ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
" مقاله-پروژه و پایان نامه | بخش سوم:سوابق پژوهش های انجام شده پیرامون موضوع – 4 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

افرادی که به طور شفاهی تشویق می‌شوند و توانایی انجام کارها را دارند قدرت تحمل و تلاش بیشتری جهت انجام فعالیت دارند . با افزایش تشویق و پیگیری خودکارامدی، افراد تلاش بیشتری برای رسیدن به موفقیت دارند ، مهارت و حس خود کارآمدی شخصی خود را زیاد می‌کنند . بسیار مشکل است که باورهای خودکارامدی شخصی را از طریق تشویق اجتماعی با توجه به تحلیل آن ها کم کم شناخت . افزایش غیر واقعی خودکارآمدی با توجه به تلاش‌های بی نتیجه و نا امید کننده فرد به سرعت متلاشی می شود . اما ‌افرادی که فاقد توانایی هستند و تشویق می‌شوند تمایل به دوری از فعالیت های کشمکش دار دارند و به سرعت هنگام مواجه شدن با مشکلات از پای در می ایند . با تحلیل انگیزه و فعالیت و باور نداشتن توانایی خود اعتبار رفتاری در خود ایجاد می نمایند ( باندورا ،۱۹۹۷٫به نقل از تقدیری،۱۳۸۶ )

 

۴-حالات عاطفی و فیزیولوژیکی

 

چهارمین روش اصلاح باورها و عقاید خود کارآمدی کم کردن واکنش‌های استرس زای افراد می‌باشد و آن ها را از تمایلات منفی نسبت به وضعیت جسمی آگاه می‌سازد که از نظر درک و تفسیر مهم می‌باشد . افرادی که حس کارآمدی بیشتری دارند خود را برای انجام کار پر انرژی آماده می دانند ، در صورتی که افرادی که نسبت به خودکارآمدی خود شک داشته باشند بسیار ناتوان و ضعیف می‌باشند موفقیت در خودکارآمدی پیش از انتقال ارزیابی مثبت انجام می شود . افزایش باورهای شخصی در توانایی موقعیتی را ایجاد می‌کند که موفقیت امیز است و از شکست افراد جلوگیری می‌کند ، آن ها موفقیت را در مراحل خود پیشرفتی بیش از پیروزی بر دیگران بررسی می کند . افراد همچنین در قضاوت بر توانایی خود به حالت جسمی و احساسی خود تأکید می نمایند ، واکنش استرس و تنش را به عنوان علائم ضعف کاری تفسیر می‌کنند . در فعالیت هایی که نیاز به استقامت دارند ، افراد خستگی و درد خود را به عنوان علائم ناتوانی جسمی می پندارند .این حالت همچنین بر روی داوری و خودکارامدی شخصی تاثیر می‌گذارد . در حالت مثبت خودکارامدی ادراکی را زیاد می‌کند و حالت دلسردی و حزن آن را کم می‌کند . (تقدیری،۱۳۸۶ )

 

رابطه خود کارآمدی با دیگر ساختارها :

 

پاجارس و شانک ( ۲۰۰۱ ) اظهار می دارند که ساختارهای انگیزشی وجود دارد که از نظر اصولی [۶۸] با خود کارآمدی مشابه می‌باشند که شامل :

 

۱: پیامد انتظار [۶۹]: نتایج مورد انتظار از فعالیت‌های شخصی ، با باورهای خودکارامدی در ارتباط می‌باشد اما مترادف یکدیگر نمی باشند . برای مثال یک دانش اموز خود کارامد ممکن است باور کند که توانایی یادگیری ریاضیات را دارد با این حال او ممکن است باور کند که علی‌رغم توانایی ادراکی، نمره خوبی در کلاس نمی گیرد زیرا معلم او را دوست ندارد .

 

۲ : باورهای خود پنداری [۷۰] : خود ادراکی جمعی و گروهی شخص که از تجربیات و تفسیر محیط شکل گرفته است از طریق تقویت و ارزیابی و اهمیت دیگران شدیداًً تحت تاثیر قرار می‌گیرد و با اعتقادات و باورهای خود کارآمدی متفاوت است زیرا خودکارامدی با داوری پیرامون توانایی ،بررسی می شود اما خود پنداری شامل احساسات خود ارزشی است که با باورها و اعتقادات شایسته هماهنگ است .

 

۳ : انگیزش عاطفی [۷۱] : خودکارامدی همچنین با انگیزش عاطفی که در تعامل مؤثری با محیط و کنترل جنبه‌های حیاتی آن است ، متفاوت می‌باشد ، در انگیزش عاطفی جوانان ، پراکندگی و تاثیرات متقابل زیادی وجود دارد که با رشد و پیشرفت این عامل در رفتارهای موفق ، موضوعات گوناگون تحصیلی بسیار تخصصی شده است . مانند خود کارآمدی انگیزش عاطفی مؤثر،که شامل قابلیت های ادراک شده[۷۲] جهت تاثیر پذیری بر جوانب مهم زندگی شخصی می‌باشد . بر خلاف خود ‌کارآمدی ، انگیزش عاطفی مؤثر یکپارچه و کلی[۷۳] است و ویژگی های خود ‌کارآمدی را ندارد .

 

۴ : کنترل ادراکی [۷۴]: کنترل ادراکی یا کنترل ادراک شده با خودکارآمدی متفاوت است . افرادی که باور دارند که انچه را می اموزند و اجرا می‌کنند می‌توانند کنترل نمایند بیش از کسانی که حس کمتری در کنترل توانایی خود دارند ، مستعد حفظ رفتار تا پایان هستند .کنترل ادراکی ؛ عمومی است اما بهتر است آن را در یادگیری و امور اجرایی به کار بگیریم از همه مهمتر کنترل ادراکی یکی از جوانب خودکارآمدی است . عواملی که برخودکارآمدی تاثیر دارند درک و مشاهده توانایی ، مقایسه اجتماعی ، امتیاز ، زمان موجود می‌باشد. افرادی هستند که ممکن است بر این باور باشند که می توانندبا استفاده از استراتژی یادگیری اصرار و پافشاری را تحت کنترل در آورند ، چون احساس می‌کنند که یادگیری مهم نیست و نمی خواهند وقت خود را صرف آن کنند ، هنوز دارای حس خودکارآمدی کم می‌باشند . ( پاجارس و شانک،۲۰۰۱ .به نقل از امینی،۱۳۸۵)

 

بخش سوم:سوابق پژوهش های انجام شده پیرامون موضوع

 

الف- تحقیقات انجام شده در داخل کشور:

 

نصیری پور و دیگران(۱۳۸۷) تحقیقی با عنوان (رابطه هوش عاطفی با سبک رهبری در مدیران بیمارستانهای تامین اجتماعی شهر تهران انجام داده‌اند .سوال این پژوهش، بررسی رابطه هوش هیجانی با دو سبک رهبری تحولی ومبادله ای بوده است .این تحقیق بر روی نمونه ای با حجم ۱۳۵نفر از مدیران بیمارستانهای تامین اجتماعی شهر تهران اجرا شده است.داده های جمع اوری شده با ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است.نتایج نشان داده است که بین هوش عاطفی و سبک رهبری تحولی رابطه معنا دار و مثبت وجود داردولی بین هوش هیجانی و سبک رهبری مبادله ای رابطه ای مشاهده نگردیده است.

“

نظر دهید »
" فایل های مقالات و پروژه ها | ۱-۱-۵-۵-داشتن منفعت عقلایی ومشروع – 5 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

به هر حال بر خلاف نظر فقها قانون مدنی در ماده ۵۸ “عین” را مشتمل بر همه نوع آن از حیث منقول و غیر منقول و مشاع و مفروز قرار داده است بعضی از حقق دانان بر اساس اطلاق این ماده عین کلی (که خود آن وجود خارجی ندارد بلکه شامل مصادیقی خارجی است که یا موجود هستند یا قابلیت وجودی دارند ) و در حکم کلی (بخشی معین از اجزای مشابه یک مال کلی ) را نیز قابل وقف می دانند.

 

ب-منفعت: منفعت عبارت است از: استفاده تدریجی از عین. نظرغالب فقها ی مسلمان اعم از شیعه و سنی و حقوق ‌دانان ایرانی این است که منافع چون تدریجی الحصول هستند و حصول ذرات منافع ملازمه با زوال منافع قبلی دارد لذا قابلیت قبض و بقای ابدی ‌در مورد آن ها معنا ندارد. با این حال نظر فقهای مالکی آن است که مستاجر می‌تواند منفعت مورد اجاره خود را در مدت اجاره وقف نماید زیرا همان گونه که در مباحث پیشین بیان شد تأیید و دوام شرط و صحت وقف نیست و وقف موقت صحیح تلقی می شود.[۵۸]

 

ج- حق مالی قدرتی است که قانون برای رفع نیاز های مالی به اشخاص اعطا نموده است و این امتیاز قابل داد وستد است. حق مالی امتیازی غیر مادی است به تعبیر فقها و بسیاری ازحقوق دانان قابل قبض واقباض نیست؛ لذاوقف ان معنا ندارد. هرمالی که دارای خصوصیات مندرج در قانون باشد می‌تواند مورد وقف قرار گیرد. پس هر مالی باید دارای خصوصیات مورد ذکر قانونی باشد و این امر ‌در مورد مال موقوفه نیز بایست اجرا شود.[۵۹]

 

۱-۱-۴-۴-موقوف علیه

 

موقوف علیه شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی هستندکه حق بهره برداری از منافع مال موقوفه را پس ازتحقق عقد پیدا می‌کنند. بر اساس اینکه موقوف علیه معین و محصور باشد یا نباشد وقف به خاص وعام تقسیم می شود. قانون مدنی به تبعیت ازفقهای شیعه شرایطی چند گانه ای را درموقوف علیهم شرط نموده است. ماده ۶۹ قانون مدنی مقررمی دارد: «وقف بر معدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود». ماده ۷۰ نیز افزوده است: «اگروقف موجود ومعدوم معا واقع شود نسبت به سهم موجودصحیح و نسبت به سهم معدوم باطل است». درماده بعد آمده: «وقف بر مجهول صحیح نیست». بنا براین حداقل دوشرط برای موقوف علیه هنگام تحقق عقد ضروری است. ۱:موجود بودن ۲:معلوم بودن البته مورد سومی هم هست که بعضی ازحقوقدانان معتقدند که اهلیت تملک نیزشرط است.[۶۰]بعضی معتقدند با توجه به اینکه اموال موقوف متعلق به موقوف علیه نمی باشد، این شرط قابل پذیرش نیست[۶۱] ضمنا طبق ماده ۶۳ قانون مدنی حجر موقوعلیه تاثیری در عقد ندارد و نماینده قانونی وقف را قبول می‌کند و قبض می‌کند.

 

موقوف علیه خاص نیز باید اهلیت داشته باشد. با این حال چون وقف خاص متضمن سود و مصلحت وقوف علیه می‌باشد، قبول وقف ازسوی سفیه وصغیر غیرممیز عقد را با انجام قبض ایجاد خواهد کرد. ماده «۱۲۱۲قانون مدنی » درعین حال مجنون بودن موقوف علیه هم مانع از ایجاد وقف نیست و ولی یا قیم مجنون اختیار قبول آن را دارد. ماده ۵۶ قانون مدنی اعلام ‌کرده‌است «وقف واقع می شود با ایجاب از طرف واقف و قبول طبقه اول ازموقوف علیهم یا قائم مقام قانونی آن ها». منظورازقائم مقام قانونی در واقع همان نماینده قانونی می‌باشد. در وقف عام (موقوف علی نا محصور و جهات خیر) حاکم آن را قبول می‌کند «ماده ۵۶ قانون مدنی»قبض شرط صحت وقف است نه از شرایط لزوم آن. بر اساس آن هرگاه مالک مالی را وقف نماید و پیش از آنکه به قبض موقوف علیه برساند نادم و پشیمان شود می‌تواند از آن برگردد. بر این اساس اگر واقف پیش از آنکه عین موقوفه را به قبض موقوف علیه دهد، بمیرد وقف باطل می شود و ملک به عنوان ارث به ورثه منتقل می‌گردد. از دیدگاه حقوق مدنی نیز قبض یکی از ارکان وقف است.[۶۲]

 

۱-۱-۵-شرایط مال موقوفه

 

۱-۱-۵-۱-ملک بودن

 

قاعده «لاوقف الا فی الملک»همین ویژگی موقوفه را متذکر می شود. ماده ۵۷ قانون مدنی می‌گوید «واقف باید مالک مالی باشد که وقف می‌کند…»درمورد وقف فضولی قبلا بحث شد. این نکته اضافه می شود که ضمانت اجرای وقف فضولی در فقه و حقوق مورد اختلاف است.

 

۱-۱-۵-۲-معلوم بودن مال موقوفه

 

وقف به لحاظ مبانی و سهم اخلاق و عرف در ایجاد و توسعه آن در جامعه ،یکی از عقودی است که علم اجمالی به موضوع آن در لحظه عقد، کفایت می‌کند. بنا بر این جزو عقود مسامحه ای می‌باشد. با این حال جهل مطلق طرفین یا یکی از آن ها نسبت به مال موقوفه موجب بطلان آن خواهد بود.ضرورت این شرط در میان فقها نیز مورد تردید نیست.[۶۳]

 

۱-۱-۵-۳-معین بودن

 

(مردد نبودن)منظور از این شرط آن است که مال موقوفه میان دو یا چند مال مردد نباشد. بنا بر این وقف یکی از چند چیز صحیح نیست.[۶۴] زیرا مال موقوفه به تفصیل بایستی معین گردد و زیرا عقد وقف جزء عقود تشریفاتی می‌باشد و بایستی در آن مال مورد نظر مشخص شود و بعد از آن قبض صورت پذیرد تا اینکه شرط صحت عقد به وجود آید و مال دیگر از مالکیت مالک خارج شود. پس وقف یکی از چند چیز به دلیل اینکه قبض را دچار خلل می‌کند و موجب جهل به عوضین می‌گردد غیر قابل قبول است. در اینجا نمی توان گفت که وقف باطل است زیرا تا زمانی که مال مورد قبض قرار نگرفته عقد تمام نمی شود که در این مورد بیان کنیم که وقف در این مورد باطل است.

 

۱-۱-۵-۴-قابلیت نقل و انتقال

 

مال موقوفه باید به صورت قانونی قابل دادوستد باشد. بنا بر این مالی که بنا به ماهیت خود یا مصالح جامعه یا به واسطه حکم دادگاه یا رهن یا بازداشت غیر قابل انتقال شده است قابل وقف نمی باشد. همچنین است وقف مالی که تحقق وقف ملازمه با فرار از ادای دین واقف دارد.[۶۵]

 

۱-۱-۵-۵-داشتن منفعت عقلایی ومشروع

 

هدف ازانجام وقف خیرونیکی است وخیرواحسان آن چیزی است که قانون وشرع ‌و عقلا به دین عنوان می شناسند. ‌بنابرین‏ طبق نظر فقها وقف خوک و الات قمار باطل است. منفعت حلال شرط است، زیرا مسلمان مالک چنین مالی نمی شود. منفعت عقلایی نیز به نوعی نصبی است زیرا آنچه را که برای ما به نوعی شاید منفعت عقلایی نداشته باشد برای دیگری بسیار مهم است. مثلا؛ درمورد جعاله برای یافتن یک یادگار خانوادگی که از نظر مالی بیهوده می‌باشد اما زمانی که یک فرد برای یافتن آن جعاله تیین می‌کند این مال معامله دارای منفعت عقلایی می‌باشد. پس نباید ‌به این تصور که همه آنچه از نظر ما منفعت عقلایی ندارند آن ها را نفی کنیم.

 

۱-۱-۵-۶-مقدور التسلیم بودن

“

نظر دهید »
" پایان نامه -تحقیق-مقاله | د) نظریه شناختی – رفتاری با تاکید بر انتظار خطر – 10 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

‌بنابرین‏ پیش‌بینی های زیر از نظریه شناختی رفتاری سالکوویسکیس قابل استخراج است:

 

۱- افراد وسواسی در مقایسه با سایر اختلالات اضطرابی و گروه کنترل غیر بالینی حس مسئولیت پذیری افراطی دارند.

 

۲- افراد وسواسی فرض می‌کنند داشتن هر اثری بر پیامد، به معنی مسئول بودن کامل در برابر پیامد است.

 

۳- افزایش حس مسئولیت پذیری، ناراحتی و رفتارهای خنثی سازی را افزایش می‌دهند و برعکس کاهش مسئولیت پذیری ناراحتی و رفتارهای خنثی سازی را کاهش می‌دهد.

 

۴- خنثی سازی، فراوانی افکار مزاحم و ناراحتی را افزایش می‌دهد و موجب عدم تأیید ترس های بیمار می شود.

 

۵- ادارک افراطی از مسئولیت منجر به افزایش گوش به زنگی نسبت به تهدید همراه با احتمال نقص توجه در حوزه های دیگر می شود.

 

۶- خلق پایین، پایداری افکار مزاحم را افزایش می‌دهد.

 

د) نظریه شناختی – رفتاری با تأکید بر انتظار خطر

 

کار[۱۱۰](۱۹۷۴) اولین کسی بود که گفت تخمین زیاد احتمال و پیامد خطر، هسته اصلی اختلال وسواس فکری- عملی است. مک فال[۱۱۱] و وولرشایم[۱۱۲](۱۹۷۹) بعدها پیشنهاد کردند که ارزیابی از تهدید است که فهم درست و اساسی از وسواس را میسر می‌کند. بر اساس مدل مبتنی بر تهدید، درمان بهینه باید دربرگیرنده روندی باشد که فرصت را برای کاهش باورهای افراطی ‌در مورد خطر زیاد کند. جونز و منزیس و همکاران(۱۹۹۷، ۱۹۹۸ الف ؛ ۱۹۹۸ ب) این مدل را به صورت تجربی مورد بررسی قرار دادند و تلاش کردند تا این مدل را با مدل سالکووسکیس ادغام کنند. آن ها پیشنهاد دادند که مکانیزیمی که طی آن مسئولیت پذیری بر وسواس تاثیر می‌گذارد، تحت تاثیر برآورد شدت پیامد های منفی است(منزیس و همکاران، ۲۰۰۰). این برداشت تهدید محور از وسواس، به دلیل ناتوانی در تمایز اختلال وسواس از سایر اختلالات اضطرابی که آن ها نیز با برآورد زیاد تهدید همراه است مورد انتقاد قرار گرفته است(سالکوویسکیس، ۱۹۹۶). سالکوویسکیس(۱۹۹۸) به طور خاص پیشنهاد می‌کند اگر ارزیابی منحصراً مربوط به آسیب و خطر باشد و عنصر مسئولیت پذیری در آن نباشد، به احتمال بیشتر اثر آن اضطراب عمومی یا افسردگی خواهد بود.

ه) نظریه شناختی راچمن برای وسواس های فکری[۱۱۳]

 

یکی از انگیزه های توسعه نظریه های شناختی برای اختلال وسواس این بوده که رویکردهای رفتاری وقوع وسواس های فکری بدون حضور وسواس های عملی را تبیین نمی کردند. به علاوه درمان بیماران وسواس با چنین نمودی در چهارچوب رفتاری موفقیت های محدودی را به دست آورده است(راچمن، ۱۹۸۳). در راستای کارهای سالکووسکیس و کلارک[۱۱۴]، راچمن برای وسواس های فکری یک نظریه شناختی پیشنهاد می‌دهد که فرض می‌کند: وسواس های فکری با سوء تعبیر های فاجعه آمیز از اهمیت افکار(تصاویر و تکانه ها) یک نفر ایجاد می شود(راچمن، ۱۹۹۷). این فرض ‌به این پیش‌بینی منجر می شود که وسواس های فکری تا زمانی که این سوء تعبیرها وجود دارند، همچنان ادامه دارند و زمانی از بین می‌روند که این سوء تعبیر ها ضعیف شوند. این سوء تعبیرها محدود به ارزیابی مسئولیت پذیری نیست. بلکه می‌تواند شامل هر گونه تعبیر باشد که افکار مزاحم از اهمیت شخصی برخوردارند، آشکارکننده، تهدید کننده و حتی فاجعه آمیز هستند. همان گونه که راچمن خاطر نشان می‌کند چنین تعبیر هایی می‌تواند یک مزاحمت معمولی و پیش پا افتاده را به یک شکنجه تبدیل کند(راچمن، ۱۹۹۷). فرد معمولا افکار مزاحم را به شکل شخصی با اهمیت تعبیر می‌کند و نتیجه می‌گیرد که فردی بد، دیوانه و خطرناک است. به عنوان مثال می توان به مردی اشاره کرد که همسرش برای اولین بار فرزندی(پسر) را به دنیا آورده است و او افکار مزاحم تجاوز به کودک را تجربه می‌کند. او این افکار را اینگونه تعبیر می‌کند که او منحرف است و شایستگی(لیاقت) پدر بودن را ندارد. تصور می شود که چنین تعبیرهایی اضطراب و ملال را افزایش می‌دهد و در نتیجه فرد تلاش می‌کند تا در برابر فکار وسواسی به شدت مقاومت کند، آن ها را سرکوب کند و به خنثی سازی و اجتناب روی آورد. فرض می شود که ملال ناشی از مهم تعبیر کردن افکار مزاحم، دور باطلی از افکار وسواسی ، اهمیت شخصی، ملال و دوباره افکار وسواسی و… را تداوم بخشد.

 

شواهدی که در حمایت نظریه راچمن(۱۹۹۷) است نشان می‌دهند که شناخت واره می‌توانند اضطراب ایجاد کنند(کلارک، ۱۹۸۶)، بیماران گزارش ‌می‌کنند که وسواس های فکری آن ها معنی دار است(فریستون و همکاران، ۱۹۹۳)، و سوگیری های شناختی مانند همجوشی فکر و عمل[۱۱۵] وجود دارد.(شافران، توردارسون[۱۱۶] و راچمن، ۱۹۹۶).

 

معمولا برای همجوشی فکر و عمل دو نوع مرتبط را در نظر می گیرند: اول همجوشی فکر و عمل احتمال[۱۱۷] که اشاره دارد ‌به این باور که داشتن یک فکر مزاحم احتمال وقوع آن اتفاق خاص را افزایش می‌دهد. (برای مثال اگر من فکر کنم کسی بیمار می شود احتمال آنکه واقعا بیمار شود بیشتر می شود.) دومین نوع همجوشی فکر و عمل ، همجوشی فکر و عمل اخلاقی[۱۱۸] نامیده می شود و اشاره دارد ‌به این باور که داشتن یک فکر مزاحم غیر قابل قبول به لحاظ اخلاقی، برابر است با انجام همان عمل خاص. مثلا این باور که اگر من به ناسزا گفتن در کلیسا فکر کنم به همان اندازه بد است که واقعا در کلیسا ناسزا بگویم. چنین تعبیرهایی فرد را برای سوء تعبیرهای فاجعه آمیز از افکار مزاحم آسیب پذیر می‌کند. عوامل دیگر آسیب پذیری عبارتند از: معیار های اخلاقی بسیار بالا، اضطراب و افسردگی.

 

متعاقباً نظریه شناختی در تلاش برای تبیین فراوانی وسواس های فکری، پایداری آن ها، محرک های درونی و بیرونی وسواس های فکری و ماهیت محتوای این افکار وسواسی گسترش یافت(راچمن، ۱۹۹۸). به طور خاص راچمن(۱۹۹۸) ادعا می‌کند که :

 

۱- زمانی که از افکار مزاحم، سوء تعبیرهای فاجعه آمیز صورت می‌گیرد، دامنه و اهمیت محرک های بالقوه تهدید کننده افزایش می‌یابد و طیف گسترده ای از محرک های خنثی به محرک های تهدید کنننده تبدیل می شود. برای مثال اشیاء تیز به اسلحه های بالقوه تبدیل می‌شوند. افزایش محرک های تهدید کننده باعث افزایش فرصت برای تحریک وسواس های فکری می شود. احساسات درونی مانند اضطراب نیز می‌تواند تهدید بالقوه تبدیل شود.

 

۲- اجتناب یا خنثی سازی های پنهان، موقتا آشفتگی ناشی از افکار وسواسی را کاهش می‌دهد در حالی که اهمیت افکار وسواسی همچنان دست نخوررده باقی می ماند. خنثی سازی به عنوان تلاش هایی برای قرار دادن چیزها در جای خود تلقی می شود و منجر به ۱) تسکین ۲) این باور که فعالیت خنثی سازی از اتفاقات ترسناک جلوگیری می کند۳) شکست در رد اهمیت افکار مزاحم می شود. پیش‌بینی می شود که اهمیت منضم به وسواس های فکری بعد از خنثی سازی های مکرر دست نخورده باقی می ماند(یا افزایش می یاید) و بعد از نمونه های مکرری که وسواس فکری با خنثی سازی دنبال نشود اهمیت این افکار کاهش می‌یابد.

“

نظر دهید »
" تحقیق-پروژه و پایان نامه | ۱-۱-۴-۱-۲-بند دوم : معیار احتیاط در کامن لاو – 8 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

سئوال اصلی این است که یک شخص حقوقی چگونه می‌تواند بی­احتیاط باشد؟ در سال ۱۳۴۶ حادثه‌ای در اثر سهل‌انگاری راننده خط واحد ایجاد شد، که طی آن راننده به مأمور کنترل بلیت اجازه جابجا کردن خط واحد را داد و در اثر واژگونی وسیله نقلیه ۹ نفر از شهروندان تهران از بین رفتند. طبق آیین‌نامه داخلی شرکت واحد در سال ۱۳۳۴ شرکت مکلف به مراقبت در اجرای برنامه‌ حرکت اتوبوس‌ها بوده و تعداد کافی پایگاه در هر یک از خطوط تأسیس کند. حقوق­دانان این سانحه را نتیجه‌ بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی شرکت واحد در اطلاع‌ رسانی و آموزش صحیح می‌دانستند، هر چند در رأی نهایی پیرامون این مسئله سخنی به میان نیامد[۳۵].

 

باید توجه داشت خطای اداری، اصولاً خطای اداره یا دولت نیست بلکه خطای مقام مسئول است که اداره را مسئول جبران خسارت می‌کند. شخص حقوقی می‌تواند هم از رویکرد سلبی مسئول شناخته شود و هم از رویکرد ایجابی[۳۶]. بی‌احتیاطی و مسئولیت ناشی از آن در زمره رویکرد سلبی قرار می‌گیرد[۳۷]. با این وجود عقلا نمی­ توان شخص حقوقی را به عنوان مرتکب بی­احتیاطی معرفی کرد و نفس بی­احتیاطی متوجه مقام مسئول است.

 

۱-۱-۴-۲-گفتار دوم: شخص حقیقی محتاط

 

همان طور که در بحث پیشین مطرح شد؛ احتیاط اساساً به فعل شخص حقیقی تعلق می‌گیرد، چرا که اندشیدن، اراده و فرایند آن اعمالی انسانی است. معیارهای تقصیر در حقوق بسیاری از کشورها نیز تجاوز از رفتار انسانی متعارف و محتاط است. بر اساس نظر مازو و تنک: «تقصیر در مسئولیت مدنی آن­چنان اشتباهی در رفتار است که اگر شخص محتاطی در همان شرایط خارجی (که مقصر قرار گرفته) وجود داشت، آن را مرتکب نمی‌شد و خسارت وارد نمی­کرد.»[۳۸] همچنین در رایی که از محکمه تمیز سوریه صادرشده است می­خوانیم: «تقصیر عبارت است از انحراف در رفتار و کوتاه از مراعات احتیاط لازمی که موجب اضرار دیگری می‌گردد؛ ‌بنابرین‏ به مجرد تجاوز از رعایت احتیاط (مراقبت)، مسئولیت مدنی محقق می‌گردد، خواه آن تجاوز از روی عمد، بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی باشد و معیار و ضابطه‌ی این امر تجاوز از رفتار متعارف شخصی عادی است.»[۳۹] هر چند سایر حقوق ‌دانان معیارهای متفاوت و گوناگون دیگری را برای شناسایی تقصیر مطرح کرده ­اند اما می‌توان معیار محتاط بودن را یکی از اصلی­ترین آن ها دانست.[۴۰] سئوال اصلی این است که شخص محتاط کیست؟ یک انسان چه ویژگی‌هایی را باید داشته باشد تا عنوان راننده‌ای محتاط، پدری محتاط، سربازی محتاط و … بر او صدق کند؟ معرف و مشخص این ویژگی‌ها کیست؟

 

پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان در منابع اخلاقی، قانونی و عرفی ملاحظه نمود. عرف بی‌هیچ شبهه‌ای توانایی تشخیص و تعریف انسان محتاط و بی احتیاط را دارد. اما آیا قانون هم در مقام تعریف شخص محتاط و رفتار محتاطانه برآمده است؟ پاسخ این پرسش را در فصل بعد خواهیم دید اما ‌به اجمال باید گفت؛ قانون در پی آن نیست که بگوید فرد اگر این‌گونه رفتار نکرد بی­احتیاط است، بلکه می­گوید فرد اگر فعل x را مرتکب شد بی­احتیاط است. برای مثال کسی که در خیابان یک طرفه رانندگی می‌کند به حکم قانون مرتکب فعلی شده است که بی‌احتیاطی ست، هرچند چگونگی رانندگی او کاملاً محتاطانه باشد.[۴۱]

 

۱-۱-۴-۱-۱-بند نخست: معیارهای احتیاط در فقه

 

برای تشخیص انسان متعارف و محتاط، هم در فقه و هم در بسیاری از قوانین عرف ملاک قرارگرفته است. مرحوم شیخ انصاری در مکاسب می‌فرماید: «فربما کان مبنی الضمان علی تعدی العرفی…[۴۲]». ‌بنابرین‏ مفهوم احتیاط نیز در جوامع مختلف یکسان نیست. این مفهوم در میان افراد یک جامعه نیز با توجه به تغییر زمان و مکان، ممکن است متغیر باشد. برای مثال آشپزی که در غذای خریداری در جنوب کشور فلفل زیادی می‌ریزد بی­احتیاط نخواهد بود؛ هرچند به خریدار راجع ‌به این موضوع هشدار ندهد، اما اگر همین فرد در شمال کشور چنین کند از دید عرف بی­احتیاط و محکوم است.[۴۳]

 

۱-۱-۴-۱-۲-بند دوم : معیار احتیاط در کامن لاو

 

در حقوق کامن لا از آن رو که عرف نقش بسیار پررنگ‌تری در تعریف مفاهیم بازی می‌کند، ضوابط نسبتا دقیق‌تری هم برای تشخیص فرد محتاط به وجود آمده است. این ضوابط برگرفته از پرونده هایی است که در زمان‌های متفاوت در این رژیم حقوقی مطرح ‌‌شده‌اند.[۴۴] شاید آشناترین معیار، معیار انسان متعارف و معقول باشد. انسانی که شهروندی معمولی از طبقه متوسط جامعه است. این شهروند نه ابرمرد نیچه است و نه کاندید ولتر. شخصی است که روح حاکم بر جامعه آن را می‌سازد. جامعه او را معصوم و عاری از خطا نمی‌داند. انسان متعارف ممکن است خطا کند اما جامعه از خطای او به عنوان خطای غیرقابل اعتنا یا خطای مغتفر یاد می‌کند و اشتباهش را می‌بخشد. انسان متعارف دارای دو دسته ویژگی است، یکی توصیفی؛ مانند هوش، استعداد، حافظه، جرئت و… و دیگری هنجاری. ویژگی‌های هنجاری انسان متعارف به میزان احتیاط او و توجهش به ایمنی دیگران بر می‌گردد.

 

رفتار انسان متعارف را می‌توان از جنبه نوعی و یا شخصی بررسی کرد. ‌به این بحث و انتقادات وارد بر جنبه نوعی در آینده خواهیم پرداخت. در اینجا به گفتن همین نکته بسنده می کنم که بهتر است بگوییم: «منظور از متعارف و عرف در اصطلاح و قوانین مسئولیت مدنی سیره ی عقلا است و نه عرف عام.»[۴۵] ‌بنابرین‏ می توان به پیروی از دکتر کاتوزیان عقل را بر عرف افزود و از معیار متعارف و معقول استفاده کرد.[۴۶]

 

اما در حقوق انگلستان معیارهای جزئی‌تری وجود دارد. همان طور که گفته شد این تکامل در تعریف، در اثر رسیدگی به پرونده های متفاوت به وجود آمد که به سه مورد از مهم‌ترین آن‌ ها خواهیم پرداخت:

 

الف-معیار همسایه[۴۷]:

 

این معیار مولود پرونده Donoghue v stevenson در سال ۱۹۳۲ است.[۴۸] این پرونده که در مجلس اعیان بررسی شد، در حقیقت بنیانی برای تکلیف عمومی به احتیاط بود. طبق آن خانم Donoghue در کافه­ای در شهر ِRenffrewshire مشغول خوردن آبجو بود، که متوجه وجود حلزونی مرده در بطری خود شد. او بیمار شد و علیه سازنده آبجو (Stevenson) اقامه‌ی دعوا کرد. مجلس اعیان نیز مقرر کرد که سازنده مکلف به رعایت احتیاط در مقابل مصرف‌کنندگان خود بوده است. این رأی از نظر دیگر نیز حائز اهمیت بود، چرا که خانم Donoghue خریدار مستقیم تولید کننده نبوده و با وی رابطه‌ قراردادی نداشته است. با این همه او توانست برای شوک عصبی و بیماری معده‌ خود خسارت دریافت کند.

“

نظر دهید »
" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – بند دوم – خصایل و مشخصات واقعیت اخلاقی – 1 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

هدف دورکیم ساخت یک علم اخلاق و رویکردی علمی به اخلاق است، اخلاق به معنای ” مجموعه ای از آیین ها و قواعد رفتار”[۵۰] علمی که او مطالعه ی خود را در آن نه از مفاهیم انتزاعی، بلکه از “واقعیت اخلاقی عینی”[۵۱] آغاز می‌کند. واقعیتی که بر دوگانگی طبیعت انسان مبتنی است. وجود انسانی درمعرض امیال و نیازهای متفاوتی است که تنها اخلاق و ضوابط اخلاقی می‌تواند به آن انتظام بخشد[۵۲]. گویا دورکیم در مواجه با تنش های اجتماعی که آن ها را از نزدیک لمس کرده در جستجوی راه حلی بوده برای سامان دادن آن ها و به هنجار کردن امور مرضی که در جامعه هویدا گشته و اینجا است که اخلاق را همزیست جامعه می‌یابد و برای درمان نابسامانی های عارض بر جامعه، اخلاق را تجویزمی کند. این اخلاق مورد نظر دورکیم، یک اخلاق عینی است.

 

در توضیح اخلاق عینی باید دانست، دورکیم میان اخلاق ذهنی و عینی تمایز قایل می شود: «واقعیت اخلاقی، از دو راستای گوناگون به ما نمایان می‌گردد که باید این دو راستا را از یکدیگر باز شناخت و تفکیک کرد: راستای عینی و راستای ذهنی. هر ملتی در زمان ویژه ای از تاریخ خویش دارای اخلاقی است. به نام و با محک همین اخلاق چیره است که، عقاید عمومی به داوری می پردازد یا دادگاه ها، متهمین را محکوم می‌سازد. هر گروه معین نیز دارای اخلاق بسیار محدود ویژه ی خود است ‌بنابرین‏ با تکیه بر پدیده ها برای کلیه ی مردمان که متعلق به یک اجتماع باشند، اخلاق مشترکی وجود دارد بنام اخلاق عینی. حال، بیرون از این اخلاق، شمار بسیاری از اخلاق های دیگر، وجود دارد. هر فرد و به راستی هر آگاهی اخلاقی، اخلاق مشترک را به شیوه ی خود بیان می‌کند. هر فردی که این اخلاق را در می‌یابد از زاویه ی دیگر گونی به آن می نگرد… هر آگاهی تحت تأثیر محیط، آموزش و پرورش و میراث اخلاقی، قواعد اخلاقی را از روزنه ی ویژه ای می بیند… حتی بنیادی ترین جنبه‌های اخلاق از سوی آگاهی های گوناگون، متفاوت به نظر می‌رسند. می توان بنا به پاره ای ملاحظات گفت که هیچ اخلاقی نیست که از برخی جنبه ها غیر اخلاقی نباشد .این قسمت یعنی؛ اخلاق ذهنی»[۵۳].

 

از میان این دو جنبه ی اخلاق که به یکسان حقیقت دارند. دورکیم اخلاق عینی را بررسی می‌کند، آن واقعیتی که نقطه ی اتکای غیر شخصی و مشترکی در داوری کردار ها است. از اینجا باید دانست که اخلاق در محیط فکری دورکیم چه نقش و عملکردی را برای خود یافته، او اخلاق را به ‌عنوان معیاری برای تنظیم قواعد رفتاری مجازی دانسته که مورد داوری و قیاس قرار گرفته و جامعه را برای رهایی از نا هنجاری رهنمون می‌سازد. از این پس به تعریف و بررسی آن می پردازد، یعنی به دنبال روشن کردن و واضح ساختن این معیار مشترک. اما اکنون که دورکیم، اخلاق را به ‌عنوان یک واقعیت اجتماعی شناساند و جایگاه آن را معرفی کرد باید دانست چه خصلت ها و ویژگی هایی سازنده ی این مفهوم هستند؟

 

بند دوم – خصایل و مشخصات واقعیت اخلاقی

 

هر اخلاقی، مشتمل است بر یک دسته قواعد رفتاری، که این مجموعه قواعد رفتاری به عامل حکم می‌کند، در اوضاع و احوال معینی چگونه باید رفتار کند. اما مسلم، آن است که تنها، قواعد اخلاقی نیستند که در مواجه با یک موضع، فرمان و دستوری را برای اجرا در بر داشته باشند. ‌بنابرین‏ باید خصلت ها و مشخصات این قواعد را مشخص کرد تا از دیگر قواعد متمایز گردد. خصلت هایی که دورکیم برای شناسایی قواعد اخلاقی بر می شمرد.

 

اول اینکه ، قواعد اخلاقی بر اقتدار خاصی استوارشده اند، که نسبت به آن فرمان بردارند و در واقع در بردارنده ی مفهوم تکلیف اند. « اجبار یکی از نخستین منش های قاعده ی اخلاقی است »[۵۴]. یعنی عنصر اجبار نهفته در قاعده ی اخلاقی است که ما را مکلف می‌کند به انجام آن قاعده. این دستور و تکلیف قاعده ی امانت داری است که ما را موظف می‌کند به رعایت امانت و یا هر امر اخلاقی دیگر. از این جاست که خصلت اول قواعد اخلاقی را دورکیم در تکلیف و اقتدار و اجبار می‌داند. اما این اجبار، قید و وظیفه ی اخلاقی، اقتدار خود را از کجا می‌گیرد ؟ به چه نامی می توان به رعایت ضوابط اخلاقی حکم کرد ؟ دورکیم برای پاسخ ‌به این سؤال بحثی را در خصوص مبنای دینی و لاییک آغاز می‌کند و در این بحث از پی ریزی یک اخلاق راسیونالیست، مدنی و مبتنی بر جامعه، دفاع می‌کند.

 

دورکیم به نقدی اشاره دارد که اغلب به تعلیمات لاییک اخلاق وارد می شود، بر این مبنا که آموزه های اخلاقی لاییک، بر یک مفهوم مرکزی، مثلاً خدا استوار نیستند. وظایف اخلاقی به کودکان تعلیم داده می‌شوند اما توضیح داده نمی شود که این امور بر چه مبنایی استوارند و مشروعیت و اقتدار خود را از کجا می گیرند؟ چرا انسان مکلف است ؟ دلیل وجودی اخلاق چیست ؟ دورکیم درپاسخ ‌به این سؤال توضیح می‌دهد که «نخست باید میان آموزش اخلاق و تربیت اخلاقی تمایز قایل شد. هدف تربیت، عمل و پراتیک است در حالی که هدف آموزش، توضیح دادن و در حد امکان فهماندن است. مخاطب معلم، اراده و عمل شاگرد نیست بلکه قدرت مفاهمه اوست. وظیفه ی آموزش، فهماندن است، در حالی که وظیفه ی پرورش، درونی کردن این فهم است. تربیت، یک پدیده اجتماعی است و دربردارنده اجتماعی کردن نظام مند نسل جدید است. تربیت اخلاقی، فرایند درونی کردن اخلاق درنسل جدید است»[۵۵].

 

دلیل پیروی از یک دستور اخلاقی، صرف اجبار و تکلیف موجود در آن نیست، بلکه این فهم و ادراک درونی است که آن دستور اخلاقی را به یک عمل تبدیل می‌کند. چنان که مشهود است، دورکیم روند عملی شدن امر اخلاقی را در جامعه، تکلیف و اجبار نمی داند بلکه آن را به تربیت و تعلیم مربوط می‌سازد. تربیت جامعه برای تمکین به دستورات اخلاقی و رنگ اخلاقی دادن به رفتارها اقدامی است که در جهت به انجام رساندن تکلیف است و چه بسا این دستور عملی نشود. اما آموزش و تعلیم این دستور، مقدمات عملی شدن امر اخلاقی را فراهم می‌سازد. بعبارتی دانستن و اطلاع یافتن از یک خیر اخلاقی و دوری از رفتار غیر اخلاقی کافی نیست. بلکه باید نهادینه شود و مخاطب عمل اخلاقی، آن را به ‌عنوان یک رفتار و الگوی مناسب بپذیرد. دورکیم اطلاع دادن و به آگاهی رساندن مسایل اخلاقی را ضامن اخلاقی شدن جامعه نمی داند بلکه این تضمین را در آموزش و فهماندن آن، که موجب نهادینه شدن رفتار می شود، می‌داند. آموزش باید چیزی بیش از القاء باشد. عامل عمل اخلاقی بیش از دانستن به معنای اطلاع داشتن از یک دستور اخلاقی، به ‌عنوان مثال وفاداری، باید بداند چرا آن عمل اخلاقی خوب است، تعالی این عمل اخلاقی و چرایی این تکلیف را بداند. باید بداند به چه حقی از او تکلیف مطالبه می شود. باید بتواند تکلیف اخلاقی و چرایی خوب و بد آن را از خرافات و یا دستورات عرفی که در جریان جامعه رواج یافته و موجب رام کردن و بهره برداری از افراد می شود را باز شناسد. در نتیجه از نظر اوامر اخلاقی، باید به خوبی مفاهمه شود تا به عمل در آید و در جریان این تفهیم و آموزش است که ویژگی اقتدار خود را می‌یابد.

“

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 399
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده یابان پویا - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 آنالیز رقبا سایت
 سگ شیانلو
 بازاریابی رشد سایت
 پایان دادن رابطه
 سازگاری سایت موبایل
 عاشق شدن مردان مغرور
 نگهداری طوطی کانور
 درآمد فروش فایل
 فروش محتوای آموزشی
 نشانه عشق مردان
 سگ شپرد استرالیایی
 انتخاب باکس سگ
 احساس پایان رابطه
 خرخر گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه گوگل
 مدفوع سگ نشانه‌ها
 درآمد نوشتن مقاله
 درآمد فریلنسینگ
 تکنیک‌های لینک‌سازی
 پرهیز از سرزنش رابطه
 ترس از تعهد
 سرپرستی سگ تهران
 درآمد مشاوره کسب‌وکار
 شکست تدریس آنلاین
 فروش محصولات آموزشی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • راهنمای نگارش مقاله در مورد اهمّیّت بازتاب قَداسَت فال و استخاره درادبیّات منظوم- ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع اثر تیمول، نایسین و اسید لاکتیک بر روی لیستریا ...
  • پژوهش های پیشین با موضوع ارائه یک مدل نوآورانه جهت ارزیابی نوآوری دانشگاه ها ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره نقش قوانین کیفری ایران در جرم زایی
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره پیش بینی-مشکلات-رفتاری ـ- عاطفی-در-کودکان-کم توان-ذهنی-بر-اساس-همدلی-مادران شان- فایل ۲۴
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : بررسی وضعیت کیفیت ارائه خدمات درشعب مختلف بانک اقتصاد ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی-روش های-حذف-سیگنال های-تداخلی-در-کانال-مراقبت-در-رادارهای-پسیو-مبتنی-بر-سیگنال-DVB-T- فایل ۷
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع ارائه مدلی برای شناسایی فعالیت های قابل واگذاری و ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره بررسی مقایسه‌ ای عملکرد مدل شبکه عصبی با مدل‌ ...
  • دانلود منابع پایان نامه درباره تولید پروتئین تک یاخته از تفاله نیشکر در ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان