است که نیازهای زندگی زن هر روز باید تأمین شود و حتی ممکن است از ترکه متوفی چیزی باقی نماند یا آن قدر ناچیز باشد که وضع مشقت باری را به وجود آورد و ثانیاً همان طور که در مطالب گذشته عنوان کردیم گروهی از فقها قائل به اینند که زن حامله در عده وفات مستحق نفقه خواهد بود.
ثانیاً اکثریت نویسندگان قانون مدنی[۱۴۴] نفقه زن باردار را در عده وفات با وحدت ملاک از ماده ۱۱۰۹ که بیان می‌کند مطلقه بائنه که نکاحش فسخ شده در دوران بارداری حق نفقه دارد، واجب می‌دانند.
پاره‌ای تصریح دارند: «که در مورد زوجه متوفی که حامله باشد ، باید از مال طفل به او نفقه داد و این عین عدل و انصاف است. درست نیست که طفل مال داشته باشد و مادر باردارش نیازمند نفقه باشد ، لیکن حق استفاده از مال طفل را نداشته باشد و خود و حمل را دچار زحمت کند. [۱۴۵]
بر اساس مطالبی که در این گفتار بیان شد، پیشنهاد می شود ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی به این صورت اصلاح گردد: « در ایام عده وفات ، نفقه زن حامل تا وضع حمل ، از سهم فرزند پرداخت می شود.»
با این پیشنهاد ،اولا حکم عدم استحقاق نفقه در مورد زنی که شوهرش فوت کرده و حامل نیست و مورد اتفاق فقهاست ، حفظ می گردد؛ ثانیا ماده یاد شده از نظر شکلی نیز که در ذیل فصل هشتم قانون مدنی _حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر _ آمده است ،در جای مناسب خویش قرار می گیرد و لازم نیست دچار تکلف شویم و آن را مربوط به نفقه اقارب بدانیم.
بند سوم: نفقه زوجه مطلقه
همان‌طور که قبلاً ذکر کردیم، نفقه مختص دوران زوجیت است.
وطلاق یکی از موجبات اسقاط نفقه است.
طلاق یا رجعی است یا بائن. اگر شوهر زن را طلاق رجعی می‌دهد نفقه در زمان عده نیز بر وی واجب است و در صورتی که طلاق بائن باشد مرد مکلف به پرداخت نفقه در زمان عده نخواهد بود مگر اینکه زن حامله باشد که دراین‌صورت تا زمان زایمان نفقه برعهده مرد خواهد بود.
الف) طلاق رجعی
ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی می‌گوید: «نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده نیز بر عهده شوهر است ، مگر این که طلاق در حال نشوز واقع شود.»
همان طور که در زمان زوجیت نشوز مانع استحقاق زوجه از گرفتن نفقه است در ایام عده نیز، نشوز مانع استحقاق او از گرفتن نفقه است.
هرچند مرد، در این ایام نمی‌تواند با چنین زنی رابطه جنسی داشته باشد. [۱۴۶]

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی با موضوع چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین با تخلّفات کارگزاران۹۲- فایل ۱۳
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در تاریخ طبری نیز آمده است که «کعب بن مالک» جزو افرادی بود که با امیرالمؤمنین۶ بیعت نکرد.[۳۹۱]
۲.۱.۸. نیروهای انتظامی و نظامی و شرطه الخمیس
تمام حکومتها و نظامهای سیاسی برای ایجاد امنیت داخلی و نیز دفاع در برابر هجوم دشمنان خارجی، نیازمند به افرادی هستند که ضمن مقابله‌ی با اشرار و ایجاد امنیت داخلی، از مرزها و تمامیت ارضی کشور در برابر هجوم بیگانگان پاسداری کنند. حضرت امیر۷ در عهدنامه‌اش به مالک اشتر، ضمن برشمردن نظامیان به عنوان یکی از اقشار جامعه، آنها را پناهگاه استوار رعیّت، و زینت و وقار زمامداران و شکوه دین و راه های تحقّق امنیّت کشور معرّفی کرده است.
مقاله - پروژه
البته سازماندهی نیروهای نظامی در زمان های گوناگون، متفاوت بوده است به طوری که امروزه در کشورهای دنیا، نیروهای نظامی به عنوان یکی از نهادها و ارگانهای رسمی حکومتها محسوب می‌شوند امّا بدون تردید در زمان های دور دست، انسجام و سازماندهی نیروهای نظامی به شکل کنونی نبوده است.
در منابع تاریخی، غالباً به فرماندهان لشکر امیرالمؤمنین۷ و نیز فرماندهان نیروی انتظامی حضرت اشاره شده است و با عناوینی از قبیل «شرطه الخمیس»[۳۹۲]، «کان علی شرطه علی۷» و عناوینی از این قبیل از آنها یاد شده است که به برخی از این افراد اشاره می‌کنیم.
برخی از افرادی که جزو شرطه الخمیس معرّفی شده‌اند عبارتند از :
۱ـ یحیی الحضرمی.[۳۹۳]
۲ـ عبد الله بن یحیی الحضرمی.[۳۹۴]
۳ـ عمار بن یاسر.[۳۹۵]
۴ـ حکیم (حکم)[۳۹۶] بن سعد حنفی.[۳۹۷]
۵ـ نعیم بن دجاجه.[۳۹۸]
۶ـ سهل بن حنیف.[۳۹۹]
۷ـ عثمان بن حنیف.[۴۰۰]
۸ـ سلیم بن قیس هلالی.[۴۰۱]
۹ـ عبیده السلمانی المرادی.[۴۰۲]
۱۰ـ عبد الله بن أسید کندی.[۴۰۳]
۱۱ـ بشر بن عمر همدانی.[۴۰۴]
۱۲ـ اصبغ بن نباته.[۴۰۵]
۱۳ـ قیس بن سعد بن عباده.[۴۰۶]
برخی از افرادی که به عنوان رئیس شرطه (رئیس شهربانی) امیرالمؤمنین۷ معرّفی شده‌اند عبارتند از :
۱ـ معقل بن قیس ریاحی.[۴۰۷]
۲ـ مالک بن حبیب یربوعی.[۴۰۸]
۳ـ عبید الله بن خلیفه أبو الغریف.[۴۰۹]
۴ـ عباد بن نسیب أبو الوضئ القیسی.[۴۱۰]
۵ـ یزید بن رویم.[۴۱۱]
۶ـ سعید بن ساریه بن مره بن عمران.[۴۱۲]
۷ـ خِلاس بن عمرو الهَجَری.[۴۱۳]
۸ـ وهب بن عبدالله، ابو جحیفه.[۴۱۴]
۲.۱.۹. امیران حجّ
امیرالحاج به منصبی اطلاق می‌شود که ریاست، پیشوایی و سرپرستی حاجیان را در طول مسیر و نیز در موسم حجّ، در مکه بر عهده دارد.
از دیدگاه امامیه، سرپرستی حاجیان از شئون امامت است که در عصر معصومین: یا خودِ آن بزرگواران، و یا شخصی از جانب آنان، و در عصر غیبت، فقیه جامع الشرایط و یا شخصی از جانب وی عهده‏دار آن است.
امیر الحاج به دلیل داشتن این منصب، احکام ویژه‏ای دارد که در کتب فقهی بدان پرداخته شده است.[۴۱۵]
امیرالمؤمنین۷ در مدّت خلافتش، به سبب نبردهای داخلی نتوانست شخصاً امارت حجّ را بر عهده بگیرد؛ از این رو افرادی را به عنوان امیرالحاج منصوب کرد که عبارتند از :
۱ـ عبیدالله بن عبّاس
بنابر اقوال گوناگون و متفاوت، وی در سال ۳۶[۴۱۶] و ۳۷[۴۱۷] و ۳۸[۴۱۸] و ۳۹[۴۱۹] از طرف امیرالمؤمنین۷ امیرالحاج بوده است.
۲ـ عبدالله بن عبّاس
بنا بر قولی عبدالله بن عبّاس در سال ۳۷ هجری از طرف امیرالمؤمنین۷ امیرالحاج بوده است.[۴۲۰]
۳ـ قثم بن عبّاس
در سال ۳۸[۴۲۱] و همچنین به قولی در سال ۳۷[۴۲۲] و نیز در سال ۳۹[۴۲۳] از طرف حضرت امیر۷ امیرالحاج بوده است.
شایان ذکر است که در سال ۳۹ و در ماجرای ورود لشکر یزید بن شجره (از فرماندهان معاویه) به مکه جهت انجام حج از طرف معاویه، و در پی عدم حمایت مردم از قثم بن عباس، وی تصمیم به فرار گرفت اما ابوسعید خدری او را از این کار برحذر داشت و هر دو گروه (طرفداران حضرت امیر۷ و معاویه)، بر امیرالحاج بودن فرد ثالثی به نام شیبه بن عثمان توافق کردند و شیبه بن عثمان مراسم حج را بجا آورده و به عنوان امام جماعت از جانب هر دو گروه نماز می‌خواند.[۴۲۴]
۲.۲. تقسیم بندی کارگزاران امیرالمؤمنین۷
تقسیم بندیهای گونانی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷ می‌تواند صورت پذیرد که برخی از آنها را به اجمال و برخی را به تفصیل بیان می‌کنیم.
۱ـ برخی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷، انسانهایی متدیّن، مورد اعتماد، مدیر، مدبّر و دارای شخصیت اجتماعی ویژه‏ای بودند و جزو مشاوران و از یاران برجسته و عالی رتبه‌ی حضرت امیر۷ محسوب می‌شدند. امیرالمؤمنین۷ به هنگام نبرد، اینان را از منطقه‌ی حکومتشان به مرکز حکومت فرا می‌خواند تا در مشورتهای نظامی و فرماندهی سپاهیان از آنها استفاده کند؛ زیرا در آن زمان کسانی که قابلیّت فرماندهی و شایستگی مشاورت داشتند، اندک بودند. تنها، اندکی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷ دارای چنین خصوصیاتی بودند؛ که از جمله‌ی آنها می‌توان به مالک اشتر و قیس بن سعد اشاره کرد.
۲ـ برخی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷ افرادی متدیّن، متعهّد و مورد اعتماد بودند امّا به گونه‏ای ضعف در مدیریّت داشتند و در تدبیر امور، از جایگاهی بلند برخوردار نبودند. اینان، چهره‏هایی موجّه بودند؛ امّا در کوران حوادث نتوانستند تصمیمی استوار بگیرند و به درستی از بحرانها نجات یابند.
محمّد بن ابی‌بکر، با همه‌ی بزرگواری‌اش، نتوانست مصر را آرام نگه دارد و پس از شورش هواداران معاویه، توان دفاع را از دست داد. ابو ایّوب انصاری، با همه‌ی جلالتی که دارد، در جریان حمله‌ی بُسر بن ارطات به مدینه، فرار کرد. عثمان بن حُنَیف، در رویارویی با ناکثین، میدان را از دست داد و شکست خورد و دستگیر شد.
۳ـ برخی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷، باوری استوار نداشتند و از ایمانی ریشه‌دار برخوردار نبودند، گو این که سیاستمدارانی بودند اهل تدبیر، با مدیریّتی کارآمد. اینان، از چنگ انداختن بر بیت المال و اسراف و تبذیر در آن، باکی نداشتند. امام علی۷ از چنین کارگزارانی شکایت داشت و خطاب به آنان می‏فرمود :
«لو ائتمنت أحدکم علی قدح لخشیت أن یذهب بعلاقته».[۴۲۵]
«اگر کاسه‌ی چوبینی را به یکی از شماها امانت دهم می‌ترسم که بند آن برده شود (دزدیده شود)».
زیاد بن ابیه، از این گونه افراد است. او به سبب تصرّف‏های ناروا در بیت‏المال، مورد اعتراض امیرالمؤمنین۷ قرار گرفت و پس از شهادت حضرت، به معاویه پیوست و مرتکب جنایات فراوانی شد.
۴ـ برخی از کارگزاران امیرالمؤمنین۷ افرادی متدیّن، متعهّد و مورد اعتماد بودند و تا آخر نیز ثابت قدم بوده‌اند امّا در دوران مدیریت آنها اتّفاق خاصّی رخ نداده است تا بدانیم چگونه با بحرانِ به وجود آمده مقابله می‌کنند؛ بنابراین از عملکرد مدیریتی آنها اطّلاعی نداریم که بتوانیم درباره‌ی آنها قضاوت کنیم. از جمله‌ی این افراد می‌توان به ابوقتاده‌ی انصاری اشاره کرد.
۵ـ برخی از افراد، از طرف حضرت امیر۷ به عنوان کارگزارِ بعضی از مناطق منصوب شدند امّا به دلایلی نتوانستند در محلّ مأموریت خود حضور به هم رسانند.
۶ـ گروهی از کارگزاران حضرت، جزو کارگزاران عثمان بودند که حضرت امیر۷ تا مدّتی آنها از مسئولیتشان برکنار نکرد.
۷ـ برخی از کارگزاران، در دوران حکومت حضرت، کشته، و یا به دست دشمنان به شهادت رسیدند.

نظر دهید »
طرح های پژوهشی انجام شده در مورد بررسی روابط بین فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش و ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تمرکز بر مشتری
تمرکز انسانی
تمرکز بر فرایند
آینده
تمرکز بر توسعه و تجدید حیات
محیط عملیاتی
(عطافر و علینقیان، ۱۳۹۱، ۳۰ و ۲۹)
۲-۱۹-۳- مدل تکنولوژی بروکر
این مدل توسط بروکینگ (۱۹۹۶) مطرح شد. در این مدل نیز مانند اسکاندیا، ارزش بازار شرکت را در نظر می گیرد و آن را برابر جمع ارزش دارایی های مشهود و سرمایه معنوی شرکت می داند:
سرمایه معنوی + ارزش دارایی های مشهود= ارزش شرکت
این مدل سرمایه فکری را به چهار طبقه تقسیم می کند. (شکل ۲-۱۱)
۲-۱۹-۳-۱- دارایی های بازار
پتانسیل بازار با توجه به دارایی های نامشهود مرتبط با بازارش مثل وفاداری مشتری، کانال های توزیع، حق فروش ها، نام شرکت و غیره.
۲-۱۹-۳-۲- دارایی های انسانی
شامل تجربیات، خلاقیت، ظرفیت حل مسائل، توانایی مدیریت و غیره می شود.
۲-۱۹-۳-۳- دارایی های معنوی
شامل رموز شرکت، حق مؤلف، دانش فنی، حق اختراع و مسائلی از این دست است.
۲-۱۹-۳-۴- دارایی های زیربنایی
تکنولوژی ها و روش ها و فرآیندهایی که به سازمان اجازه می دهد فعالیت کند. (عطافر و علینقیان، ۱۳۹۱، ۳۱)
تصویر ۲-۱۱: مدل تکنولوژی بروکر
اهداف شرکتی
سرمایه فکری
دارایی های زیربنایی
دارایی های معنوی
دارایی های انسانی
دارایی های
بازار
(عطافر و علینقیان، ۱۳۹۱، ۳۱)
۲-۱۹-۴- مدل بانک امپراتوری کانادا
هربرت سینت (۱۹۹۶) این مدل را ارائه داد. در آن به دو بعد دانش و تاکتیک اهمیت زیادی می دهد و دانش تاکتیکی را با توجه به سرمایه فکری تعریف می کند و به آن به عنوان اولین عامل ایجاد کننده ارزش در سازمان توجه می کند. در این مدل سرمایه فکری متشکل از سه عنصر است:
۲-۱۹-۴-۱- سرمایه انسانی (ظرفیت افراد)
شامل اعتقادات، ارزشها و توجهات افراد است.
۲-۱۹-۴-۲- سرمایه مشتری
ادراکات جمعی مشتریان درباره ارزش محصولات و خدمات ارائه شده است.
۲-۱۹-۴-۳- سرمایه ساختاری
روش تفکر سازمان و روشی که فرهنگ تجسم می شود را در بر می گیرد.
در هر یک از این عناصر دو سطح دانشی وجود دارد:

 

    • دانش ضمنی که بصورت جدا و بند بند است.

 

    • دانش تاکتیکی که شامل بینش، دیدگاه ها، اعتقادات و ارزش های فردی است که از تجربیاتشان حاصل می شود. (عطافر و علینقیان، ۱۳۹۱، ۳۱)

 

۲-۱۹-۵- مدل دانشگاه وسترن اونتاریو
این مدل توسط نیک بانتیس (۱۹۹۸) برای تشریح اثر سرمایه فکری روی مسئولیت مدیریت مطرح شد. این مدل پیشنهاد می کند که روابط علی و معلولی میان ابعاد سرمایه فکری و نتایج سازمانی وجود دارد. در آن سرمایه فکری را سیستمی از بلوک هایی به هم پیوسته در نظر می گیرد که شامل عناصر زیر است (شکل ۲-۱۲):
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۱۹-۵-۱- سرمایه انسانی
دانش تاکتیکی فردی که اعضای سازمان دارا می باشند و ترکیبی از آموزش، ژنتیک و تجربه است.
۲-۱۹-۵-۲- سرمایه ساختاری
دانش تاکتیکی سازمان را در بر می گیرد.
۲-۱۹-۵-۳- سرمایه مشتری
دانش جامع در نواحی بازاریابی و روابط با مشتری است.
تصویر ۲-۱۲: مفهوم سازی سرمایه فکری در مدل دانشگاه ونسترن اونتاریو

نظر دهید »
فایل های پایان نامه درباره : مسئولیت مدنی پلیس در جمهوری اسلامی ایران- فایل ۱۰
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ج- عدم همکاری موثر با رژیم طاغوت یا مباشرت در تثبیت آن.
د- عدم سوء سابقه و برخورداری از حسن شهرت.
ماده ۸- طرح سازمان و تشکیلات این نیرو توسط وزارت کشور و تهیه و به تصویب فرمانده کل قوا خواهد رسید.
ماده ۹- بودجه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران همه ساله توسط نیروهای مذکور تنظیم و پس از تأیید وزارت کشور از طریق سازمان برنامه و بودجه به هیأت دولت ارسال می‌‌گردد.
ماده ۱۰- اختیارات فرماندهی کل قوا محدود به موارد مصرحه در این قانون نمی‌باشد.
ماده ۱۱- از تاریخ توصیب این قانون کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون لغو می‌‌گردد.
قانون فوق مشتمل بر یازده ماده و ده تبصره در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ بیست و هفتم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و نه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۲/۵/۱۳۶۹ به تأیید شورای نگهبان رسیده است. رئیس مجلس شورای اسلامی- مهدی کروبی
بخش دوم
ارکان مسئولیت مدنی و شیوه‌های جبران خسارت ناشی از فعل زیان‌بار پلیس
فصل نخست: ارکان مسئولیت مدنی پلیس
در بحث ارکان و شرایط تحقق مسئولیت مدنی پلیس، عنصر تقصیر به عنوان یکی دیگر از اوصاف فعل زیان‌بار آنان مطرح می‌‌شود. بدین معنی که به صرف ایراد خسارت و ورود ضرر و زیان ناشی از اعمال و کارکنان یا سازمان پلیس، مسئولیت محقق نمی‌شود و جز در مورد مصادیق ماده (۱۳) قانون به کارگیری سلاح و… (که شرح آن گذشت) تحقق مسئولیت صرفاً از تقصیر آنان نشأت می‌‌گیرد.
برای تحقق مسئولیت خواه برای کارکنان و خواه برای سازمان، باید بین فعل کارکنان به عنوان اشخاص حقیقی و فعل سازمان (به عنوان یک ارگان دولتی) قابل تفکیک شد.
مقاله - پروژه
علت این تفکیک آن است که در تحقق مسئولیت مدنی سازمان پلیس باید به قواعد عمومی و کلی ناظر بر تحقق مسئولیت مدنی در نظام حقوقی کشور و برای بررسی تحقق مسئولیت مدنی کارکنان پلیس باید به مقررات ویژه‌ی ناظر بر مسئولیت کارکنان دولت و افراد مراجعه نمود.
سوابق امر نشان می‌‌دهد که فعل زیان‌بار کارکنان پلیس موجب تحقق مسئولیت مدنی آنان بوده و گاه نیز صرف تقصیر آنان موجب مسئولیت شده است. بنابراین مسئولیت پلیس مبتنی بر تقصیر بوده و فعل زیان‌بار را عامل تحقق مسئولیت دانسته‌اند و محاکم قضایی به هر دو نظریه توجه داشته است.
با نگرشی در مأموریت‌های سازمان پلیس و همچنین اعمال و اقداماتی که منجر به تحقق مسئولیت مدنی پلیس گردیده‌اند می‌‌توان گفت که دعاوی مطروحه علیه سازمان پلیس را می‌‌توان مبنای افعال زیان‌بار یا بدون آن بنا نهاد، یعنی در کلیه دعاوی مطروحه بر هر دو مبنا استوار است.
بررسی پرونده‌ها و دعاوی مطروحه علیه سازمان پلیس و کارکنان نشان می‌‌دهد که اهم مسئولیت پلیس بر اساس تقصیر جزایی و مدنی محقق شده استو به عبارت دیگر گاه اقدامات و اعمال زیان‌بار پلیس به صورت ارتکاب جرم است که علاوه بر مسئولیت کیفری، مسئولیت مدنی آنها را نیز رقم می‌‌زند و گاهی به صورت تقصیر مدنی است که مأمورین یا سازمان در حین اجرای مأموریت و انجام وظیفه مباشرتاً یا به تسبیب موجب ایراد خساراتی به مردم یا حتی مأمورین می‌‌گردند که جنبه‌ی کیفری نداشته تا مبنای مسئولیت کیفری گردد، لیکن موجب تحقق مسئولیت مدنی می‌‌گردد[۸۹].
مبحث اول: فعل زیان‌بار پلیس
فعل زیان‌بار از جمله ارکان اساسی و تحقق مسئولیت مدنی است که اگر به نتیجه‌ی زیان‌بار منجر شود و عوامل مانع تحقق مسئولیت دخالت ننماید، ناگزیر سازمان پلیس یا کارکنان آن را ملزم به جبران خسارت - به شیوه‌هایی که بعداً خواهیم گفت- خواهد نمود. برای دستیابی به شرایط تحقق یا عدم تحقق مسئولیت و مواردی که آثار این مسئولیت را زایل می‌‌سازند ناگزیر به بررسی و مطالعه موارد زیر هستیم: [۹۰]
گفتار اول: مفهوم فعل زیان‌بار
اول. مفهوم فعل زیان‌بار: رکن اول در تحقق مسئولیت مدنی، وجود رفتار زیان‌باری است که از انسانی صادر گردیده، چه این رفتار به طور مستقیم منجر به ایراد خسارت بر دیگری شده باشد یا غیرمستقیم سبب تحمیل زیان بر دیگران گردد.
تفاوت اصلی قاعده‌ی ید با مسئولیت مدنی، ضرورت وجود فعل زیان‌بار در مسئولیت مدنی می‌‌باشد. چرا که در قاعده‌ی ید، شخصی که بر مال دیگری استیلا دارد ضامن تمام خساراتی است که تا زمان بازگردانیدن آن مال به صاحبش بر آن وارد می‌‌گردد و هیچ‌گونه توجیه و عذری نسبت به تلف یا عیب مال مورد پذیرش نیست. اما در مسئولیت مدنی، شخص به جهت فعل یا ترک فعلی که سبب نقص یا تلف مال دیگری شده، مسئول و ملزم به جبران خسارت می‌‌باشد. بنابراین وجود رفتار زیان‌بار از جمله ارکان اساسی تحقق مسئولیت مدنی می‌‌باشد.[۹۱]
منظور ار فعل زیان‌بار، فعل و رفتاری است که با ضرر و زیان (خسارت) رابطه معناداری دارد. فعل زیان‌بار جزوی از عنصر مادی است که زمینه ساز مسئولیت است. از آنجا که اصل مبنای مسئولیت، تقصیر است، فعل زیان‌بار نیز فعلی است که وصف «نامشروع» و «غیرمباح» را دارا باشد. زیرا برای تحقق تقصیر، اعم از عمدی و غیرعمدی، فعل ارتکابی منجر به ضرر باید واجد اوصاف عدم مشروعیت و غیر مجاز بودن باشد وگرنه فعل مذکور منجر به ایجاد تقصیر نمی‌شود.
برخی از نویسندگان، فعل زیان‌بار را به اعتبار فاعل مستقیم، به اقسام زیر تقسیم کرده‌اند:

 

    1. فعل شخص ۲. فعل حیوان ۳. فعل اشیاء ۴. فعل غیر[۹۲]

 

فعل شخص عبارت از حالت طبیعی فعل زیان‌بار است که توسط شخص ناشناس (عامل زیان) با رفتار خود موجب ورود ضرر به دیگران می‌‌شود. در فعل حیوان و فعل شیء خسارت از فعل مستقیم حیوان و وضع خاص اشیاء (مانند ساختمان، مواد بهداشتی و غیره) ناشی می‌‌شود، اما در واقع مسئولیت با دارنده یا صاحب آن یا کسانی است که حیوان یا اشیاء در اختیار و سلطه‌ی آنان است. اما در فعل غیر، شخص مسئول جبران خسارت ناشی از فعل شخص دیگری است. مثل مسئولیت سرپرستان قانونی نسبت به فعل صفار و مولی‌علیه.
در پایان‌نامه ما که موضوع آن مسئولیت مدنی مبتنی بر تقصیر پلیس است بحث خسارت حیوان به کلی منتفی است ولی در سه شق دیگر می‌‌توان برای کارکنان پلیس و سازمان قایل مسئولیت شد. اگر بپذیریم که اشخاص به دو دسته‌ی حقیقی و حقوقی تقسیم می‌‌شوند و از طرفی مسئولیت ناشی از فعل غیر، یک مسئولیت استثنایی است که در سازمان پلیس موضوعیت ندارد، پس باید قایل شد که مسئولیت مدنی در سازمان پلیس صرفاً به صورت مسئولیت ناشی از فعل شخص است که شامل دو دسته است:

 

    1. مسئولیت ناشی از فعل شخص حقیقی که همان کارکنان پلیس هستند.

 

    1. مسئولیت ناشی از فعل شخص حقوقی که مسئولیت مدنی دولت یا سازمان پلیس است. فعل زیان‌باری که مبنای مسئولیت قرار می‌‌گیرد، اعم از این که فعل زیان‌بار از شخص مأمورین سر زده باشد یا در اثر اقدامات سازمان حادث شده باشد، باید دارای ویژگی‌هایی باشد که زیان‌بار قلمداد گردد. به عبارت دیگر فعل باید دارای شرایطی باشد تا زیان‌بار شناخته شود.

 

گفتار دوم: ویژگی‌های فعل زیان‌بار
دوم. ویژگی‌های فعل زیان‌بار: درباره ویژگی‌های فعل زیان‌بار، هم در منابع فقهی و هم بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد. این اختلاف نظرها که در بحث عام مسئولیت مطرح است درباره‌ی مسئولیت پلیس نیزصادق است. اولین محور اختلاف نظر در اینباره، مسأله نامشروعبودن فعل زیان‌بار است.
بند اول: لزوم نامشروع بودن فعل
مطابق یک دیدگاه، صرف نظر از مشروعیت یا نامشروع بودن فعل، صرف اضرار به غیر موجب تحقق مسئولیت است. اما در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که به موجب آن، صرف اضرار به غیر موجب مسئولیت مدنی نیست، بلکه فعل زیان‌بار باید نامشروع باشد.
محور دوم در مقوله‌ی اختلاف، عنصر تقصیر است. در این شق نیز دو نظریه وجود دارد که یکی مسئولیت را مبتنی بر تقصیر دانسته و دیگری مسئولیت عامل انسانی واردکننده‌ی ضرر مطلق دانسته و بنابراین وجود تقصیری برای تحقق مسئولیت عامل فعل زیان‌بار را ضروری نمی‌داند[۹۳]
اگر به موضوع مورد بحث خود برگردیم، در می‌‌یابیم که مسئولیتی را مد نظر داریم که مبتنی بر تقصیر بوده و فعل نیز نامشروع باشد. بنابراین در مواردی که فعل زیان‌بار نامشروع نبوده و تقصیر نیز احراز نشود مسئولیت مدنی پلیس نیز محقق نمی‌شود.
ماده (۱) قانون مسئولیت مدنی ۱۳۳۹ نیز موید لزوم وصف نامشروع بودن عمل زیان‌بار به عنوان شرط تحقق مسئولیت مدنی در نظام حقوقی کشور ماست. این ماده مقرر می‌‌دارد: «هرکس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه‌ی بی‌احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه‌ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می‌‌باشد.»
هر چند در ماده اخیر عبارت «بدون مجوز قانونی» آمده است که بر «نامشروع بودن» تطبیق ندارد ولی نامشروع اعم از خلاف قانون، خلاف عرف و خلاف اخلاق است.
بند دوم: عوامل مشروعیت فعل
پیش ازاین گفتیم که مسئولیت مدنی مبتنی برخساراتی است که نامشروع باشد وقانون ورود چنین خساراتی را ممنوع سازد ازماده ۱قانون مسئولیت مدنی که مقرر داشته است هرکس بدون مجوزقانونی .. موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی ازعمل خود می‌‌باشد همین نکته استنباط می‌‌شود پس هرگاه شخص به دیگری با مجوزقانونی خسارتی واردآورد مسئولیتی برای جبران خسارت نخواهد داشت ازاینرواست که نمی‌توان هرفعل زیان‌باری را موجب مسئولیت مدنی دانست.
در این بخش موارد و اسبابی که پلیس را ازمسئولیت مدنی و الزم به جبران خسارت معاف می‌‌سازد بررسی می‌‌کنیم در حقیقت علل و اسبابی که علی‌رغم وقوع فعل زیان‌بار مانعی برای ایجاد مسئولیت مدنی به شمار می‌روند موضوع بحث حاضر است.
پلیس در اقدامات و مأموریت‌های قانونی خود ممکن است خساراتی را وارد آورد در این صورت بر طبق قاعده عمومی اسباب معافیت وی از مسئولیت مدنی بایستی مورد توجه قرارگیرد به عبارت دیگر در مواردی ممکن است علی‌رغم ورود خسارت پلیس به علل موجهه و رافع مسئولیت استناد نماید و با اثبات موضوع بتوان از پرداخت خسارت معاف شود پاره‌ای از نویسندگان[۹۴] چنین اسبابی را به عنوان افعال مباح یا مشروعی که موجب زیان دیگری است عنوان نموده و افزوده‌اند که به لحاظ طبیعتِ کاری که انجام شده یا به دلیل حکم قانون نمی‌توان فعل ارتکاب شده را نامشروع شمرد.
الف: دفاع مشروع
هنگامی که شخص به منظور جلوگیری از ضرر اقدامی زیان‌بار انجام می‌‌دهد به دفاع مشروع دست زده است و در چنین حالتی مسئولیت مدنی نخواهد داشت.
عده‌ای از نویسندگان[۹۵] دفاع مشروع را چهره‌ای از اضطرار دانسته‌اند که شخص به منظور مقابله فوری به مخاطره‌ای که با آن روبروست به فعل متقابل و زیان‌باری مبادرت می‌‌نماید.
ماده ۱۵ قانون مسئولیت مدنی مقرر می‌دارد کسی که در مقام دفاع مشروع موجب خسارت بدنی یا مالی شخص متعدی شود مسئول خسارت نیست مشروط بر اینکه خسارات وارده بر حسب متعارف متناسب با دفاع باشد پلیس نیز در هنگام اجرای مأموریت‌های محوله احتمال دارد با تعدی و تجاوز تبهکاران روبرو شده ناگزیرگردد به منظور دفاع از جان و مال خود دفاع مشورع نماید.[۹۶] برای مثال در بسیاری از مأموریت‌ها متهمی که در صدد فرار است با اسلحه سرد و یا گرم به پلیس حمله‌ور می‌‌شود تا با از بین بردن مانع راه فرار خود را هموار سازد بدیهی است در چنین مواردی پلیس نیز همانند هر انسان دیگر بایستی از امتیاز دفاع مشروع بهره‌مند گردد در واقع هنگامی که انسان مورد تعدی واقع شده است ونمی تواند از حمایت سایرین برخوردار گردد مقاومت و دفاع فوری مباح شمرده می‌‌شود البته باید توضیح داد که دفاع در مقابل حمله نامشروع جریان می‌‌یابد که معمولاً در مأموریت‌های پلیس چنین حالتی اتفاق می‌‌افتد و پلیس به ناروا در مقابل تعدی دیگران قرار می‌گیرد.[۹۷] قواعد عمومی دفاع مشروع در خصوص مسئولیت مدنی پلیس رعایت می‌‌شود و دو شرط فعلیت تجاوز و تناسب دفاع مشروعی که پلیس انجام می‌‌دهد، لازمه معافیت از مسئولیت مدنی است[۹۸].
ب: حکم قانون یا مقام صالح
۱: حکم قانون
در هر مورد که شخص به حکم قانون خسارتی به دیگری وارد آورد مسئولیتی برای جبران آن نخواهد داشت مثلاً هرگاه پلیس متهمی را که باعث بی‌نظمی و اغتشاش در جامعه شده و جرم مشهود مرتکب گردیده است، دستگیر نماید و چندین ساعت وی را تحت نظر نگاه دارد در فرض ورود خسارت، مسئولیتی نخواهد داشت. قانون چنین حکم می‌‌کند که پلیس مکلف به حفظ نظم و امنیت در جامعه بوده و اساساً مهمترین وظیفه وی همین است.[۹۹] هرگاه پلیس به هنگام دستگیری سارق یا متهم به قتلی که در صدد فرار است و از دستورات پلیس تمرد می‌‌نماید سبب خسارت مادی گردد درحقیقت در اجرای قانون موجب بروز چنین خسارتی شده است. همچنین اگر برابر ضوابط و مقررات مربوط به بکارگیری سلاح[۱۰۰] پلیس به روی اتومبیلی آتش بگشاید و موجب خسارت شود، می‌‌توان گفت که در اجرای قانون چنین ضرری را وارد ساخته است.
بنابراین هرگاه پلیس چنین افعال زیان‌باری مرتکب شود موضوع معافیت وی از مسئولیت مدنی مطرح می‌‌گردد، به عنوان قاعده کلی می‌‌توان گفت که در فرض آنکه پلیس افعال زیان‌بار را به حکم قانون در اجرای قوانین جاری انجام داده باشد مسئولیتی در مقابل زیان‌دیده نخواهد داشت از لوازم و توابع مأموریت محوله به پلیس این است که وی بتواند تا آنجا که نیاز به اقدام عملی دارد، مأموریت خود را به انجام برساند ولو آنکه چنین مأموریت‌هایی سبب ورود خسارت گردد چه در غیر این صورت نمی‌توان از پلیس انتظار داشت که وظایف خود را به درستی انجام دهد.
در تأیید این مطلب می‌‌توان به برخی از مقررات خاص در این زمینه اشاره نمود.

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره امکان سنجی پیوستن ایران ایر به ائتلاف های ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۷

 

۱

 

—

 

N/A

 

۱ wet-leased from MNG Cargo Airlines and 1 wet-leased from MASkargo

 

 

 

Total

 

۲۳۳

 

۲۱۵

 

۶۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۲: ناوگان Turkish Airline

 

 

 

۴-۳-۲ بسته شدن حساب مالی ایران ایر در [۱۲۵]ICH
توافقنامه‌های بین ایرلاین ها باعث می‌شود که مسافران بتوانند بلیت پروازهای چند بخشی را از یک ایرلاین خریداری کنند. وجود این نهاد در IATA باعث می‌شود که ایرلاین ها حساب‌های خود با یکدیگر را با سرعت و اطمینان بالا تسویه کنند. در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۵۱ بیلیون دلار پول در این نهاد جا شده است.
در سال‌های اخیر حساب ایران ایر در این نهاد بسته شده است و همین امر باعث می‌شود که پولی به ایران ایر در صورت انجام پروازهای بین‌المللی در طی قراردادهایی مانند SPA، داده نشود. به همین دلیل تعداد قراردادهای SPA ایران ایر از ۳۵ در عرض ۲ سال به ۲۳ عدد رسیده است. آخرین ایرلاینی که توافق SPA خود با ایران ایر را قطع کرده است، Air Canada است. علاوه بر این، این اتفاق باعث شده است که تعداد انتخاب‌های ایران ایر در یک مسیر خاص، برای ایجاد توافق کاسته شده و در قراردادها، ایرلاین های مقابل دارای اهرم فشار باشند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴-۳-۳ تأیید نشدن استاندارد ایران ایر
برنامه IOSA[126] یک سیستم بین‌المللی پذیرفته‌شده برای ارزیابی مدیریت و کنترل سیستم های عملیاتی یک ایرلاین است. هر عضو IATA باید به وسیله‌ی IOSA تأیید شود.
بازرسان IOSA هر دو سال یک‌بار ایرلاین های عضو IATA را مورد بازرسی قرار داده تا صلاحیت آن‌ها را برای انجام پرواز تأیید کنند. کشورهای مختلف به ایرلاین هایی که از جانب IOSA تأییدشده باشند اجازه پرواز به کشورشان را می‌دهند. در حال حاضر بازرسان IOSA از آمدن به ایران و ارزیابی ایرلاین ها خودداری کرده‌اند و اگر تا دو ماه آینده این کار صورت نگیرد، از ابتدای ۲۰۱۴ ایرلاین های ایرانی حق پرواز به کشورهای دیگر را نخواهند داشت.
۴-۴ عوامل تأثیرگذار در ایجاد ائتلاف جهانی
بعد از بررسی قراردادهای میان ایرلاین ها و وضعیت ایران ایر در این قراردادها لازم است به عواملی اشاره کنیم که برای پیوستن به ائتلاف‌های جهانی، تأثیرگذار هستند. البته این مباحث در صورتی است که اثرات ناشی از تحریم‌ها را در نظر نگیریم( حداقل تحریم‌های چند سال اخیر را در نظر نگیریم).
مهم‌ترین عامل در بالا بردن پتانسیل پیوستن به ائتلاف‌های جهانی، داشتن ناوگان قوی و کیفیت بالای خدمات است. ناوگان و کیفیت خدمات ارائه‌شده توسط یک ایرلاین باید در حد استاندارهای بین‌المللی باشد و حداقل استانداردهای ورودی به ائتلاف‌ها را برآورده کند. عوامل زیر از محرک‌های اصلی پیوستن به ائتلاف‌های جهانی هستند:
قدرت شبکه پروازی
این عامل به تعداد مقصدهایی که یک ایرلاین به آن پرواز دارد اشاره می‌کند. هرچه تعداد این مقصدها زیاد باشد احتمال پیوستن به ائتلاف‌های جهانی و قراردادهای جهانی بیشتر است.
میزان مسافر داخل
میزان مسافری که یک ایرلاین در داخل یک کشور دارد نیز یکی از عوامل اصلی در بالا بردن پتانسیل پیوستن به ائتلاف است. این عامل با صنعت گردشگری ارتباط مستقیم دارد و هرچه تعداد مسافرها بیشتر شود امکان پیوستن به ائتلاف بالاتر است.
شرایط جغرافیایی
این عامل بیان‌کننده‌ی شرایط جغرافیایی کشور و نقش آن در ترافیک هوایی است. هرچه فضای یک کشور بتواند به کاهش زمان و هزینه‌های هوانوردی کمک کند، پتانسیل آن کشور برای پیوستن به ائتلاف را بالا می‌برد. در شکل زیر می‌توان ترافیک هوایی در سطح جهان را دید و به اهمیت جایگاه ایران رسید.

 

 

 

 

 

 

شکل ۴-۱: ترافیک هوایی در سطح جهان

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مقالات و پایان نامه ها در رابطه با بررسی تأثیر غلظت های مختلف ازت و نسبت های نیترات ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و ...
  • دانلود فایل ها با موضوع : بحران-مالی-و-تجارت-خدمات-مطالعه-موردی-گردشگری-در-کشورهای-منتخب- فایل ۱۱
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره طراحی مدل انتخاب تأمین کنندگان بر اساس ریسک ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد تاثیر بازار سهام و بانکها روی رشد اقتصادی
  • پژوهش های انجام شده درباره :بررسی رابطه بین تبلیغات اینترنتی و سهم بازار در ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با نقش آمیخته بازاریابی در توسعه صنعت گردشگری در استان ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی تأثیر منابع قدرت بر سبک تصمیم گیری مدیران ...
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین با تخلّفات کارگزاران۹۲- فایل ۱۳
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی تاثیر کود های زیستی بر عملکرد ذرت (هیبرید ۲۶۰) ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان